Une page d'amour

Une page d'amour

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Une Page d'Amour - 1980 dvdrip
Komentář od Francofilms
FrancoFilms :ترجمه از گروه تلگرامی ✔ مترجم: علی کلان ✔ به سفارش: آقای شهرام اشرف ابیانه

Tagy

dvd
professional_translation
Zveřejněno: 2025-03-22
Stažení: 47
Pro sluchově postižené: No
FPS: 25

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫در: ‫بر اساس رمانی از:

‫اقتباس و دیالوگها: ‫اِلی شوراکی ‫نیکو پاپاتاکیس

‫ ‫FRANCOFILMS@

‫ترجمه و زیرنویس: ‫علی کلان

:به سفارش شهرام اشرف ابیانه

‫ژان!

‫ژان!

‫ژان!

‫ژان...

‫ژان، چت شده؟

‫ژان!

‫ژان!

‫یه چیزی بگو، چته آخه؟

‫سردته؟

‫کجات درد میکنه ژان؟

‫بگو ببینم کجات درد میکنه؟

‫یه چیزی بگو!

‫سرت درد میکنه؟

‫ژان، رزالی!

‫ژان، یه چیزی بگو، جواب بده، جواب بده!

‫خواهش میکنم، جواب بده!

‫رزالی!

‫رزالی!

‫رزالی، ژان دیگه نفس نمیکشه، نمیدونم چش شده.

‫پیشش بمون، من برم دکتر بیارم.

‫پیشش بمون.

‫زود باش، دیگه نفس نمیکشه.

‫خانم!

‫خانم، صبر کنید، این چراغ رو ببرید!

‫نه، تو پیشش بمون!

‫نویسنده و کارگردان: ‫

‫دلم نمیخواد اینجا بذارمش، نفس کم میاره.

‫یه اتاق دیگه ندارید، بزرگتر باشه؟

‫چرا، اتاق خودم رو دارم.

‫کمکم کنید.

‫دکتر، بیا اینجا!

‫ژان!

‫ژان!

‫- شونه‌اش رو بگیر. ‫- ژان!

‫دستش رو هم بگیر.

‫دستش رو بگیر.

‫وگرنه بهتون آسیب میزنه.

‫محکم نگهش دار.

‫چند سالشه؟

‫یازده سال و نیم.

‫تا حالا تشنج کرده بود؟

‫نه، اصلا.

‫اولین باره.

‫آره، آره.

‫بعضی وقتها سرگیجه داره، ولی چیز مهمی نیست.

‫از کی سرگیجه داره؟

‫از یه سال پیش، از وقتی پدرش فوت کرد.

‫میترسه.

‫هیچوقت نمیخواد تنها بمونه.

‫خیلی وقتا میاد پیش من میخوابه.

‫تو خونواده‌تون سابقه بیماری عصبی داشتید؟

‫بله.

‫شوهرتون؟

‫آره.

‫محکم بگیرش.

‫بیا کمک کن.

‫زود باش دیگه.

‫سفت بگیرش.

‫تموم شد، الان دیگه خوب میشه.

‫واقعا تموم شد؟

‫آره، آره، واقعا.

‫ببرش.

‫شاید باز هم حمله بهش دست بده، ولی نگران نباشید.

‫خیلی خفیف تر خواهند بود.

‫خیلی خوشگله.

‫کی معالجش میکنه؟

‫دکتر " بودَن " .

‫دکتر خوبیه، فردا میبینمش.

‫میشه پنجره رو ببندم؟

‫نه، ممنون، الان باید بخوابه.

‫منم دیگه میرم، دیگه چیزی برای ترسیدن نیست.

‫دیگه نباید پیشش بمونیم، ها؟

‫میترسم اگه یه حمله دیگه بهش دست بده.

‫چرا، چرا، البته.

‫اشکالی نداره.

‫شاید بازم اینجوری بشه

‫تا وقت بلوغ، ولی بعدش دیگه تموم میشه.

‫پدرش هم اینجوری میشد؟

‫بله.

‫خودت چی؟

‫من که هیچوقت مریض نمیشم.

ممنونم.

‫کیه؟

‫ژان، حالت خوبه؟

‫حالت دیگه بد نیست؟

‫کیه؟

‫یه دوسته.

‫اومده تو رو معالجه کنه. ‫تو مریض شدی، میدونی.

‫ممنون.

‫اگه...

‫اگه یه ذره هم درد داشت، حتما بهم خبر بدید.

‫هیس، ساکت شو.

