Prvních 200 řádků.
این یکی
بعد اینکه این عکس گرفت
پدرش فوت شد
بخاطر همین نتونست این سالنامه رو بگیره
شنیدم فرستادنش یتیم خونه
آیگو خیلی دلم براش میسوخت
بچه باهوش و مهربونی بود
...برادرش هر روز تو زمین بازی
منتظر میموند تا اون کلاسش تموم بشه
من اغلب میاوردمش دفتر و بهش غذا میدادم
خیلی هم بچه مودبی بود
بخاطر تشکر از من میخواست تعظیم کنه بهم
واقعا وحشتناک غم انگیزه
چطور میشه همچین اتفاقاتی براشون بیفته
فکر کنم باید دست به کار بشم
نمی تونم اینطوری ول کنم
= قسمت 30=-
!هیون وو !هیون وو
باید باهات حرف بزنم
ببین
...آیا تو
هی جونگ یون
جونگ هوا اونی
اونجا چکار میکنی؟ بیا کمک کن
هیوون وو الان بر میگردم همینجا منتظر باش
باشه؟
اومدم اونی
اون آقاهه کیه؟
کسی نیست ، یکی از همسایه هاس
بریم تو ...واسه چی اومدی؟ برای تعطیلات اومدی؟
خوب شد ...چمدونهامو بیار
بریم تو یی بین
منتظر بمون ...فهمیدی؟
وای خدا ببین کی اومده - جونگ هوا -
ای خدا دختر نازم
خیلی دلم برات تنگ شده بود بابا
چند ساله ندیدمت
چرا بهمون نگفتی که داری میای
سوپرایز شدین؟
معلومه که شدیم
بابا
دایی ، زن دادیی جونگ هوا اومده
داد نزن همو دیدن
پدر یه ذره هم عوض نشدی
اصلا پیر نشدی
الکی نگو ، کی گفته پیر نشدم
میدونی چند ساله میگذره
هی هان جونگ هوا دلت برا مادر بزرگت تنگ نشده؟
حال شما چطوره مادر بزرگ؟
لازم نکرده سوال خشک و خالی کنی
این سر و صداها چیه کی اومده؟
وای ...جونگ هوا
مامان چرا اینقدر پیر شدی
اتفاقی برات افتاده؟
مریض شدی؟
به چه جراتی با مامانت اینطوری حرف میزنی؟
اونم مادری که سالها ندیدیش
خجالت نمی کشی همچین سوالی ازش می پرسی؟
از دست بچه های ناخلفش به این حال و روز افتاده
تو چرا بدون خبر اومدی؟
شوهر و مادر شوهرت کجان؟
نمی ذاری آدم بشینه اینقدر سوال میکنی؟
لطفا اول برام غذا درست کن
اصلا غذای هواپیما خوب نبود
این روزها حتی غذاهای فرست کلاس هواپیما به درد نمیخوره
چرا معطلی
ازت خواستم غذا برام درست کنی
زود باش
لعنت
رفت تو؟
چطوری مجبورش کنم بیاد بیرون؟
نباید فرصتو از دست میدادم
اسمت یی بینه؟
وقتی خیلی کوچولو بودی دیده بودمت تا الان
یی بین من مادر بزرگ مامانتم
خودمو معرفی کردم ، سلام
اون چشه؟
خب دوبار که بیشتر شمارو ندیده احتمالا احساس ناراحتی میکنه
اینم آخه افتخار داره دختر جون
هر چقدرم زندگی تون تو امریکا خوب بوده باشه
چطوری تو این 5 سال یه بارم نیومدی دیدن خانوادت
مگه انجا بیکار بودم؟ - مثلا چکار میکردی؟ -
....کار گویندگی به اون خوبی رو ول کردی
بعدش فوری رفتین امریکا
از وقتی این بچه بدنیا اومده ما فقط یه بار بیشتر ندیدیمش
زنهای خونه دار تو مریکا خیلی کارشون زیاده
فقط زنهای امریکایی کار دارن؟
زنهای خونه دار کره ای که کارشون بیشتره
اونجا دیگه حداقل این همه مراسم و جشن ندارن
تا مجبور شن کلی کیمچی درست کنن
تو هنوزم خیلی تند و پررویی
یه ذره هم عوض نشدی
مادر داره غذا میخوره
خانواده شوهرت خوبن؟
بله - شوهرت چی اونم خوبه ؟ -
جواب بده
پرسید جیمز جونگ حالش خوبه یا نه؟
میخوایم بدونیم آقای وکیل حسابی پول در میاره یا نه؟
بله کارش خوبه
مامان نیم پخت درستش کن
باشه فهمیدم
..خیلی خوب میشد که ببینمت بخاطر همین برای آخرین بار بهت زنگ زدم
قبل از اینکه برم
باید یه چیزی بهت میگفتم
