Prvních 200 řádků.
ارائهاي از تيم ترجمهي ديباموويز
.حتماً خوشحالين که از دستش خلاص ميشين
خوشحالتر ميشيم اگه .همينجا بازداشت نگهش داريم
.شش ماه کافيه
.وقتشه تقاص جناياتش در اروپا رو پس بده
.«خانم رئيس «پيکوئري .آقاي «اسپيلمن»، قربان
.زنداني توي سلول و آمادهي جابجاييه
.ميبينم که براش کم نذاشتين
.لازم بود .فوقالعاده قدرتمنده
.سه بار مجبور شديم نگهبانش رو عوض کنيم .راحت آدمها رو متقاعد ميکنه
.براي همين زبونش رو ازش گرفتيم
!«گريندلوالد»! «گريندلوالد»! «گريندلوالد»
!«گريندلوالد»! «گريندلوالد»
جامعهي جادوگري سراسر دنيا .حسابي مديون شماست، خانم رئيس
.اونو دستکم نگيرين
آقاي «اسپيلمن»، چوبدستيش رو .توي مخفيگاهي پيدا کرديم
.«ابرناتي»
.اينو هم پيدا کرديم
!راه بيفتين
ديگه نميتوني چربزبوني کني، ها؟
.به آرمان رفيعي پيوستي، دوست من
.ميدونم. ميدونم .«ميدونم، «آنتونيو
.چقدر محتاج
« جانوران شگفتانگيز: جنايات گريندلوالد »
ترجمه: حسين غريبي @gharibi6
.«منتظرت هستن، «نيوت
.«ليتا»
تو اينجا چيکار ميکني؟
تيسيوس» فکر کرد بد نيست» .منم عضو خانوادهي وزارتخونه بشم
واقعاً از عبارت خانوادهي وزارتخونه» استفاده کرد؟»
.از اون حرفهاي برادرمه
.تيسيوس» دلخور شد که نتونستي شام بياي»
.تمام شبهايي که دعوتت کرديم
.اين چند وقت سرم شلوغ بود
.«برادرته، «نيوت .دوست داره باهات وقت بگذرونه
.منم همينطور
.«هي، تو! بپر تو، «پيک
چرا موجودات عجيب اينقدر دوستت دارن؟
،خب، موجود عجيبي نداريم .فقط آدم کوتهفکر داريم
.فقط آدم کوتهفکر داريم
«به خاطر گفتن اين حرف به «پرندرگاست چقدر مجازات شدي؟
.فکر کنم اون موقع يه ماه بود
و من يه بمب کود حيواني زير ميزش منفجر کردم تا همراهت مجازات بشم. يادته؟
...ام
.نه، راستش اينو يادم نمياد
.سلام
تيسيوس». الان داشتيم از» .دعوت «نيوت» براي شام صحبت ميکرديم
...واقعاً؟ خب
...ببين، قبل از اينکه بريم اون تو، ميخوام
.«اين پنجمين باره درخواست ميدم، «تيسيوس .روال کار رو ميدونم
.اين بار مثل دفعات قبل نيست ...اين بار
فقط سعي کن به حرفشون خوب فکر کني، باشه؟
...و اگه ميشه کمتر
مثل خودم باشم؟
.خب، ضرري نداره
.بجنب، بيا بريم
.شروع جلسهي دادرسي
شما درخواست دادي ممنوعيت سفر .به خارج از کشور برات برداشته بشه
چرا؟
.چون ميخوام به خارج از کشور سفر کنم
نامبرده در اعلام دلايل آخرين سفر خارجي خود" ".همکاري نکرده و پاسخ روشني نداده است
.سفرم براي تحقيق ميداني بود، قربان
فقط داشتم براي کتابم اطلاعاتي .دربارهي جانوران جادويي جمعآوري ميکردم
.شما نصف نيويورک رو ويران کردي
.نه، اين حرف به دو دليل واقعيت نداره
.«نيوت»
...آقاي «اسکمندر»، مشخصه که شما خسته شدين
.و راستش ما هم خسته شديم
ما ميخوام با نيت سازش .يه پيشنهاد کنيم
چه جور پيشنهادي؟
کميته به يک شرط .با لغو ممنوعيت سفرتون موافقت ميکنه
.به وزارتخونه ملحق بشي
.به طور دقيقتر، ادارهي برادرت
.نه
...به نظرم
.تيسيوس» کارآگاهه»
.به نظرم استعداد من چيز ديگهايه
...«آقاي «اسکمندر
دنياي جادوگري و غيرجادوگري .بيش از يک قرنه که در صلح هستن
.گريندلوالد» ميخواد اين صلح رو برهم بزنه»
...و براي برخي اعضاي جامعهي ما
.پيامش خيلي وسوسهکنندهست
...بسياري از اصيلزادهها معتقدن حقشونه که
نه تنها بر دنياي ما .بلکه بر دنياي غيرجادويي هم حکومت کنن
از نظر اونا «گريندلوالد» يک قهرمانه ...و «گريندلوالد» معتقده اين پسر
.وسيلهاي براي تحقق تمام اين اهدافه
ببخشيد، جوري از «کريدنس» حرف ميزنين .انگار هنوز زندهست
.«کريدنس» زنده موند، «نيوت»
.هنوز زندهست
.چند ماه پيش از نيويورک خارج شده
.يه جايي در اروپاست ...دقيقاً نميدونيم کجا، ولي
ازم ميخواين «کريدنس» رو پيدا کنم؟
و بکشمش؟
.همون «اسکمندر» سابقه
اون اينجا چيکار ميکنه؟
اومدم کاري رو قبول کنم .که تو براي انجامش زيادي دلرحمي
همين خودشه؟
.مجوز سفر رد شد
!«نيوت»
فکر کردي من خوشم مياد گريمسون» مسئول اين کار بشه؟»
