Prvních 141 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
«خطاب به تمامی دانشآموزان
اخیرا رشته حملاتی علیه دانشآموزان ما و نگهبانان آنان صورت گرفته است.
علاوه بر آن، بسیاری دچار عارضه در نتیجه کمبود غیرقابل توضیح قوای جادویی شدهاند.
ما درحال انجام تحقیقات بر روی عوامل
پشت هر حادثه و ارتباط احتمالی آنها با یکدیگر هستیم.
در همین حین، ما به نتیجه رسیدیم که کالج در معرض خطر بزرگیست،
لذا برای امنیت دانشآموزان و کارمندان، ما از این رو
مجموعه کالج را، چه فیزیکی و چه جادویی قرنطینه خواهیم کرد، تا زمانی که مشکل مربوطه حل شود.»
چیسه الآن لندنه دیگه، نه؟
آخ!
هی!
این دیگه چیه؟!
Nekoyeet :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
واقعا داری از مدرسه انصراف میدی؟
هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد. 1
اگه مادربزرگ بگن، آره.
ولی...
من هیچوقتم قرار نبود اینجا توی کالج باشم.
خانواده سارجنت اونقدر به کالج اهمیت نمیدن.
ولی ماردبزرگت گفت که
فیلوملا اینجاست چون خانواده ریکنبکر خواستن.
ریکنبکر خانوادهایه که ورونیکا ازش میآد، نه؟
مشکلی نیست.
لازم نیست بهمون بگی اگه نمیخوای.
معلومه که داره رو دوشت سنگینی میکنه.
راست میگه.
اونقدرم حرف زدنش خوب نیست بههرحال.
جدی، چرا اینقدر بهش سخت میگیری؟
چرا تو اینقدر باهاش مهربونی؟
ترجیح میدم بهت نگم، ریان.
چی--
این اتفاق نادره.
خانواده سارجنت برای مدت زیادیه به خانواده ریکنبکر خدمت میکنه.
منم به رونیکا-ساما از زمانی که کوچیک بودم خدمت میکردم.
واسه همین باهاش به کالج اومدم.
و-ولی خب، اینکه میگی «خدمت»، منظورت اینه که اربابته، درسته؟
چرا یهویی داری میری وقتی اربابت بهت دستور داده که اینجا باشی؟
نمیدونم که چرا بهم گفته شده که بیام.
همونطوریم هست که مادربزرگ میگه.
درهرصورت، هیچکاری رو نمیتونم درست انجام بدم.
فیلوملا-ساما.
دنبالتون میگشتم.
آلکیون.
این همون یاروئه.
عیبی نداره.
اون درواقع ناظر منه.
من یه پری مصنوعی هستم که برای خدمت به خانواده سارجنت و درنتیجه فیلوملا-ساما ساخته شدم.
یه پری مصنوعی؟
به موجود بدون بدن که برای خادم بودن اربابش ساخته شده.
پریا میتونن مصنوعی درست بشن؟
قائدتا باید جادوگری سطح خیلی بالا باشه.
درسته.
کسی که منو ساخت جادوگر ماهری بوده.
یهجورایی منو یاد الیاس میندازه.
ولی واسه چی اینجائه؟
اینجایی که برگردونیش خونه؟
من داخل گیر افتادم.
گیر افتادی؟
داخل.
کالج هم از لحاظ فیزیکی و جادویی قرنطینه شده.
بهخاطر اینکه واسه یه سری کار پیشپاافتاده بهم شکل داده شده، نمیتونم بیرون برم.
بنابراین، واسه یه مدتی مزاحمتون میشم.
بله؟
صبح بهخیر.
صبح بهخیر، اینزورث-سان!
میتونی بلند بشی؟
بله، ممنون.
خیلی بهترم.
کالج قرنطینه شده .
قرنطینه؟
الآن میدونیم که مهاجم بیرونه؟
اون سوالیه که فکر کنم همه این کارا قراره جواب بدن.
که اینطور.
ممنون.
تا اینجا اومدی بهم سر بزنی، نه؟
چه دوست خوبی پیدا کردم.
هن؟
من اونقدر درباره دوستا نمیدونم،
ولی میتونی به کسی که به دیگران موقعی که مریضن سر میزنه همچین چیزی بگی؟
اینکه نگران کسی باشی، بهشون اهمیت بدی،
این که بدون دلیل خاصی بهشون فکر کنی...
فکر کنم همینا بس باشه واسه اینکه به یه نفر بگی دوست.
اگه از من بدت میاومد، از زجر کشیدن من خوشحال میبودی.
که اینطور.
در اون صورت، من شاید چندتا دوست داشته باشم، که شامل تو میشه.
حدودا دوتا دیگه.
چه خوب.
نه، سه؟
چهار؟
پس اونا فقط آشنا نبودن.
این دوست جدید من خیلی جالبه.
الآن میتونیم اتاقو ترک کنیم.
باشه.
خوبه.
صبح بهخیر.
شنیدی؟
واسه ساعت اول باید با لباس ورزشی تو حیاط جمع بشیم.
محل کلاس من.
این قرنطینهها دیگه چه صیغهاین؟
چرا باید اول صبحی اولین چیزی که باهاش سر و کله بزنیم این باشه؟
ظاهرا باید توی زمین ورزش جمع بشیم.
کالج بسته شده؟ خدایی؟
کی میخوان بذارن بریم بیرون؟
ق-قطعا تا کریسمس، شرط میبیندم.
دو ماه تا اون موقع مونده.
واقعا وقتی که اینجا گیر اتفادیم امنیم؟
کی میدونه؟
دیشب خوب نخوابیدم.
خیلی چیزا داشتم که بهش فکر کنم.
بیخوابی؟
نه.
خوبم.
باشه.
لوسی بهطرز عجیبی سرحال بهنظر میآد.
لوسی! تو برگشتی!
عالیه!
آره.
حتی آنتن هم ندارم!
لاگین بونسم!
برنامه کلاسی هم بهخاطرقرنطینه داره تغییر میکنه، نه؟
دوست دارم بدونم دارن چهکار میکنن.
همه درباره قرنطینه دارن حرف میزنن.
ظاهرا قرنطینهها گه و گاهی اتفاق میافتن.
واقعا؟
کالج چندتا دشمن داره.
یه عالمه ابزار و مستندات مهم تو خودش جا داده.
هرکسی که سحر یا جادوگری داره میتونسته خارج بشه.
چرا اونا کتاب جادویی رو دزدیدن؟
میخوان با قدرت جادوییای که دزدیدن چهکار کنن؟
یه قرنطینه. عاشقشم.
فکر کنم یه فرصت جالب باشه، بهشخصه.
زاکرونی.
چرا اینجایی؟
توی قرنطینه ملتو پیدا کنم که بهشون کمک کنم.
بهتره دست از اون نگاه شرورانه مرگبار برداری.
زاکرونی!
اینقدر واسه خودت ول نکن برو.
واهامن-سنسهست.
No comments yet. Be the first to leave one.