Prvních 200 řádků.
."لئوناردو"
اون با صداي مادرم .حرف ميزنه
کتابو از مردم من .دور نکن
.اونجا کتابي نبود
"دوک فدريکو" .فلورانس" رو محاصره کرده"
شايد هم .زمان حمله رسيده باشه
."لورنزو دي مديچي"
چه فرصت با ارزشي براي .بحث در مورد تسليم شدنت
.اون مادر خودت بود
اين جاييه که ايمان .منو بهش رسوند
چه کار شخصي ...پسر سلطان ميتونه
با معشوقه با ارزش... لورنزو مديچي" داشته باشه؟"
خانم "دوناتي"؟
!داري شوخي ميکني تو به اينجا با انتظار صلح اومدي؟
شر اين کثافت .رو از خونه من کم کنيد
.بزودي حقيقتو ميفهميم
.بدون اينکه بهتون دست بزنيم
...چطوري اون دستگاه ميتونه بدون
دانش "کتاب برگها" ساخته بشه؟...
!لئو"، اين يه معجزست" - .خيلي مونده جستجو به آخر برسه -
اهريمن "داوينچي" فصل دو قسمت نه "دشمنان انسان" تقديم به دوستدارن لئوناردو
،اونطور که بخاطر ميارم
مکانيزم اون .آسيب خيلي کمي ديده بود
استعدادت براي ...فاجعه سازي
.واقعا تاثيرگذاره...
.من چيزي رو فاجعه نميکنم
،براي اينکه تعميرش کنم
بايد قطعه هاشو از هم باز ميکردم .که عملکرد داخلي شو بررسي کنم
بدون دسترسي ...به ابزار درست
.دوباره راش ميندازم
.احتمالا
اما عاقلانه تر اينه که ...اين جستجوي مرگبارو ول کني
.و برگردي به سر کارهاي هنريت...
.مثل استادم حرف زدي
."برگرد پيش اون، "داوينچي
.همونطور که من به مال خودم برميگردم
ميخواي به رم برگردي؟
...بدون کليسا، من
.خوب، هيچي نيستم
.خودمو کاملا به مرحمت پاپ ميسپرم
...متوجه که هستي
ممکنه "سيکستوس" هيچ رحمي بهت نشون نده؟
شايد اين چيزي باشه که سزاوارش هستم .براي اينکه دنبال بت هاي دروغين رفتم
!خشکي
متحد بودن با تو به طور عجيبي .احساس متمدن بودن بهم داد
خب، ممکنه که از اين سفر با هم .جون سالم بدر برده باشيم
،اما توي چند لحظه
هر نوع اتحادي که بين ما پيش اومد .به آخر ميرسه
اهل کجايي؟
."فلورانس"
چه کسي تو رو به اينجا فرستاد؟
.پاپ
اسمت چيه؟
."لوکرشيا دوناتي"
اهل کجايي؟
."فلورانس"
چه کسي تو رو به اينجا فرستاد؟- .پاپ -
اسمت چيه؟ - ."لوکريشيا دوناتي" -
اهل کجايي؟ - ."فلورانس" -
چه کسي تو رو به اينجا فرستاد؟ - .پاپ -
اسمت چيه؟ - ..."لوکريشيا" -
اهل کجايي؟ - ."فلورانس" -
چه کسي تو رو به اينجا فرستاد؟ - .پاپ -
اسمت چيه؟ - ..."لوکريشيا" -
اهل کجايي؟ - چه کسي تو رو به اينجا فرستاد؟ -
اسمت چيه؟
چه فرقي ميکنه؟
هر روز پشت سر هم، ازم ،همين سه سوالو ميکني
- دوباره و دوباره .اين جنون آميزه
اهل کجايي؟
."فلورانس" - چه کسي تو رو به اينجا فرستاد؟ -
...."پاپ "سيکستوس ...اسقف رم
.پدر مقدس کليساي مسيحي
پدر مقدس يک .دعوت براي مذاکره فرستاد
،همانطور که قبلا بهتون گفتم
.پدرم فقط دنبال صلحه
اونو به کجا فرستادي؟ چه اتفاقي داره ميافته؟
خانم "دوناتي"؟
من به اين نتيجه رسيدم که شما بالاخره .حقيقت خودتون رو به ما نشون داديد
به نظر مياد فکر ميکني اين .زن برده يه پيشگوئه
اما اون فقط از من ...سوالات تکراري کرد
منهم بهش فقط... .همون جوابها رو دادم
.همينجاست که اشتباه ميکني
با هر پاسخ، يک زنداني .کمي تغيير در پاسخ هاش ايجاد ميشه
،تغيير يک کلمه اينجا يا اونجا .يک ترديد در اسم يک شخص
چي کشف کردي؟
.دو پاپ وجود داره
،يکيشون مخفي مونده .که اون پدر اينه
.اون به دنبال صلح نيست
.اون به دنبال جنگه
آه، "فلورانس"، با پر شدن !از کثافت و گناه رنجور شدي
!بدجوري دلم برات تنگ شده بود
منع عبور و مرور شروع شده؟
.نبايد باشه
.لامپ هاي برج "گيوتو" تاريک هستن
.يه چيزايي درست نيست - .دقيقا! چون من هنوز مست نشدم -
.چيزيکه من و تو با هم موافقيم
،زود باش، نقاش .اولين مشروبا مهمون من
!بالاخره اونروز از راه رسيد
...وقتي نقشه هامو تموم کنم
،گوش کن!.. نقشه هاي دنياي جديد
"دوست اهل "پيزا"ي من "کريستوفورو .منو تبديل به يک مرد ثروتمند ميکنه
،شما دوتا بدون من ادامه بديد .يه نفر هست که بايد ببينمش
.عاليه
،به هر شکلي که شده
ميدونستم که سرنوشت .تو رو به خونه مياره
.استاد
.خيلي از ديدنتون خوشحالم
.منم همينطور، پسر من
اين فوق العاده'ست .که هر دوي شما هنوز زنده ايد
.يه چيزي دارم که ميخوام نشونت بدم - ..."قبل از اينکارت، "لئو -
ميدونم که تو هميشه معتقد بودي ...جستجوي من احمقانه'ست، اما
.من به کمک تو نياز دارم...
