Specials

Informace o verzi

황후의 품격~The Last Empress E33-E34❤️(Barcode)❤️
Komentář od Mary_fall
❤️@barcodesubtitle❤️

Tagy

other
Zveřejněno: 2019-01-18
Stažení: 17
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

برو کنار - ملکه -

باید یه چیزی بهت بگم

نرو

اونجوری نگام نکن. خواهش میکنم

حتی یه لحظه ام نمیخوام توی هوایی که تو نفس میکشی نفس بکشم

برو کنار. گفتم برو کنار

نه. من امشب باید باهات باشم مهم نیست چی بشه

تو زن منی. ما ازدواج کردیم

هیچوقت ازت طلاق نمیگیرم

مجبورت میکنم تا روز مرگت زن من باشی

مرتیکه دیوانه

ولم کن - باهام بیا -

ولم کن

بس کنین لطفا

ول کن - نمیتونم -

چطور جرئت میکنی با دستور من مخالفت کنی؟

چون ووبین

داری چیکار میکنی؟

وقتی منو برادر خودتون دونستین بهم یه آرزو دادین

الان ازش استفاده میکنم

خواهش میکنم بزارین ملکه بره

چی؟

...من ملکه رو

دوست دارم

الان چی گفتی؟

با چه جرئتی زن منو میخوای؟

عقل از سرت پریده؟

...تو داری

منو مسخره میکنی

سرپرست چون؟

مهم نیست ازدواجم چقدر اوضاعش بد باشه

من بازم ملکه ی امپراتوری کره هستم

و هنوز همسر پادشاهم

چطور میتونی جلوی من همچین حرف نامحترمانه ای بزنی؟

فقط چون باهات خوش رفتار بودم و با هم صمیمی شدیم

دیگه بنظرت اونقدر راحت بنظر اومدم؟

آره کاملا حق داری عصبانی بشی

یه لحظه عقلمو از دست دادم

...متاسفم. فقط با خودم فکر کردم

بنظر معذب میومدین

این انتخاب من بود

و من با خواست خودم به دربار برگشتم

تمام تصمیم هارو منم که باید بگیرم و مسئولیتشون رو به عهده دارم

چه قصر رو ترک کنم و چه بمونم

تو در جایگاهی نیستی که دخالت کنی

من با کمال میل مجازاتم رو میپذیرم

طبیعتا اخراجی

شما با من مخالفی؟

اما ملکه ی من

فکر میکنم سرپرست چون برای یه لحظه کنترلش رو از دست داده بود

آخه چرا اینقدر باهاش خوش اخلاق بودین؟ اونم اشتباه برداشت کرده

یه قسمتیش هم تقصیر خودتونه

فراموش کردی اصلا این اتفاق چرا افتاده؟

...خب

من خسته ام. میرم توی اقامتگاهم استراحت کنم

اجازه هست؟ - البته -

یکم پیش من از حدم گذروندم

لطفا برو و خوب بخواب

...سرپرست چون هم از آدمای منه و خوب تنبیهش میکنم

شما خودتو ناراحت نکن ملکه من

معلومه که ملکه اینقدر راحت بدست نمیاد

باهام بیا

من متاسفم سرورم. دستتون چطوره؟

قیافت طوری بود انگار میخواستی منو بکشی. الان به خودت اومدی؟

...ملکه مادر بهم دستور دادن

تا سریعتر با ملکه یه رسوایی درست کنم

برای همین عجله کردم

اون خواست؟ این تنها دلیلت بود؟

فقط چون مادرم بهت دستور داده؟

...یعنی تو هیچ حسی - مسخره است سرورم -

چطور کسی مثل من میتونه به همسر شما چشم داشته باشه؟

همینه

ووبین داداش کوچیک من همچین کاری نمیکنه

ولی حس واقعی شما چیه؟

واقعا میخواین با ملکه کنار بیاین؟

من هم گیجم و هم مضطرب

نمیدونم چه حسی دارم

اما تمام مدت نگرانشم

تمام مدت دلتنگشم، دلم براش میسوزه و نمیتونم بهش فکر نکنم

..برای همین تصمیم گرفتم

از ملکه در برابر مادرم محافظت کنم

یعنی میخواین با ملکه مادر دشمن بشین؟

اگر مجبور بشم اون کار هم میکنم

...از الان دیگه نمیخواد به دستور

اغوای ملکه عمل کنی

...اما ملکه مادر

این یه دستوره

لازم نبود بزنمش

اون همین الانش هم درد داره

خیلی حس بدی دارم. چجوری باهاش رو در رو شم؟

بانوی من، چون ووبین هستم

خیلی درد داشت نه؟

بله. هنوزم یکم میسوزه

ببخشید. خیلی محکم زدم

شوخی کردم. نگران نباشین

اگر شما دخالت نمیکردین ممکن بود اوضاع خطرناک تر بشه

اما میشه بپرسم چرا اونکارو کردین؟

میخوام کاری که تو گفتی رو بکنم

دیگه با لی هیوک نمیجنگم

نه، بجاش بهش نزدیکتر میشم

برنامه دارم از احساساتش بر علیه ملکه مادر استفاده کنم

هر تصمیمی که شما بگیرین من عمل میکنم

اما نگرانم

اگه لی هیوک واقعا از شما خوشش بیاد

و نزاره شما برین و عذابتون بده چی؟

اون موقع نمیدونم چیکار کنم

چرا نگران اونی؟

من یه درصد هم قصد قبول کردن اون مرد نفرت انگیز رو ندارم

صبر کن و ببین

نمیزارم خون مادرم لگد مال بشه

من حقیقت پشت مرگ ملکه سوهیون و مادربزرگ رو

