Prvních 200 řádků.
،بعد از چند هفته قرار گذاشتن
اوضاع بین این دوتا مرغ عشق ....داشت گرم و گرمتر میشد
.و گرماش به اندازه دمای اتاق میرسید
چون با وجود دوتا مامان هندی ...که همش دور و بر آدم میپلکن
.فقط تا همین حد میشه اوضاع رو گرم کرد
ولی حتی با اینکه فعل و انفعالات کمی ،این وسط رخ میداد
...دیوی به شدت تو رابطه جدیدش خوشحال بود
.طوری که خیلی وقت بود همچین حسی رو تجربه نکرده بود
!هی، دیوی
.هی
.آخه نگاشون کنید
هیچکس نمیتونه منکر این همه کشش .بین این دوتا بشه
فقط حیف که با این همه کشش مجبورن یه ساعت یواشکی .پاهاشون رو زیر میز به همدیگه بمالن
زهرا حاجیپور، فهیمه داوری Studio_C دانلود آهنگهای این قسمت از کانال
«تا حالا با دوستپسرم سکس نداشتم»
.آخ. بچهها، من و دس باید با هم بخوابیم
،ولی به لطف مامانامون
،فقط میتونیم با ترس و لرز .همدیگه رو ببوسیم
.دارم از شق درد میمیرم
.اوه - .متاسفم. انگار خیلی درد میکشی -
،حالا نه اینکه بخوام سکس کامل داشته باشم
ولی دلم میخواد بریم تو کار هم، میفهمید؟
.کاملاً
...آخ. واقعاً خیلی تو مخیه
جز این مورد، بقیه رابطه من و دس .خیلی خوب پیش میره
.میشه گفت بهترین رابطهایه که تا حالا داشتم
،خیلهخب ،میدونم حرفم خیلی ضایعس
.ولی واقعاً احساس خوشحالی میکنم
...خُب، انگار باید مامانت رو از خونه بیرون کنی
.تا بتونی یه کم خلوت کنی
،نه، اگه بفهمه قراره پسر بیارم خونه .شرحه شرحهم میکنه
خُب، چطوره یه مهمونی مخصوص بازی ترتیب بدی .و دوستای تو و دس هم بیان
،بعد که همگی غرق بازی با کلمات شدیم
و دس رو ببری تو اتاقت .و برید تو کارش
،باشه، باشه. عاشق ایدهت شدم ولی چطوری مامانم رو بیرون کنیم؟
،رسماً از اکثر آدما بدش میاد .و همین تازگیا یه پازل هزار تیکه خریده
،هیچ کدوم از شما دخترا بلیت شن یون رو نمیخواد؟
منظورت نمایش رقص چینیه که تو همه صفحههای روزنامه مدرسه، تبلیغ کرده؟
.آره. یه مراسم سرشار از جلوه و آهنگ
،میخواستم انجمن کتابخونی رو سوپرایز کنم
ولی چون بار سومی بود که ازشون خواستم .کتاب غریبه رو بخونیم، پرتم کردن بیرون
.راستش، آره
با کمال میل حاضرم اون بلیتها رو .از دستتون بقاپم، خانم پالوما
عالیه. بلیتا واسه صندلیهای عقب نردههای دومه .که یه دید جزئی هم به نمایش دارن
.خوش بگذره
...و با اون بلیتها
که حالا مال دیوی شده بودن .میتونست یه کمی با دس خلوت کنه
.عجیبه
یه کلام از پسری که بردنش بیمارستان .تا عنشو دربیارن
.صبح بخیر، عزیزای دلم
کل آخر هفته رو رفته بودم اوهای ،تا با اثر هنریتون ارتباط برقرار کنم
...و قوی و لذت بخش بودن و
.از ذوق، پخش زمین شدم
،خُب، با همه این حرفا .باید نقاشیهای گلابیتون رو پس بدم
.مارگو، خیلی خشونتآمیز و آشفته اس
.آفرین. بیست و به علاوه یه نمره مثبت
ترنت، گلابیت باعث شد همه چیز رو .زیر سوال ببرم. بیست و دوتا نمره مثبت
.ممنون، خانم نونی .حس گلابی شدن رو گرفتم و این رو خلق کردم
.مطمئنم همینطوره
.نقاشی تو افتضاح بود .هفت شدی
چی؟ چی؟
متوجه نشدی تکلیف چیه؟
.چرا، گفتید یه گلابی بکشم و کشیدم .دقیقاً شبیه نقاشی مارگوئه
