Quantum Supremacy

Quantum Supremacy

Stáhnout Farsi/persian titulky

Informace o verzi

Quantum Supremacy 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Komentář od Samurai_EP

Tagy

webdl
machine_translated
Zveřejněno: 2026-07-02
Stažení: 15
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi/persian

Prvních 200 řádků.

‫زمینی به آسداریا،‬

‫ما منتقل شده‌ایم و در مسیر شروع بررسی تشعشعات هستیم.‬

‫راجر، کاپیتان.‬

‫بررسی تشعشعات. ما در سیورت‌ها کجا هستیم؟‬

‫حدود ۱۱۰.‬

‫این هنوز خیلی بالاست.‬

‫ما باید سطح را حداقل به ۱۰۰ سیورت کاهش دهیم.‬

‫تقریباً رسیدیم. فقط صبور باش.‬

‫اگر چیز بهتری نمی‌دانستم، می‌گفتم کسی یا چیزی‬

‫ما را روی این سیاره نمی‌خواهد.‬

‫این ربع دارای ویژگی‌های بسیار زیادی است که می‌تواند‬

‫از یک پایگاه جدید، احتمالاً یک مستعمره جدید، پشتیبانی کنید.‬

‫اما این اپتیک‌های تابشی ناگهانی،‬

‫آنها منطقی نیستند.‬

‫هر دفعه که فکر می‌کنم از پسش برمی‌آییم،‬

‫سطوح ناپایدار می‌شوند.‬

‫الان فشار آب به ۱۰۸ سیورت رسیده.‬

‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم داره افت می‌کنه.‬

‫و سطح سیورت‌ها در آب به ۹۹ می‌رسد.‬

‫رومینف، کاپیتان، اینجایید.‬

‫ما چیزی شبیه به یک تماس اضطراری دریافت کرده‌ایم‬

‫از فرماندهی مادر.‬

‫سپس ارتباطات قطع شد. سیگنال کاملاً متوقف شد.‬

‫ما را برگردانید. هر چه سریعتر یک جلسه توجیهی کامل ترتیب دهید.‬

‫به نظر می‌رسد که R&R باید صبر کند.‬

‫هاها، هاها.‬

‫داستان زندگی من.‬

‫رومینف، گزارش وضعیت . ما کجاییم؟‬

‫انگار همه ارتباطات‬

‫ماهواره‌ها آفلاین هستند.‬

‫چیزی جز هوای مرده وجود ندارد.‬

‫خب، ماهواره‌های گمشده مشخصاً‬

‫دلیل اینکه ارتباطات متوقف شده است.‬

‫به همه اون آشغالا نگاه کن.‬

‫افسر کی.کی، آیا می‌توانید تأیید کنید که آنها نابود شده‌اند؟‬

‫می‌ترسم اوضاع از آنچه فکر می‌کردیم بدتر باشد.‬

‫هر که این کار را کرده،‬

‫برای حمله به آن تعداد ماهواره، همه به طور همزمان،‬

‫چه کسی می‌توانست چنین چیزی را راه‌اندازی کند؟‬

‫منطقی نیست.‬

‫حتی اگر به ماهواره‌ها حمله شود،‬

‫من با هیچ فناوری‌ای که بتواند‬

‫آنها را نابود کنید و ناشناخته بمانید.‬

‫نظریه‌ای وجود دارد؟‬

‫بررسی جوی هیچ سیاه‌چاله‌ای را در این منطقه نشان نمی‌دهد،‬

‫بنابراین آنها به طور تصادفی به داخل کشیده نشدند .‬

‫در مورد سیاره وستا چطور؟ خبری از آنها دارید؟‬

‫هیچی، آقا.‬

