The Morning Show

The Morning Show

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 3

Informace o verzi

The Morning Show S03E06 XviD-AFG
The Morning Show S03E06 720p WEB x265-MiNX
The Morning Show S03E06 720p WEB h264-EDITH
The Morning Show S03E06 1080p WEB h264-EDITH
The Morning Show S03E06 1080p HEVC x265-MeGusta
The Morning Show S03E06 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Morning Show S03E06 1080p WEBRip DV HDR10Plus x265-BYM
The Morning Show S03E06 The Stanford Student 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 265-FLUX
The Morning Show S03E06 The Stanford Student 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
The Morning Show S03E06 The Stanford Student 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-FLUX
Komentář od mmli_sm
█⫸ و سحـر sm محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tagy

XviD
web
720p
720
x265
1080
HEVC
x264
webrip
BRip
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Zveřejněno: 2023-10-11
Stažení: 54
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫قرارداد بین یو‌بی‌ای و بنیان‌گذار هایپریون ‫ یعنی پاول مارکس

‫این هفته یک قدم به بسته شدن ‫ نزدیک‌تر شد

‫با توجه به این که ‫ هیئت‌مدیرۀ یو‌بی‌ای رسماً توصیه کرده بود

‫که ماه بعد، سهام‌داران در نشست سالانه شرکت، ‫ رای به فروش آن بدهند

‫منتقدین این معامله را بی‌پروا ‫و حتی خطرناک توصیف می‌کنند

‫بنده هم به‌عنوان کاربر سابق یو‌بی‌ای ‫باهاشون موافقم

‫آیا درسته که کلیدهای یک شرکت خبری

‫به دست میلیاردی بیفته ‫که سال‌هاست تنفر عمیقی نسبت به رسانه‌ها داره؟

‫اون هم درست وقتی‌ که بیشتر از هرزمانی ‫ گفتن حقیقت اهمیت داره؟

‫اینقدر حسودی کنین تا بسوزین

‫این معامله سر و صداهای زیادی کرده

‫میگن فناوری‌های پیشرفته ‫نقشی توی رسانه ندارن

‫آدم‌هایی مثل من نفوذ زیادی دارن ‫و بستر بزرگی براشون فراهمه

‫همگی شنیدیم

‫راستش احتمالاً ‫من باید آخرین کسی باشم که اینجا وایساده

‫چون احتمالاً‌ تنها فردی‌ام ‫ که تو کل این اتاق

‫دیپلم دبیرستان هم نداره

‫اما می‌خوام حرفم رو واضح بگم

‫می‌دونم کاری که می‌کنین خیلی حیاتیه ‫و اومدم اینجا تا ازش حمایت کنم

‫به همین دلیل

‫اینجام تا به حرفاتون گوش کنم، ‫کنارتون باشم و شاید هم یه گپ و گفتی بزنیم

‫پس کسی اگه سوالی داره ‫راحت بپرسه

‫بله. برداشت شما درمورد قضیه هک چیه؟ ‫و می‌دونیم که کی پشتشه؟

‫نظریۀ فعلی اینه که ‫کار روسیه‌اس

‫اما خوشبختانه تیم جرم‌شناسی خودم ‫ دارن این موضوع رو بررسی می‌کنن

‫و امیدوارم حقیقت رو کشف کنن

‫خیال‌تون راحت باشه که از این به بعد ‫اطلاعات شما کاملاً در امان خواهد بود

‫این جور مسائل توی هایپریون اتفاق نمی‌افته

‫افرادی که اینجا ‫توی برنامۀ صبحگاهی کار می‌کنن چطور؟

‫تو یه همچین شرایطی ‫عذر خیلی از افراد خواسته میشه

‫درسته، اما هدف گسترش بخش خبریه ‫نه کوچیک کردنش

‫احتمالاً برای پرداختن به همچین جزئیاتی ‫خیلی زوده

‫فعلاً بذارین جوهر قرارداد خشک کنه، ‫بعدش اعداد و ارقام رو بررسی می‌کنیم

‫بله الکس. ‫تو لازم نیست دست بگیری

‫هایپریون یه شرکت چندملیتیه

‫و شما رابطۀ نزدیکی با دولت‌ها ‫و کله‌گنده‌ها دارین...

