Blindspot

Blindspot

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 3

Informace o verzi

Blindspot S03E02 HDTV x264-LOL
Blindspot S03E02 HDTV XviD-AFG
Blindspot S03E02 HDTV XviD-RMX
Blindspot S03E02 480p HDTV x264-mSD
Blindspot S03E02 480p HDTV x264-RMTeam
Blindspot S03E02 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Blindspot S03E02 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Blindspot S03E02 720p HDTV X264-DIMENSION
Blindspot S03E02 1080p HDTV X264-DIMENSION
Komentář od Naser_69
░▒╠►Sorrow ترجمه از ناصر اسماعیلی و سمیرا | DibaMoviez

Tagy

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
1080
Zveřejněno: 2017-11-06
Stažení: 36
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫رفیق...

‫پارسال همین موقع یه دوربین‌14 روی ‫اسلحه‌م نصب کردم

‫به یک و نیم کیلومتریم ‫میرسیدن می‌زدمشون

‫روز خوبی برا بودن تو جنگل نیست

‫اینجاها گرگ هست

‫تو دیگه کی هستی؟

‫هیچکی

‫چرا برنمی‌گردی خونه‌ی مامان‌بزرگت ‫روپوش نارنجی پوش کوچولو؟

‫تو به زمین من تجاوز کردی

‫پس یا همین الان راهت رو میکشی میری

‫یا دوستم که اینجاست ‫به پلیس زنگ میزنه

‫ولی دوست من نمیخواد ‫آقا پلیسا رو قاطی کنین

‫خواهش میکنم، صبر کن ‫می‌تونیم دراین‌باره صحبت کنیم

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر

‫بیدارت کردم؟

‫نه، داشتم خواب هفت پادشاه رو می‌دیدم

‫اون تشک بادی خیلی راحته

‫حرص اونو نخور ‫چون من تخت‌مون

‫و همه چیزای دیگه رو امروز می‌فرستم

‫مدل موهات رو عوض کردی؟

‫چطوره؟ خوشت اومده؟

‫عاشقشم

‫هی، اینا چیه؟

‫هیچی

‫نگرانشون نباش

‫اینا همشون آخرین اخطاره

وقتی دنبال پیدا کردن تو بودم

‫پول زیادی رو خرج کردم

‫چقدر؟

‫همش

‫آره

‫نزدیک بود مجبور بشم آپارتمان رو ‫هم بفروشم تا خرجش رو در بیارم

‫الان همه چی ردیفه ‫جفتمون برگشتیم سر کار

‫اوضاع خیلی زود برمی‌گرده به حالت عادی

‫چی؟

‫چی شده؟

‫راستش من الان گیاهخوارم

‫- جدی؟ ‫- آره

‫باشه

‫خب، تمام راهب‌های کاتماندو گیاهخوار بودن

‫و بعد، من یجورایی علاقه‌مند شدم

‫چیز دیگه‌ای هم هست که باید بدونم؟

‫چیزی به ذهنم نمی‌رسه

‫خوبه

‫استیوارت، چند تا پردازنده رو جابجا کردی؟

‫سیستم من خیلی کُند شده

‫اساساً، از وقتی که رفتی تا ‫نرم‌افزار «الفتاون» خودت رو بسازی

‫اون دیگه سیستم تو نیست

‫اینکارو نکن استیوارت ‫میدونی اسمش «الفویل‌»ـه

‫خیلی‌خب، اسمش «ویزاردویل»‌ـه

‫جفتتون می‌دونین

‫تا هفت هفته ‫توی «اَپ‌استور» بهترین نرم‌افزار بود

‫اون آشغالای الفتاون حتی ‫نتونستن سرمایه‌ی اولیه

‫سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیزمون رو جور کنن، پس...

‫من حرفم فقط اینه که این الان ‫یجورایی آزمایشگاه ماست

‫یه آزمایشگاه مشترک ‫با یه سیستم مشترک

‫پس بیاین روی چیزای کوچیک دعوا نکنیم و...

