Prvních 200 řádků.
ترجمه و زیرنویس این اثر تقدیم می شود به به دختری از جنس ایران و ابدیت، مهسا امینی
که در شهریور 1401 به دست سربازان ضحاک زمان .غریب و مظلوم و تنها به قتل رسید
و تقدیم به تمامی زنان و مادران مبارز ایران که تاریخ دیگر نظیر این زنان را به خود نخواهد دید
به نامِ زن. زندگی. آزادی
ویکتور. عزیزم. بیدار شو. ساعت 10 شد
یالا. بیدار شو
...دوباره به کارمون نمیرسیم. اگر تا قبل 12 اونجا نباشی
...وگرنه - وگرنه، چی؟ -
دنیا منهدم میشه؟ - بیخیال. مگه برات هزینه ای هم داره؟ -
هزینه وقت منه. بنزینِ. همه اینا هزینه ست
اینا برای من هزینه نیست؟ مگه سودی هم داره؟
شاید این دفعه یک شغل بهتر پیشنهاد دادن یالا. عزیز دل مادر
اعتراضات در روزهای آینده ادامه خواد داشت
معترضین خواهان شغل جدید با استانداردهای بالاتری هستند
با یکی از رهبران معترض تماس گرفتیم. لنا کاوِسکا
تلاش دولت با یارانه دادن به کارفرمایان و طرح خود اشتغالی بی نتیجه بود
نرخ بیکاری همچنان بالای 30% باقی مونده
وقتی فساد مطلق همه جای کشور رو گرفته
و رهبران اروپا مطلقا توجه ای به این مساله ندارن
مافیا. مافیا
هوا آفتابی گاهی با رگبارهای پراکنده
استعفا. استعفا
برای این هفته یک موزیک قدیمی داریم. قطعه ای از شهرمون ریترو
که ما رو به حال و هوای سال 1972 میبره
قطعه افسانه ای هی تو از لیوپچو کنستانتینوف
که توسط گروه ایندِکسی اجرا شده آهنگ برتر هفته رو می شنوید
شهر ریترو در رادیو شهر گروه ایندِکسی هی تو پسر جوان
آقا. 500 تا بزن
ممنون
تو آنا هستی؟ - معلومه که نیستم -
خب؟
خب. چیه؟ - این کارت مال تو نیست -
مال دوست دخترمه - خودش توی ماشینه؟ -
نه - خب؟ -
خب چیه؟ - مبلغ رو بکش -
کارت دیگه ای نداری؟ - نه. کارت دیگه ای ندارم. کارت آناست -
اما تو آنا نیستی - خانم. لطفا -
شطرنج که بازی نمی کنید. بذارید نقد بده و خداحافظ
ِ 500 دینار - یک پنی هم نقد ندارم -
الان چی کار کنم؟ - هیچی برید با نِی بنزین رو از باک ماشین بکشید -
اول مال من رو حساب کنید - یک لحظه. حساب ایشون هنوز بسته نشده -
رمز. لطفا
اشتباهه
کارت ملی میذارم
بعدا 500 دینار میارم و پس اش میگیرم
میدونم آنا. نمی تونستم بردارم
چرا کارت رو مسدود کردی؟
الان میرم داخل. من داد نمیزنم تویی که داد میزنی
من چی هستم؟ یک کون گشاد؟
آها. راجع به من اینطور فکر میکنی؟
آره. برای تو آسونه. فامیل های تو دکتر هستن
تو هم دکتری. خب. من کسی رو ندارم پشتم باشه
آنا. آنا
چند بار بهت گفتم؟ اینجا اداره خدمات اجتماعی نیست
اینجا اداره کاریابیِ
تعطیله
چند بار اومدم اینجا حسابش از دستم در رفته
فارغ التحصیل رشته سیاست های اجتماعی ...از دانشگاه فلسفه هستم اما
اما برای این رشته کار نیست
مادرم آدم مهمی نیست
توی خشکشویی کار میکنه و در کنارش ساختمان هم نظافت میکنه
هر ماه با مادرت صحبت میکنم
میدونستی ما با هم فامیل هستیم؟ - آها. آره -
مامان گفت پسر خاله سوم اش هستید. درسته؟ - نه. نه -
مادران ما دختر خاله دوم هستن. پس مادرت میشه خاله منه