‫چه جهنمی؟‬

‫دستور، کاپیتان.‬

‫نمی‌خواستم خدمه را نگران کنم،‬

‫اما دیروز یه تماس عجیب از مادر کامند داشتم .‬

‫ظاهراً ماهواره‌ها در سراسر کهکشان از کار افتاده‌اند.‬

‫آیا آنها می‌دانند چگونه؟‬

‫آنها مطمئن نبودند.‬

‫ظاهراً توسط کد فعال شده است.‬

‫مکانیسم خود تخریبی؟‬

‫یه چیزی شبیه به این، اما حتی عجیب‌تر هم میشه.‬

‫این کد به زبانی بود که هیچ کس نمی‌توانست آن را تشخیص دهد.‬

‫این غیرممکن است.‬

‫ظاهراً نه.‬

‫یعنی چی؟‬

‫یعنی ممکن است ما نوعی ویروس را تجربه کنیم.‬

‫ویروسی که تمام کهکشان را تحت تأثیر قرار داده است.‬

‫ما باید راهی برای پیام‌رسانی با فرماندهی مادر پیدا کنیم.‬

‫چه پیشنهادی دارید؟‬

‫مرکز قدرت در وستا.‬

‫آنها انرژی مورد نیاز یک ربع کامل از منظومه‌های سیاره‌ای را مهار می‌کنند.‬

‫موافقم، وستا صدها برج دارد‬

‫ما می‌توانیم برای ایجاد رله از آن استفاده کنیم.‬

‫شاید نزدیک‌ترین راه ما باشد.‬

‫ما می‌توانیم یک تیم را در عرض یک ساعت یا کمتر به آنجا منتقل کنیم .‬

‫پس این قضیه رو حل می‌کنه.‬

‫برنز، می‌خوام تیم پیشاهنگی‌ات رو تشکیل بدی.‬

‫قرار است ظرف یک ساعت به وستا منتقل شود .‬

‫اگر اینجا نتوانیم هیچ پاسخ محکمی پیدا کنیم ،‬

‫بعدش میبریمشون پایین.‬

‫ما قفل شده‌ایم، پر شده‌ایم و آماده‌ی پرتاب هستیم.‬

‫بعدش انجامش بدیم.‬

‫راجر، همین.‬

‫برنز، می‌خوام مثل برق بری و بیای اونجا، می‌شنوی؟‬

‫ما هیچ ایده‌ای نداریم که چه چیزی می‌تواند آن پایین باشد.‬

‫بلند و واضح، رئیس.‬

‫شمارش معکوس را در حال حرکت شروع کنید.‬

‫بله، قربان.‬

‫وضعیت پورت‌ها چطوره؟‬

‫آنها به خوبی تحت فشار مقاومت می‌کنند . همه چیز در نقطه‌ی مطلوب است.‬

‫و... اینجا...‬

‫ما ...‬

‫برو.‬

‫لعنت بهش.‬

‫چه جهنمی...‬

‫آیا این است؟‬

‫به‌روزرسانی من کجاست؟‬

‫این تیم کم‌کم دارد خودش را نشان می‌دهد.‬

‫خوبه. برنز، صدامو می‌شنوی ؟ چشمام کجان؟‬

‫چشمان شما اینجاست، آقا، اما من مطمئن نیستم چه می‌بینم.‬

‫هر چه که هست، این آن وستایی که من به یاد دارم نیست . انگار...‬

‫استعمار شده است.‬

‫منظورت چیه لعنتی؟‬

‫این یه تصاحبِ قدرته، قربان.‬

‫تیم تحقیقاتی چطور ؟‬

‫هزاران نفر اونجا زندگی می‌کنن.‬

‫هیچ‌کس را ندید.‬

‫به خدمه هشدار قرمز بدهید.‬

‫برنز، مواظب باش اون بیرون.‬

‫باشه، رفقا، مگر اینکه شرایط خلافش رو ثابت کنه،‬

‫این دقیقاً یک مأموریت شناسایی است.‬

‫لباس‌های ایمنی‌تان را بپوشید، سرتان را بالا بگیرید و چشمانتان را باز نگه دارید.‬

