The Summer I Turned Pretty

The Summer I Turned Pretty

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

The Summer I Turned Pretty S02E02 480p x264-mSD RUBiK
The Summer I Turned Pretty S02E02 720p/1080p WEB h264-ETHEL
The Summer I Turned Pretty S02E02 HDR 2160p WEB h265-ETHEL
The Summer I Turned Pretty S02E02 720p/1080p HEVC x265-MeGusta ELiTE
The Summer I Turned Pretty S02E02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Summer I Turned Pretty S02E02 720p WEBRip x265-MiNX FENiX T0PAZ
The Summer I Turned Pretty S02E02 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-NTb
The Summer I Turned Pretty S02E02 720p/1080p/2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Komentář od mmli_sm
█⫸ sm محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tagy

x264
480p
480
web
720p
720
1080
HD
x265
HEVC
webrip
BRip
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Zveřejněno: 2023-07-14
Stažení: 60
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 196 řádků.

‫‫آنچه در «تابستانی که زیبا شدم» گذشت...‫

‫مهم نیس که چی بشه، ‫ما همچنان بی‌نهایت می‌مونیم.

‫‫خونهٔ ساحلی‌مون نبودم. .من و کانرد پیش هم نبودیم‫

‫و سوزانا فوت کرده بود.

‫تو بودی که گند زدی

‫و الان همه‌چی بین ما...

‫- ‫با کانرد و جرمایا یه‌جوری شده. ‫- ‫من عاشق بودم، استوین.

‫‫چه غلطی باید می‌کردم؟

‫مشاور تحصیلیت بهم ایمیل زد.

‫نمی‌دونستم کاپیتانی تیم ‫والیبال رو از دست دادی.

‫- ‫یا اینکه نمره‌هات انقدر پایین اومدن. ‫- ‫تو که اصلاً اینجا نبودی.

‫بلی؟ ‫پیش کانردی؟

‫‫نه جواب پیام‌هام رو میده ‫ نه زنگ‌هام رو. ‫

‫فکر کنم صبح یه سر به براون بزنم. ‫

‫باشه.

‫ولی منم باهات میام.

‫« تابستانی که زیبا شدم » ‫" فصل دوم - قسمت دوم "

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫ ‫ ‫[چهار ساعت. رسیدم کنتیکت. ‫از نیویورک رد شدم. رسیدم]

‫- سلام. ‫- سلام.

‫باورم نمیشه اینجایی.

‫آره، ‫منم همینطور.

‫ژاکت نیوردی؟

‫اوه، یادم رفت، ‫اما سردم نیست.

‫این رو بپوش.

‫- بریم ساحل؟ ‫- آره!

‫[دیشب با جرمایا حرف زدم. ‫کانرد گم شده. می‌خوام به جر ‫کمک کنم تا پیداش کنه.]

‫[حواست باشه. ‫به مامانم گفتم که خونه شمام.]

‫شاید باید راستش رو بهش بگم.

‫اون روز که کانرد موقع اسکیت‌سواری ‫دستش شکست

‫مامانم بود که بردش اورژانس.

‫سوزانا اینقدر داشت می‌لرزید ‫که نمی‌تونست رانندگی کنه.

‫مامانم همیشه استواره. ‫محکمه.

‫همیشه می‌دونه چی‌کار کنه.

‫یا حداقل قبلاً اینطوری بود.

‫حالا رو خیلی مطمئن نیستم.

‫[خونه تیلور اینام. ‫با مایلو دوباره بهم زدن. فکر کنم یه مدت اینجا بمونم.]

‫سلام آبری.

‫آره، خوبم.

‫گوش کن. ‫تازگیا با کانرد حرف نزدی

‫یا ندیدیش؟

‫نه؟ ‫خیلی‌خب.

‫باشه، ‫بعداً باهات حرف می‌زنم.

‫سلام، ‫چه‌خبر مکینتایر؟

‫احتمال داره

‫که الان پیش برادرم باشی؟

‫خیلی‌خب. ‫نه رفیق. شرمنده.

‫فکر کردیم هنوز با هم میرین بیرون. ‫اشتباه شد.

‫سلام برایان.