تو و من پسر خاله سوم هستیم - عجب. پس عالیه -
تا حالا از 4 تا شغل انصراف دادی
یک بار دیگه انصراف بدی. تمومه
بیمه درمانت قطع میشه. سیستم هم خودکار حذف ات میکنه
.پسرخاله. تو هم بودی رد میکردی اولی توی انبار ماهی. به بوی ماهی حساسیت دارم
دومی هم تخلیه بار فروشگاه بود که بعدش رفتم عمل فتق
سومی هم نگهبان شب توی میدون تره بار بود میدونی شب ها چه بوی گندی میداد؟
چهارمی هم کارگاه خیاطی زنانه بود. الان پیشنهادت چیه؟
نظافتچی سینماهای پورن؟ - ببین. دیگه نمی تونی رد کنی -
تو پیشنهاد منو قبول می کنی بعدش برای انتقال به یک شغل دیگه می جنگیم
باشه؟
باشه
خب. اینو پر کن
نام. نام خانوادگی. شماره ملی
نظافتچیِ سینمای پورن نباشه. خب؟
کارگر معمولی توی خدمات اجتماعی
قبرستان اسکوپیه. برای تشیع جنازه. بخش خدمات و تجهیزات
گور کَنی؟ - بهش میگن کارگر معمولی -
کارگر معمولی توی تشیع جنازه. اون هم گور کَنی. پسر خاله
گور کن؟ من فارغ التحصیل رشته فلسفه ام
مگه منتظر یک شغل توی صندوق بازنشستگی نبودیم؟ - هنوز منتظریم -
به زودی یک صندلی اونجا خالی میشه اما قبلش باید یک جایی استخدام باشی
جای دیگه ای نیست؟ - هیچ میدونی کجا زندگی میکنی؟ -
هیچ شغلی توی این کشور نیست
دوست داری چه کاره بشی؟ مدیر کل؟
یک مدت کار کن ببینن سواد داری. بعد یک کار اداری میگیری
گور کنی کارِ من نیست. پسرخاله
.باشه ویکتور. هر جور راحتی هر کسی خودش سرنوشت اش رو میسازه
سلام منو به مادرت برسون. عبدالله رو بفرست داخل
عبدالله رو کجا بفرسته؟ - اینجا. بیاد داخل. مثل تو -
...فرض کن قبول کنم
بعدا توی اداره یک صندلی خالی میشه؟ - به مادرت خبرشو میدم -
کارت ملیت رو بده من و اونم پر کن
کارت ملی؟
نگو که بدون کارت ملی اومدی
دزد. دزد. بگیریدش
وایسا. وایسا. گفتم وایسا
پلاک ماشینت رو برداشتم
اقوام عزیز. دوستان. همسایگان
به تازگی یکی از فرزندان خدا الکسا دیمیتریِف رهسپار دیار باقی شد
براداران و خواهران عزیز
ما اینجا جمع شدیم برای بدرقه یک مرد بزرگ
زندگی اما یک سایه و یک رویاست
همه از خاک پدید آمدیم در نهایت به خاک بازمیگردیم
...انسان یک جسم فانی ست - کجا میری؟ -
یک تلفن بزنم - تو چت شده؟ -
اجازه ترک پست نداری - دفتر گفته دو بار اجازه استراحت داری -
کیرم تو دفتر - ای مسیحیان خدا ترس -
بیایید برای آرامش خانواده اش دعا کنیم - برگرد سرجات. تکون هم نخور -
برای به آرامش رسیدن جسم او
برای رسیدن به سرای بهشتی. برای روح او
خداوند، روح او را رحمت کند
به نام پدر. پسر. روح القدس
آمین. حالا اجازه دارید شمع ها رو خاموش کنید
وکیل قانونی آقای دیمیتریِف هستم
این وظیفه منه که آخرین خواسته ایشون رو برآورده کنم
و آخرین وصیت اش رو برای همه بخونم
در مراسم تشیع جنازه اش
موارد وصیت نامه به شرح زیر میباشد
دو خانه در سواحل وُدنو در براوکی، به مساحت 4 هزار متر مربع
یک ملک در ماوُرو به مساحت 2 هزار متر مربع
یک پورشه شاسی بلند قرمز A8 یک خودرو آئودی مدل
...و تمام پس انداز
به مبلغ 2 میلیون و 567 هزار یورو