تو یه برادر بزرگتر داری
گفتم یه برادر بزرگتر داری
تو یه پدر داری ولی باید برادرتو پیدا کنی تا بتونی با خوشحالی زندگی کنی
شماره مورد نظر در دسترس نیست
لطفا دوباره امتحان کنید
یی بین واقعا خوشگله
یه ذره به باباش رفته
دقیقا شبیه مامانشه
راست میگی اصلا به آه این نرفته
میدونم
چقدر خوردنی
سلام سونگ جین - اومدی -
شام خوردی؟ - خوردم -
یی بین این دایی ته سلام کن
سلام
جونگ هوا اومده؟
آره اومده ... رفته دوش بگیره وقتی اومد بیرون چاق سلامتی کنین
باشه
سلام یی بین
خیلی وقته ندیدمت اصلا نشناختمت
خیلی بزرگ شدی
سلام جونگ هوا
خیلی وقته میگذره ...شوهرت خوبه؟
هنوز اینجا زندگی میکنی؟ - چی؟ -
تا کی میخوای تو این خونه زندگی کنی؟
وقتش نشده از پدر مادرت جدا شی؟
معلوم هست داری چی میگی؟ - جونگ هوا -
راست میگم بابا؟ سالهاس داره با ما زندگی میکنه
الان دیگه بزرگ شده باید رو پای خودش وایسه
دختره پررو - بابا -
هنوزم این نصفه پسرتو از من بیشتر دوست داری؟
چی گفتی؟
هی این مزخرفات چیه میگی؟
از 5 سال پیش که گذاشتی رفتی
بهترین همدم ما این بچه بوده
مگه من چیزی گفتم
دارم میگم دیگه به اندازه کافی بزرگ شده
هی جونگ هوا زود باش دنبالم بیا باید حرف بزنیم
چی شده ؟ - دنبالم بیا ببینم -
...مامان - ساکت باش -
دختره یه ذره عقل تو سرش نیست
.سونگ جون
دیوونه شدی؟ چرا اینطوری میکنی؟ - مگه چکار کردم؟ -
لطفا تمومش کن - تو مثل اینکه مشکل داری -
از همون اول که اومد اینجا
خودتم باهاش خیلی مهربون بودی
الان دیگه 30 سالش شده
چطوری تونستی 20 سال تحملش کنی
هی - الان دیگه مرد گنده شده -
بهش بگو زودتر از اینجا بره
من نمی فهمم این خانواده من چشونه
موضوع سونگ جون بذار کنار در مورد خودت بگو
در مورد چی؟ - چرا هنوز شوهرت یه بارم بهت زنگ نزده؟ -
از وقتی اومدی اینجا اصلا به ما هم زنگ نزده
میدونی چقدر وقته صدای دامادمو نشنیدم
نمی خواد نگران اون باشی
.جونگ هوا
میدونی جونگ هوا برگشته کره؟
بله امروز ساعت 2 رسید فرودگاه اینچون
حالا که دختر از خود راضیش برگشته
برای ما خیلی بهتر شده
...در خواست طلاق جیمز جونگ
هنوز تو واشنگتون تموم نشده
...گزارش شده که
از جیمز به عنوان بچه ننه شکایت کرده
و با مادر پسره درگیری کرده
احتمال اینکه جونگ هوا برنده بشه زیاده
احتمالش زیاده که همه امتیازات بهش داده بشه
مطمئنم که هان هیونگ سوپ خیلی حالش گرفته میشه
معلومه که برای والدین خیلی سخته ببینن
دخترشون طلاق گرفته
این درد در مقایسه با دردی که مردم بخاطر مردن عزیزاشون می کشی هیچی نیست
...دلم میخوام اون احساس مرگ عزیزو
به باباش با زیر پا افتادن دخترش بهش بچشونم
باید یه راهی پیدا کنم
پدرت چی؟ - به طور ناجوانمردانه ای مرد -
در نهایت اون راننده خودشو کشت
بخاطر همین برادرم گم شد
دوتا پسر داشت
منو به فرزند خوندگی گرفتم بخاطر همین دنبال برادرمم
برادرمو 20 ساله گم کردم
پس
...میخواستی اینکارو بکنی
مامان
!مامان
مامان دخترت برگشته چرا به روی خودت نمیاری
!مامان
ای ری من سرما خوردم
بخاطر همین نمی تونم برات بخونم
مثل هر شب زیر پنجره ات
...بخاطر همین میخوام بیای
همون جایی که اولین بوسه رو داشتیم
...من هنوز بوی لبهات یادمه
وقتی اولین بار همو بوسیدیم
مرتیکه عوضی
چقدر پست
No comments yet. Be the first to leave one.