‫همه‌ی تمرکزمون رو روی این خالکوبی بذاریم

‫که رفته رو مخ من

‫یه خالکوبی که رفته رو مخ تو

‫کاملاً چیز کوچیکی حساب میشه

‫سیستم من، که خودم طراحیش کردم

‫برای هدفی جامع‌تر بهینه‌سازی شده

‫پترسون، یه خالکوبی هست ‫که رفته رو مخ من

‫میخوام امروز رمزگشایی بشه

‫آره! گفتنش راحته

‫خالکوبی‌ای که میخوای ‫رمزگشایی کنی رو انتخاب میکنی

‫و ماشین جادویی رمزش رو می‌شکنه

‫- کدومشون؟ ‫- پرسیوس

‫فکر کنم دیشب یکمش رو حل کردم

‫خودت حلش کردی؟

‫جز خوشتیپی چیزای دیگه هم دارم تاشا

‫خیلی‌خب، چطوری حلش کردی؟

‫- اینجا چیکار میکنی؟ ‫- میخوام یه لطفی بهم بکنی

‫یکم کمک درباره خالکوبی‌ها

‫چیه؟ زده به سرت؟

‫شاید. ولی تو به من کمک میکنی

‫اگه نکنم؟

‫به جین میگم تو برلین چه اتفاقی افتاد

‫چی میخوای؟

‫میخوام فردا حل بشه

‫وگرنه آدمای زیادی می‌میرن

‫من اسب تروی تو هم نمیشم

‫اف‌بی‌آی برام مهم نیست

‫یا نابود شدن دنیا

‫میخوام کمکت کنم نجاتش بدی

‫هی اینو به خودت بگو

‫خالکوبی‌های جدید جین متفاوتن

‫- یه ترتیبی دارن ‫- پس چطوره از چندتاشون رد بشم

‫بازی پایانیت رو بفهمم ‫و گیرت بندازم

‫جواب نمیده

‫سعی کنی خیلی بالا بری ‫خیلی سریع بری...

‫تمامشون فرو می‌ریزن

‫پس هر از گاهی

‫بهت میگم قدم بعدی رو کجا بذاری

‫«پرسیوس» رو حل کن

‫جواب از الان تو دستات هست

‫داشتم خالکوبی‌های جدید رو نگاه می‌گردم

‫متوجه چیز عجیبی درباره‌ی ‫دستای پرسیوس شدم

‫پنج انگشت تو دست چپش داره

‫شش تا تو دست راستش

‫یازده

‫عجب مُخ ریاضی‌ای هستی

‫هیچ سندی در اساطیر یونان نیست

‫که چیزی درباره‌ی ‫یازده انگشت بودن پرسیوس بگه

‫ولی یه جایی رو میشناسم که میگه

‫بالای ایالت نیویورک، فینگر لیکز

‫یازده تا هستن

‫خیلی‌خب، اینم نقشه‌ی اون منطقه

‫می‌تونی ببینی اون خالکوبی ‫با نقشه جور در میاد؟

‫تمام خالکوبی‌ها بُرداری هستن ‫هر کاری می‌تونم بکنم

‫پس بذارین بزرگش بکنیم ‫شمشیرش رو حذف کنیم

‫سر «مدوسا» رو هم برداریم

‫ببین، انگشتا با دریاچه‌ها تطابق دارن

‫پرسیوس دو حلقه در هر دو دستش

‫با علائم مطابق هم داره

‫L-X-T و Y-1-7

‫شاید باید حروف رو تبدیل کنیم ‫تا مختصات رو بدست بیاریم

‫نه، ولی هنوزم اگه ‫علائم رو به هم وصل کنیم

‫شاید چیزی پیدا کنیم

‫نقطه‌ی تلاقی

‫تصویر ماهواره‌ای نقشه رو نشون بده

‫زوم کن

‫اونجا کجاست؟

‫چیزی نیست ‫یه زمین بزرگ متروک

‫وایسین، این خالکوبی کجای بدنمه؟

‫سینه‌ی چپ، قفسه‌ی سینه!

