Prvních 200 řádků.
...آنچه گذشت
وقتی زنگوله 12بار صدا کنه
اتش جهنم تا چندین مایل همه چیز رو نابود می کنه
...در این مورد
همه ما رو در میستیک فالز
حالا شما رو زن و شوهر اعلام می کنم
می تونی عروس رو ببوسی برادر کوچولو
ما خوبیم
هرکاری که می کنید ادامه اش بدید
فکر می کنم مستقیم دارن از تو مکش می کنن
ولی من که جادو ندارم
البته که داری عشقم
اگه کید مسئول جهنم نیست، پس کیه؟
کسی که بخاطر کاری که باهاش کردیم دنبال انتقامه
کاترین
ببین، اگه کاترین برگشته یعنی جهنم هنوز وجود داره
باید راهی پیدا کنیم تا خودِ بُعد رو نابود کنیم
نابودی جهنم، باعث نابودی کاترین میشه
اون می خواد میستیک فالز رو خاکستر کنه
با اتش جهنم
حتی اگه کاترین زنگوله رو بزنه نمی تونه اتش جهنم درست کنه
فقط کسی از شجره خونی مکسول می تونه اینکارو بکنه
نه من اینکارو می کنم نه بابا
پس خوبه که تک فرزند نبودی
جزاینکه ویکی مرده
اره
تااینکه پسرم دروازه ای به جهنم باز کرد
...بانی
چی شد؟
جادو براش زیادی بود
بیا
بانی؟
هی . نه نه نه
-خدای من -نه. اینکارو نکن
بانی
یالا بانی
بانی؟
الینا
- الینا - سلام
سلام
فکر نمی کردم دیگه هرگز ببینمت
نه
نه. وایسا
قرار نیست اینجوری باشه
نه. تو نباید بمیری
هنوز نه
تو باید زندگی کنی و پیر بشی و بچه دار بشی
- و نوه دار بشی -من خوبم
حالا می تونم با انزو باشم
- نه. این غلطه - الینا
من اماده ام
خب، من اماده نیستم
انزو
ببخشید عشقم. ولی الان وقتش نیست
هی
من دیدمش
من الینا رو دیدم
:ترجمه و زیرنویس از Mohade$eh
ببخشید نمی تونم بذارم اینکارو بکنی
ببخشید. ولی کاری نمی تونی بکنی که جلومو بگیری
کجاست؟
افتاد بیرون
تو از پنجره پرتش کردی بیرون؟
تو که می دونی اون از قبل مرده بود
!دیمن
هی دیمن دیمن نکن
درواقع، اصلا هیچی نگو
کاترین پیرس همین الان اعلام جنگ کرده
و من به یه ذهن باز نیاز دارم
اون کار واقعا لازم بود؟
ویکی
تو یه اشغالی
تو نمی تونی جلومو بگیری این برگ برنده من برای خروج از جهنمه
و من ازش استفاده می کنم
...کاترین نجات
!دیمن
اروم باش. فقط دارم یه نظریه رو ازمایش می کنم
...منتظر باش
اره، از یه میخ هم بی جون تره
و من هی برمی گردم، پشت سرهم
تو باید قانعش کنی این زنگوله رو نزنه
می فهمی؟
سرنوشت میستیک فالز توی دست تو
- و خانواده ته. پس یه کاری کن - تو کجا میری؟
باتوجه به اینکه شکست می خوری پس یه جورایی احمقانه است
که اینجا بمونم
کار دارم
باورم نمیشه اینجایی
من نمی تونم یه تجدیددیدار احساسی باهات داشته باشم مت
دوستت دارم و متاسفم
ولی کاترین بهم گفت این زنگوله رو
هر 5دقیقه یک بار بزنم تااینکه میستیک فالز بسوزه
تو باید خودت رو نجات بدی من دارم همینکارو می کنم
ویک، این خونه ماست
این خونه توئه
این شهر هیچ معنایی برای من نداره
می خوای حرف کاترین پیرس رو باور کنی؟
!اون دروغگوئه
من نمی تونم برگردم اونجا
