My Fault: London

My Fault: London

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

My Fault London 2025
Komentář od ehsan_kh

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-11-25
Stažení: 64
Pro sluchově postižené: No
FPS: 24

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

من ‫آدمی نیستم که خیال کنم ‫همیشه همه چی ختم به خیر میشه

‫این حرف‌ها به من نیومده

‫عمراً زندگی یه روی خوش به من نشون بده

‫دم به دقیقه از این و اون می‌شنیدم که می‌تونم ‫توی لندن زندگیم رو از نو بسازم

‫که به همچین چیزی نیاز دارم

‫بخصوص بعد از تموم اتفاقاتی که پشت‌سر گذاشتم

‫بیست سال پیش، مامانم به خاطر یه مَرد ‫از انگلیس رفت

‫حالا یکی دیگه رو پیدا کرده و ‫می‌خواد منو با خودش برگردونه

‫شاهزاده‌ای با اسب سفید که ‫توی قلعه منتظرشـه

‫با یه برادر ناتنیِ بدجنس واسه من

‫خیال می‌کردم ‫همه جوره آمادگی دارم

‫اما اصلاً اینطور نبود

‫خیلی‌خب، بمونه یا بدیم بره؟

‫گمونم بدیم بره

‫چی؟! ‫نه، آقای اسناگلزه. چطور دلت میاد؟

‫بیخیال، هیلی. بی‌رحم باش

‫خیلی‌خب، اصلاً خودم نگهش می‌دارم

‫میشه گل سرسبدِ یادواره‌ی نوام

‫حالا که حرفش شد...

‫خدای من

‫بیا، حاضر و آماده‌ست برای اینکه...

بزنم ‫درب و داغونش کنم؟

‫می‌خواستم بگم «‫ازش مراقبت کنی». خب؟

‫باشه، به یادت لایی می‌کِشم

‫خیلی‌خب، آخراشـه

‫کِشتی نوا دیگه خالی شده

‫ای کاش می‌تونستم ‫جفت‌تون رو با خودم ببرم

‫برو خدا رو شکر کن ‫اِلا تو رو داره با خودش می‌بره

‫انگار جلوی خونه رو ‫به توبره کِشیدن

‫خب، بابایی وارباکس میگه ‫هیچکدوم لازم‌مون نمیشه

‫عینهو قصه‌های زن‌ستیز جن و پری

‫آره، از اون قصه‌ها که

‫شاهدخت مجبور میشه ‫دست از غورباقه‌اش بکِشه؛ که من باشم

‫آخی. خیلی‌خب، من میرم

‫پیش لاشخورهای وسط حیاط

ببینم چی گیرم میاد

‫حالا چیکار کنم؟ ‫باورم نمیشه داری میری

‫می‌دونم

‫صبر کن ببینم، ‫تو چشم‌هات دارم چی می‌بینم؟

‫- خفه شو ‫- پشمام!

‫- تو جفت چشم‌هاتـه ‫- ببند دیگه!

‫دکتر لازمی ها

‫بس کن. دلم برات تنگ میشه

‫آره، من هم. اما گوش بده

‫شنیدم رابطه‌های دور از هم...

‫- حرف ندارن ‫- سخت پیش میره. سخت

‫اما خب، با هم توافق کردیم دیگه

‫- قطعاً دهنمون صافـه ‫- نوا، نوا. همه جوره پایه‌ام، خب؟

‫خدا رو شکر

‫خیلی‌خب بابا!

‫چرا باید بری؟

‫لندن چی داره مگه؟

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

« اشتباهِ من » « لنــدن »

‫زیرنویس از ‫« iredprincess، نیـک و آرمان اسدی »