‫ناحیه‌ی سینه‌ی چپ

‫خب چی میشه اگه ‫خالکوبی‌های جدید رو بردارین

‫و اونو با خالکوبی‌های قدیمی‌تر که تو ناحیه‌ی

‫سینه‌ی چپم هستن بپوشونید؟

‫تو نقطه‌ی تلاقی چی هست؟

‫خالکوبی‌های جدید با ‫خالکوبی‌های قدیمی برخورد میکنن

‫یه دایره

‫نه، اون یه شعاع جست‌وجوئه

‫ولی دنبال چی می‌گردیم؟

‫L-X-T و Y-1-7 چی هستن؟

‫- نمی‌دونیم ‫- این تنها مشکل ما نیست

‫اینبار اوضاع فرق داره ‫ما می‌دونیم رومن تو رو خالکوبی کرده

‫می‌دونیم انگیزه‌های پنهانی داره

‫بازی کردن بازی رومن خطرناکه

‫و بازی نکردنش هم خطر داره

‫نمیگم بازی نکنیم

‫فقط میگم درباره‌ش واقع‌بین باشیم

‫مراقب باشیم، اطلاعات ‫بیشتری جمع کنیم

‫اگه انقدر زمان نداشته باشیم چی؟

‫من چیزی روی این نمایشگرها نمی‌بینم

‫که بگه باید همین الان بریم تو کارش

‫ما فقط نمی‌تونیم دوباره ‫کورکورانه بریم دنبال خالکوبی‌ها

‫نمی‌ذارم این دفتر به بازی گرفته بشه

‫منظورت اینه من به بازی گرفتمش؟

‫من همچین حرفی نزدم

‫تموم بدنم منو به بازی گرفته

‫خطراتش رو می‌دونیم

‫هممون به این نیروی ویژه ‫پیوستیم تا حلشون کنیم

‫تا حالا چند بار درست ‫بموقع جایی رسیدیم؟

‫یا بعضی وقتا چند ثانیه دیرتر؟

‫ممکنه جون خیلیا در خطر باشه

‫باید الان اقدام کنیم

‫چیز خوبیه که الان اقدام می‌کنیم

‫یه چیزی این بیرونه ‫فقط باید بازم بگردیم

‫داشتیم می‌گشتیم ‫تموم روز

‫نذارین تا آخر شب بکشه

‫یه تیم می‌فرستم تا ‫این کار خسته‌کننده رو تموم کنه

‫این کار کیفش کجاست؟

‫نمی‌خوام همینجوری بکشم کنار

‫اگه دستور باشه اسمش کنار کشیدن نمیشه

‫کارمون تمومه، بریم

‫هی...

‫تو فقط عصبانی شدی چون لباس ‫مارک «گوچی» تو رو گلی کردم

‫من وقت اینو ندارم تا ‫دنبال نخود سیاه بگردم زاپاتا

‫آروم باش، شوخی کردم

‫من باید دفترم رو بچرخونم

‫ببین، شاید شعاع جستجو ‫رو اشتباه اومدیم

‫نه، همینجاست

‫- فقط هنوز ندیدیمش ‫- چی رو ندیدیم؟

‫آخه چی اینقدر مطمئنت میکنه

‫که اینجا نقطه‌ی درسته؟

‫فقط یه شک

‫یه ماهواره‌ست

‫هی،‌ببینین...

‫L-X-T-Y-1-7

‫درست مثل خالکوبی

‫دقیقاً برا همین اینجاییم

‫انگار یکی دیگه هم همینطوره

‫عقب‌نشینی به سمت ماهواره!

‫اونجا!

‫بخاطر نور چراغاش نمی‌تونم شلیک کنم!

‫من کالیبر پنجاه دارم!

‫رید! بخواب!

‫فهمیدی؟ نمی‌تونیم اینو برنده بشیم

‫بیا فقط توش زنده بمونیم، باشه؟

‫اینا دیگه کی هستن؟

‫دارن یه چیزی رو می‌برن

‫خیلی‌خب، بریم!

‫پترسون...

‫یه تیم بازیابی بفرست اینجا

‫و یه ماشین

‫چی رو بردن؟

‫نمیدونم

More Farsi Persian subtitles for Blindspot

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left