Prvních 200 řádků.
بسیارخب، ما... یه کار دیگه انجام میدیم
دلم میخواد حرف بزنم - البته -
آره خب، من… نمیتونم
چون من… فکرم خیلی مشغوله، میدونی
ببین، دلم میخواد حرف بزنم
واقعاً دلم میخواد حرف بزنم. خدای من
،دلم میخواد حرفاتو باور کنم اینکه میتونی کمک کنی
ولی یه هفتۀ دیگه انتظارمو میکشه
و میتونم حسش کنم
دَووم نمیارم
پس بذار کمکت کنم
بهم بگو دنبال چی هستی
دلم میخواد پلیس خوبی باشم
دلم میخواد کارهای… خوب انجام بدم
آره؟
دلم میخواد طبیعی باشم
گَشتِ دلتا، گزارش دادن چند تا جَوون
مزاحمت ایجاد کردن، میتونی بری ببینی
چه مشکلی توی خیابون پارک بوجود اومده؟
کسی میتونه بره ببینه چه خبر شده؟
،و بهنظر میرسه طرف لباس زنونه پوشیده حداقل از کَمَر به بالا
،داریم IRIR یه گزارش با عنوانِ کسی میتونه بره ببین چه اتفاقی افتاده؟
کسی نیست دلتا؟
…درخواستِ پاسخ فوری
متأسفم که میگم دوباره شمارۀ ۲۴ب خیابونِ استیرلنیگــه
« ترجمه از مهـرداد » .:: Mehrdadss ::.
!وای خدا، قشنگترش کردی
اون همه غذا رو کجا انبار میکنی؟ تو لُپای خوشگلت؟
بازم سوسیس و پوره سیب زمینی؟
آره، دوست داره - دیشب خورد -
دیشب با لوبیا خوردم، امشب با نخود
امشب با نخود
کم کم تبدیل به سوسیس میشه
نه، نمیشم - چرا میشی -
!هی - وَرِش داشت -
نزدیک بود - وَرِش داشت -
وَرِش داشتم
کاریه
بخور
دَرِ طبقۀ بالا؟
ببخشید - عیبی نداره -
یوهاهاها
غول در حالیکه دنبال جَک بود این جلمه رو گفت
کی اینو برات خریده؟
مامان بزرگ
دوستش داری؟ - خوبه -
ولی به خوبی پیکسار نیست نه؟
نه
کِسِل کنندهست
ولی میشه لطفاً بخونیش؟ - مزخرفه -
میدونم ولی دوست دارم بخونیش
باشه. کجا بودیم؟ - اونجا که گفت یوهاهاها -
اونجا که غولِ گفت یوهاهاها. باشه
خب گوش کن - بله؟ -
غولِ دنبال جکــه و میخواد بزنه تو سرش
…میگه یوهاها الان میترکونمت
راستش بخوای، جَک یکم ترسو بود
فرار میکنه
انقدر از ساقۀ لوبیا سریع سُر خورد اومد پائین که باسن سوخت
فهمیدی؟ مثل وقتی که تو مدرسه طناب بازی میکنی
!نمیتونی کنترلش کنی
!همهش واق واق میکنه
!صدای تلویزیون رو نمیشنوم
!صداش توی اتاق خواب و اتاق نشیمن میاد !اونم هر شب
…به خدا قسم، یکی از هیمن روزها این سگ رو
ریده بود توی پاگرد
وقتی که داشتم شام میخورد مزهش رو حس میکردم
شام؟ فکر میکنی کی هستی؟ - باشه. گوش کن. گوش کن -
تِرِوِر، آروم باش رفیق - منو تهدید کرد -
…کسی رو تهدید نکردم. اون سگ !خیر سرم میخوام شام بخورم
ازش شکایت میکنم
کسی شکایت نمیکنه، باشه؟
بچهبازه - بچهباز نیستم. خدای من -
همۀ روز پای کامپیوترشه و جَق میزنه
نه خیر - برام مهم نیست جَق میزنه یا نه -
خدا میدونه چی میبینه
جَق نمیزنم - دستتو بنداز پائین، باشه؟ -
همیشه شُرتِش پائینه و دستمال توالت دستشه
فقط و فقط جق میزنه
مِری، صداتو بیار پائین و تا
این سگ رو ننداختم پائین ببرش خونه
همۀ روز، میذاره سگِ بیرون باشه - میدونم، میدونم چیکار میکنه -
چون دیشب بهم گفتی نه؟ و ۳ بارم هفتۀ پیش
…دیگه نمیتونم تحمل - چرا داری اینکارو با من میکنی؟ -
چی؟ من… نمیدونم چی میگی - جواب سوال رو بده ترور -
چون ۵ دقیقهست شیفتم شروع شده و دوباره اومدم اینجا
!ولی عَنِ سگِ - فکر میکنی خوشم میاد؟ -
نه - !بالاخره -
بیخیال رفیق
ببین، من اگر با سگِ حرف بزنم به بهتره نتیجۀ بهتری میرسم، نه؟
ولی تو که اینطوری نیستی
دارم… دارم جون میکنم رفیق
میفهمی چی میگم؟ - !ولی عَنِ سگِ -
باشه. اگه یه بار دیگه اینکارو انجام بدی، میکشمت
میفهمی چی میگم؟
باشه؟ باشه، آفرین رفیق
حالا برو داخل. برو داخل ترو. آفرین پسر
اومدم اینجا مُداوا بشم. خب
و هر دومون میدونیم که مداوا نشدم
اگر مراقب خودت باشی و از خودت حمایت کنی