‫و بعد مسخره‌بازی درمیاری و خودت رو قایم می‌کنی؟‬

‫من از این شوخی و سبک سریت ممنونم، پسر، اما جدی میگم.‬

‫من به حواس همه در مورد همه چیز نیاز دارم.‬

‫اگه چیزی، چیزی دیدی ، یه چیزی بگو.‬

‫قربان، اگه یه بویی به مشاممون بخوره چی؟‬

‫مطمئن نیستم که استیکلر چند کلیک را به کار گرفته باشد.‬

‫بوی اونو حس می‌کنی، بلوز؟‬

‫خب، مردم، زنده به نظر برسید.‬

‫وضعیت.‬

‫مثل شهر ارواح شده، کاپیتان.‬

‫انگار همه چیز و همه کس از حرکت ایستادند.‬

‫بدون حرکت، و از آنچه می‌توانم بگویم،‬

‫هیچ جا برق نیست.‬

‫آیس، تو نکته رو بگیر. چشماتو روی شش تامون متمرکز کن.‬

‫بقیه شما، چشمتان به کنار.‬

‫نکته رو در نظر بگیر، آقا.‬

‫نشونه‌ای از مبارزه هست؟‬

‫هنوز هیچی، کاپیتان. هیچ نشونه‌ای از هیچی نیست.‬

‫اینجا مثل ماری سلست میمونه.‬

‫ماری سلست دیگه کیه؟‬

‫نه کی، چی؟‬

‫مگه کتاب‌های تاریخت رو نمی‌خونی، آیس؟‬

‫کتاب‌ها؟‬

‫این یارو اهل کجاست؟‬

‫آقا، اینجا.‬

‫چی داری؟‬

‫انگار خون است.‬

‫مقدار زیادی از آن.‬

‫کاپیتان، ما محل درگیری رو تایید کردیم.‬

‫حتماً یه اتفاقی این پایین افتاده و خوب نبوده.‬

‫یه چیزی بهم بگو که ندونم، برنز.‬

‫صدا پایین آمده است.‬

‫فقط با دست علامت دهید، مگر اینکه لازم باشد.‬

‫کاپیتان، ما با هم در ارتباطیم.‬

‫دوستانه؟‬

‫سرهای فلزی، آقا.‬

‫نه انسان، مسلح، و ساخته شده برای جنگ.‬

‫ربات‌های مسلح؟‬

‫ربات‌ها اونجا چیکار می‌کنن؟‬

‫شاید مشکل از پاور اصلی بوده‬

‫ما از آن آگاه نبودیم.‬

‫غیرممکنه!‬

‫درگیر نشو!‬

‫تکرار می‌کنم، دخالت نکنید!‬

‫از دید پنهان بمانید.‬

‫آیا می‌توانید به یک نقطه دید بالا دست پیدا کنید؟‬

‫یه برج کنار موقعیت ما هست ، قربان.‬

‫KK، آیا هنوز می‌توانیم سیگنال دریافت کنیم؟‬

‫از تیم بدون ماهواره؟‬

‫تأییدکننده.‬

‫کپی. برنز، برو بالای اون قسمت و شروع به اسکن کن.‬

‫ما باید بدونیم چند تا از اون ربات‌ها اون پایین هستن.‬

‫کپی کن، کاپیتان.‬

‫استیکلر، حس داری یه کم کوهنوردی کنی؟‬

‫بله، قربان! ما مراقب گشت‌های اینجا خواهیم بود.‬

‫اگر به تو بگویم صبر کن، در جایت خشکت می‌زند.‬

‫می‌شنوی سرباز؟‬

‫تأییدکننده.‬

‫منتظر باش، استیک.‬

‫پنج در پنج هستی. برو جلو.‬

‫گرفتم، آقا.‬

‫الان داره مخابره میشه.‬

‫قربان، سیگنال‌های اسکن دریافت شد.‬

‫برنز، کاری کن استیکلر دوباره با تیم متحد بشه.‬

‫توی سایه‌ها بمون و جلو نرو، تو اینجا منی؟‬

‫تا وقتی اسکن رو بررسی می‌کنیم، پشت خط بمون .‬

‫ببینید دقیقاً با چه چیزی اینجا سر و کار داریم.‬

‫راجر، کاپیتان.‬

‫اسکن‌ها را برای تجزیه و تحلیل به ناو هواپیمابر دیتور ارسال می‌کنم.‬

‫ورودی.‬

‫گوچا‬

‫این عجیب و غریب است.‬

‫قربان، به نظر می‌رسد که وجود دارد‬

‫صدها عدد از این ربات‌ها در داخل و اطراف مرکز انرژی وستا.‬

‫در مورد اشکال حیات ارگانیک چطور ؟ انسان یا موجودات فضایی؟‬

‫اسکن کردن.‬

‫تا الان که چیزی نمی‌بینم.‬

‫تنها چیزهایی که در وستا حرکت می‌کنند، پیچ و مهره‌ها هستند.‬

‫به اسکن کردن ادامه بده. مناطق صنعتی رو بررسی کن.‬

‫آقا،‬

‫من جایی رو پیدا کردم که شبیه محل تجمع موجودات زنده‌ست.‬

‫چند تا؟‬

‫ده‌ها تا، اگر نگوییم صدها تا، وجود دارد .‬

‫برنز، دیتور پیدا کرده است‬

‫مجموعه‌ای از موجودات زنده که در یک انبار کنار هم قرار گرفته‌اند‬

‫به سمت غرب موقعیت شما.‬

‫زنده هستن آقا؟‬

‫بله، اما هر اتفاقی که اونجا افتاده، یه نمایش مزخرف بوده.‬

‫تعداد اعضای تیم شما به طرز چشمگیری بیشتر است.‬

‫می‌خوام تو و تیمت به منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی LZ برگردین.‬

‫می‌خوام از اونجا بری بیرون.‬

Quantum Supremacy subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left