Prvních 200 řádků.
بيا عشق بازي کنيم
اگرمثل يک شير غرش کني
منم ميتونم مثل کبوتر کوکو کنم
اگر تو راغب باشي من اين ميپذيرم
عزيزم
بياعشق بازي کنيم
نه, تلويزيون روشن نکن
به جاش من روشن کن
(من مثل نئون ميدرخشم (يعني تو تاريک هم نور دارم
فقط کمي ازمحبتت براي من بکارببر
تو فقط در اغوش گرفتن من روميخاي
چون اون مثل دستکش اندازه است
ميتونيم بريم پايين وهمديگر رو ببوسيم
عزيزم
من رو ببوس،عزيزم
بياعشق بازي کنيم
همين جوراينجا دراز نکش
.عزيزم،يه کاري انجام بده
يکي از سرنوشت هاي نيک جهان دراينجا
در حومه شهرتوردر فرانسه قرن17اغازشد
.ژان مارک کلمانت کشاورز بود،امانه ازاون بهترين هاش
در دوره ي او زمين ها حاصل خيز و اب فراوان بود (امااون که نمي تونست گِل پروش بده(يعني هيچ کاري نکنه
، نبايدهم اين کار رو ميکرد وزماني که اون اميدوار بود سيب زميني پيدا کنه، يه صندق از طلا پيدا کرد
اين مطلب باعث منشا ."اين اصلاح شد که"ثروث زياد،سيب ز ميني زياد
.بعد اون مارک کلمنت،پول پارو ميکرد
در پاريس،دومين مارک کلمنت ادم خاصي بود
اون کسي بود که اولين اتحاديه رو .تو يه اتاق خالي تشکيل داد
.بالن ها نماد خشم فرانسويي ها بودن
.ژان مارک يک کارخانه بالن خريدوکارش رونق گرفت
,اون يه مرد کاملا متعهدبه کار بود .و به انواع بالن ها علاقمند بود
,او درسال 1777جان سپرد و بيش از300،000هزارفرانک باقي گذاشت
...علت مرگ بااين عنوان ذکرشده ".علاقه بيش از حد به بالن ها"
سومين ژان مارک کلمانت .به صورت اتفاقي صاحب يه کارخانه توپ سازي شد
.اون مهمات رو براي ارتش فرانسه مي فرستاد
،مردم مي گفتند اون براي دشمن هم مهمات اماده ميکرد .ويکم نصف بوده
,سهام اون رشد مي کرد ورشدمي کرد
.تااون روزکه کارخانه مهمات سازي منفجر شد
متاسفانه،اون روز جز معدود .روزهايي بود که گزارش دادن ژان مارک سرکاربوده
اون ميليون ها دلار باقي گذاشت و اولين کلمانتي بود که .به شکل عمود مرد
.چهارمين کلمنت سنت هاي اوليه خانواده رو ادامه داد
که بعداون گفتن, يه ازدواج عاقلانه به علاوه . هيجان وجنب وجوش در بالن به وجود مياد
اين علاقه پرجنب وجوش منجر به دوئل شد که نتيجه اش به طور رسمي مساوري اعلام شد
اماژان مارک دوره استراحت کوتاهش رادر نيويورک به سر برد
, در همان جا اون800 هکتار . از زمين هايش را واگذار کرد
اون زمين هاي در منطقه اي بود که بهاي کمي داشت .ولي بعد اون به عنوان وال اسريت شناخته شد
اون به زندگي بي بندو بارش به پاريس برگشت وزندگي عاديش رو کنارگذاشت
بي احتياطي او بابيوه ثروتمند درکمتر از1سال يک ميليون فرانک .برايش به ارمغان اورد
پنجمين کلمنت مردي جزطبقه اول جامع .به شمار ميرفت
.اون خطوط راه اهن دوست داشت .ودرسال1855تونست43تا ازاون ها رو متعلق به خودش کنه
.وبه کشتي هاي بخار هم علاقه مند بود .او در مجموع19خط مختلف رو مال خود کرد
دستيابي سريع اون به قدرت تا سال بعد ادامه پيدا کرد
تا زماني که گفت وگو ها براي خريد .اقيانوس اطلس شکست خورد
.ششمين کلمانت يک وطن پرست کامل بود
,او پيشگام ساخت مجسمه آزادي بود
وباآقاي ايفل درمورد نوعي از برج تفريحاتي وديدني صحبت کرد
درآن زمان،ژان مارک کلمنت تمام صنايع فولاد سازي در فرانسه تحت فرمان خودش داشت.او درسال1980،فوت کرد و400ميليون از خود به جاي گذاشت
پسرش بلافاصله بعد مرگ او .شروع کرد به پول درآوردن
اون به طور اتفاقي مردي ديد که .تعدادي نقشه قديمي دراثاثيه زيرشيروانيش داشت
وباعث به وجود امدن حقوق اساسي ثبت اختراع شد که اين مفهوم يه درآمد ثابت وخوب به ارمغان مي ياره
که به اندازه کافي هست تا زيان ها ي کاري بپوشونه