.اولاً، اصلاً نگفتم یه گلابی بکشید .گفتم گلابی رو تجسم کنید
.تو وجود این گلابی، ماجرای خاصی نمیبینم .نمیدونم چه نیازی داره
نیاز؟
.خانم نونی، نمره 20 و یه مثبت نیاز داره
،خُب، اگه نمره بالاتری میخوای .باید عمیقتر کار کنی، بن
.و میتونی دوباره این نقاشی رو بکشی .ولی اصرار دارم که مارگو بهت آموزش بده
آموزش بده؟ .من که شاگردش نیستم
.من همونیام که همیشه به بقیه آموزش میدم
.نگران نباش .بهت سخت نمیگیرم
خیلهخب، نظرتون چیه؟
کی واسه رفتن به شن یون آمادهاس؟
.گیج شدم معلمت اینا رو همینطوری بهت داد؟
.اوهوم - در عوض، چیزی ازت نخواست؟ -
.نه. نه، نه، نه، نه .خانم پالوما بلیتا رو داد
.نگران نباش .کسی انگشتم نکرده
،عجب، شن یون. همیشه دلم میخواست برم نمایشش رو ببینم .ولی نه اونقدری که برم بلیتاش رو بخرم
معلم غمگینت چیز بهتری تو دست و بالش نداشت؟
مثلاً بلیت نمایش موزیکال دختران بدجنس؟
.من رجینام
.دیوی، این بلیتا برای جمعهن
.قراره جمعه شب، رایا و دس بیان اینجا
.رایا هم میتونه بیاد
،سایت مشاور سفر نوشته «این نمایش ...جادوییه و جشنی برای لذت بردن از عواطفه
«.و چندین ساعت طول میکشه
،بعد اون موقع که ما میریم نمایش شما چیکار میکنی؟
،داشتم فکر میکردم با چندتا از دوستام .مهمونی بازی بگیرم
النور، فبیولا و شاید هم دس .البته اگه قبول کنه و بیاد
.نالینی احمق نبود
،میدونست دیوی روی دس کراش داره
ولی باید گفت احمق بود. چون ...خبر نداشت که این کراش، دوطرفهاس
.و قراره جنسی هم بشه
،اجازه مهمونی میدم ...همینطور به خودم این اجازه رو میدم
،که در شب هیجانانگیز رقصهای ژیمناستیکی .غرق بشم
قضیه مهمونی خیلی جالبه .و زیاد هم به مسائل جنسی ربط نداره
...امشب اولین باریه که
.با همکلاسیای دس وقت میگذرونم
مونوپولی میلیاردر رو خریدم .تا احساس کنن خونهی خودشونن
.درسته. چون خیلی باکلاسن - .اوهوم -
میخوای من و النور هم یه کمی باکلاستر بشیم؟
،من یه تیشرت دارم که روش نوشته پاریس
.و النور هم میتونه مثل ژاکلین کندی تیپ بزنه
.نه، خود عادیتون باشید
،سلام. ببخشید، عزیزم .موقع ناهار گوشیت رو برداشتم
.فکر کردم ماشین حسابمه .قاب گوشیت خیلی بزرگه
میدونم. باحال نیست؟
به قدری باتریش قدرت داره .که میشه باهاش ماشین رو روشن کرد
.خیلهخب، دوستدختر باهوشم .بعداً میبینمت
.آخی. چقدر جیگرید اوضاع چطوره؟
.خوبه - چرا صدات یه گام بالا رفت؟ -
.نمیدونم
هنوز نتونستیم اون اشتیاقی رو که .تو بوسه اولمون بود، پس بگیریم
،اولش با خودم گفتم خب اول رابطهاس
.ولی الان چند هفته گذشته
...خُب، شاید بهتر باشه دوباره ببریش تو دستشویی
.همونجایی که اولین بار همدیگه رو بوسیدین
.فهمیدم چی گفتم .حالم بهم خورد
.شاید دارم زیادی بهم به خودمون فشار میارم
...آدم میتونه تو یه رابطه خوب باشه
و همش نخواد لباسای همدیگه رو جر بده، نه؟
«بستهاتون رسید» .سوتین خوراکیای که واسه امشب خریده بودم، رسید
.شرمنده، فَب
.خیلهخب. اتاقم رو واسه عملیات آماده کردم
.مثل فاحشه خونههای ساده شده
،شمع معطر ،روبالشتی ابریشمی
.و یه روسری که دور چراغ پیچیدم
