Prvních 200 řádků.
= قسمت 37=-
حالا میخوای چکار کنی؟
امروز تونستیم جلو دهنشو بگیریم
ولی امکان نداره برای همیشه بتونیم دهنشو بسته نگه داریم
همش تقصیر توئه
اگه صدام نمیکردی بیام بالا
همچین اتفاقی نمی افتاد
دو ران بذار یه چیزی رو رک بگم
تو همون کسی بودی که منو رو پشت بوم گفتی بیام
من گفتم؟
به هر حال همش تقصیر توئه
اگه در موردمون به بقیه بگه چی؟
تا کی میخوای این موضوع رو قایم کنی؟
مگه ما کار اشتباهی داریم میکنیم؟
من هنوز آمادگی شو ندارم
.دوران
بهت گفتم من همیشه کنارتم
من هرگز دست تو رو ول نمی کنم
از چی میترسی؟
.مدیر وانگ
...پس
فقط یه بار بهم بگو اوپـا
ای بابا همش که همینو میگی
اصلا دیگه هیچ وقت اینطوری صدات نمیزنم
خیلی بدجنسی
واسه چی اینقدر دلت میخواد اینطوری صدات بزنم
میشه فقط یه بار دیگه بگی اوپا
اگه من بودم اینکارو میکردم خیلی خسیسی
پس بیا فقط دستهامونو بگیریم
هنوز نزدیک شرکتیم
اشکالی نداره
اون دی ریوک و منشی کیم نیستن؟
آه خودشه هیونگ
سلام بچه ها شما اینجا چکار می کنین؟
سرآشپز یه رستوارن این نزدیکی باز کرده
...چرا این دوتا
این وقت شب با همن؟
از طرف شرکت شام تیمی داشتیم
فقط مسیرمون یه طرف بود
آهان که اینطور
پس با اجازه آقای مدیر به سلامت برید
.دوران
من میرسونمت
نه خواهش میکنم با اتوبوس یا تاکسی میرم
پس با اجازه
پدرم بهم گفته مراقب منشی کیم باشم
میرم برسونمش خونه می بینمتون
راستی هیونگ
دوران صبر کن با هم بریم
بریم
چرا برادرت اینطوری می کنه؟
فکر نمی کنی یه چیزی بین این دوتا عجیب میزنه؟
منظورت چیه؟
جانگ دایا منظورت از عجیب چیه؟
...نکنه فکر میکنی
این دوتا بینشون تفاوته؟
خب منظورم این بود که میتونست با تاکسی بره
واسه چی خودش رفت برسونش؟
منشی کیم بخاطر مادر بزرگ آسیب دید
بایدم اینکارو بکنه
اگه اون نمیرفت ما باید میرفتیم برسونیمش
حالا مگه پاش شکسته؟
تازه آتل پاشم که در آورده
ظاهرش که خوب بود
ول کن بیا بریم
چیه؟ چرا قیافه ات اینجوریه؟
واقعا خیلی ناراحت کننده است
تو واقعا آخرش منو سکته میدی
چـرااا؟
نمیدونی چـرا؟
نزدیک برادرت و زنش مچ مارو بگیرن
من که گفتم با تاکسی میرم چرا اومدی دنبالم؟
مطمئنا بهمون مشکوک میشن
مشکوک کدومه
...با خودشون فکر میکنن چون دیر وقته
رسوندمت خونه تون
اگر هم فهمیدن
...چه بهتر ما که قرار نیست
برای همیشه رابطه مونو از دیگران پنهان کنیم
خیلی زوده که مردم در مورد ما بفهمن
...همین الانشم با بسته نگه داشتن
دهن منشی هونگ مشکل داریم
اونوقت نزدیک بود برادر و زن برادرتم بفهمن
حالا چکار کنیم؟
آدمهای دیگه چطوری میتونن رازشونو نگه دارن؟
من که اصلا نمی تونم
این اصلا به تیپ من نمی خوره
- .مدیر وانگ - بـله ؟
بهتره برات برای منشی هونگ خواب نبینی
بذار برات روشن کنم
...شما باید به هر وسیله ممکنه
از فردا جلوی دهن منشی هونگ بگیری
در غیر این صورت واقعا عصبانی میشم
چقدر غرغرویی
قشنگ میتونم بگم چه آینده تاریکی دارم
چی گفتی؟ من کی غرغر کردم؟
من هنوز شروعم نکردم
اوه این آهنگ
جناب میشه لطفا صداشو زیاد کنی
به به
باورم نمیشه
آهنگُ گوش بده
این آهنک مورد علاقمه
خیلی مزه میده بعد از مدتها با هم قدم بزنیم
غذامونم هضم میشه
