Prvních 26 řádků.
قبول وجود داشت
راه هاي ديگه براي جدايي
اندک عشق باقيمانده
شايد ميتوانست کمکمان کند
در اين سکوت تلخ
تصميم گرفتم ببخشمت
خطايي که به خاطر زيادي عشق از ما سر ميزند
قبول ان دخترک درون من
همواره تو را ميخواست
تو را که همانند مادر
دورم ميگشتي و پناهم ميدادي
خوني را از تو به يغما بردم
که نبايد در ان سهمي داشته باشم
در ميان اين واژه ها و ارزوها
فرياد ميزنم
دوستت دارم
دوستت دارم
مثل يه ديوونه مثل يه سرباز
مثل يه ستاره سينما
دوستت دارم
دوستت دارم
مثل يه گرگ مثل يه پادشاه
مثل يه مرد با اينکه مرد نيستم
ميبيني اينطوري دوستت دارم
قبول به تو سپردم
تمام خنده ها و رازهايم را
No comments yet. Be the first to leave one.