…و مهمتر از همه با خودت مهربون باشی
بهت کمک میکنه
میدونم، ولی در حال حاضر انگار پیادهم کردی
و رفتی
ابزارش رو بهت دادم - واقعاً دادی؟ -
منظورم این نبود. آره، میدونم که دادی
دادی. ممنون
ولی نمیتونم اینجوری ادامه بدم
من به ظاهر آدمم. کار نابودم کرده
هر شب، روم تُف میکنن، روی پوتینم خون هست
و هیچوقت هم تموم نمیشه
کار مهمیــه - واقعاً؟ -
،فکر نمیکنم مهم باشه بهنظرم مثلِ بازیِ موش و چکشــه
جز اینکه موشِ یه لباس فُرم تَنِشه
ولی باید روی کارِ خوبی که انجام میدی تمرکز کنی
آخرین باری که کار خوبی انجام دادم رو یادم نمیاد
فکر نمیکنم حقیقت داشته باشه
حقیقت داره
بله؟ - ندیدیش؟ -
کی رو؟ - کِیسی رو -
رفیق، ناسلامتی دارم کار میکنم - باید باهاش حرف بزنم -
…کی - …فکر میکنی کدوم -
یه کاری کردی نزدیک بود جلوی لِکسی فحش بدم
بهش سلام برسون
،بعد از اینکه کیسیِ مرکز شهر رو پیدا کردی خودت بیا بهش سلام کن
نه رفیق، نمیتونم اینکارو انجام بدم
بیخیال رفیق. انجامش بده - قرار نیست بهخاطر تو برم دنبال کسی -
ولی باید باهاش حرف بزنم
،دارم کار میکنم کارل فکر میکردم با هم یه قراری داشتیم
که وقتی سر کارم بیخیال این داستانا بشیم نه؟
قرار بی قرار رفیق. با کیسی کار دارم
چی شده؟ - به تو مربوط نیست -
نه، وقتی که ازم میخوای پیداش کنم بهم مربوط میشه
اون یه معتاده، ازش چی میخوای؟
بهم بدهکاره؟ - کارِ من شده وصول بدهی؟ -
چرا داری آب و تابش میدی؟
کمکم کن رفیق
نه، آب و تابش نمیدم
…ولی قرارمون این نبود نه؟ قرارمون این بود که
خدای من. از سامی دیویس جونیور هم
بیشتر آب و تابش میدی
کیسی رو پیدا کن
برو رد کارت کارل. خدای من
نباید اینو ببینه کارل. توش آدمکشی داره
عیبی نداره. واقعی نیست
باشه. چند بار باید بهت بگم؟ هنوز خیلی کوچیکه
برو مسواک بزن
هی، بیا بغلم
باید برم بیرون عزیزم - چرا امشب؟ -
چون آدمای بَد استراحت ندارن
تو که باید بهتر از همه بدونی
هوم - هوم -
نباید اینو ببینی، توش آدمکشی داره
برو دیگه کُسخل
عاشقتم - منم عاشقتم، مراقب باش -
علف رو رَد کن بیاد علف ندارم -
علف رو رد کن بیاد
من دیگه علف نمیکشم رفیق - بیخیال مارکو -
باشه، جیبهاتو خالی کن
لعنتی رفیق. کارت خیلی زشته، میدونی
کارت خیلی زشته
خب، مجبورم نکن دستمو بکنم تو کونت
دوست داری نه؟ - همهش همین بود؟ -
میبینم که ناراحت شدی رفیق - خدای من، رفیق -
باشه، علف کجاست؟ - علفی در کار نیست -
چرا باور نمیکنی؟ - چون دروغگویی، کارت همینه -
لعنتی - ولی بذار یه چیزی بهت بگم، خدای من -
این پول رو از کجا آوردی؟ - پولِ بیمۀ بیکاریمه -
این پول رو از کجا آوردی؟
اینکه ازم بپرسی بعدش بزنی تو سرم
باعث نمیشه بهت بگم - هی -
!هی، انقدر نزن تو سرم
لعنتی. وَرِشون دار مارکو
کیسی رو میشناسی؟
کیسیِ مرکز شهر؟
کجاست؟
احتمالاً مرکز شهره - به خدا قسم رفیق -
باشه، لعنتی
اطراف مغازهها میپلکه - باشه. کدوم مغازهها؟ -
مغازههای متروکه - همهشون متروکهان، دقیقتر بگو -
مغازههای مرکز شهر رفیق
سوار شو - هی رفیق -
فقط پلیسها و خبرچینها میشینن جلو
بشینم جلو کونم پارهست
بشین عقب. برام مهم نیست
لعنتی. هی، دوچرخهم چی؟
یا خدا
چی؟
!چیز دیگهای نمیخوای؟ یا خدا
پس مواد نمیفروشی مارکو؟ - بشین تا بهت بگم -
پس ۱۰۰ پوند پول رو از آوردی؟ - مهارت دارم رفیق -
نه رفیق. مهارت نداری، کُسخلی بیش نیستی ولی ۱۰۰ پوند پول داری
به یه نفر یه لطفی کردم - کی؟ چه لطفی؟ -
دوباره میخوای کارآگاه بازی دربیاری رفیق؟
بین خودمون میمونه، نه؟ - آره -
اِسناد نایج رو میشناسی؟ - نه -
خب، یه متاعی رو براش اوکی کردم
متاع؟
لباسهای فِیک. سنگین نبودن
لباس فُرم و اینا. ولی خوب بودن
No comments yet. Be the first to leave one.