...هر چقدرم که فکر میکنم بازم به نظرم عجیب میاد
چی رو میگی؟
...کاملا واضحه که
یه چیزی بین دوتاس
آخه واسه چی این وقت شب با هم بودن؟
گفت شام تیمی داشتن شام تیمی
دقیقا ، شام تیمی شون تموم شده بود
پس واسه چی دوتایی با هم بودن؟
...من که فکر میکنم منشی کیم
تو فکر پاتک زدن به دی ریوکه
...راستش دخترایی مثل اون
همشون به فکر تله انداختن پسرای پولداری مثل دیی ریوکن
...اگه دی ریوک عاشقش بشه
بگه میخواد باهاش ازدواج کنه چی؟
حتی فکر کردن بهش باعث میشه مور مورم بشه
منشی کیم میشه جاریم؟
اوپا فکر نمی کنی من زیادی سریال نگاه میکنم
هی دایا مراقب حرف زدنت باش
چطوری میتونی در مورد منشی کیم اینطوری حرف بزنی؟
ازدواج برای ما دوتام خیلی سخت میشد
اگه این چیزی که میگی درست باشه
اگه در مورد خودت و منم از این شایعات میشنیدی
اونوقت چه حسی داشتی؟
چی گفتی اوپا؟
داری میگی من و منشی کیم در یک سطحیم؟
چطوری میتونی اینو بگی؟
چطوری من و منشی کیم با هم مقایشه میکنی؟
نه خب منظورم اینه که
اون دختر خوبیه که داره به مادر بزرگ کمک میکنه
...ولی تو در موردش اینطوری حرف میزنی
...داری میگی منم تو رو گول زدم
تا بخاطر پول باهات ازدواج کنم؟
...از نظر تو
من و منشی کیم با هم فرقی نداریم
کی همچین حرفی زده؟
...کی همچین چیزی گفته
که من برای ازدواج با تو هم قد و اندازت نبودم؟
منظورم نبود که کسی گفته
...منظورم اینه که این حرفهای عجیب در مورد منشی کیم
به هر حال من منظورم اون نبود
اوپا من اصلا خوابشم نمیدیدم در مورد من اینطوری فکر میکنی
هی جانگ دایا واقعا منظورم اون نبود
فقط یه چیزی از دهنم پرید ببخشید
.دا یا
من اومدم
بقیه کجان؟
اومدی دو ران؟
چرا اینقدر دیر کردی؟
نه خب تو اتاق نشیمن از زیر در سوز میاد
دیگه نمی تونستیم اونجا رو تحمل کنیم
فکر کردم اگه اونجا بمونم سرما میخورم
باشه ، همینجا بخوابین
وای خدا ممنون دوران
شام خوردی؟
امشب شام تیمی داشتیم خوردم
انگار حالش خوبه
میدونم ، الان هر چی ازش بخوایم
می تونیم ازش بگیریم
واسه چی بخاطر هیچی باید اذیت بشیم
دقیقا
شما دوتا چرا این وقت شب با همین؟
مطمئنم که مشکوک شده
امیدوارم برا خودش بزرگش نکنه
...دوران میگم چرا نذاریم
همه در مورد ما بفهمن؟
نه ، واقعا الان وقتش نیست
...اگه رئیس و خانوم بفهمن
برا چی میخواستین منو ببینین؟
اجازه بدید رک و پوست کنده بگم
...آقای کانگ شما
خواهرم نا هونگ جو رو می شناسید مگه نه؟
خانم نا هونگ جی؟
خب بله می شناسم
اما اینکه ایشون خواهر شمان
...بله هونگ جون
خواهر کوچکترمه
که اینطور
آقا کانگ
شما واسه چی اونو می بینی؟
چه هدفی از دیدن اون داری؟
متوجه منظورتون نشدم ؟
...شما از اول میدونستی
...ا خواهرم بک زن
بیوه و پولداره
و اینم میدونم که با هدف بهش نزدیک شدین
اینطور نیست؟
خانم
فکر میکنم دچار اشتباه شدید
...من اصلا خبر نداشتم
خانم نا هونگ جو خواهر شماس
...ما اتفاقی بخاطر یک حادثه کوچک
نه چندان دور با خواهر شما آشنا شدم
و من هیچی جز اسمش در موردش نمیدونم
...من با ایشون تو کلیسا نون شیرینی برا
بچه ها می پزیم اونم بخاطر اینکه پدر روحانی معرفیش کرده
No comments yet. Be the first to leave one.