Sweet Tooth

Sweet Tooth

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

Sweet Tooth S02E04 WEBRip x264-ION10
Sweet Tooth S02E04 WEBRip x265-ION265
Sweet Tooth S02E04 1080p WEBRip x265-RARBG
Sweet Tooth S02E04 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Sweet Tooth S02E04 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Sweet Tooth S02E04 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Sweet Tooth S02E04 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-WDYM
Sweet Tooth S02E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-WDYM
Sweet Tooth S02E041080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-WDYM
Sweet Tooth S02E04 720/1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-EDITH CAKES
Komentář od mmli_sm
█⫸ sm امـیرعلـی_پی‌ام و محمدعلی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tagy

webrip
web
x264
BRip
x265
1080
720p
720
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Zveřejněno: 2023-04-27
Stažení: 54
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫بگیر که اومدم!

‫همه جاده‌ها به جایی می‌رسند

‫می‌تونن مارو به دوردست‌ها ببرند،

‫یا می‌تونن مارو برگردونن به خونه اول

‫همه یادشون رفته هنوز بیماری اون بیرونه؟

‫ابوت بهشون یه دارو داد و اونا ‫بلاخره فرصت اینو پیدا کردن که راحت باشن

‫لعنتی، ما پونزده دقیقه وقت داریم ‫تا که اینجارو کامل ببندن

‫چقدر دیگه راه داریم؟

‫گفتن از بزرگراه «بلوگیل» به سمت ‫ غرب بریم تا خودشون پیدامون کنن

‫نزدیک اسکله‌های خشک شده

‫دقیق بگو این رفیقات چه آدمایین؟

‫اسم خودشونو گذاشتن «اربابان هوا»

‫اسمشون رو شنیدم، ‫ سرباز مزدورن

‫برای مزدور استخدام کردن زیادی خوبی؟

‫بستگی داره، چقدر می‌شناسیشون؟

‫بخوام راستشو بگم، ‫نمی‌شناسمشون

‫ولی خب قبل دیروز، ‌تورو هم نمی‌شناختم

‫چرا اینقدر مهمه؟

‫خب برای امثال اینا فقط پول مهمه، ‫این چرتو پرت‌ها رو باید بذاری دم کوزه

‫ما که پولی نداریم

‫بهشون اعتماد داری؟

‫یکیشون چندسال پیش یکاری برام کرد

‫گفتم بهشون اعتماد داری؟

‫آره دارم

‫ببین من بهت اعتماد دارم، مگه نه؟

‫و ناامیدم هم نکردی

‫البته تا الان.

‫حالت خوبه؟

‫آره خوبم

‫حواسم... به دورو اطرافه

‫باشه. اگه چیزی بود خواستی حرف بزنی...

‫درمورد هیچی نمی‌خوام حرف بزنم، حله؟

‫شونه‌هام درد می‌کنن، پاهام نابودن

‫فقط کافیه یبار دیگه ساعت شب بزنن ‫که ما گیر کنیم تو شهرک صنعتی

‫پس این دیوونه‌بازیاتو برای خودت نگه‌دار

‫من فقط می‌خوام حواسم به...

‫برو، بگیرش!

‫ولم کن!

‫بزن بریم ازینجا

‫ ولی فرقی نداره که از کدوم راه سر در میاریم

‫ یه چیزی همیشه ثابته،

‫ همه جاده‌ها مارو به حقیقت می‌رسونند.

‫ حالا هرچقدر هم که دردناک باشه

‫«شیرینی‌خــور» ‫

‫چرا درباره روی دروغ گفتی؟

‫اون دوست ماست

‫و حالا هم رفته

‫- من دروغ نگفتم. من... ‫- گفتی

‫دروغ گفتی، فهمیدی؟ ‫گفتی که فرار کرده،‌ ولی اون مرده

‫ما هم قراره بمیریم؟

‫آره، گفتم،‌ که از شما مراقبت کنم

‫بابام می‌گفت بعضی وقتا لازمه دروغ بگی، ‫تا از کسایی که برات مهمن مراقبت کنی

‫و... نگاه کن!