وزنان، اکثرشون متملق وچاپلوس بودند دريک قايق تفريحي که"هارم"اسمش بود ميرفتن
والبته يه کارخانوادگي اختصاصي مربوط به ساخت برج هاي تفريحي وديدني بود
که ژان مارک700تا از اون ها رو در نزديکي . ايالت وي کو در ايالت تگزاس ساخت
او به طور مرموزي در سن91سالگي درحالي که سوار بر .کشتي تفرحي"هارم3"بود درگذشت
,بعد از کسر ماليات که به صورت معمول صورت ميگيره
ثروت او دربازار بورس خارجي در حدود .در حدود1ميليارد دلار تخمين زده شد
به عنوان راهنما به خوانندگاني که ,ممکن نيست1ميليارد دلار داشته باشند
رقم حاصله از سود از1ميليارد دلار درهفته .حدود70هزار دلار اعلام شد
اين دفتر شرکت هاي جهاني کلمانت .در نيويورک هست
بنظرميرسه ژان مارک کلمانت کنوني .داراي تمام صفات اجداد خود است
داراي صفات پسنديده ،و فاقد کژانديشي هاي معمول .البته شايد چندتايي چيز بد داشته باشه
من ديروز تو پاريس درمورد مردي شنيدم
که فکرميکردسگش ميتونه پوکر بازي کنه
,اما سگ بيچاره قمار باز وحشتناکي بود
بخاطراينکه هر بارکه اون .يه دست خوب مياورد،سگش دمش تکون ميداد
!خيلي بامزه است .اوه،اين شگفت انگيزه
.اوه،اين محشره .خداحافظ
.يه قصه گو بزرگه ... روشي که اون داستان تعريف ميکنه واقعا
،سلام.من" کافمن "هستم .امدم "downstairs"از روابط عمومي
.اوه،بله .يک آقاي جنتلمن با کارفوري
.آقاي ولز منتظر شماست
کدوم کارميتونه فوري اقاي کلمانت نگران کنه؟
.اين مطلبي که درروزنامه امده،اقا .من فکرکنم شما هم ممکنه دوست داشته باشيد ببينيد
من هيچ موردي تو روزنامه امروزنخوندم .که باعث نگراني آقاي کلمانت بشه
.اين اون روزنامه هميشگي نيست آقاي ولز .اين يه روزنامه متفرقه است،يه نشريه تئاتري هست
چه طور چيزي که مربوط به تئاترميتونه آقاي کلمانت نگران کنه؟
شما لطفا اين بخونيد؟
.آه
.با من بيا .بله
صبح بخير جورج.وقت چشم چروني چند تاست ؟ چقدرمي ارزه؟
.ارزش هنر باپول نسنج .ميسنجم
اين کلکسيون مايسترکه .موزه لوور و گالري ملي براش پيشنهاد دادن
شما رو دست هردو اداره زديد؟ .اوه،اين باعث افتخارمنه
. تابلو رنوار قرار تو اپارتمان پاريس نصب بشه
تابلو ماتيس،فکرکنم ميکنم،تو دفتر هنگ کنگ نصب بشه
...ومال ونگ گوک
.اوه،من فکرميکنم اون کاملا مناسب قايق تفريحي باشه
چکاري ميتونم براتون بکنم؟ . اوه،اين الکساندر هافمن..کافمن هست
مدير روابط عمومي مون حالتون چه طوره آقا؟
.اه..ژان مارک
.يه مسئله جدي پيش امده ميتونستم حدسش بزنم
,يه نفرداره نمايش برگزار کنه .وشما هم قراره نقشي رو در اون ايفا کنيد
.واقعا؟اين ديگه زيادي خوشحال کننده است
به اين گوش کن."روستاي گرينويچ با کاريکاتور کردن ."افراد مشهور نمايشي درتئاتر اين شهر برگزار مي کند
برخي از چهرهاي مردمي که مورد ريشخند قرار ميگرند" درميان انها مارياکالاس ،الويس پريسلي ،ون کليبرن
."وژان مارک کلمانت ديده مي شود
.شما قراره مورد تمسخر قرار بگيريد
ميشه کافمن براي چندلحظه اي ماروترک کني؟
.البته که نه جورج .کافمن
.نه،نه،نه .تو بهتر بري اونجا.متشکرم
من ميدونستم چيزي شبيه .به اين در شرف وقوع
.همه ي اون زن هايي که شما درملاء عام مي برديد . اينم ميشه نتيجه اش ديگه
,من نگران بيرون اوردن انها تو جامعه نيستم جورج. انها خودشون هم نميتونن تو خونه بمونن
ژان مارک پدر شما مدتي ميشه که اينجا نيست .تا از شان و منزلت اسم شما دفاع کنه
در حال حاضر،من اين مرد جوان فقط براي
بيرون کشيدن اسم شما از روزنامه ها .استخدام کردم
.مي خوام شما کار اون جدي بگيريد .مي خوام فورا شروع کنيد
بسيار خب جورج .سعي کن ديگه بيشتر از اين نگران من نباشي