‫خدا کنه همین صبح بتونی نیک رو ببینی

‫یا شاید هم امشب توی مراسم

‫شازده رو میگی؟

‫خب، اگه با ویلیام فرار نمی‌کردید ‫برید یواشکی ازدواج کنید،

‫- احتمالاً تا حالا آشنا شده بودیم ‫- نوا

جفت‌تون نمی‌خواستید توی همچین سفری باشید

‫ولی تو کفِ ماشین‌هاشـه

‫به نظرم که ازش خوشت میاد

‫اگرم نیومد، ‫احتمالاً خیلی بد میشه

‫چون دیگه کار از کار گذشته و ‫هم‌خونه‌ایم

‫غریبه‌هایی که زیر یه سقف زندگی می‌کنن

‫خوش می‌گذره که

‫هیچ جا خونه‌ی خود آدم نمیشه

خوبـه

‫خوبه از قبل تمرین کردم چطوری ادای احترام کنم

‫- سلام، عزیزدلم ‫- به خونه خوش اومدی

‫حالت چطوره؟

‫داشتم سخنرانی امشبم رو مرور می‌کردم

‫گفتم شاید بخوای پیشت بمونم

چقدر ‫دلم برات تنگ شده بود

‫خوش اومدی، نوا. ‫پروازت خوب بود؟

‫بریم برات صبحونه آماده کنیم. ‫ساندویچ مربا و کره‌ی بادوم‌زمینی؟

‫- همبرگر؟ ‫- میل ندارم

‫خیلی‌خب، اینجا رو مثل خونه‌ی خودت بدون

‫بفرمایید

‫بیاید تو

‫« مِلک خصوصی » ‫« بدون اجازه وارد نشوید »

‫نوا از منظره لذت برد؟

‫صد البته. ‫یه دل سیر همه جا رو دیدیم.

‫- بیا ‫- نظرت چیـه؟

‫دل تو دلم نیست ‫یه دوری توی سالن رقص بزنم

‫متأسفانه سالن رقص نداریم

‫اما مطمئنم مراسم امشب

‫کارکُشته‌ترین منتقدها رو هم ‫تحت تأثیر میذاره

‫بله، منظورم خودتی

‫مارتین تا اتاقت همراهیت می‌کنه

‫دنبالم بیا. خونه رو نشونت میدم

دلیل اومدن‌شون رو نمی‌فهمم

ما بهشون نیازی نداریم

‫نمی‌خوای بدونی چه شکلیـه؟

‫نخیر!

‫- عجب منظره‌ای، نه؟ ‫- چی؟ نه. نه

‫نوا. فقط... لذت ببر

‫اینجا خیلی خاصـه

‫خوشحال بودنت خوشحالم می‌کنه

‫شروع تازه‌ایـه برای ما

دوربین‌های مداربسته رو دیدی؟

‫عملاً حکم قلعه رو داره

‫اینجا دستش بهت نمیرسه

‫اینجا بیشتر از هر جا در امانی

‫سعی کن قبل مراسم امشب ‫استراحت کنی

‫باشه

‫نظرت چیـه یه لقمه غذا بخوری؟ ‫میت‌لوف درست کردن ها

‫چرا؟

‫فقط خدا می‌دونه

‫لعنتی!

‫توی فلوریدا اینجوری به بقیه سلام می‌کنید؟

‫چون اینجا، صرفاً به هم دست میدیم

‫پس نیکولاس لسترِ بدنام شمایی

‫بله، شما هم بچه‌ی مهمون ناخونده‌ی مایی

خیلی هوا بَرت نداره

‫چاره داشتم، ‫اصلاً پام رو اینجا نمی‌ذاشتم

آره، دیدم چطوری خونه رو مِتر می‌کردی

‫چقدر لِفتش میدی! ‫از تشنگی تلف شدم

‫پسرِ نُنُر بابات که هستی، ‫بِپای بقیه هم شدی؟!

‫با هم دوست باشید، بچه‌ها

‫نمی‌فهمم چطوری پاتون ‫به همچین جایی وا شد

‫انگلیسی‌‌ها اینن دیگه

‫بیا پایین. ‫هیچکدوم‌مون از این وضعیت راضی نیستیم.

