Prvních 200 řádků.
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
،اون موقع که ابتدایی بودم
.یه بچه افسرده، عبوس و نچسب بودم
،به خاطر همینم .هیچ دوستی نداشتم
کو-چان؟
،دختر عموت کارول-چان .اومده باهات بازی کنه
!از خوشگلی شبیه فرشتههاست
آدم بزرگا خیلی سریع بچهها .رو «فرشته» صدا میزنن
عزیزم، بازم باید اینطوری کنی؟
.سلام
...اون
.یه فرشته واقعی
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
موقع مشت زدن ضربههام بهت میخوره
،ولی وقتی قلبتو هدف میگیرم همیشه خطا میره
موازی، زیگزاگی، ناهنجار، نامنسجم
وقتی بهم نگاه میکنی و میای نزدیکم
میدونم معناش واسه تو فرق داره
ولی کاش برای همیشه همینطوری میموندیم
احساسات در حال تغییر من مرا دیوانه میکند
وقتی چشم تو چشم میشیم خودت تلپاتی احساستم رو بفهم
اگه جفتمون میتونستیم یه احساس داشته باشیم
میخوام این ظرافت بازی مزاحم رو کنار بزارم
،من میخوام همه چیز رو بدونم من میخوام همه چیز رو بدونم
نمیتونم تا ابد گولت بزنم
نمیتونم پنهانش کنم
میخوام رازمو فریاد بزنم، آههه
بفهمش! تلپاتی
ت-ت-ت-ت-تلپاتی
تلپاتی
واقعی چهره
فرشته
.چهره واقعی فرشته
!از آشناییتون خوشبختم
!میساکی کوسوکه هستم
.عزمت واسه قویتر شدن رو تحسین میکنم
!ممنون
،گفته بود میخواد بیاد دوجو .ولی فکرشو نمیکردم واقعاً بیاد
...اما تو قشنگ
.ضعیفی
!شما هم همین فکر رو میکنید؟
.نه صبر کن
.یه چیزایی پشت این ضعفت دارم میبینم
چ-چیه؟
.یه روح شیطانی تو وجودت خوابیده
.بهتره مواظب باشی
...اوه
.اینم از پدر بنده
!سنپای، با دویدن شروع میکنیم
!اوس
.ما فقط 200 پله میریم بالا میاییم پایین
.تمرین بعدی تمرین قدرت بدنیه
!سه ست 50 تایی شنا برید
!هنوز یه شنا هم نزدیا
!سنپای بعدیش هم مبارزهست
!الان؟
.شعار ما «افراط در تمرین» هستش
حریف شما واسش مهم نیست .که تو چه شرایطی هستی
...اولین حریف تو
.منم
...اولین مبارزهام با جون-کون
.میخوام جدی بگیرتم
...اگه بتونم تو این مبارزه شکستت بدم
فکر میکنی اون موقع آیزاوا سان یکم منو به رسمیت بشناسه؟
کی میدونه؟
!این قدرت واقعی جون-کونه
،اون گفته بود ایزاوا سان ازش قویتره
!ولی امکان نداره
!حضورش خیلی میخکوب کنندهست
.جون انگار داره منفجر میشه
.اصلاً شبیه وقتایی که حریف منه نیست
.انقد بازوتو به بیرون تکون نده
.فکر نکن با جوگیر شدن میتونی مشت بزنی
اگه میخوای یکی که قویتره ،تو رو به رسمیت بشناسه
باید تلاش کنی، قدم به قدم و خشت رو خشت بزارید تا موفق بشید
.هیچ راه دیگهای نیست
،میدونم نمیتونم ببرم
...ولی اگه بتونم یه مشت بزنم
.اوه تف توش
من کجام؟
.اتاق من
تمرین چی شد؟
.تموم شد دیگه
!شرمنده
.جون واقعاً بلد نیست خودشو نگه داره
خیلی رقت انگیزم، نه؟
!معلومه که نه
هرچند... به خاطر کارول میخواستی قویتر بشی؟
!نمنه؟
...خب اون، اممم
.بله
.آره واسه همینه
!پس حق با من بود
،از اونجایی که اون هی
،خودشو از بچگی تو مشکل میندازه
به خاطر همین میخواستم .واسش قویتر بشم
.اما هیچوقت نتونستم کاری بکنم
...مثالش هم همون دفعه قبلی
...من فقط خیلی