ببين، نميخواد بهم بگي .«هدف وسيله رو توجيه ميکنه، «تيسيوس
!به نظرم بايد سرت رو از برف بيرون بياري
.خيلي خب، بفرما ...چه خودخواه، بيمسئوليت
ميدوني، داره زماني ميرسه .که همه بايد جبههشون رو انتخاب کنن
.حتي تو
.من اهل جبههگيري نيستم
.«نيوت». «نيوت»
.بيا اينجا
.تو رو تحت نظر دارن
...خب، آقايون
به گمونم اين يعني .کار به من سپرده شده
عزيزم؟
کي اونجاست؟
اينجا بعد از يه پاکسازي کامل .جاي مناسبي ميشه
.حالا ميخوام به سيرک بري
،يادداشتم رو به «کريدنس» بده
.سفرش رو آغاز کن
وقتي پيروز بشيم .ميليون ميليون از شهرها فرار ميکنن
.دورانشون به سر رسيده
.ما اين چيزها رو به زبون نمياريم
.ما فقط دنبال آزادي هستيم
.آزادي براي اينکه خودمون باشيم
.براي اينکه غيرجادوگرها رو نابود کنيم
.همهشون نه. همه نه
.ما که بيرحم نيستيم
.جانوران باربر هم هميشه لازم ميشن
!ونتوس
.«دامبلدور»
پشتبومهايي که تابلو نبودن همه پر بود؟
.هوم
.راستش از منظرهها لذت ميبرم
.نبيولوس
چطور پيش رفت؟
.هنوز مطمئنن که تو منو فرستادي نيويورک
بهشون گفتي من نفرستادمت؟
.بله
.عصر به خير
.با اينکه خودت منو فرستادي
تو بهم گفتي اون .«مرغ تندر قاچاقي کجاست، «دامبلدور
...ميدونستي که ميبرمش به زادگاهش
.و ميدونستي بايد از بندر مشنگها ببرمش
هميشه علاقهي خاصي .به پرندههاي جادويي بزرگ داشتم
...توي خانوادهي من افسانهاي هست
که هر دامبلدوري نياز شديد داشته باشه .يه ققنوس به کمکش مياد
.ميگن پدر پدربزرگم يکي داشت
ولي وقتي فوت کرد پرواز کرد و رفت .و ديگه هيچوقت برنگشت
...با کمال احترام، پروفسور
اصلاً باور نميکنم به اين دليل .قضيهي مرغ تندر رو بهم گفته باشي
خب، چرا منو فرستادي نيويورک؟
«چون ميدونستم «گريندلوالد .سعي ميکنه «کريدنس» رو به چنگ بياره
.چون سالها پيش، بينشي از آينده ديد
و توي اون، يک نهاني مردي رو ميکُشه .که «گريندلوالد» بيش از همه ازش ميترسه
.تو رو
فکر کردم شايد ...سلاح «گريندلوالد» رو ازش بگيري
.اونم نه با کشتن «کريدنس»، بلکه با نجاتش
.«کريدنس» توي پاريسه، «نيوت»
.ميخواد رد خانوادهي واقعيش رو پيدا کنه
حتماً شنيدي چه شايعاتي دربارهي هويت واقعيش مطرحه؟
.نه
اصيلزادهها فکر ميکنن .اون آخرين بازماندهي يه خاندان مهم فرانسويه
.بچهاي که همه فکر ميکردن گم شده
برادر «ليتا» رو ميگي؟
.اينطور شايعه شده
،ولي چه اصيلزاده باشه چه نباشه :اين رو ميدونم
...نهانه در نبود عشق رشد ميکنه
.مثل يه همزاد تاريک، يه تک دوست
اگه «کريدنس» برادر يا خواهري واقعي ...داشته باشه که بتونه جاي نهانه رو پر کنه
.هنوز ممکنه نجات پيدا کنه
کريدنس» هر جاي پاريس که باشه» ...يا در خطره
.يا خطري براي بقيهست
،شايد هنوز ندونيم که کيه .ولي بايد پيدا بشه
.و اميدوارم تو کسي باشي که پيداش ميکنه
اين چيه؟
.آدرس يکي از آشناهاي خيلي قديمي منه
يه خونهي امن در پاريس .که با انواع افسونها محافظت شده
خونهي امن؟ چرا بايد يه خونهي امن توي پاريس لازمم بشه؟
اميدوارم لازمت نشه، ولي ...اگه يه وقت اوضاع خيلي خطري شد
.خوبه که يه جايي داشته باشي
.ميدوني، براي يه فنجون چايي
.نه. نه، نه، نه
.اصلاً و ابدا
.«نه، من ممنوع الخروج هستم، «دامبلدور
اگه از کشور خارج بشم ...منو ميندازن آزکابان
.و کليد سلول رو ميندازن دور
ميدوني چرا تو رو تحسين ميکنم، «نيوت»؟ - چي؟ -
.شايد بيش از هر مردي که ميشناسم
.تو به دنبال کسب قدرت يا شهرت نيستي
فقط از خودت ميپرسي آيا يه کار به خودي خود درسته؟
.اگه درست باشه، به هر قيمتي انجامش ميدي
،«همهي اينا درست، «دامبلدور ...،ولي ببخش که ميپرسم
چرا خودت نميتوني بري؟
.من نميتونم عليه «گريندلوالد» اقدامي کنم
.بايد تو باشي
.خب، حق هم داري
منم اگه جات بودم .احتمالاً قبول نميکردم
چي؟ - .«دير وقته. شب به خير، «نيوت -
.صبر کن. نه
.اوه، دست بردار
.«امان از دست «دامبلدور
!«بانتي»
No comments yet. Be the first to leave one.