‫ببینید،‌ من اینو وقتی با دکتر سینگ ‫ بیرون بودم پیدا کردم

‫این کمکمون می‌کنه فرار کنیم، می‌بینی؟

‫این برای بابا بود

‫و ما مامانت رو پیدا می‌کنیم و... ‫ همینطور جپ رو

‫ما هنوز می‌تونیم موفق شیم، بهم اعتماد کن!

‫تو نمی‌فهمی

‫ما دیگه بهت اعتماد نداریم،

‫نه به تو و نه به مرد گنده‌ات

‫ما همه فرار می‌کنیم، ولی ‫ بدون تو قراره انجامش بدیم

‫راست میگه

‫و حالا وقتمون داره تموم میشه

‫و هرکسی ممکنه دوباره بمیره

‫به جز تو

‫منظورت چیه؟

‫گاس تو با ما فرق داری

‫نه

‫نه، نه فرق ندارم، ‫من با شما هیچ فرقی ندارم

‫پس چرا همش برمی‌گردوننت؟

‫غیر ممکنه

‫7:17 صبح

‫بعد از استفاده از تخم‌مرغ مرغ‌های میلر

‫برای بارور کردن آنتی‌ژن‌ها

‫من ‌آنتی‌بادی‌هارو به سلول‌های ‫ درمان شده معرفی کردم

‫واکنش به نظرمیاد که مثبت باشه، ولی..

‫ولی آیا ویروس نابود شده؟

‫این لحظه سرنوشت سازه

‫در حال آنالیز نمونه‌ها

‫خواهش می‌کنم

‫لطفا لطفا لطفا

‫هیچ ویروسی شناسایی نشد

‫کار کرد!

‫خدای من!

‫مرسی، مرسی

‫ما موفق شدیم دکتر میلر

‫ما دنیارو نجات دادیم

‫ادی؟

‫فکر می‌کنم که چی‌ میشد واقعا می‌شناختمت

‫- ادی؟ ‫- عزیزم؟

‫اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫باید استراحت کنی

‫گفتن که برگشتی. من منتظرت بودم. اون کیه؟

‫کس خاصی نیست، فقط یک.. محققه که ‫تو فورت اسمیث کار می‌کرد

‫- انگار داشتی باهاش صحبت می‌کردی ‫- نه نه، ولش کن اونارو

‫چیزی که مهمه اینه...

‫من پیداش کردم

‫منظورت...

‫یه داروی کامل و واقعی، ‫دیگه نیازی به درمان‌های موقت نیست

‫بیماری دیگه تموم شد

‫فقط لازمه که دوز اول رو بسازم

‫و اون مال تو میشه

‫و بعدش آزاد میشیم

‫از شر این ویروس لعنتی

‫از شر اون مرد لعنتی

‫رانی عزیزم..

‫نه

‫مشکلی نیست

‫باشه، من فقط...

‫می‌ذارم برگردی به کارت

‫کسی قرص تایلنول داره؟ ‫شونم داره دیوونم می‌کنه

‫راستی، دماغت چطوره؟

‫وضع صورتت وقتی کارم ‫ باهات تموم شه بدتر میشه

‫چه غلطا، اینو کسی میگه که موهاش کفتریه

‫وایسا ببینم

‫من می‌شناسمت

‫یا خود خدا

‫تو تامی جپردی مگه نه؟

‫تو شماره 93‌ـی، اسمت جمجمه شکن بود

‫اون برای کلی وقت پیش بود

‫چرتو پرت نگو، تو با حرفه‌ای‌ترین‌ها ‫شاخ به شاخ شدی مشتی

‫بابا تو فینال کنفرانس‌ها

‫جوری «ویکی پز» رو زدی که کفشاش درومد

‫بعدشم توپ رو پس گرفتی، بازی دراوردی، ‫ 200 دلار سود کردم به خاطرت مرد

‫راستی، رفیق هنوز اون حلقه رو داری؟

‫چرتو پرت بسه روفس

‫خب...

‫ اینجا چی داریم؟

‫سومین تکل برتر تدافعی توی تاریخ لیگ و..

