Prvních 200 řádků.
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
نترس، پشت سرمون نیستن
بپیچ راست
کار درستی کردیم اونا وحشی هستن
!مادر... نه
اون... رو... بردن
همینه
مراقب باش
خواهش میکنم کمکم کنید لطفاً کمکم کنید
!نه! نه
تنها راه اینه، رفیق
متأسفم
یواش برو، مامان
هی، بهتره یهکم بخوابی
میخوام خاطر جمع شم که تو بیدار میمونی
این کارم رو راه میاندازه
میتونی باهام حرف بزنی خوشم میاد ها
راستش حرفی ندارم
...بیخیال، جِس این نقلمکان خیلی یهویی و سریع پیش اومد
و... فکرکنم اصلاً بهت فرصتش رو ندادم که
در موردش نظری بدی
تقصیر من ـه
دیگه تصمیمها گرفتهشده
الان دیگه فایده نداره حرفی بزنم
خرج و مخارج توی شهر خیلی زیاد بود
شرایط این جای جدیدی که میخوایم بریم طوری ـه
انگار حقوقی که این یارو بهم میده سه برابر سابق شده
ممکنه آدم آبزیرکاه و بدی باشه
اون آدم بدی نیست، جسی
مردی ـه که یه بیماری ناتوانکننده داره
بازم ممکنه آدمی بدی باشه
بس کن
موردهای اینجوری که پرستار خصوصی در منزل بخوان خیلی سخت گیرمیان
شانس آوردیم که همین رو گیرآوردم
و چون تو همون ملک خودشم زندگی میکنیم
دیگه رفت و آمد تا محل کار ندارم و از این بهتر نمیشه
همه باهم غذا میخوریم
مثل یه خونواده دور همیم
به جای اینکه من کلی ساعت از روز رو سر کار باشم
و همهش حس کنم چندین روز ـه تو و خواهرت رو ندیدم
...این چیز خوبی ـه
!حتی اگه تو الان متوجهش نباشی
!دلت میخواد تیر بخوری؟
از راه خیلی دوری اومدم که ببینمت
!میبینم که هنوزم آداب معاشرت سرت نمیشه
...حالا که بیداری
بذار نشونت بدم چی باعث شده پاشم این همه راه رو تا اینجا بیام
تشخیص نمیدی چیه؟
فقط کاهنان اعظم قبیله موقع برداشت
این رو باز کردن
...گفته شده
نگاه کردن به داخلش همانند خیره شدن به
آینۀ سیاه عمارت باستانیت ـه
تخم سیاه ما-کالاراتری
خودم میدونم چیه فقط بهش باور ندارم
...این هدیۀ من ـه
به تو
به خاطر همسرت
...همیشه فکر میکردی که اونا
نفرینش کردن
اون... با من خیلیخیلی مهربون بود
!و اون وحشیها مسموش کردن !به خاطر این
مسمومیتی در کار نبود مالاریا بود
نه، قسم خوردهبودم انتقامش رو بگیرم !و به قولی که دادم عمل کردم
آدم وقتی دنبال انتقام باشه در واقع داره دو تا قبر میکنه که یکیش مال خودشه
من هیچ قبری نکندم
رو زمین ولشون کردم تا خدا اونا رو ببینه
پس مرتکب قتل شدی
به نظرت اگه الان زنده بود چه حسی نسبت به این کارت داشت؟
رسم و آیینهای من دخلی به تو نداره
هدیهای اینقدر باشکوه در اِزاش چیزی لازمه
چیزی بامفهوم
یه قربانی باارزش
لازم نکرده با من از قربانی دادن حرف بزنی
اون برای من هم مثل خونوادهم بود
برو، فوراً از اینجا برو
برو بیرون
بهت کمک کردم گنجینههای زیادی پیداکنی
اما جریان هیچکدوم در این حد شخصی نبود
باید از راه و روشهای سنتی پیروی کنی
حتی لمس کردن تخم سیاه بدون پیشکش دادن خیلی احمقانهست
من به عنوان سهم خودم خون پیشکش کردم
قربانی تو کجاست؟
من مثل تو به فولکلور باور ندارم
پس نشونۀ بیخردیت ـه
از هدیهت لذت ببر
خب، رسیدیم
اینجا کجاست دیگه؟
درش یه خُرده گیر داره
خب، اینم از این
خونۀ جدیدمون
اینجا بوی عجیبی میاد
خب، وقتی که تمیزش کنیم و قشنگ مستقر بشیم
دیگه عالی میشه
اوه
اینا چی هستن رو دیوار؟
