Prvních 187 řádků.
مترجم: Homa_WX
کلمه افتخـار
.بذار جراحاتت رو چک کنم
چی میخوای؟
گستاخ، تو از کجا اومدی؟
.به تو ربطی نداره
.فقط از تو خوشم نمیاد
.خیلی خب، دیگه نجنگین
لعنت
من الان حسی که زنها بی دلیل مورد آزار .و اذیت قرار میگیرن رو تجربه کردم
ارشد یه
ما تازه با هم آشنا شدیم، و هیچ شناختی .از هم نداریم
نمیتونم برای درمان جراحاتم شما رو به .دردسر بندازم
تو یه احمقی؟
چرا با این پسر پر افاده انقدر با احترام حرف میزنی؟
تو بهم چی گفتی؟
پر افاده؟
اشتباه میکنم؟
.یه نگاه به خودت توی آینه بنداز
.شاگرد چین هوای جانگ
،اگر نخوای من رو توی دردسر بندازی اونوقت چقدر دیگه میتونی عمر کنی؟
.لطفا نگران من نباشید
منظورش چیه؟
آ شو، اون داره جدی حرف میزنه؟
،اینکه جدی هستم یا نه
.وقتی لباسش رو دربیاره میفهمی
!خفه شو
آ شو
انتظار داری بهت چی بگه؟
اینکه چیزی به پایان عمرش نمونده؟
زده به سرت؟
کیه که نخواد زنده بمونه؟
شاگرد چین هوای جانگ
نقاط حساس توی بدنت دارن از هم ،میپاشن
درست مثل یک درختی که با خشک شدن .ریشه هاش میمیره
حتی اگر رئیس دره پزشکی به زندگی ،برگرده
اون بازم نمیتونه تو پسره ی کودن رو .نجات بده
آ شو
...اون
.اوه راستی، تو
استادت کیه؟
الان از چه سبکی استفاده کردی؟
اسم سبک رزمی من "پسرم رو در روز بارانی کتک میزنم، فقط چونکه زورم بهش میرسه" هستش پ.ن: منظورش از پسرم اینجا همون) (یه بای یی عه
.خودت رو مرده حساب کن
!لائو ون، ارشد یه. دست از دعوا بردارین
.داره بارون میگیره، بیاین برگردیم
،تو پسره ی مغرور
.از تمام قدرتت استفاده کردی
.قطعا با ده حرکت میتونم بکشمت
،پسر پرافاده ی بددهن
.تو به بالاترین میزان قدرت رسیدی
من بدون شک تا ده سال دیگه میتونم !بکشمت
.زبونت از مشتت قوی تره
.تو هم همینطور
.همدیگه رو ول کنین
.ارشد یه، شما استاد ماهری هستی
لزومی نداره با کسی ضعیفتر از خودت .درگیر بشی
یکیتون به ارشدها احترام نمیذاره و اونیکی .از کوچیکترها خوشش نمیاد
هدف این مبارزه چیه؟
مرگ و زندگی هر کسی به دست ...تقدیره. من
!چه تصادفی
.من عاشق جنگیدن با تقدیرم
.لباست رو در بیار و نشونم بده
.بذار ببینم توسط چه چیزی آسیب دیدی
منظورت چیه؟
تو واقعا میتونی درمانش کنی؟
تو کی هستی؟
،اگر درست حدس زده باشم
شما باید شمشیر جاودانه کوهستان چانگ .مینگ باشی
استادم همیشه به خاطر اینکه شمشیرت .رو بهش هدیه داده بودی ازت ممنون بود
!فکر نکنی که همه چیز رو میدونی، جوون
!شبح پیر، ازت یه سوال پرسیدم
واقعا میتونی جراحاتش رو درمان کنی؟
تو حق پرسیدن سوالی رو از من داری؟
.دارم بهت میگم، من آدم صبوری نیستم
.میخوام برای بار آخر ازت بپرسم
میخوای جراحاتت رو درمان کنی یا نه؟
.آ شو، بذار ببینم
!ولم کن
تمومش میکنی؟
دو تا مرد گنده این ساعت شب
.سعی دارن لباسای منو دربیارن
این چه نوع صحنه ایه؟
هردوتون میخواین ببینین؟
میخ؟
.حالا فهمیدم
،تعجبی نداره که نبضت ضعیف میزنه