‫مطمئن نیستم که ‫ این توصیف درستی ازش باشه اما...

‫خب، از کجا معلوم ‫ که گزارش‌های خبری درمورد هایپریون یا شرکای اون

‫تحت تاثیر قرار نمی‌گیره؟

‫مثلاً؟

‫خب، شرکت‌ شما با تعدادی از ‫ سازمان‌های مجری قانون قرارداد داره

‫الکس، ‫اینجا که کنفرانس خبری نیست

‫- این رو بذار واسه بعد از معامله ‫- فقط داریم سوال می‌کنیم

‫- چیزی نیست ‫- فقط یه سواله

‫بله، ‫اون‌وقت سوالی داشتی؟

‫نگرانی‌هایی وجود داره ‫که یکی از نیروهای پلیس آریزونا

‫از نرم‌افزار امنیتی شما ‫برای پیش‌داوری نژادی برخی از مردم استفاده می‌کرده

‫نورما ری سر صبحی چه جنجالی درست کرده

‫بله، خب، مطمئن نیستم چطوری باید ‫ به این شایعه واکنش نشون بدم

‫منظورم فقط اینه که ‫ ممکنه تضاد منافع به‌جود بیاد

‫درمورد بعضی از مسائل

‫- بله ‫- قبلاً هم عنوان کردم

‫من هیچ تمایلی ندارم که تعیین کنم ‫چه موضوعی خبرساز هست و چه موضوعی نیست

‫این وظیفۀ استلا باکه ‫که قطعاً صلاحیت بیشتری داره

‫جواب سوال‌تون رو گرفتین؟

‫کامل نه

‫خیلی‌خب، ‫بهتر نیست بعداً درموردش حرف بزنیم؟

‫ای خدا، ‫شوخی می‌کنی دیگه؟

‫الکس، اگه بتونی بیخیال این بشی ‫ که شریک جدیدمون رو

‫به پیش‌داوری نژادی مردم خوب آریزونا متهم کنی ‫خیلی خوب میشه

‫نمی‌دونیم این یارو چی‌کاره‌اس ‫و با چه کسایی کار می‌کنه

‫نظر شخصیم اینه که ‫پرسیدن همچین چیزی خیلی منطقیه

‫بخش حقوقی حتماً خوشحال میشه ‫که علایق تجاری پاول رو باهات بررسی کنه

‫اما هر مسئلۀ شخصی که بین شما دوتا هست...

