Prvních 139 řádků.
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
محلهی چینیها ناگاساکی
،دجیما، محلهی چینی ...مناطق تفریحی
جالبه که این همهچیز توی همچین زمین .کوچیکی قرار گرفتن
...دوست دارم بدونم
اون چیه؟
.خبر بد که شاخودم نداره
اونجا آدم زندگی میکنه؟
خونهی مردمیه که یا خیلی فقیرن یا اینقدر مشکل دارن که .نمیتونن توی شهر زندگی کنن
.بیا بریم
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت سوم ثروت ناپایدار و بیثبات است
!ساکاتا-ساما! قسم میخورم ...اشتباه شده! من هیچوقت همچین کاری
.ساکت باش. همهی شواهد برعلیه توئن
دعوا شده؟
!هی
...ساکاتا-ساما
نمیخوای ساکت بشی؟
...التماستون میکنم! لطفاً
.نزدیک من نیا
همهچیز رو دربارهی نحوهی قاچاق تریاک و فروش غیرقانونیشون
.توسط تو میدونیم
دیوانگیه! مغازهی من ۴نسله که !داره درست کار میکنه
چرا باید سمت اون تریاک لعنتی برم؟
.و با این حال مدارک موثقی داریم
.بله، قربان
...چهطور میتونید
.تریاک، گفته بودن که
.آقای کائو-یا خیلی صادقه ...امکان نداره که اون
.اینجا رو ببین
تریاک توی مجسمهی بودا ...مخفی شده
.دقیقاً مطابق گفتهی زنت
زنم؟
!امکان نداره! یه مشکلی پیش اومده
.دیگه کافیه. ببرینش
...ساکاتا-ساما! زنم !زنم چی گفته؟
دهنتو نمیبندی؟
!ساکاتا-ساما! ساکاتا-ساما
.درست بازجوییش کنید
.شنیده بودم که با اتحادیهی کارگرا لج کردن
باید ساکت میموند و یه پولی .به دفتر دادگستری میداد
!برای چی همهتون ریختین اینجا؟
.وضعی شده
.بجنب بریم
.بهتره کاری به کار ساکاتا-ساما نداشته باشیم
چی شده بود؟
ها؟ جدی نفهمیدی؟
،صاحبمغازه بهشون باج نداده بود .اونا هم برای بقیه درس عبرتش کردن
پس هیچ کار اشتباهی نکرد؟ اون دیگه چهجور ساموراییای بود؟
.همچین فکری داری؟ جالبه
جدی؟
،خب اگه پولشون رو بدی .کاری به کارت ندارن
ترسناکتر از اون، ساموراییایه که پدرزنش ،رو بدون هیچ حرفی میکشه
.فقط بهخاطر این که بهش دستور داده بودن
.زود باش. بیا بریم
.درسته
!سوجی؟ سوجی؟ بیدار نمیشی؟
...اینقدر درو نکوب
.انگار توی مغزم داری میزنی
.شانس آشغال
چی کار داری؟
!بوی گند مشروب میدی
.مشکلی ندارم. دیروز یه برد بزرگ داشتم
مشکلیه؟
.چند روز پیش هم که گفتی چون باختی مست کردی
...چه ببری چه ببازی کارت همینه
.خب، جناب سوجی مست، مهمون داری
.سلام، شرمنده مزاحم شدم
بیخیال دکتر. نمیتونی هر وقت که .دلت خواست بلند شی بیای اینجا
مطمئنی میخوای اینجا زندگی کنی؟
.تو ساموراییای. میتونی یه جای بهتر پیدا کنی
...نه، من
.من دیگه یه رونینم
.اوه، جدی؟ خب، پس مشکلی نیست
.من هانا هستم
طبقهی پایین با پدر و دوتا برادر .کوچیکترم زندگی میکنم
!به خونه خوش اومدی
.ممنونم ازتون
!وای، نیو! یوئن-سان
.عذرخواهی میکنم
!هی، هی، هی! این دیگه چه کوفتیه؟
.شهر دیگه جای خالی نداره
فکری کردی خبر ندارم؟
فکر کردی اگه غیر این بود ...با اون بچهی لوس زندگی میکردم
...وایسا
!داری اونو آویزون من میکنی؟
...آره. اگه لطف کنی
.از این اجبار متاسفم
!اوه، عمراً
چرا باید یه سامورایی لعنتی رو تحمل کنم؟
.خب، بحث اجارهایه که ندادی
نیازه بگم کی این مدت هواتو داشت؟
!لعنتی
کوریما-سان چهطوره؟
خستهکنندهست. همهجا بردمش ولی اون .تمام مدت قیافهش مثل یه سنگ بود
چرا گذاشتی همچین آدمی بیاد بین ما؟
.میدونی از ساموراییها متنفرم
.کوریما-سان دیگه نمیتونه سامورایی باشه
کمک تو و سوجی رو برای پیداکردن .یه زندگی جدید نیاز داره
مگه یه سامورایی میتونه چیزی جز سامورایی باشه؟
.بهنظرم بستگی به خودش داره
.از سوالم طفره نرو، یوئن
یه سامورایی میتونه دست از چیزی که هست بکشه؟
یه قاتل میتونه دیگه قاتل نباشه؟
تو میتونی اینجوری زندگیت رو عوض کنی؟
...اگه ممکن بود
.شک داشتم که الآن من و تو سرش بحث میکردیم
.خب خیالم راحت شد
.بسته به جوابت، میخواستم بکشمت
ولی اگه اینجوریه، فایدهی انجام اینهمه کار واسهی اون چیه؟
،حتی اگه نتونه
تو فرقی بین تلاش برای یه زندگی جدید
و مردن بدون هیچ راهحلی نمیبینی؟
.خیلی مطمئن نیستم
.سوجی-دونو
!خفه! حرف نباشه
!گوش کن! کل جات اندازهی یه تشکه و بس
!نمیخوای؟ راهتو بگیر و گم شو
.سوجی-دونو
!هان؟! مشکلیه؟
.قدردان لطفتون هستم
...با این کارا نمیتونی اذیتم کنی
...ایساریزاوا-سان، مهمونتون
.منتظرن
.میتونید بعداً با ما وقت بگذرونید
.میدونی چیه؟ حق با شماست
.همین کارو میکنم
.ببخشید منتظر موندی آویزون منن، میدونی که؟
مشکلی نیست. امروز چه کاری از دستم برمیآد؟
خب مطمئنم قتل اون سامورایی ساتسوما .حدود یه ماه پیش رو یادته
،یه دیوونه رفت و تعدادی از افراد ساتسوما رو کشت
...و فکر این که اگه هنوز توی ناگاساکی مخفی باشه
خب، بذار بگم که !بهخاطر اون بیخوابی به سرم زده
.هی
!بله
باور داریم که یه سامورایی از ساتسوما .بهنام کوریما رایزو قاتله
یک ماه پیش زیر پل ،آمیگاسا داشت استراحت میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.