و 420 هزار فرانک سوییس
خوشحالم که این تکه کاغذ
در دست وکیلم آشفتگی خانواده ما را به اتحاد تبدیل کرد
در این روز غم انگیز. سرشار از امیدها برای شما
پس از مدت ها ما دوباره کنار هم هستیم
مطمئن هستم حالا یک نفر جلوتر از همه نزدیک جنازه ام ایستاده
و او خواهرم اسلاو ست
کسی که در این دو سالی که بیمار بودم
حتی یکبار به دیدنم نیامد
حتی برای دیدار آخر و خداحافظی هم نیامد
در اینجا اعضای خانواده برادر مرحومم دوبره هستن
که بابت بخشی از ویلای ماوُرو از من شکایت کردند
هر چند که میدانستند سهم شان را وقتی برادرم زنده بود، دادم
با احترام به دو دختر عموی اولم ماری و دافینا
که او را فقط در عکس های قدیمی خانوادگی دیدم
چون از زمان فارق التحصیلی من همدیگر را ملاقات نکردیم
بیا بریم - نه. صبر کن. صبر کن -
می خوام بشنوم همه چیز رو به این جنده بخشیده
بعدش اگر تونست توی چشمام نگاه کنه
نمی تونه توی چشمای شما نگاه کنه. اون مُرده
بچه. بس کن دیگه با اون گوشی کیریت
خواهش می کنم
همه گوشی ها رو خاموش کنید. اینجوری نمی تونیم کار کنیم
همون طور که می بینید
آخرین خواسته من گرد هم آمدن عزیزانم بود
همسر اول من. یَسنا
که بعد از روند طاقت فرسای طلاق همه چیز را گرفت
و همسر فعلی من. مونیکا
زنی که من را در حسرت نگه داشت
و جراحی های پلاستیک او برای من بهای سنگینی داشت
حتی نتوانست تا دفن شدن من منتظر بماند
وقبل از مرگم به تخت خواب مدیر شرکت من حمله کرد
احمق. مگه بهت نگفتم؟
میدانم که مدیر کل شرکت هم اینجاست
کسی که همه چیز را میدانست اما حرفی از خیانت های مونیکا نزد
...مراسم تدفین هستم
می خوای سلفی بفرستم؟
قربان. چقدر طول میکشه؟
خداحافظ. تماس میگیرم
یک تیم ویژه وکلا
شرکت را منحل خواهند کرد و دیگر شرکتی وجود نخواهد داشت
...تمام ارثی که در این وصیت نامه ذکر شده را
به تنها کسی که واقعا استحقاق آن را دارد می سپارم
به کسی که من را در خانه ابدی و آرامش میگذارد
باشد که خاک سیاه بر من روشن شود
تقدیم به جوان ترین گورکنِ، مَزارم
چی؟
ببخشید. کی؟ - این؟ -
صبر کنید. بایستید. آروم باشید. صبر کنید
چرا اینجوری می کنید. صبر کنید. نزنید
.خواهش می کنم. دوستان - تو کی هستی؟
چه غلطی می کنید؟
بگو کی هستی؟ کی هستی کثافت؟
باز هم بوی الکل میاد
به نظر میاد تو بزرگترین تاوانِ بی شرفی من باشی
نمیدونم کی تو رو فرستاده تا نون بین ما کشیش ها تقسیم کنی
و همه جا راننده من باشی و مراقب همه چیز
منظورت کیه پدر کریس؟
عموی من. اسقف اعظمِ
مایه شرم اون میشی و احتمالا عامل مرگ توی جاده
همیشه بعد از هر تشیع جنازه دچار ضعف روحیه میشید
کجا بریم؟ - خودت میدونی کجا. صبح بهت گفتم -
کوه وُدنو؟
بله. کوه وُدنو
خانم پترا - بله. جولیا؟ -
...خیلی وقته که از مرگ آقای تودور گذشته. اما
من هنوز برای ایشون بشقاب میذارم
انگار هنوز اینجا هستن
شاید وقتش رسیده که به خودتون فرصت زندگی بدید
هنوز جوون هستید. شما زندگی دیگه ای در پیش دارین
میدونم جولیا
No comments yet. Be the first to leave one.