‫ببخشید. ‫شخصی؟

‫دیدم که هلی‌کوپتر دوشیزه سایگونت از راه رسید. ‫همه دیدیم

‫منظورت وقتیه که ‫دست‌تنها به مذاکره برش گردوندم

‫و معامله فسقلیت رو نجات دادم؟

‫معامله‌ای که همون اول کار بهش گند زدی؟ ‫نه، نه

‫نمیشه که یه آتیشی راه بندازی ‫و وقتی خاموشش کردی، منتطر جایزه باشی

‫باشه، فهمیدم. خب؟ ‫فهمیدم

‫خودم از معامله بیرونش کردم. ‫خودم هم برش گردوندم

‫شاید هم یکم عجله‌ای این کارها رو کرده باشم

‫اما حالا که برگشته ‫باید همۀ حقایق رو بررسی کنیم

‫می‌خوام بیارمش تو برنامه. ‫باهاش مصاحبه کنم

‫فقط یه تار مو با بستن قراردادی فاصله داریم

‫- که دوسال آزگاره داریم سرش مذاکره می‌کنیم... ‫- دو سال

‫...تازه مذاکره با تک تک وکیل‌های آیوی لیگ ‫ از نیویورک تا وستچستر هم به کنار

‫پس میشه لطفاً بیخیال این بشی که

‫هرچی رشته بوده رو پنبه نکنی؟

‫ببین کوری. من هم به اندازه تو ‫ دلم می‌خواد این قرارداد بسته شه

‫اما بدبینی‌های زیادی هست

‫- متوجهم. الان فهمیدم ‫- عالیه

‫می‌خوای یکی از شرکا باشی. ‫یه صندلی دور میز کله‌گنده‌ها می‌خوای

‫- اما نوبت تو نیست الکس ‫- وای

‫باید تمومش کنی. ‫کاملاً بررسیس کردیم

‫من که نکردم

‫تق تق

‫بدموقع اومدم؟

‫- نه، اصلاً. بیا تو لطفاً ‫- من هم داشتم می‌رفتم...

‫- مرسی کوری ‫- ممنون الکس

‫خوشحالم که باز هم دیدمت الکس

‫من هم همینطور

‫خیلی‌خب

‫قضیه چی بود؟

‫خب، ‫ به دنیای شگفت‌انگیز مدیریت استعدادها خوش اومدی

‫سلام

‫- سلام. ببخشید زود اومدیم ‫- سلام

‫- دفعه اوله ‫- خب حالا

‫- تو باید شریل باشی ‫- ببخشید

‫چقدر خوشحال شدم دیدمت

‫- من هم همینطور ‫- از نزدیک چقدر خوشگل‌تری

‫مرسی

‫- این کوچولو هم باید تیلور باشه ‫- آره

‫- سلام تیلور ‫- می‌خوای سلام کنی؟

‫سلام، چیزی نیست. ‫مگه نه؟

‫- سلام،‌ من عمه بردلیتم ‫- آره

‫- نگاش کن ‫- صورتش یکم به مامان رفته

‫- بعضی‌وقتا می‌ترسم ‫- آره

‫- بالاخره... ‫- بابا شدم

‫بابا

‫منم دیگه

‫- بیاین تو بچه‌ها ‫- مرسی

‫خونۀ خودتونه

‫وای

‫شریل، ‫اصلاً نمی‌دونم

‫- این گهواره‌ها چطورین ‫- نه، نه

‫- نگران نباش. درست کردن‌شون خیلی سخته ‫- آره

‫- پس اینطوری انجامش میدن ‫- اینطوری انجامش میدن

‫دل تو دلم نیست تو اخبار ببینمت

‫آهان... ‫آره

‫گمون نکنم با این همه کاری که رو سرت ریخته ‫وقتش رو داشته باشیم عزیزم

‫وای، ‫جداً؟

‫- شاید یه بار دیگه. مگه نه برد؟ ‫- آره

‫اما اتاق خواب‌تون همین جلوئه...

