Prvních 200 řádků.
منو ترسوندي
ميشه برسونيم؟
فقط ميخوام از سرما خلاص شم
آره ببخشيد
ببخشيد
گفتي کجا داري ميري؟
يجايي غير از اينجا
من و زنم توي مسافرخونه سر خيابون ميمونيم
يک ايستگاه اتوبوس روبروش هست
تا همونجا ميتونم برسونمت
قبوله
بيا بالا
راستي اسمم آلنه
مايا
اهل کجايي؟
کاليفرنيا
خيلي از خونت دوري
چند وقته اونجا بودي؟
چند ساعت
کسي رو نداري بهش زنگ بزني؟
نه
خودم تنهام
رسيديم
زياد نيست اما
اميدوارم کمکت کنه
ممنون
خواهش ميکنم
نور ماشين رو ديدم
اميدوار بودم تو باشي
داشتم نگران ميشدم
بيشتر از چيزي که فکر ميکردم طول کشيد
اين کيه؟
مايا. از پمپ بنزين سوارش کردم
ميخواد سوار اتوبوس بشه
يک طوفان ديگه توي راهه
معلوم نيست چقدر طول ميکشه؟
آخي حيووني داري ميلرزي
بيا تو
نميتونيم بذاريم اين بيرون بمونه يخ ميزنه از سرما
يک حمومه گرم چطوره؟
عاليه
با من بيا عزيز دلم
بذار کمکت کنم
ميارمش
من ديوونه سم هستم دوسش دارم دوسش دارم
فقط کاش از اون آدمهاي
با اعتماد بنفس بود
منظورت چيه با اعتماد بنفس؟
باشه روز ولنتاين
همه چيزو برنامه ريزي کردم از شام تا دسر
منظورم از دسر خودمم
بهش پيامک زدم تا خبرش کنم اونم جواب داد
فوق العادست
احاسات اختاپوسي
نميدونم يعني چي
اما گمونم خيلي خوبه
اشکالش چيه؟
تو هم شروع نکن
باشه عزيزم
در اين باره بهش چي گفتي؟
بهش گفتم
ميخوام با اعتماد بنفس باشه؟
نه واقعا
نه واقعا
بذار يک راز کوچيک رو بهت بگم
ما مردها هيچي از سر نخ و اشاره ها سرمون نميشه
بايد رو راست و پوست کنده حرف بزني
دقيقا بهش بگو چي ميخواي
هر روز يک چيزي ازت ياد ميگيرم
تو چطور؟ بگو
براي روز ولنتاين چيکار ميکني؟
داشتم به يک شام رمانتيک
تو رستوران دانکل فکر ميکردم
خيلي رمانتيکه
نگامون کن چه بزرگ شديم شديم شبيه
مت ديمن و بن افلک
ساوانا و سم
سم ميتونه جنيفر گارنر باشه؟
جي جي؟ جي جي
جي جي
جي جي تو برگشتي
و آماده کار
حالت چطوره؟
خوبم
اشتباه برداشت نکن من عاشق پسرهام هستم
اما ديگه داشتم ديوانه ميشدم
بيا انجامش بديم
بله
چايي ميخواي؟
خوش اومدي
مطمئني دو هفته کافيه؟
خوبم و بله
ويل از دکتر مطمئن شد که چيزيم نيست
خوشحالم که خوبي بايد شروع کنيم
بله قربان دفتر پيترسبورگ گزارش دو تا قتل رو داده
در 48 ساعت گذشته
هردوشون خفه شدن
بعد لباسهاشون رو در آوردن
و انداختنشون کنار اتوبان
تونستيم قربانيها رو شناسايي کنيم؟ هنوز نه
اين مرد خيلي عصبانيه
از يک جور بند
شايد طناب استفاده ميکنه؟
انگار ذره ذره خفشون ميکنه
وقتي خودش ميخواد ميذاره يکم نفس بکشن
اما پزشک قانوني ميگه هيچ کدوم مورد آزار جنسي نبودند
خيلي عجيبه با توجه به اينگه 80%خشونت عليه زنان
محتواي جنسي داره
از خفه کردنشون لذت ميبره
يک جور خفه کردن شهواني
همراه با نياز احساس قدرت روان پريشانه
اين چيه؟ توي پرده حموم پيچيده شدن؟
عجيبه اما بله براي همين دارم