اوه،من از زماني که شما رو در کليساي نوتردام .غسل تعميد دادن تا حالانگران بودم
!هيچ وقت فکرنکنم عوض بشي.کافمن بله اقا؟
به اين ميگن يه مدير روابط عمومي خوب؟ نه آقا
من ميخام اين ماجرا تموم بشه فهميدي؟
.اين تجاوز به حريم خصوصي هست .اگر شماجلوش نگيريد،من خودم ميکنم
درست نميگم ژان مارک؟ .کاملا
.متشکرم. سريع برو اونجا
.خداحافظ ،اقا .خداحافظ ، کافمن
.من يک راست به اونجا خواهم رفت
چون که انهاتوافق کردن همکاري هاي... " "...خودشون با ماروفسخ اعلام کنن
.شما مي تونيد از اسانسورشخصي استفاده کنيد
"...حالا ، پس"
آقاي کافمن؟ بله؟
.لطفا به دفترآقاي کلمانت برگرديد
بله.اقا؟
زيباست.مگه نه؟
.اوه،بله خيلي
من خيلي درمورد جک هايي که ممکن درباره ام .روصحنه بگن نازک نارنجي نيستم
اما اگر درمورد دخترها باشه ،خجالت آوره .وميتونه جدي باشه
.بنشينيد
اگرمن نمايش محدود کنم،کمکي ميکنه؟
خب،اقا،اون وقت شما مستقيما درمعرض خطر تبليغات منفي بيشترمطبوعات قرارميگيرد
.اگربخوايدکاري مثل اين رو بکنيد
.بله، امکانش هست
اين يه تئاتر خيلي کوچيکه، نه؟
مردم زيادي خارج از برادوي نميتونن نمايش ببينن؟
خب اگرانها بتونن موفق بشن افرادي مثل اد ساليوان
. اغلب بخش هايي از اون تو تلويزيون استفاده مي کنن
,مثلادر موردزندگي،ظاهر،وحتي همسر احتمالي پاريسي تون
.بخصوص که ازاسمتون استفاده ميکنن
اهوم.گمان ميکنم بايد .بيشتر ازاينا حساس بشم
.بنظرنميرسه رغبتي به خنديدن بهش داشته باشم
...آه .ادامه بده.تو داشتي به چيزي فکرميکردي.بگو
...خب نميدونم براتون اهميت داره يانه،اما
ميخواييد باحضور سرصحنه نمايش اون رومورد بازبيني قرار بديد ، اقا؟
چه چيزي گيرم مياد؟ .اين کارمثل مانع تو هرکاري که اونا بخوان بکنن ميشه
،اگرشمانشون بديد که حس شوخ طبعي داريد .اين کارباعث خلع سلاح انها ميشه
مي تونيد بخودتون بخنديد،اون وقت بقيه خنده ها .ملايم ومهربانانه تراند،اين نظرمن هستش
انها حضورمن درانجارو عجيب وغريب نميدونن؟ .اين کاملا طبيعي
, شما مقاله رو خونديد که قراره تو نمايش به تصوير بکشنتون وحالامياييد که ببينيد چه شکلي هستيد
انهافقط زيادي خوشحال ميشن. .من متصدي تبليغاتيت ئاتر بوده ام.ميدونم که اين درسته
.بزن بريم الان؟
الان اونا دارن تمرين ميکنن،درسته؟ .بله ،اقا
،وقت طلاست .منم دوست ندارم هدرش بدم
هوم؟
.زودباش
اين تئاتره هست؟ .يه تئاتر باصحنه مدورهست،اقا. خيلي متداول نيست
.ببخشيد
.اين درمنتهي به سن تئاتره
.اين اشاره اهسته خيلي دقت زياد مي خواد .توبايد خوب به من اشاره کني
اسم من لوليتا
و... من قرارنيستش که
با پسرها... بازي کنم
من؟
!نه-نه
پدرشما که ميدونيد
مالک قلب من کيه؟
!نه
وقتي بازي گلف قطع ميکنن
من ممکن برم نقش يه توپ تنيس بازي کنم
اما وقتي که اين کار رو ميکنم،من ديگه نبال نمي کنن
بخاطراينکه قلب من متعلق به پدرمه
اگرمن پسري رو بعضي شبها
براي شام ماهي مخصوص خوردن دعوت کنم
درخاست بيشتر اون تحسين ميکنم
اما قلب من متعلق به پدرمه
بله ، قلب من متعلق به پدرمه
براهمين ساده است که چرا نميتونم بد باشم
بله ، قلب من متعلق به پدرمه
براهمين ميخام بهت هشدار بدم،پسرکوچولو
بااوجود انکه من ميدونم تو معرکه اي
اماقلب من متعلق به پدرمه
به پدر عزيزم
اون رفتارميکنه
طوري که ...
وقتي که بازي گلف قطع مي کنن
ممکن برم نقش يه توپ تنيس بازي کنم
اما وقتي اين کارميکنم،ديگه دنباله کارم نميگيرم
لالا،لالالالا،لالالالا،لالاپدر جونم
اگرمن پسري رو بعضي شبهابراشام دعوت کنم
براش يه خوراک مکزيکي خوشمزه بپزم
هرچندبرنج اسپانيايي هم بپزم خيلي خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.