‫کیه؟

‫ژان!

‫ترسوندمت.

‫نه جانم، ولی... پا برهنه اومدی، بیا اینجا.

‫یخ کردن.

‫میدونی که هنوز مریضی، نه؟

‫آره، میدونم.

‫ولی میخوام زودتر خوب شم.

‫بعدش با هم میریم بیرون.

‫من حتی اسم اونها رو هم بلد نیستم.

‫چرا اینو میگی؟

‫چون میبینم، به خاطر من ناراحتی.

‫هیچوقت نمیری بیرون.

‫بخند.

‫چجوری بخندم؟

‫بخند، میخوام قشنگیت رو ببینم.

‫چجوری، اینجوری؟

‫آره، بخند.

‫ولی چجوری؟

‫زود باش، بخند.

‫بخند.

‫عجب خنگی هستی.

‫نمیخوری؟

‫نه.

‫چرا، بفرما کمی بخور.

‫بهت میگم نه.

‫بگیر.

‫چرا، بخور.

‫باید بخوری.

‫بهت میگم نه!

‫بگیر.

‫همین قدر کافیه.

‫بگیر.

‫شامش رو خورد، من پیشش میمونم.

‫خوب خوابیده؟

‫آره، آره، خیلی خوب.

‫امروز صبح، ساعت 5 بیدار شدم.

‫تمام شب کابوس دیدم.

‫انگار یه چیزی رو حس میکردم.

‫باید بهم خبر میدادید.

‫رزالی رو میفرستید پیشم.

‫تو یه شب اتفاق افتاد. ‫نمیخواستم نگرانتون کنم.

‫مطمئنید دیگه تموم شده؟

‫آره دیگه، دکتر " دو برل " بهم گفت.

‫ولی دو برل که اونو نمیشناسه.

‫باید دکتر بودَن میومد اینجا.

‫بودن پدرش رو معالجه میکرد.

‫اونو دوست داره.

‫میدونه ژان چقدر حساس و شکننده‌اس.

‫آروم‌تر.

‫ژان رو بیدار میکنی.

‫بعدشم، هِلن راست میگه. ‫بودن هیچی حالیش نیست.

‫ببخشید، من میرم ببینمش.

‫وقتی بهش خبر دادم خیلی بهم ریخت.

‫بعضی وقتا ازش میترسم.

‫میدونید دو برل کیه؟

‫آره، یه دکتر.

‫آره، احتمالا.

‫یکی از مشهورترین دکترای ماست.

‫استاد آکادمیه، عضو موسسه‌اس، استاد تمامه.

‫پس...

‫اگه اون فکر میکنه ژان بهتر میشه، دیگه نگران نیستم.

‫تا حالا ندیده بودیش.

‫نه.

‫واقعا؟

‫آره، واقعا.

‫باید ازش تشکر کنیم.

‫خواهرت پائولین بازم اصرار کرد با من بیاد وودویل.

‫منم قبول نکردم.

‫چرا؟

‫نه، ژولیت، اون نمایش خیلی شهوانی و هوس انگیزه.

‫ممکنه باعث بشه اونها هم تحریک بشن.

‫آه، نخند دیگه.

‫اعتراف میکنم، برای من دیدن یه زن تقریبا لخت روی صحنه یکم عجیبه.

‫بیا بغلم.

‫این اولین باره که ازت خوشم میاد.

‫این راهش نیست.

‫چرا راهش نیست.

‫این اولین باره که اینو میشنوم.

‫انقدر اذیت نکن.

‫اذیت نمیکنه.

‫من اینجا میمونم.

‫مالینیون ما رو راحت نمیذاره.

‫اون بیشتر با ژولیته تا با من.

‫همه دارن درباره عروسی ما حرف میزنن،

‫همه بهم تبریک میگن، ولی در ‫واقع، اون هنوز ازم چیزی نپرسیده.

‫یه چیز دیگه تو سرشه.

‫به هر حال، من که عمرا قدم اول رو بردارم.

‫عمرا.

‫میگن یه چیزی میخوره که این اثر رو ایجاد کنه،

‫ ولی دروغه، این یه دید اجتناب ناپذیره.

‫بهم گفتن یه نمایش...

‫سختیه.

‫سخت، ولی من سه بار اون نمایش رو دیدم.

‫بازی نوئمی کوچولو فوق العاده‌اس.

‫اسم اون لوسین هست.

‫این ژان هست.

‫سلام آقا.

‫سلام.

‫خانم گرانژان اینجا نیستن، من دکترم.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left