نمیدونم
اینطور که پیداست خیلی وقته کسی اینجا نبوده
اینجا پر از گرد و خاک ـه
میبینی تو رو خدا؟
ترکهای روی سقف رو ببین
باید برم - !چی؟ -
میشه شما شروع کنید و هر چی رو که تونستید بیارید تو ؟
وای، دست بردار
ما مثلاً قرار بود چند ساعت پیش برسیم اینجا
باید برم خبر بدم که اینجام
...ولی این همه وسایل چـ - اصلاً میدونی چیه؟ -
هر چقدرش که از دستت برمیاد رو انجام بده، عزیزم با رختخواب و خوراکیها شروع کن
و بقیۀ چیزها رو هم باید بذاریم واسه بعد
لوس نشو
بیخیال، کمکم کن دیگه
چند روزه همهش پشت فرمون بودم
!من از پسش برمیام
!آفرین دخترم
باورنکردنی ـه
در باز ـه
آقای کلارک؟
کارا؟
سلام علیکم
کِرا هستم - !کِرا -
اوه، بیا اینجا بیا جلو ببینمت. سلام
سلام. چه خبره اینجا؟ جشنوارۀ زیبایی ـه؟
خب، دیشب تا دیروقت بیدار بودم
اینطور یر به یر شدیم
باشه، خب. میشه اون رو بهم بدی؟
وضعیت خونه رو نشونت میدم
خیلیخب
اگه اسب بودم سالها پیش با تیر زدهبودنم
بیا بریم سوپرمارکت چند تا وافل بخریم
فکر خوبی ـه
به نظرت یه روح اینجا زندگی میکنه؟
فکر نکنم
قدمت این طبق تاریخگذاری رادیوکربن برمیگرده به دوران حکومت کلئوپاترا
و این ماسکهای مخصوص مراسم و تشریفات مال جاهای مختلف دنیا هستن
قدمت بعضیهاشون برمیگرده به پونصد سال قبل از میلاد مسیح
زیاد علاقهای به عکسهای خونوادگی اینا نداری، هوم؟
میدونی، ریشۀ بیشتر نژادهای انسان به یه قبیله برمیگرده
اینجا مایکروفری پیدا نمیکنم
پس احتمالاً مجبوری یکی از اینا رو سرد بخوری
!پیشی
گربۀ ولگرد ـه
!گمشو ببینم
مهربون باش، جسی
احتمالاً مریض باشه
خیلی بدم میاد وقتی بدجنسبازی درمیاری فقط گشنهش ـه
خیلیخب ولی نذاری بیاد تو خونه
خیلی نرم و پشمالویی
اسمت رو میذارم آقای ویسکرز
دوست دارم موسیقی گوش کنم
حالا چه جاز چه موسیقی کلاسیک
کمکم میکنه خوب فکر کنم
این خونه زیادی ساکت ـه
البته با اون بچهها احتمالاً اینطوری نمیمونه
اوه، اوه خوب شد یادم افتاد
شبها، میخوام این روشن باشه
اگه حس کردی مشکلی داری فقط من رو صدا کن، خب؟
اون یکیش هم پیش من تو خونهست
!اه، مانیتور اتاق بچه بهم میدی؟
به چشم دستگاه مخابره بهش نگاه کن
اوه، این کیه؟
خستهم. باید یه چُرت بزنم
خیلیخب، بخواب راحت باش منم کلی کار دارم
...اگه این قبیله خدایی داره
نفرینش میکنم
کمکم کن
!ولش کن
!یالا، برو کنار
وای، نه
من تمیزش میکنم
نه، نه، بهش دست نزن
به پلیس زنگ میزنم - !نه -
فقط یه دقیقه بهم مهلت بده باید فکر کنم
یارو بیاجازه اومدهبود تو خونه
ببین، خیلی چیزها اینجا هستن که
عملاً قانونی نیستن
نمیخوام پلیس بیاد اینجا و
از وسایل خونه فهرست تهیه کنه
اون یارو کی بود، ها؟
بازم برمیگرده؟ - نه، دیگه برنمیگرده -
خیلی متأسفم مشکلی واسه تو و بچههات پیش نمیاد
مسئلۀ شخصی ـه
دیگه تموم شد
میرم یه جارو بیارم - نه، نمیخواد -
خودم ترتیبش رو میدم
...اه
به نظرت استیوی اینجا پیدامون میکنه؟
چی؟
بهش نگفتیم که داریم از نیویورک میریم
خودش خبر داره
خوبه
جلو مامان بحثش رو پیش نکش
چرا؟
خوشش نمیاد در موردش صحبت کنه
چرا؟
فکرکنم دلش براش تنگ میشه
تو دلت براش تنگ شده؟
آره
هی، پسر جون
اینجا چیکار میکنی؟ - ...منـ -
نباید اینجا باشی
No comments yet. Be the first to leave one.