Prvních 200 řádků.
تيم ترجمه ي فيلم باران تقديم ميکند W w W . B a R a N m O v I e . T v
...سوال شماره 2
....يه شرايط سختي رو توصيف کنيد
يا يه بد شانسيي که ...تو زندگيتون پيش اومده
همينطور ازشون چه درسي گرفتين و چطوري شما رو براي آينده آماده کرد؟
جناب مسئول پذيرش اسم من "ساتر کيلي" هست و تا همين ديروز
.من بهترين دوست دختر لعنتي دنيا رو داشتم
هييممم...ميدونم ...يجورايي نبايد ميگفتم
لعنتي .ولي ببخشيد.دست خودم نبود
جدي ميگم .از رابطمون خوشم ميومد
.همه ما رو ميشناختن همه دوسمون داشتن
قدرتي داشتيم که .ميتونستيم روش حساب کنيم
حالا ،نمي خوام بگم .از اونايي بوديم که هر شب مهموني بوديم ولی بودیم
.ما به همه مهمونيا جون ميداديم
، "قبل از "کسيدي ....من اون قدر آدم اجتماعيي نبودم
اما اولين باري که باهم عشق بازي کرديم ....همه چيز عوض شد
من خيلي شهوتيم
.من دوستش داشتم
خيلي زياد
همه چيز داشت خوب پيش ميرفت ...يهو نميدونم که چي شد
"من فقط داشتم به بهترين دوستم "ري .کمک مي کردم،که بتونه يخورده توجه دخترا رو جلب کنه
.خب .کالين مارشال".عاليه"
خيلي قدش بلنده.مثل .پسرش يا يه همچين چيزي بنظر ميام
رفيق،من ديگه .از اين بهونه هات خسته شدم،اَه
...امشب .امشب ميتونه شب خوبي باشه
مثلا قراره چی بشه؟
ريکي"،امشب شبيه که" .قرار يکارايي کني
آره
.اوه.بله
.چندتا کار خیلی قشنگ
ميدوني ساتر،من چيزي .در مورد اين چيزا نميدونم
.چطور؟اونا فقط دخترن ديگه
.خونسرد باش.چيزي نميشه
اون برا چي بود؟
به نظر یه عامل بالقوه میاد
!!!همون مردي که دنبالش بوديم
!"چه خبر "تارا"،بِتِني چطورين دخترا؟
ميدوني از کجا ميتونيم چند تا آبجو گير بياريم؟ - !آره -
.فکر کنم بتونم کمکتون کنم - !باشه،بزن بريم -
.بزن بريم
عامل بالقوه رفیق.اینو میگن عامل بالقوه
.تو قهرمان مني - .ما اينيم ديگه -
آه،بتني تو دوستم ريکي رو ميشناسي ديگه؟
.اوه،لعنتي ،رفيق گوشيمو تو ماشين جا گذاشتم
، نه ،شما ادامه بديد .ما با اون يکي قايق ميايم
فعلا - خدا نگهدار -
.در مورد گوشيت خالي بستي - .دقيقاً -
.نمي تونم صبر کنم که از اينجا بريم
مي شه يه آهنگ ديگه بزاري؟
هاا؟دوست نداري اينو؟
.من عاشقشم.آرومم ميکنه
باید به شعرشم گوش بدی -
اون کيه؟ - .اوه -
ضرری نداشت.من فقط اونجا داشتم به دوستم .کمک مي کردم
اينکه مشکلي نداره؟ - هی -
اما يه چيز ديگه که مي دونم اينه که دارم - .متهم مي شم که از حد گذشتم يا يه همچين چيزي
منظورم اينکه،کاملاً .سوء تفاهم بود
اون جیگره کیه؟
!من هنوزم معنی این کارا رو نمیفهمم
اين براي ريکيه.من ....گذاشتمش تو قايق با
!تو یه پرونده ی بسته ای ساتر