‫شرمنده، جایلز. داشتم ‫با خواهر ناتنیم سلام و احوالپرسی می‌کردم

‫- اسمت چیـه؟ ‫- نوا

‫که اینطور

‫خب، می‌دونستم از پرسیدنش پشیمون می‌شم

‫میت‌لوف نوش جونت، نوا خانم

‫لاشی

‫گمونم به نفع جفت‌مونـه ‫سر راه هم قرار نگیریم

‫- نظرتـه؟ ‫- از خدامـه

‫سلام علیکم! لعنتی

‫سلام، منتظرم از خواب بیدار شی

‫حالا نه که دلم برات تنگ شده باشه

‫راستی، تازه نیک رو دیدم

‫بدتر از تصوراتمونـه

‫تازه، مامانم هم کُلی لباس برای ‫مراسم ردیف کرده برام

‫انگار می‌خواد ازم رونمایی کنه

‫بگذریم

‫همین دیگه. دوستت دارم. ‫باز با هم صحبت می‌کنیم.

‫نوا! دست بجنبون

‫- حاضر شدن؟ ‫- آره، آماده‌ شده

‫کجا موندن پس؟

‫به نظرت چی بگم؟ ‫آواز بخونم؟

‫سلام

‫جز ما کسی نیست ها،

‫نیازی نیست فاز فرش قرمز برداری

‫می‌دونی دیگه فازِ چی نباید برداشت؟

‫- بیشعوربازی‌هات ‫- معذرت می‌خوام

‫بیاید

‫بیا

‫آخ

‫باهات دهن به دهن نمیذارم

تا به چیزی که دنبالشی برسی

‫عیبی نداره

‫همین سر و وضع نامناسبت ‫خودِش راضیم می‌کنه

‫- آماده ‫- آماده؟

‫می‌دونی که مراسم رسمیـه دیگه، نه؟

‫ممنون

‫- اونجا می‌بینمتون ‫- باشه

‫واسه اولین شبت توی لندن، چطوره اینجا، نوا؟

‫چه پیراهن خوشگی پوشیدی، دختر

‫خانم‌ها و آقایون،

‫تغییرات اقلیمی ‫معضل بزرگ دوران ماست

‫حالا چرا امشب همگی ‫اینجا دور هم جمع شدیم؟

‫زیاد تو گوشمون خوندن، ‫اما به قدر کافی نبوده

‫وقتش رسیده که اقدام کنیم

‫متشکرم

‫انگار به این نیاز داشتی

‫این مردان و زنان ثابت کردن...

‫راستی، من جایلزم

‫اوضاعت با برادرت چطور پیش میره؟

‫برادر ناتنی

‫تا حالا که چیزی جز ‫نفرت متقابل ندیدم

‫خب، برگشتی بهش گفتی ‫پسرِ نُنُر باباش

‫گمونم حسابی آتیشی‌اش کردی

‫برازنده‌اش بود

‫نه، نیک خصوصیات بد زیاد داره، ‫اما اصلاً نُنر نیست

‫دستش تو جیب خودشـه

‫حتماً اسم «کانکت» رو شنیدی

‫برنامه‌ی هم‌سواری؟

‫وقتی دو نفر مسیرشون یه طرف باشه،

‫اون یکی سوارِ ماشین این یکی میشه؟

‫بیشتر از یک میلیون کاربر داره

‫وقتی ۱۷ سالش بود، شرکتش رو واگذار کرد و

‫کُلی پول و پَله به جیب زد

‫ممنون

‫مثل الباقی ما، ‫زیر سایه‌ی ننه باباش مفت‌خوری نمی‌کنه

‫الان چی کار می‌کنه؟

‫میشه گفت قدم توی مسیرِ ‫خودشناسی برداشته

‫فعلاً

‫خدای من، ‫شنیدید آنابل چی شد؟

‫- نه ‫- آکسفورد ردش کرد

‫- خیلی ضایع‌ست ‫- افتضاحـه

تنها راه تضمینِ دانشگاه رفتنت یه چیزه

‫اون هم از طریق مدرسه‌ی غیرانتفاعیـه

‫نوا، تو نظرت در مورد تحصیل استعدادمحور چیـه؟

‫نوا یه سال مرخصی گرفته، ‫بعدش واسه کالج دانشگاهی لندن درخواست میده

‫من هم می‌خوام برم همونجا!

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left