!من که گفتم سنپای، رقت انگیز نیستی
فقط چون یه نفر تو یه چیزی ازت بهتره
!دلیل نمیشه هرچی خوبی داری رو فراموش کنی
!خودت گفتی اینو
،بعدشم، مهم نیست چقد بدنت رو تمرین بدی
چیزهایی که میتونی با این .حل کنی، اصن چیز مهمی هم نیستن
.انواع مختلفی از قدرت داریم
کو-چان جدیداً مردونهتر به نظر میرسی
چی؟ واقعاً؟
.بله
.دیگه دارم میرم دوجو خانواده آیزوا-سان
ها؟
!پدر آیزاوا-سان خیلی باحاله
...البته تمریناتش هم خیلی خرکی سخته
ولی میخوام تبدیل به کسی بشم که اون (آیزاوا) به رسمیت بشناستم
...کو-چان
چه حسی به تومو-چان داری؟
ها؟ چرا همچین سوالی میکنی؟
.فقط بگو
...من آیزاوا سان رو... خب
.فکر کنم، الگو ببینمش
،خب از نظر بدنی که خیلی قویه
.ولی همهش فقط این نیست
اون کسیه که دوست دارم بهش برسم
و یه روز به اندازهایی خوب بشم که .بتونم کنارش وایسم
...ها
.جون-کون، جون-کون
میای بعد مدرسه باهم گپ بزنیم؟
ها؟
.مخصوصاً نمیخوام با تو گپ بزنم، پس نه
.منم مخصوصاً علاقهای ندارم
پس چرا پرسید؟
.شنیدم از جونیچیرو خواستی که باهم برید گپ بزنید
چه نقشهای کشیدی؟
اوه، تو هم دیدیش نه؟
،نمیدونم میخوای چیکار کنی
...اما هر نقشهای داشته باشی
.هی، میسوزو-چان
فکر میکنی هنوز همهچی به خواسته تو پیش میره؟
!خیلی خب اینوری
!صبر کن
چرا میخواستی بیای پارک؟
.که بازی کردن مردم رو ببینم
چرا فقط میخوای بازی کردن بقیه رو ببینی؟
.برو باهاشون بازی کن
.تومو و گوندو هم باهات میان
.فکر نکنم دیگه اوضاع اینطوری پیش بره
چیزی شده؟
امروز تو مدرسه یه حرف واقعاً ،بدی به میسوزو-چان زدم
.و الانم دارم در حق تومو بدی میکنم
...من
.تومو رو احمق فرض نکن
،نمیدونم چیکار کردی
ولی تومو از اوناش نیست که از .دوستاش به این راحتی دست بکشه
.خیلی خب. واسه امروز تو منو گیر آوردی
با من بازی میکنی؟
.فقط یکم
چرا؟
چرا اوضاع همچین شد؟
چه قیشنگه، پس این اتاق توعه ها؟
.فقط برو. لطفاً التماست میکنم
.خیر
،ببین موضوع اینه که، یکی هست که من دوستش دارم
.فقط هنوز رسمی نشده
خب به من چه؟
،اگه درست نشه .میشه گفت تقصیر تو هم هست
ها؟ تقصیر من؟
.بله
.برا همین من اومدم اینجا کدورتها رو کنار بزاریم
یکم عذابت میدم باشه؟ گریه نکنیا
کی، من؟
.بزن بریم
.ببینم چه میکنی
.اگه حوصلهت سر رفته برو خونتون خو
.موووها
...چه غلطی داری میکنی
!مو
.هاها
!!ای-این دختره منو میترسونه
!بسه دیگه
.من کاری نمیکنم که
چرا از دخترا میترسی؟
نسبت به تومو هم همچین واکنشی داری، نه؟
.بیچاره تومو-چان
اگه بخوای اینطوری رفتار کنی، دیگه .نمیتونی باهاش باشی
جون؟ مگه با کارول-چان نبودی تو امروز؟
!ج-جون؟
.شرمنده
من فقط... از جایی که انتظارشو نداشتم .ضربه خوردم
ینی چی میتونه مردی مثل تو رو زمین بزنه؟
.اون جوجه طلایی راست میگفت
.ولی من هنوزم نمیتونم تومو رو کامل به چشم دختر ببینم
...شرط میبندم به خاطر اینه که
.هنوز اون مسابقه تک به تک رو نرفتیم
مشکل چیه؟
.اگه چیزی باشه کمکت میکنم
.نه
.چیزی نیست که تو بتونی کمک کنی
...منظورم اینه در موردش صحبت کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.