توليد کننده ها رو بررسي ميکنم
از کجا خريداري شدن
پزشک قانوني ميگه ساديسم جنسي
اما پرده حمام نشونه پشيمونيه
افراد مبتلا به ساديسم جنسي حس پشيموني ندارن
شايد خجالت زده شده؟
شايدم آدم ضعيفيه
بهشون تجاوز نميکنه چون نميتونه
و از خجالت اينکه نميتونه کاري بکنه
قربانيهاش رو داخل پرده ميپيچه
نمخيواد بعد از کشتنشون نگاهشون کنه
که نشونه نمادين از مردانگي انداختنه
بايد بفهميم چيه
30دقيقه ديگه پروازه
وظيفت اين بود که خوب تحقيق کني
ببيني چي سر شوق و هيجان ميارتت؟
در چه حاله؟
خوبه وقتي
وقتش رو پيدا کنه
شروع شد
من نگفتم تقصير تو بوده فهميدي؟
منم دارم همينو ميگم
شما دوتا قبلا از هم جدا زندگي کرديد
پس قدم بعد طلاقه
اما حالا که اومدين اينجا
حتما ميخواين ازدواجتون رو نجات بديد
پس دوباره ميپرسم
چند شب گذشته چطور بوده؟
خوب
يک شروع تازه
هرگز نتيجه اي نداره
مگه اينکه احساساتت رو بروز بدي
درسته درسته
پروسه
براي چند روز آينده
ميخوام جلساتتون رو بيشتر کنم
تمرکزتون بايد به برگشتن
به رابطتتون باشه
ميخوام هر دوتون خلاقيت بخرج بديد
برين بيرون و از شبتون لذت ببريد
ديشب يکاري کرديم
يک دفعه اي
چيکار کردين؟؟
رفتيم توي مسافرخونه
آلن کجاست؟
بنظر رمانتيکه
يک جورايي آره
درست مثل روزهاي اولمون
حتي بهش فکر ميکنم دلم ميريزه
داريم به يجايي ميرسيم
بايد اعتماد کني به اين پروسه
بياين روش کار کنيم
نميخواي دوباره اين کارو بکنيد؟
حتما قطعا
زيرنويس و ترجمه [email protected]
زيرنويس و ترجمه [email protected]
جنيفر اسميت ميگه
ازدواج مثل موزاييکي ميمونه
از ميليونها ميليون لحظه خاطره انگيز که داستان عاشقانت رو ميسازه
اين مرد در حال حرکته
ممکنه با يک راننده کاميون کهنه کار سر و کار داشته باشيم
گارسييا داره بررسيش ميکنه
نتونست هيچ ردي داخل يا اطراف محل رها شدن اجساد پيدا کنه
آخرين قرباني ما
پنجاه مايل دور تر از آخرين جايي که ديده شده پيدا شد
دوربين هاي امنيتي تصويرش رو در پمپ بنزين ثبت کرده
اما معلوم نيست با کي رفته
شايد همونجا پيداش کرده
محل خوبي براي شکاره
با گفته هاي شاهدين جوره
طبق گفته هاي صندوق دار قرباني چندين ساعت
اونجا بوده و از همه ميخواسته برسونش
اون اطراف زندگي ميکرده
ميتونسته به موقع برسه خونه اما منتظر مونده
حتما مقصدش دور تر بوده
ممکنه اهل هرجايي بوده باشه
شايد براي همين انتخابش کرده
به هيچ وجه شانسي کسي رو انتخاب نميکنه
زنهايي رو انتخاب ميکنه که تو چشمن
يک خبر خوب جنگجويان بزرگ تونستم
سازنده پرده هاي حمومي که اين رواني ميپيچيده دورشون رو پيدا کنم
معلوم شد که بصورت عمده فروش داشتن به
چندتا مسافر خونه ارزون قيمت, که دارم براتون ميفرستم
منطقيه
دومين مکان امن حساب مياد
يا نميخواد جلب توجه به خونش بشه
يا اينکه يکي اونجا باهاش زندگي ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.