.انقدر نور اتاق کم شده، که از ترسم تا دم در دوییدم
.چقدر سکسی
خُب، فکر کنم جز دیوی .قراره چند نفر دیگه هم، شب پرشوری داشته باشن
.چون بازی فعالکننده مغزی رو آوردم
،اوه، فب، اون بازی حدود چهار ساعت طول میکشه
.و دستورالعملش هم خیلی پیچیدهس
چطوره به جاش بطری بچرخونیم؟
،خُب، خُب، اتفاقاً این بازی یه چرخنده هم داره
...تا بفهمی باید یه مراسم تاریخی رو اجرا کنی
.یا یه تقسیم طولانی رو انجام بدی
آهای؟
.سلام
.ایول. من عاشق فعالکننده مغزم
.سلام، من اَدیسونم
.منم فلبی ام
.فبیولا
هی. پارکر رو که از زمان مناظره میشناسی؟
.معلومه
.همگی، سلام کی واسه بازی آمادهس؟
وایستا ببینم، واقعاً قراره بازی کنیم؟
.فکر کردم واسه مامانت دروغ سر هم کردی
.اوه. نه
.ولی قراره مهمونی هیجانیای باشه
،مثلاً اگه خواستی میتونی تو بازی با کلمات .فحش هم بدی
.فحش که همیشه تو بازی آزاده - .خفه شو، فبیولا -
.اصلاً هرچی .مهم اینه که الکلمون به راه باشه
.آره. الان میام .یه لحظه، لطفاً
لعنتی. انقدر درگیر شمع و چیزای سکسی ...واسه اتاق خوابم بودم که
.پاک الکل رو یادم رفت شماها چیزی تو دست و بالتون ندارید؟
.من که دهانشویه مسافرتیم تو کیفمه
.به ترنت زنگ میزنم - .اوهوم -
،سلام، آبجو در راهه ،ولی حالا که باید منتظر بمونیم
یه نوشابه گازکربنیکدار سه لیتری قدیمی .تو یخچال هست
،درسته گازش رفته .ولی شکر و کافئینش نابودت میکنه
.حداقل بگو که مامانت چندتا قرص داره
.مطمئنم یه بسته بزرگ لوپرامید داره
.بچهها، نگرانی به دلتون راه ندید .یه چیزی دارم که از الکل هم هیجانانگیزتره
،بعد، اگه کارت سوتزن رو بردارید ،یه نفر باید سوت بزنه
.در حالی که تیم مقابل باید از خاک، یه چیزی بسازه
،آخ! وقتی گفتی یه چیز هیجانانگیزتر از الکل داری
.فکر کردم منظورت مواده
النور، آبجوها تو راهن، مگه نه؟
،آره، باید الان رسیده بودن ،ولی یه مشکل کوچولو و باحال پیش اومده
.کارت شناسایی ترنت رو تو مشروبفروشی مصادره کردن
.خیله خب. متی تو هیل مهمونی داره
میشه لطفاً بریم اونجا؟
.میدونی که با این اوضاعم، نمیتونم هشیار باشم
.نه، نه، نه، نه .نرید
،شرمنده ...ولی پدر و مادر پارکر دارن طلاق میگیرن
،و امشب رو پیش من میمونه
.فکر کنم مجبورم به خواستهش تن بدم
.ولی دلم میخواست یه کم با هم تنها باشیم
،خُب، آره، معلومه که منم همین رو میخوام .ولی یه جورایی گیر افتادم
.رفیق، بیا بریم
.واقعاً متاسفم، دیوی
.خیلهخب. خداحافظ
.دیوی دو-صفر عقب افتاد
نه به دوستای دس نزدیک شد .و نه به بدن لختش
و حالا مجبور بود یه بازی بدون الکل .به نام فعالکننده مغز رو تحمل کنه
.سلام - پکستون؟ -
همگی، چطوریایید؟ - .و ترنت -
.پکستون نجاتم داد
،هیچوقت مشروبفروشی کارت شناساییم رو مصادره نمیکنه .حتی اگه کارت شناسایی عمه جودی باشه
.آخه ما خیلی شکل همدیگهایم
.بوم
.ایول، مالیبو .اینا همیشه منو به استفراغ میندازن
.پکستون، تو قهرمان منی
.غصهشو نخور .خودم ردیفش کردم
.خیلهخب، استاد هنر .من اومدم
.آموزشم بده
.نشونم بده چطوری نقاشی بکشم یا هرچی
...عجب. انگار با ذهن باز اومدی
No comments yet. Be the first to leave one.