Prvních 200 řádků.
اینجا خونه ی آقای کو چون سو درسته؟
عسلم کی اومده؟
ایشون کیه؟
...خب من - خونه رو اشتباهی اومدین -
اینجا همچین کسی رو نداریم - ببخشید؟ -
عزیزم بریم تو
ولی عزیزم - برو تو-
صبر کنید.ببخشید
ببخشید؟
ولی مطمئنم همینجاست
دنبال کی میگشت؟
کارمندامون خونه هاشون جداست
دنبال کارمندامون نبود؟
من که همه ی کارمندامونو نمیشناسم
تا حالا اسمشو نشنیده بودم
برو لباساتو عوض کن برات نوشیدنی میارم
نباید تولد مین وو رو ثبت کنیم؟
ازدواجتون هم عقب افتاده
بله،حتما
درست میگه،دیگه خیلی طولانی شده
باید زودتر ثبتش کنیم
میخوای باهم بریم؟
نه مشکلی نیست میدونم سرتون شلوغه خودم بهش رسیدگی میکنم
منم میخوام باهات بیام
منم دوست دارم تولد مین وو رو ثبت کنم
حتما اوپا بیا یه وقتی رو براش مشخص کنیم
باشه
بررسی کردی؟ زمین مادرو؟
جدیدا از شر خیلی از املاکیا راحت شده
شرکتشم اصلا وضع خوبی نداره
...بیشتر پول فروش مشاور املاک
برای شهر معلولین رفته
پس سود این شهره
چطور؟
میتونم سرمایه ام رو برگردونم؟
اونجوری که من میدونم کار سختیه
بهتره که زودتر اطلاعاتشو دربیارین
باشه
آقای کو،شوهر جی سوک امروز اومده بود دنبالت میگشت
اینجوری داری به همه چیز رسیدگی میکنی؟
متاسفم
مطمئنی دهن شاهد رو بستی؟
نگرانش نباشید
شاهد هم اطلاعات زیادی نداره
پس آدرسو از کجا آورده؟
فکر کنم از کار من سر در آورده
چی گفتی؟
الان قراره چیکار کنی؟
باید قبل از اینکه شوهرم چیزی بفهمه حل بشه مسئله زمانه
من یه نظری دارم
به من بسپاریدش
حواستو درست جمع کن
بیشتر از این ناامیدم نکن
شما؟
کی هستین که رستوران مارو میپایین؟
همسر منو میشناسین؟
من قبلاً با جانگ می کار می کردم
جانگ می؟
ما بهش میگفتیم جانگ می
وقتی که تو کلاب پایگاه دونگدوچون آمریکا کار میکرد
پایگاه آمریکا؟
بله
من نگهبان اون کلاب بودم
سال پیش میشه 30 تقریبا
واقعا کنجکاو بودم که چیکار میکنه
چون صاحب کلاب پیش پرداخت بهش داده بود
حتی نمیتونست یه روز هم استراحت کنه
خیلی بهش سخت میگذشت واسه همین منم بهش کمک کردم فرار کنه
...نمیفهمم - من جانگ می رو دوست داشتم-
واسه همین کمکش کردم
قول داد هروقت از دونگدوچون رفت بهم زنگ بزنه
ولی هیچ وقت زنگ زد
دیگه فراموشش کرده بودم
اما یه آگهی تو روزنامه دیدم
اومدم چون کنجکاو بودم در چه حاله
متوجه حرفتون نمیشم
چطور میتونم بهتون اعتماد کنم؟
میدونم باور کردنش سخته
حالا که میبینم یه خانواده و زندگی داره خوبه
خیالم راحت شد
میخواستم بدونم با کی زندگی میکنه
راستش
این چند روز زیر نظرت داشتم
از این بابت متاسفم
میخواستم امروز برای آخرین بار ببینمش و برم
ولی لو رفتم
وایسا ببینم
منو تعقیب کردی؟
اسمتون چیه؟
اسمم کو چون سوئه
عزیزم کجا رفته بودی؟
همین نزدیکیا
ما جانگ می صداش میکردیم
وقتی که تو کلاب پایگاه دونگدوچون آمریکا کار میکرد