.کسيدي .....نمي توني جدي باشي - !همه چي تمومه!همه چي -
،بخوام رو راست باشم .خيلي هم نگران رابطمون نبودم
ما با هم دعوا کرديم.اما خب همه زوجاي خوب دعواشون مي شه،مگه نه؟
.ببخشيد
تنها کاري که بايد مي کردم اين بود که ...آرومش کنم و بهش کاملاً توضيح بدم
....که چقد برام مهم بود ....چقد باهم خوب بوديم
و چقدر .رابطمون هدف دار بود
!!ساتر؟ تو اينجا چيکار ميکني؟
آهههه،کسيدي واقعا .لباسي که پوشيدي خيلي قشنگه
.لعنتي خيلي قشنگه
!عجب لباسي - .ممنون -
اون مسته يا يه چيزي زده؟ - .فک کنم -
خب،اگه بگيم مست بود گزينه 1 باشه ....و يه چيز ديگه هم گزينه 2
.و جواب قطعاً گزينه 2 نيست
!!ساتر - ببين پسر مي دونم اين زشته ،خب؟ -
...شايد بهتر باشه بيرون حرف بزنيم - .نه ،اين اصلاً هم زشت نيست -
مارکوس وست" داره با من حرف مي زنه؟" !عجب افتخاري پسر
.هي پسر بيا بريم تو ماشينم - !افتخار بزرگيه -
!ساتر -
...من کاملا معنی جمله ی" به کنار پرت شده " رو میفهمم -
.پس،من براتون عصر محشري رو آرزو مي کنم
...ساتر،چيزي که اينجا شد - .فقط بذار بره -
.اينطوري براش بهتره
خيلي ممنونم از اين همه صميميتي که بهم دادي خوشگلم
.تو خيلي دختر فهميده اي هستي،ولي نه تو عشق
.خيلي رک باشم .لعنت به تو
تو سختي مي خواي؟بد شانسي؟بدبختي؟ .خب،بفرماييد
من تو بدبختيم غرق خواهم شد؟ نه،همچين چيزي نمي شه .نه در مورد ساتر کيلي
....و در همون لحظه چرا فقط به اون بايد خوش بگذره؟
....بيرون که شبه قشنگيه .و منم تازه مي خوام کارمو شروع کنم
.هي دادا کارت شناساييت رو ببينم - هي آقا چه خبرا؟ -
.من بايد کارت شناساييت رو ببينم -
.اوه،من....داشتمشا،ولي يادم رفته بيارم -
نميدونم کجا جا گذاشتمش ...شايد همين جا باشه
،ببخشيد .ولي من کاري نمي تونم بکنم
.من رييس اينجا رو مي شناسم - .... کارت شناسايي نداشته باشي نمیتونی بری -
جان"؟"جان بزرگ"ديگه؟کوچيکه؟" - صاحب اينجا جان بزرگه ديگه؟
هي چه خبر دخترا؟
آمم،من 18 سالمه و همين الان دوست دخترم باهام بهم زد
...و بايد يه چيز بخورم
...پس،يکيتون،يا هرکدومتون
ميتونه لطفاً برام يه نوشيدني بگيره؟
!هوووو،شراب قرمز
هي کجا دارين ميرين؟ !هي!صب کنين!صب کنين
....من فک کردم که ما .ميخواييم باهم بريم بيرون
!بيخيال تورو خدا ....من نمي خوام که
.التماستون کنم
.شايدم کردم
.خدافظ
!هي،تو خوشگلي
!تو کاملاً يه پادشاه مي خواي
!يه پادشاه حروم زاده !هوووووو
"حال تماشايي"
سلام؟
هي
هي
سلام؟
.سلام.سلام
.سلام
.سلام
.اوه،خداي من تو زنده اي
.يه لحظه فک کردم که مُردي
.فک نکنم که مرده باشم
من کدوم گوريم؟
.آممم،تو وسط حياط هستي
تو مي دوني کي اينجا زندگي ميکنه؟
نه
.خدايا،حتما اينجا خوابم برده