افشا میکنم و لی هیوک رو به چیزی که لیاقتشه میرسونم

چطور نمیتونی دل بچه ای که خودت بدنیا آوردی رو بدست بیاری؟

چیکار داشتی میکردی پس؟

وقتی آری شروع به تحسین ملکه کرد تو چیکار میکردی؟

این موقتیه

بازرس های سلطنتی گزارش کودک آزاری رو میدن

و وقتی فعالان اجتماعی بیشتر اعتراض کنن

ملکه تسلیم میشه

ما که نمیتونیم صبر کنیم تا میوه برسه و از درخت بیوفته

فکر میکنی اصلا این اتفاق میوفته؟

فردا قراره هم کلاسی های شاهزاده آری رو انتخاب کنیم

همون موقع باید یکبار و برای همیشه تمومش کنم

میخواین با آری چیکار کنین؟

حق ندارین از اون استفاده کنین

یجوری حرف میزنی انگار قراره تنها نوه ام رو بکشم

نگران نباش

فقط به انجام مصاحبه ها به عنوانمادر ناراحت و رها شده ادامه بده

من بقیه شو انجام میدم

مگه چه اشتباهی کردین

که اونا هی از هم جدامون میکنن؟

اونقدر دلم براتون تنگ شده که میخوام گریه کنم

شاهزاده آری، خیلی خوشگلی

امروز قراره هم کلاسی هامو انتخاب کنن

خیلی مسخرست که نمیتونین بهمون ملحق شین

منم خیلی دلم میخواد اونجا باشم ولی کاری از دستم برنمیاد

جا-جانگ

اینارو میبینی؟

اونا چین مادر؟

داشتم برای تو و دوستات شیرینی میپختم

شما بهترینی مادر

میدونی که چطور با دوستات رفتار کنی درسته؟

مغرور نباش

مغرور نباشم

به حرف دوستام گوش میدم و اول بقیه رو در نظر میگیرم

و رفتاری در شأن یه شاهزاده از خودم نشون میدم

درسته؟

عالیه. من به شاهزادمون ایمان کامل دارم

امروز موفق باشی. بای بای

بای بای

عجب منظره ای. مثل مادر واقعیش رفتار میکنی

ببین کی اینو میگه،مادر واقعیش که با ...ملکه مادر دست به یکی کرده

تا با استفاده از شاهزاده آری از دست من خلاص شه

منظورت چیه که با استفاده از شاهزاده اری؟

میترسم یکی بشنوه

کی بود که اون بانوی دربار رو مجبور کرد با ملکه ها صحبت کنه؟

و به خودتم میگی مادر واقعی؟

به اینکه آری قراره بعدا چقدر صدمه ببینه فکر نمیکنی؟

اگر اینقدر بهش اهمیت میدی چطور تونستی با ترکه بزنیش؟

چون میخوام اون به عنوان یه آدم خوب بزرگ بشه

مگه نمیبینی اون آخرین امید این خانواده ی پوسیده ی سلطنتیه؟

خیلی هم خوب اینو میدونم

برای همین تو باید بری تا این آخرین امید بتونه خوب بزرگ شه

شاهزاده آری، بزارین هم کلاسی هاتون رو معرفی کنم

ایشون بزرگترین نوه ی نخست وزیر سابق، اقای چوی هستن

خانواده ی چوی خانواده ی اصلی هستن که نخست وزیر و فرمانده های زیادی درونشون رشد کرده

و ایشون نوه ی مدیر کو، مدیر گروه گونگیونگ هستن

که نماینده ی صنعت مالی ملت ما هستن

چرا به هم سلام نمیکنین؟

ملاقات با شما باعث افتخاره شاهزاده - ملاقات با شما باعث افتخاره شاهزاده -

اونا از طریق آزمون ها و مراحل خیلی سختی انتخاب شدن

میتونن همکلاسی های فوق العاده ای براتون باشن

امیدوارم دوست های خوبی برای هم بشین

شاهزاده

هیچکدوم اونا صلاحیت هم کلاسی من شدن رو ندارن

منظورتون چیه؟

اونا برعکس چیزهایی هستن که مادرم، ملکه سانی

بهم یاد دادن

شاهزاده آری. این چه حرفیه که جلوی مهمان های محترممون میزنین؟

همه میدونن مادرم چطور چند روز پیش تنبیهم کردن درسته؟

چون مادرم اونطور سرسختانه تنبیهم کردن تا بهم درس بدن

مردم ادعا کردن که ایشون از من متنفرن و آزارم دادن

من این ادعاهای مسخره ای که توی تلویزیون گفته میشه رو دیدم

اما اونا همش سوتفاهمه. اون تنبیه بخاطر اشتباه خودم بود

چرا اون موضوع رو اینجا مطرح میکنین؟

بچه هایی که اینجان از من هم بدتر بودن

ویدئو هارو پخش کنین

گفتم نمیخوام این کلاه رو سرم بزارم

پس اون کلاه مارک فرانسوی که بهم قول داده بودی چی شد؟

من دنبالش رفتم

اما اون برند کلاه رو به شاهزاده آری هدیه داده بودن

خیلی روی اعصابمی

چرا اینقدر بدرد نخوری مامان؟

چه فایده داره که نماینده ی صنعت مالی باشه؟

وقتی قلبش حرکاتش و حرفهاش فقیرن؟

...شاهزاده، اون

دربار اصلا هم جای خاصی نیست

خیلی حوصله سر بره

چته؟ چشماتو باز کن ببین داری کجا میری

زود باش معذرت خواهی کن. همونجوری زل نزن به من

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left