Informace o verzi

Bleach Sennen Kessen-hen - Ketsubetsu-tan - 12 [AioFilm click]
Bleach Thousand-Year Blood War - 25 [1080p HEVC x265 10Bit][AAC][ASW]
Bleach - Sennen Kessen-hen - 25 [1080p][HEVC x265 10bit][Multi-Subs][weekly][DKB]
Bleach: Thousand-Year Blood War - 25 [1080p][HEVC 10bit x265]-[Anime Time]
Bleach-Sennen-Kessen-hen-S02E12
Bleach Thousand Year Blood War 2nd Cour 12
Bleach Sennen Kessen hen S02E12
Bleach Sennen Kessen hen S02E12
Bleach: Thousand-Year Blood War - Ketsubetsu-tan - S17E25-AioFilm
Bleach-Thousand-Year-Blood-War - Ketsubetsu-tan - S17E25-aiofilm
Komentář od AioFilm
🔷 AcknoV

Tagy

TS
1080
x265
HEVC
Zveřejněno: 2023-09-30
Stažení: 7
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 180 řádků.

AcknoV & Dead Son

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫خواهر... ‫صبر کن...

‫خواهر...!

‫ها؟ چی؟ ‫اونجا چی داری برای خودت می‌کشی؟

‫بعد از تهاجم - دپارتمان سابق تحقیق و توسعۀ

‫نباید تازه اون داخل مشغول آمادگی‌ها باشی؟

‫چی داری می‌گی؟

‫تا منتظر شما بودم داشتم آماده‌سازی می‌کردم.

‫اون گربۀ پیر چی؟ ‫اون کجاس؟

‫یوروایچی-سان جلوتر از ما رفت بالا.

‫شنیدمت!

‫بهش می‌گم این احمقه تا گفتم

‫- «گربۀ پیر» منظورمو فهمید. ‫- خب دیگه، بهتره که بیاین داخل...

‫واستا بینم.

‫چرا گذاشتی از ما جلوتر برن؟

‫فکر می‌کردم برنامه اینه که صبر کنین بیایم

‫تا همه با هم بتونیم بریم.

‫وضعیت تغییر کرده.

‫تغییر کرده که چی؟

‫اگه حالا که تنها فرستادیشون مردن چه غلطی می‌کنی؟

‫به نفعته که برای این ایچیگو و یوروایچی رو ‫تنها نفرستاده باشی که

‫حتی اگه بمیرن هم به خاطر اینکه ‫دشمنو نگه داشتن راضی باشی.

‫ها!؟

‫یعنی خواهرم دیگه رفت!؟

‫نگو...

‫بالاخره بعد این همه وقت ‫یه خبری ازش به گوشم رسید...

‫و این همه دردسر کشیدم تا این چیزا رو براش بیارم

‫که شاید به دردش بخوره...

‫ببخشید...

‫اما برای منفعت سیریتی باید جلوتر می‌فرستادمش.

‫لطفا درکم کن.

‫23امین رئیس خاندان شیهوین ‫یوشیرو شیهوین

‫بله...

‫مطمئنم که چیزهایی که اوردی...

‫به درد خواهرت خواهد خورد.

‫بفرما داخل.

‫حالا یادم اومد.

‫اون «برای منفعت سیریتی» که می‌گی...

‫ازش متنفرم.

:مترجمان

AcknoV & Dead Son

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

اوه عزیزم، حتی نمیدونم قلبم کجا رفته

و رویایی که داشتم رو فراموش کردم

بزرگ شدن یعنی حفظ ظاهر و بلوف زدن؟

بگو چی روی آینه ی زنگاری دیدی؟

تصویرت داره محو میشه

من تغییر کردم و تو ترکم کردی

تا میتونم با صدای بلند داد میزنم اونقدر که شب رو بشکافه

،سینه ام میسوزه ترس ناگهانی فرا گرفتتم

اگه نتونم دوباره اینطوری بخندم اشکالی نداره

...ناراحتی، زخم هام، همه چی میخوام همه شون باهام بمونن

اوه عزیزم نمیتونی منو از این حال و هوا دربیاری

حالا مثل ستاره ی آرزوها دارم می سوزم

اوه عزیزم نمی تونی حس و حالمو از بین ببری

حالا دیگه دارم مثل یه ستاره آرزو !می سوزم

بلیچ: جنگ خونین هزارساله

‫از سر راهم برو کنار، ایچیبه هیوسوبه.

‫چندین بار بهت تذکر دادم،

‫اما هنوز راحت اسمم رو به زبون می‌آری.

‫اگه صدات دیگه درنیومد تقصیر خودته.

‫چه شاه بدی که اینجوری فرار کرد رفت نه؟

‫حالا که اینطوریه اول جانشینشو می‌کشم.

‫کدومتون جانشینش بود؟

‫از اینجا...

‫تا اینجا!

‫توی این منطقه شکستت می‌دم!

‫چقدر دور.

‫سه قدم مونده به اون می‌میری، ایچیبه هیوسوبه.

‫"مهر"

‫"مهر" ‫مگه نگفتمت...

‫اینقدر راحت اسممو نگو.

‫سنری سوتنشو.

‫هر چیزی که بهش بخوره رو ‫بی قید و شرط 1000 ری پرت می‌کنه.

‫دیدی؟ ‫گفتمت دیگه.

‫اگه صدات دیگه درنیومد تقصیر خودته.

‫1000 ری دیگه هم برگرد...

‫و به اعمالت فکر کن.