حالا، ما اينو تو .شهر از سنگ ساخته شده پيدا کرديم
...خدايا اين چيه
.اين يه سر بي پرواست
.اين امکان نداره
.اين فقط يه افسانه'ست - .نه، خيلي هم واقعيه -
اين دستگاه، روش کارش .طوري نيست که تا حالا ديده باشم
.بايد مخفيش کنيم
.آندريا"، به کمک تو احتياج دارم"
.صبر کن. يه چيزي هست که بايد بدوني
!وارد اينجا شدن
!اينجا هستن
.اين ديگه چه وضعيه
.ما دقيقا تازه برگشتيم
...پس به کاپيتان "دراگونتي" بگيد
.ميتونه آزار و اذيتشو تا فردا نگه داره
نيازي نيست. موقعيکه نبودي .اوضاع تغيير کرده، آرتيستا
.الان من کاپيتان هستم
چي شده؟ - .داشتم سعي ميکردم بهت بگم، پسرم -
.اين مکان ديگه خونه ما نيست
.اين دو نفرو به کاخ ببريد
سينيورا؟
کي با شما اينکارو کرده؟ - .من کردم -
.به خونه خوش اومدي، آرتيستا
منم فکر ميکردم مهندس مشهور جنگ .فلورانس" کي ظاهر ميشه"
اونطور که انتظار داشتم .سخت نبود
شما براي چي اينجا هستين؟ - .براي پول -
پدر مقدس به نيروهاي من مبلغ .خوبي براي گرفتن "فلورانس" پرداخت کرد
لورنزو" کجاست؟"
اون براي باطل کردن اتحاد .بين "ناپل" با "رم" رفته
تو هنوز اين داستانو باور ميکني؟
بيشتر بنظر مياد يه معشوقه .ديگه گرفته باشه
و براي امنيتش جيم شده به .فرانسه يا اسپانيا
لورنزو" هرگز" .فلورانس" رو ترک نميکنه"
،با اين حال من اينجا هستم
.روي تختش و بين تجملاتش نشستم
.شمشيرش
.با ارزش بنظر مياد - .اين شمشيرو ميشناسم -
.يکم کوچيکتر از اونيه که يادم مياد
شمشير "کوزيمو"ي پير که براي .نوه هاش به ارث گذاشت
اين چطوري به دست تو رسيده؟
من قسم خوردم که .دستوراتش رو دنبال کنم
."آزادي براي مردم"
...تماشا کن چه آزادي تو
و "لورنزو" براي... .مردمتون بدست آورديد
.جنگ هنوز تموم نشده
.لورنزو" برميگرده"
.البته که برميگرده مگه جاي ديگه اي براي دفنش هست؟
.لجاجتت داره خسته کننده ميشه
اگر خيلي ساده نقطه ...جايي رو که ذخيره طلاي
،بانکتون رو جابجا کردي نشون بدي...
...تو و خانوادت اجازه داريد
بقيه عمرتون رو... ...تو يه قطعه زمين کوچيک
.زندگي کنيد...
خوب، اون يه جاي مطمئن پشت .ديوارهاي "فلورانس" مخفي شده
.اين دروغه
ما تمام شهرو وجب به .وجب گشتيم
.اين غير ممکنه
..."اگر بهت ميگفتم که "دوک فدريکو
...در حال غارت کردن "فلورانس" عزيزته...
اونم با دستور من چي؟...
...شايد لازم باشه از کسي بپرسي
.که اطلاعات مستقيم از اين وضعيت داره...
.روح بازمانده از نيروهاي نظامي خودت
،تو پسر "بيانچي" هستي درست ميگم؟
.کوچکترين پسرش
.در حال حاضر تنها پسرش هستم
تو با شايستگي به .جمهوري خدمت کردي
.من زياد هم عقيده نيستم
،اثباتش درست روبروته ،"لورنزو"
.که تمامي "فلورانس" تحت فرماندهي ماست
...شهروندان اونجا، دختراي خودت
.همسرت
"شايد زير"فدريکو .اون بالاخره بتونه يه پسر بدنيا بياره
...اگر منو بکشي
..."قسم ميخورم، ثروت "مديچي...
براي هميشه دور از... .چنگال شما قرار ميگيره
،مرداني که از اون محافظت ميکنن ،تنها اونا و من
.از محلش خبر داريم
اونها قبل از اينکه شما حتي .به يک فلورين هم دست بزنين ميميرن
.نزول خور
تو بهتر از بت پرست ها .يا ترک ها و يا يهودي ها نيستي
اما، من حاضرم با رضايت خودم ...تمام طلاهاي "مديچي" رو به شما بدم
،اعلاحضرت
...اگر شما بتونيد امنيت
جمهوري من... .و شهروندانشو تضمين کنيد
!چه زرايي
"نيروهاي ما تمام "توسکاني .رو تحت کنترل دارن
No comments yet. Be the first to leave one.