‫جرمایام. ‫برادر کانرد.

‫گوش کن، ‫می‌دونم احتمالش خیلی کمه،

‫اما تازگیا باهاش حرف نزدی؟

‫نه؟ خیلی‌خب. ‫باشه. نه. نگران نباش.

‫گه توش!

‫[بیچاره تیلور. ‫دوست خوبی هستی.]

‫زود بیدار شدی.

‫نه خب. ‫وقتی مشروب می‌خورم خوابم نمی‌بره.

‫جان؟

‫نه این که واقعاً مشروب خورده باشم.

‫بلی کجاس؟

‫می‌‌خوام بیدارش کنم.

‫پیش تیلوره. ‫انگار با مایلو بهم زده.

‫اوه.

‫اگه کاری داشتی ‫می‌تونی بهش زنگ بزنی.

‫نه، چیز خاصی نیست. ‫بعداً بهش می‌گم.

‫هی، ‫فردا می‌خوام واسه جلسه

‫برم به اون کتاب‌فروشی توی نیویورک.

‫چی؟ وایسا ببینم. ‫آفرین.

‫چندشب می‌تونی تنها باشی؟

‫اصلاً می‌خوای بری پیش بابات؟

‫مامان، ‫من دارم میرم کالج.

‫- چیزیم نمیشه. ‫- خیلی‌خب.

‫پس بذار حداقل صبحونت رو بدم.

‫همم، نه، ‫نمی‌خوام.

‫غذا نداریم.

‫نوبت بلی بود بره فروشگاه.

‫می‌تونم تخم‌مرغ بپزم. ‫خوشمزه و آسون.

‫واسه بعد مستی عالیه.

‫نه، نه. ‫مرسی.

‫بریم بیرون یه چیزی بخوریم، ‫خب؟

‫بیا دیگه.

‫خیلی‌خب.

‫سلام.

‫سلام، ‫اینجام.

‫کجا؟

‫تو محوطه دانشگاه.

‫- نمیای؟ ‫- چرا.

‫دارم میرم خوابگاه کانرد.

‫باشه؟ ‫بیا اونجا.

‫سلام، ‫جرمایا.

‫سلام بلی.

‫این رو برات گرفتم.

‫نمی‌خورم. ‫ممنون.

‫ممنون که این همه راه اومدی.

‫خبری از کانرد نشد؟

‫هیچی.

‫نه جواب زنگ‌هام رو داده ‫نه پیام‌هام.

‫البته خوب شد اومدی، ‫چون نمی‌دونم

‫تو کدوم طبقه و اتاقه.

‫منم نمی‌دونم.

‫فقط می‌دونم طبقه آخره، ‫اما همین.

‫تاحالا تو دانشگاه براون بهش سر نزدی؟

‫خب، ‫مامانم موافق این نبود

‫که بخوابم چهار ساعت رانندگی کنم

‫تا چیزم رو ببینم...

‫همینه.

‫آره.

‫سلام؟

‫هی، نگاه، ‫تختش مرتبه.

‫اگه تختش مرتب باشه که ‫اوضاع نمی‌تونه بد باشه، مگه نه؟

‫هی. ‫ببخشیدا

‫اینجا اتاق منه ‫که دارین سرک می‌کشین‌ها.

‫سلام داداش. من برادر کانردم. ‫اون موقع پشت گوشی حرف زدیم.

‫- خوشحال شدم بالاخره دیدمت. ‫- خیلی‌خب، جرمایا بودی دیگه؟

‫- آره. ‫- ایول.

‫کانی برنگشته، ‫مگه نه؟

‫بعد از پنجشنبه بعدظهر دیگه ندیدمش.

‫قبل این که بره ‫اتفاقی افتاد؟

‫پشت گوشی با یکی دعواش شد.

‫داد و بیدار می‌کرد.

‫بعدش هم گذاشت و رفت؟ ‫فکر نمی‌کنی

‫سر کی داشته داد می‌زده؟

‫نمی‌دونم داداش. ‫دولته که

‫با گوشی‌هامون جاسوسی‌مون رو می‌کنه.