‫من به خودم یک صدای جدید می‌دم!

‫زانکت بوگن.

‫به خودت تیر زدی تا خودت رو برگردونی اینجا.

‫ای بابا...

‫وقتی که می‌گمت اسمم رو نگو، می‌گی.

‫برای تنبیهت می‌زنمت اونور، اما برمی‌گردی.

‫پیر شدی اما هنوز تخم سگی.

‫اگه به حرفم گوش نمی‌دی چارۀ دیگه‌ای ندارم...

‫باید بکشمت.

‫تا وقتی که آماده بشین صبر می‌کنم.

‫به‌هرحال فرقی نمی‌کنه.

‫به زودی از خوشبختیت،

‫که با اعلی حضرت نجنگیدی پشیمون می‌شی.

‫نمی‌دونم از چه قدرتی استفاده کردی،

‫اما شکم من به این راحتی نابود نمی‌شه!

‫منم دارم می‌آم!

‫بخورش!

‫آب معرکه‌ایه.

‫مطمئنی فقط یه دوش ‫می‌خوای بگیری و هدر بدیش؟

‫بعد از اینکه شکستت دادم بهش فکر می‌کنم.

‫بعد از یه حمام سرباز، نوبت حمام آفتابه!

‫کینپیکا!

‫بالاخره بعد از چندین سال برگشتم روی استیج،

‫ولی همه طعمه‌ام رو ازم گرفتن، یو.

‫یوها هم که اون بالاس.

‫هنوزه...

‫این زخم‌ها به اندازۀ کافی مرگبار نبودن...

‫چی شد...؟

‫اعلی حضرت من رو انتخاب کرد ‫چون که نمی‌میرم...

‫توانایی خفت‌باریه نه؟

‫ازش بدم می‌آد.

‫هروقت که به این توانایی فکر می‌کنم... ‫حس مرگباری بهم دست می‌ده.

‫شریفت من "D" هست.

‫قدرتم مرگبار هست.

‫می‌تونم دوز مرگبار هر مادۀ مد نظری رو

‫دقیق محاسبه بکنم

‫و اون مقدار رو هرچقدر می‌خوام تنظیم کنم.

‫چی؟

‫فهمیدنش سخته نه؟

‫منم اولش نفهمیدم.

‫ولی مشکلی نداره.

‫لازم نیست بفهمی.

‫چه فایده داره وقتی قراره به زودی بمیری.

‫در حال حاضر

‫دارم مقدار مرگبار خون ‫توی بدنت رو کاهش می‌دم.

‫خونی که بدنت رو به حرکت درمیاره،

‫هرچقدر بیشتر توی بدنت جریان داشته باشه،

‫به مرگ نزدیک‌تر می‌کنتت.

‫دردناکه نه؟ ‫اما کاریش نمی‌تونی بکنی.

‫یه حس مرگباره.

‫می‌فهممت...

‫من هم همین حسو دارم.

‫سخته که وقتی شکم داره می‌دزدتش،

‫ریشی رو جمع‌آوری و متمرکز کنی.

‫لیشت ریگن.

‫چه لطیف...

‫مثل باران بهاریه.

‫بدو، تو هم بجنگ!

‫وگرنه اون سپر عزیز دلت رو می‌شکنم!

‫فکر کردی می‌تونی بشکنیش؟

‫نیازی به جواب دادن نیست!

‫جلوشو گرفت؟

‫شوخی کردم!

‫انگار دیگه تحمل نداری.

‫منو دست کم گرفتی نه؟

‫لحن صحبت و رفتارم،

‫حس یه زیردستو می‌ده.

‫اما می‌دونی، مشکلی باهاش ندارم.

‫قبلا خیلی اذیتم می‌کرد.

‫اما حالا دیگه

‫به خودم می‌گم از نقاط قوتمه.

‫به نظر بدبین می‌آم؟

‫این هم یکی دیگه از مشکلات مرگبارمه.

‫ممنون... بابت توضیحت.

‫کم کردن مقدار مرگبار خون

‫یعنی اگه خون زیادی تو بدنم داشته باشم ‫می‌میرم دیگه نه؟

‫در این صورت،

‫کافیه اینقدر خون تخلیه کنم که به زیر ‫مقدار مرگبارش برسه.

‫بی‌ملاحظگی هم حدی داره...

‫ولی اونقدر ساده نیست.

‫با این ظاهرت حدودا 60 کیلویی نه؟

‫چه حدس خوبی. ‫مثل یه دکتری.

‫62 کیلوام، یو.

‫حجم تقریبی خون به ازای هر کیلوگرم ‫65/7 میلی‌لیتره.

‫با 62 کیلو، یه ذره بیشتر از 4 لیتر می‌شه.

‫اگه نصفش رو، یعنی 2 لیتر، از دست بدی،

‫از کم‌خونی می‌میری.

‫و دوز مرگبار خونت الآن حدودا 1/6 لیتره.

‫یعنی اگه از کم خونی نمیری،

‫خونت می‌کشتت.

‫الآن دیگه داره کم‌کم برات سخت می‌شه

‫که بفهمی وایسادی یا داری می‌افتی.

‫که اینطور...

‫چه سخت شد. ‫حالا چیکار کنم؟

‫ها...؟

‫تنجیرو؟

‫تعجب کردی؟

چشمه آب گرم تنجیرو فشار خون و روح رو از بین میبره

ولی اون که صرفاً آب سفیده

آب قرمز خون از دست رفته رو با خون تازه جایگزین میکنه

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left