.ولی هنوزم میتونی فعالیت کنی
این میخها نقاط طب سوزنی تو رو ،ثابت نگه میدارن
.تا در اثر نیروهای درونی از بین نرن
این ایده ی کی بوده؟
این هم هوشمندانه است و در عین حال .بی رحمانه
.خودم
خودت؟
تو واقعا میخوای خودت رو بکشی؟
.لباسات رو مرتب کن و دنبالم بیا
من از شاگرد چین هوای جانگ خواستم .بیاد اینجا
تو چرا اینجایی؟
ارشد، نظرت چیه؟
.دستت رو بده
چطوره؟ میتونی درمانش کنی؟
.البته که میتونم
،حتی اگر یکنفر مرده باشه
،تا وقتی که بدنش هنوز گرم باشه
من میتونم اونو برای مدت کوتاهی به .زندگی برگردونم
پس منتظر چی هستی؟
برای درمانش ازمون چی میخوای؟
.فقط بگو
اگر درخواست اولم
این باشه که برای سه روز و سه شب
،جلوی من زانو بزنی
،"و فریاد بکشی که "من یک احمق کورم
اینکارو میکنی؟
ارشد
شما غریزه ی تیزی داری
و تونستی بلافاصله بفهمی که
.من واقعا یک احمق کور هستم
،اگر بتونی اونو درمان کنی
،من حتی حاضرم برای سه ماه زانو بزنم
.سه روز که چیزی نیست
خب
تحقیر کردن یک آدم پوست کلفتی مثل تو
.به هر حال هیچ لذتی برام نداره
شاگرد چین هوای جانگ
میتونم کاری کنم تا ده سال دیگه زنده .بمونی
.بقیش به خودت ربط داره
ده سال؟
.همین کافیه
.بهتر از کافیه
خیلی خب
،اول
،من تمام هنرهای رزمیت رو از بین میبرم
.و نیروی درونیت از هم میپاشه
اعتراضی که نداری؟
چی؟
.همش تقصیر خودته
.تو الان فقط نصف نیروی خودت رو داری
،فقط توی شب تحملش سخته
.چون نیروی درونیت در گردشه
،وقتی که میخها رو از بدنت جدا کنم
نیروی درونیت
کاملا تمام نقاط حساست رو
.از بین میبره
،اگر نیروی درونیت رو از بین نبرم
.حتی نمیتونی از قدم اول هم عبور کنی
یعنی هیچ راه دیگه ای نیست
که مجبور نباشیم نیروی درونیش رو از بین ببریم؟
!البته که هست
اگر رئیس دره پزشکی
،هنوز تناسخ پیدا نکرده باشه
.پس میتونین برین دنبال روحش بگردین
ولی من فکر میکنم
اون دیگه توی این زندگی
.هیچ مهارت پزشکی نداره
.مرگ و زندگی هرکسی جزو تقدیرشه
بابت نگرانیتون برای من ازتون .ممنونم ارشد
.دیگه بیشتر از این مزاحمتون نمیشم
شاگرد چین هوای جانگ
.تو بچه پررو
چرا دنبال اون میری؟
رابطتون با هم چیه؟
!به تو چه
اقامتگاه مینگ سوی
!شاگرد چین هوای جانگ
.این یارو آدم خوبی نیست
!حواست بهش باشه
،هیچکس نمیتونه تا ابد جوان بمونه
.ولی هنوز کسایی هستن که جوانند
سرسرای زی یون
چقدر دیگه وقت داری؟
.حداقل دو سال
آ شو
لائو ون
هرکسی میتونه همچین حرفهای ،احمقانه ای رو بزنه
.ولی تو نمیتونی
آ شو
!جو زیشو
بدون مهارت های رزمیم
میتونم بازم خودم باشم؟
وقتی نمیتونم، پس به چه دلیلی باید زنده بمونم؟
!ولی تو باید زنده بمونی
،اگر زنده بمونی
،دنیا به اندازه کافی بزرگه
تا بتونم راهی برای برگردوندن مهارتهای !رزمیت پیدا کنم
،من ترجیح میدم ده روز آزادانه زندگی کنم
تا اینکه ده سال خلاف میل خودم زندگی .کنم
.اشکالی نداره، هنوزم فرصت هست
No comments yet. Be the first to leave one.