تو گذشته ی جی سوک رو جعل کردی و یکیو جای خودت فرستادی؟
بله و به نظر میاد که کاملا باورشون شده
دیگه پیداش نمیشه
نمیخواد نگران باشید
هرکاری هم که بکنی
من نمیذارم چیزی یادت بیاد جی سوک
مادر جون
شنیدم که خیلی برای ساخت
شهر معلولین تلاش میکنین
تو از کجا میدونی؟
تو هم به این چیزا علاقه داری؟
معلومه،کاریه که شما انجامش میدین
چرا یه بارم مارو نمیبرین اونجا
ساخت و ساز تازه شروع شده
چیز زیادی برای دیدن نیست
اونجا خیلی بزرگه؟
مثل شهربازیا
آره
وقتی که کامل بشه
از شهربازی هم خیلی بهتر میشه
منم میخوام برم بریم مامان
چه خوب اوپا
مادر چطوره به جای صحبت درموردش همین امروز بریم؟
هوا هم که خیلی خوبه
باشه پس،بریم
عه ماسه اس - ته پونگ مراقب باش -
مادرجون
زمینش خیلی بزرگه
آره مگه نه؟
شهر اینجاست
و مرکز رفاه اونجا
منطقه ی صنعتی هم اون وسط
که اینطور
فکر کنم وقتی تموم بشه خیلی خوب از آب درمیاد
اگر بعد از اتمام ساخت فروخته بشه
به نظرتون سودش چقدره؟
سود؟ سود نداره
چی؟
چون برای عمومه
توسط بنیاد رایگان ارائه میشه
خب
...خب چرا کاری که سودی نداره رو انجام میدید؟
آخه به نظر وضعیت اقتصادی شرکت هم خوب نمیاد
چیه؟ نگرانی؟
فکر میکنی دارم تو ظرف شکسته آب میریزم؟
خب
نگران نباش
الان وضعیت سختی داریم ولی
اینطورم نیست که اولین تجارتم باشه
من براتون پس انداز کنار گذاشتم
مطمئن میشم اتفاقی نیوفته
نگرانش نباش
گقتم مواظب باش چیزیت نشد؟
خوبم
اینجوری زدمش شکست
اوپا لباست چرا اینجوری شده؟
آها این،اونجا افتادم
چادر خیابونی جایی بود که میخواستی بیای؟
چیه مگه؟
اینجور جاها رو دوست ندارین؟
نه من که دوست دارم ولی معمولا خانما دوست ندارن
فک کنم با دخترای زیادی بودین
خب یه جورایی میشه گفت
ولی تو اولین کسی بودی که پیشنهاد اینجارو دادی
واسم جدید بود
واسه همین
بریم سر قرار؟
بله؟
اگر اینو بخوری
از الان دوست دخترم میشی
اگر نخورم چی؟
تا زمان مرگ
دیگه همدیگه رو نمیبینیم
پس امروز روز اولمون باشه
چرا میخواستی بیای اینجا
فقط میخواستم یه عکس دوتایی بگیریم
میتونیم عکس عروسی بگیریم؟
البته
ما حتی جشن عروسی هم نگرفتیم
پوشیدن لباس عروس آرزوی هر زنیه
کار داشتنمو بهونه میکردم ولی الان بیا انجامش بدیم
متاسفم
عزیزم
نمیدونستم انقدر خوشگلی
خیلی خوشگل شدی
لطفاً نزدیکتر بایستید
خوبه دستتو بذار اینجا
یک دو سه
یکی از خوشمزه ترین و گرون ترین غذاتونو میخوایم
و یه بطری مشروب
امروز عجیب میزنی
کجاش عجیبه هر ازگاهی باید بیایم سر قرار
واقعا فقط همین؟
این سالها تو
همه جوره
منو پذیرفتی
واقعیتش
ازدواج با تو
و زندگی با یه جین مثل یه خانواده همه اش برام مثل رویا میمونه
مسلما اوقات سختی هم بوده
اما تو کنارم موندی
از این بابت ازت ممنونم
عزیزم
عزیزم
با اينكه
دیگه بیخیال گشتن دنبال گذشته ت شدیم
No comments yet. Be the first to leave one.