‫نمی‌تونم بگم که می‌شناسمت

‫- یا رفیقت رو ‫- شاید صدامو بشناسی

‫ما پشت بیسیم صحبت‌ کردیم ‫تو دالی هستی، درسته؟

‫اسم من ایمی ایدین‌ـه

‫من پناه‌گاه دورگه‌ها رو درست کردم

‫من صداها یادم نمی‌مونن

‫پس جیب راستمو بگرد

‫دخترم وندی اونو کشیده

‫تو هزاران نسخشو تو کل ‫ مناطق غربی برام فرستادی

‫الان 9 سالشه، یه دختر کوچولوی فوق‌العاده شده

‫ولی الان گیر آخرین مردان افتاده

‫اونا دزدیدنش، بقیه بچه‌هامم همینطور و..

‫و پسر اون، گاس، رو هم دزدیدن

‫اونا به ما نیاز دارن

‫و ما به کمکت نیاز داریم که نجاتشون بدیم

‫سریع و خلاصه میگم

‫من جونمو دوست دارم

‫الکی به خطر نمیندازم خودمو ‫مگر اینکه معامله‌ای باشه

‫پخش کردن اون کاغذا 100‌ ‫ام‌آر‌ای برات تموم شد

‫حمله به پناه‌گاهت؟

‫قراره خیلــی بیشتر از اون برات آب بخوره

‫خب...

‫چیش به ما می‌ماسه؟

‫غنیمت جنگی چطوره؟

‫لست من تا سقف اونجا چیز‌میز جمع کردن

‫غذا، دارو، تفنگ و حتی تانک

‫تصور کن تو نیرو‌هات تانک داشته باشی، خانم

‫شاید بعدش دیگه بهتر باشه خودتونو ‫ صدا بزنید «اربابان هوا و زمین«

‫علاوه برو اون، هیچکی اندازه ‫ ایشون اونجارو نمی‌شناسه

‫- اونجا احتمالا سوخت هم داشته باشن ‫- من که هستم

‫خیل خب، ایمی ایدن

‫معامله قبوله

‫ولی چرتو پرتی ببینم

‫تو و رفیقت تنها می‌مونین

‫اربابان هوا ‫ما ارسال می‌کنیم!

‫سربازان، بیاین بریم

‫هی، اینجارو ببین، هیچوقت فکر‌ نمی‌کردم ‫فرصت بشه برم دبیرستان

‫توقفی در کار نیست

‫کل روز زمان نداریما ‫شما دوتا، بیاین بریم

‫دبیرستان مرکزی شهر اسکس ‫خانه بز‌های کوهی ‫آرام باشید و دست‌هایتان رو بشویید

‫همچین تیم کهکشانی‌ای جمع نکردی لو

‫حداقل زندن جناب

‫دستاشونم نمی‌لرزه

‫همه اموالتون رو بریزید تو این سطل‌ها

‫وقتی میگم همشون یعنی همشون

‫همین الان، ژاکتاتونم بذارید

‫حالا نمی‌خواد احساساتی بشین برای من

‫اگه ازین مرحله رد شید، شما بخشی ‫ از خانواده ژنرال ابوت خواهید بود

‫و برای آینده انسانیت خواهید جنگید

‫اگر موفق نشید، می‌تونید به ‫ عنوان شهروند به دیوار برگردید

‫خیل، خب وقتشه شیر و روباه از هم جدا شن

‫بیارشون

‫شنیدید چی گفت، بریم

‫سریع‌ باشید،‌ ماست خوردید مگه

‫وقت نشون دادن و ثابت کردن خودتونه

‫خوش برگشتی ژنرال

‫جنگ چطوره؟ ‫می‌تونم چیزی براتون بیارم؟

‫زنگ نزدن هنوز؟

‫کیا زنگ نزدن؟

‫سه حاکم رو میگم جانی! ‫اصلا واسه همین من رفتم

‫خودتون می‌دونید این جنگ‌سالارها چجورین

‫هیچ‌وقت نمی‌خوام پیش‌قدم بشن

‫میشه

‫لطفا بهم بگی

‫زندانیم کجاست؟

‫خب، دکتر سینگ درخواست کردن که ‫همسرشون به اقامت‌گاه جدید منتقل بشن

‫که خیلی چیز خاصی به نظر نمی‌رسید ‫چون که چنتا اتاق خالی داشتیم

‫و شاید بهتر باشه بدونید که ‫یه شکاف امنیتی کوچیکی داشتیم

‫چیز خاصی نبود البته

‫یه نفر می‌خواست یواشکی ‫ وارد شه که خودم حلش کردم

More Farsi Persian subtitles for Sweet Tooth

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left