‫آخرین باری که خبری ازش شنیدی ‫همون بود؟

‫نه. ‫امروز صبح بهم پیام داد

‫که کلاس آزمایشگاه زیست رو نمیاد، ‫پرسید بیبنم می‌تونم نوت‌برداری کنم یا نه.

‫خیلی آزاردهنس، ‫اما کل امسال

‫داشتم از چیزمیزای اون کپی می‌کردم، ‫برای همین نمی‌تونم غر بزنم.

‫می‌گیرین که؟

‫میشه با گوشیت بهش زنگ بزنی

‫ببینی جواب میده یا نه؟

‫آره، ‫حتماً.

‫تراسکی، ‫پولیورم رو اینجا جا گذاشتم؟

‫نمی‌دونم...

‫یه لحظه. ‫نمی‌دونم. شاید...

‫سلام. کانردم. ‫پیغام‌تون رو بذارین.

‫نه.

‫یه راست میره پیغام‌گیر.

‫اما سوفی شاید بدونه کانرد کجا رفته.

‫- خیلی صمیمین. ‫- سلام.

‫سلام سوفی، ‫ایده‌ای نداری که

‫- برادرم کجا غیبش زده؟ ‫- امم...

‫فکر کنم گفته بود ‫که می‌خواد با دخترخالش

‫بره ساحل.

‫خیلی‌خب بلی. ‫بریم.

‫اوه، ‫پس بلی تویی...

‫وقتی بهم زدین، ‫رفیقم خیلی افسرده شد.

‫فکر نکنم به‌خاطر من بوده.

‫چرا، ‫صد در صد بوده.

‫مثلاً همیشه تو گوشیش ‫به عکست نگاه می‌کرد.

‫خلاصه هروقت پیداش کردین، ‫بهش بگین که

‫باید پنجشنبه واسه امتحان زیست برگرده

‫وگرنه پاس نمیشه.

‫- جدی میگی؟ ‫- آره.

‫خیلی‌خب. ‫من لپتاپش رو میارم.

‫تو هم کتاب و وسایلش رو بردار ‫تا بتونه درس بخونه. خب؟

‫بجنب.

‫اینا مال کانردن؟

‫یعنی می‌تونم همش رو ببرم؟

‫آره همش مال اونه. ‫می‌تونی ببریش.

‫بریم بلی.

‫موفق باشین.

‫مرسی.

‫اتوبوس بعدی نیم‌ساعت دیگه میره، ‫پس...

‫چرا باید یهویی اینطوری بذاره و بره کازینز؟

‫فکر نکنم تاحالا یه بار هم شده باشه ‫که سر کلاس نره.

‫ حتی وقتی مامانم مریض بود.

‫مطمئن نیستم.

‫پای تلفن سر کی داد می‌زده؟

‫حتماً بابامون بوده، ‫مگه نه؟

‫یعنی درمورد چی بحث می‌کردن؟

‫آره، احتمالاً آدام بوده، ‫آخه اون و کانرد

‫همیشه سر یه موضوعی مخالف هم بودن.

‫واقعاً نمی‌خوام پام

‫به ماجراهای کانرد باز شه،

‫اما اگه اتفاقی براش بیفته، ‫نمی‌تونم

‫- خودم رو ببخشم. ‫- هی، نه، نه.

‫هیچ اتفاقی برای کانرد نیفتاده، ‫خب؟

‫مطمئنم رفته گشت و گذار

‫و موبایلش هم خاموش کرده.

‫شاید.

‫اما فقط یه ماه شده که...

‫می‌دونی‌ که چه آدمیه. ‫اینقدر همه‌چی رو تو خودش نگه می‌داره

‫که به یه جایی می‌رسه ‫و می‌ترکه.

‫فکر نکنم اصلاً کسی رو داشته باشه.

‫با من که اصلاً حرف نزده.

‫خیلی‌خب. ‫می‌خوای باهات بیام خونه‌ساحلی.

‫لازم نیست بیای اینجا.

‫فکر کنم خودم بتونم ‫تنهایی از پسش بر بیام.

‫نه، می‌دونم می‌تونی. ‫اما مجبور نیستی.

‫اگه می‌خوای بیام...

‫نمی‌خوام.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left