.بيا،بذار کمکت کنم
ماشينم کدوم گوريه؟
.نمي دونم
ساتر همين دورو برا زندگي مي کني؟
چطور اسمم رو مي دوني؟
.هم مدرسه اييم .تو منو نميشناسي
....ميشناسمت.تو
...تو
...آممم - .من "اِيمي" هستم .ايمي فينيکي -
.همينو ميخواستم بگم .از آشنايي باهات خوشحالم
.منم همينطور
ايمي ساعت چنده؟
.آمم،تقريباً 6 صبح
تو الان داشتي از مهموني يا يه همچين چيزي برمي گشتي؟
.نه.نه .فقط ميخواستم روزنامه هام رو برسونم
.منظورم اينکه حقيقتاً مال من نيستن ...واسه مامانمن.ولی
...ديشب با نا پدريم رفتن کازينو
.فعلا هم که برنگشتن
کمک ميخواي؟ - ...پس منم -
برا رسوندشون؟ - آره -
.نه،نه،نه.من راحتم.خيلي ممنونم - .مي تونم کمکت کنم -
.خودم مي تونم
.ممنونم
...ايمي،مي دوني که ....تو مي خواي کل اين محله رو رانندگي کني
و منم نمي دونم که ...ماشينم کجاست
خب،فک کنم که .بتونيم بهم کمک کنيم
تو چي فکر ميکني؟
.سعي کن که پارکينگشون رو نشونه بگيري
باشه
نمي دونستم که رسوندن روزنامه .مي تونه يه کار خوب باشه
.بايد کلي پول در بياري - .آره،مامانم در مياره -
به تو چيزي نمي رسه؟ - .نه،به من يخورده مي رسه -
...آم،بيشترش ميره پاي قسطام،پس
اينکه منصفانه نيست.همه ي کارا رو تو مي کني،مگه نه؟
.يجورايي ،تقريبا
ايمي ،اون مادرته!اون .بايد قسطاي تو رو بده
.جدي ميگم.اين منصفانه نيست -
فک کنم تا آخر عمر مي خواي .همينطور تو اين کار بي تجربه بموني
.من مشکلي ندارم - .فک کنم ديگه پير شدم -
.بايد روز قبل منو مي ديدي
.وقتي که تويه ليگ کوچولو بودم ،بازوي قويي داشتم - واقعا؟ -
.آره.بابام ميگفت ميتونستم معروف بشم اگه ولش نمي کردم
آره
.اصلا تو خونته رفیق.ايول
!هوو
!آه ،لعنتي ،زدم به سگه
!جدي ميگم - !ساتر -
.داره هنوز راه ميره
!عجب!اين چرا اونوري رفتتتتتتت
ايمي فينيکي ميدوني چيه؟
و هر شبم تکراري شده بود و ديشبم که گند بود ..تا اينکه تو پيدات شد
.فک کنم بهتر باشه يه ناهار باهم بخوريم
.باشه
دوشنبه چطوره؟ - .باشه.دوشنبه خوبه -
.زود بيدار شدي
.آره
.دوباره بايد دوشيفت واسم
.اوه،ساتر بگم خدا چيکارت نکنه
از نخواستم که برام آويزونش کني؟
!ببين .ببين چطور چروک شده
همش 2 ثانيه طول ميکشيد تا برام آويزونش کني.چيز زيادي خواستم؟
.يادم رفت.ببخشيد
ميدوني،انگار .هيچکاري ازت برنمياد
.هي!من خيلي کارا ازم برمياد - !هي -
.اوه،ببخشيد.من متنفرم تو خوردن برشتوکت مزاحمت بشم
.ببخشيد مامان
.بعضي اوقات خيلي منو ياد پدرت مي ندازي
.خيلي خب،خيلي چيزا تو يخچال هست
،من براي شام خونه نيستم
.يا ميتوني به خواهرت زنگ بزني
...و ساتر - بله؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.