تو نمی دونی اونجا چطوریه
حداقل اینجوری
وقتی بمیرم، دیگه مردم. رفتم
و با این مشکلی ندارم
باید یه راهی باشه
تنها شانسمون اینه که داناوان یه جوری بتونه
خواهر داغونش رو قانع کنه
که جهنم اونقدرا هم بد نیست
ایناهاش. مت
بله. منم کلانتر داناوان
پروتکل تخلیه شهر رو فعال کنید
نشت گاز
اره. دوباره
باید یه چیزی باشه که بهش توجه نکردیم
نچ. کاترین برنده شد
اون این بازی طولانی رو بازی کرد و بالاخره ما رو شکست داد
چی؟
کمی قبل، قلب بانی ایستاد
گفت الینا رو دید
دیمن؟
الینا
چه خبره؟
...بانی
حال بانی خوبه
حال هردوتون خوبه
من بیدار شدم؟
تو بیدار شدی
نه
نه نه نه
بی ادب
حتما شوخی می کنی
کاترین
سلام برادرها
تنهایی باید بنوشم؟
الینا کجاست؟
مرده
ازلحاظ فنی توی یه کمای روحیه
جسمش... کجاس؟
اینو من باید بدونم و شما نباید بدونید
امیدوارم از نمایش کوچیکی که براتون
اجرا کردم لذت برده باشید
خیلی باحال بود که می دیدم شما بر شیطان مسلط شدید
مخصوصا باتوجه به اینکه
از لحظه ای که پامو تو جهنم گذاشتم
شیطان رو توی دستام داشتم
فکر می کنی واسه چی شما رو می خواست؟
چون من شما رو می خواستم
لعنتی، کاترین
الینا کجاست؟
این واقعا یه انتقام بی نقصه
ساعت 10شب، میستیک فالز می سوزه
الینای باارزش می سوزه
و فکر کنم یکی از شما سالواتوره ها
با اون نابود میشید
الان باید شرط ببندم؟
خب، اون خفه اش کرد
وقتمون داره تموم میشه باید الینا رو پیدا کنیم
بریم
نوه من کجاست؟ تیکی کجاس؟
- !بابا - مت! من صدای زنگوله رو شنیدم
... و بعد وقتی گفتن باید تخلیه کنیم
باید سوار یه ون بشی
تا بتونن به گراو هیل منتقلت کنن
وایسا ولی اگه تو کسی نیستی ...که داره زنگوله رو می زنه پس
پس مشکل چیه؟
کار ویکیه بابا
چی؟
تو خونه نیست
دیمن داره زمین ها و قبرستان رو چک می کنه
به دبیرستان سر زدید؟
بعدش می خوام برم اونجا
باشه. اونجا می بینمت
باشه. بانی توی ماشین پیش دختراس
من کتابای بچه ها رو برداشتم
چیز دیگه ای لازم داریم؟
بقیه چیزا رو میشه جایگزین کرد بریم
گوش کن، تو باید بری
من اینجا می مونم و به استفن کمک می کنم
برای چی به استفن کمک کنی؟
کاترین بدن الینا رو گرفته
پس باید کمکشون کنم پیداش کنن
نه نه کارولاین
تو می دونی که دیمن بدون الینا این شهر رو ترک نمی کنه
خب این مشکل تو نیست
قضیه الیناست ریک و اونا بهم نیاز دارن
- دخترات بهت نیاز دارن - اونا تو رو دارن
...باشه؟ فقط
یالا. اونا رو به اسلحه خونه ببر اونجا می بینمتون
- قول میدم - نه
لازم نیست بهت یاداوری کنم که ازدست دادن مادر چه حسی داره
مجبورم نکن به اون دخترا بگم تو مردی
چون کس دیگه ای بجز اونا رو توی اولویت گذاشتی
تو مجبور نمیشی
من صحیح و سالم از اینجا خارج میشم
قول میدم
یالا. بیا از اینجا ببرمت بیرون
یالا
نه
نه نه نه
لعنتی
یالا، به حرکت ادامه بدید
No comments yet. Be the first to leave one.