‫- مرسی ‫- ...من هم الان میام

‫- برد. مگه جنگ شده؟ ‫- نمی‌ذارم که تو خونۀ من که از گشنگی بمیری

‫خب، ‫من هم برم به زن خوشگلت کمک کنم

‫از خونه مامانت یه سری وسایل رو برات می‌فرستم

‫- ملاقات خوبی بود ‫- البته

‫- فعلاً ‫- فعلاً

‫- گلن ‫- چقدر دوست‌داشتنیه

‫- این هم از استلا باک ‫- چه‌خبر؟

‫- دیر اومدی؟ ‫- ببخشید. آره

‫بخش ورزشی می‌خواد بر اساس تیم فرمول یکم ‫ برنامه بسازه

‫- کلی ایده داشتن ‫- آره

‫از ورود به محل استراحت کارمندها منع شدن

‫نگاش کن، ‫چه بخش خبری بزرگی رو اداره می‌کنی

‫خودش رو نگاه کن، ‫یه شرکت رسانه‌ای بزرگ رو خریدی

‫همیشه می‌دونستم شغل آینده‌ات ‫ یه همچین جاییه

‫یادمه بهم می‌گفتی ‫که من به درد حوزۀ فناوری نمی‌خورم

‫تو هم من رو نادیده گرفتی ‫و کسب و کار خودت رو راه‌اندازی کردی

‫آره

‫همیشه حواسم بهت بود

‫یکی از دلایلی که چشمم اینجا رو گرفت ‫ تو بودی

‫خب، اخبار یو‌بی‌ای. ‫خواسته‌های شما چیه؟

‫یه راست رفتی سر اصل مطلب

‫- خب دیر اومدم دیگه ‫- آره

‫پوشش سیاسی بیشتری می‌خوام، ‫با انتخابات میان‌دوره‌ای هم شروع میشه

‫وقتایی که دموکراسی پر تب و تاب میشه ‫حتی جَوون‌ها هم میشینن پای تلویزیون

‫خیلی‌خب

‫داریم بینندگان زیادی رو ‫ تو پلتفرم دیجیتال از دست میدیم

‫می‌تونی یو‌بی‌ای رو ‫ با موتور جست و جویی که داری حمایت کنی

‫و یه سایت ترکیبی بسازی ‫که عناوین خبری براساس تاریخچۀ جست‌وجوی مردم باشه

‫پس برای ابتکار عملت ‫تکنولوژی من رو لازم داری

‫واسه چی اومدی اینجا؟

‫تو رو خدا نگو که واسه نجات دادن رکن چهارم مشروطیته. ‫(رکنی درباره مشروعیت مطبوعات)

‫از وقتی کوری مدیریت رو به عهده گرفته ‫اینجا فقط درجا زده. اینطور فکر نمی‌کنی؟

‫مشکلات خودمون رو داشتیم

‫چرا واسه کاراش سرپوش می‌ذاری؟

‫پاول. ‫وقتشه

‫- وقتشه. خیلی‌خب ‫- آماندا

‫استلا

‫خیلی از دیدنت خوشحال شم. ‫بعداً حرف می‌زنیم. بریم یه نوشیدنی بخوریم

‫کار بعدی چیه؟

‫عجب منظره‌ایه!

‫وای

‫بیخود که بهش نمیگن «قله»

‫ساختمون امپایر استیت چقدر قشنگه

‫فقط یاد فیلم «بی‌خواب در سیاتل» می‌افتم

‫آره که الان تقریباً ۲۰ باری شده که دیدمش

‫- جداً؟ ندیدمش. قشنگه؟ ‫- آره

‫- عاشقش میشی ‫- آره

‫- صد در صد... ‫- واقعاً؟

‫نه، ‫خوشت نمیاد

‫اوه اوه

‫- همش واسه هیجانشه ‫- فکر کنم گشنشه عزیزم

‫یه دقیقه صبر کنین

‫چیزی نیست عزیزم. ‫مامان مراقبته

‫- چقدر دوستش دارم ‫- جدی؟

‫ای خدا. ‫واقعاً معرکس

‫خرابش نکنی‌ها

‫آره. ‫تلاشم رو می‌کنم خرابش نکنم

‫هی، منظورم این نبود. ‫بهت افتخار می‌کنم

‫هی، ‫میشه یه چیزی بهت بگم؟

‫آره

‫می‌خوام واسه کاری که تو کاپیتول کردم ‫خودم رو تحویل بدم

‫چی؟

‫دو روز دیگه،

‫شریل و بچه رو می‌فرستم خونه،

‫بعدش هم میرم دفتر اف‌بی‌آی

‫هنوز چیزی نمی‌دونه

‫پس ممنون میشم ‫اگه چیزی بهش نگی

‫ای خدا، ‫هل.

‫نگو لازمه که بگم چقدر این کارت احمقانس

‫پیدام می‌کنن

‫دیوونه شدی؟ ‫دارن میرن سراغ فیلم‌ها

‫- پای همه رو دارن می‌کشن وسط ‫- یاخدا

‫اما اگه خودت رو تحویل بدی ‫اونقدر سخت‌گیری نمی‌کنن

‫خدایا

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left