Prvních 192 řádků.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
میشه حرف بزنیم؟
بعد از شام مهمونا دارن میان
کنسلش کن- نمیشه-
خطوت تلفن قطع شدن
اونا گفتن فردا درست میشه
انگلیسی حرف میزنی؟
بله
درباره یه موقعیت اضطراری یک تماس دریافت کردیم
اوه,بذار ببینم
البا- حرکت اضافی نکن-
بخواب زمین
البا.این اسمته؟
بله- اینا نیومدیم تا بهت اسیب بزنیم-
فقط یه جاییو میخواستیم تا مدتی استراحت کنیم
کی دیگه توی خونست؟
چی اونجاست برای فکر کردن؟
هیشکی- خوبه-
جعبه کمک های اولیه ات کجاست؟
شماها نیروی امداد واقعی نیستین- این یه تفنگ واقعیه-
توی اشپزخونست,بالای یخچال
بیارش
بشین
بشین
مهمون دعوت کردی؟- بله-
کنسلش کن- نمیتونم-
چرا؟- خطوط تلفن قطعن-
کس درست میشن؟
یکمی طول ممکنه بکشه
این اطراف دوهفته یه بار اتفاق میفته
بعیده که انتن داشته باشی
موبایل ها چطور؟
مشخصه مال این اطراف نیستی
کس دیگه ای چی؟
شما دوتا زوجین؟
اره- نه-
فکر کنم شروع خوبی نداشتیم
وقتی سوال میپرسم,جواب قطعی میخوام
بذار دوباره امتحان کنیم شما دوتا زوجین؟
نه- اره-
باید روی داستانتون کار کنید
اینجا انتن نمیده
البته که نه
خیلی خب,اون با من میاد
تو خوبی؟
بزن بریم
اون کجا میبرتش؟
هرچی کمتر بدونی,شانست بیشتره
که ازین مخمصه زنده بیرون بری
زانو بزن- چرا؟-
چون باید به این زخم حواسم باشه
و نمیتونم همزمان تفنگمو سمتت بگیرم
میتونم کمکت کنم
تاحالا زخم گلوله رو شستی؟
نه ولی زود یاد میگیرم
و من هفت تیرکش سریعی هستم
این تنها هشداریه که میگیری
چنتا پارچه و اب گرم بیار
خوب به نظر میاد
گلوله مستقیم خارج شده
به نظر نمیاد اسیب جدی زده باشه
تو حالت خوب میشه منظورم اینه که,تو مستحقش نیستی
ولی زنده میمونی
کلاور؟
کلاور صدامو میشنوی؟
کلاور براون
کلاور صدام کن
سیرا لوبا
سیرا صدام کن
هیچ کاریو انجام ندادم که یه زن رانندش باشه
همچنین من
یعنی,تو راننده نیستی
یا منظورت اینه سواری اولته؟
اوه,نه من رانندم
فقط تاحالا کاریو انجامندادم که نیروش یه زن باشه
کار خانوادگی من میبایستی پسر باشم
منم همینطور
میدونم که بادیگاردای زن
دارن اینروزا بیشتر و بیشتر محبوب میشن
به خاطر اینکه اسون تر وفق میدن خودشونو
نسبت به گولاخای 300 پوندی
ولی نمیتونم دنیاییو تصور کنم
که تو وفق پیدا کنی توش
چی دوست داری صدات کنن؟
مالون خوبه
تو تنها خونه این اطرافی تا شعاع یک مایلی
اره
شما دوتا نمیترسین دوتایی؟
گاهی
راجب ادمایی که برا شام میان بهم بگو
مکس هاموند,و دوست دخترش مارو
اون یه تهیه کنندست که مستند میسازه
داره الان یه کاری برای دولت میکنه
مطمئن نیستم چیه,یه چیزی با وزارت فرهنگ
اون امریکاییه- اره-
مستنداتی مثل...فیلما؟
ازون خسته کننده هاش راجب کشاورزای قهوه
یه روستای هندی و این چیزا
اها و تو چکاره ای؟
...من
چیز خاصی نیست,فقط خونه رو تمیز نگه میدارم
پس تو خانه داری- فکر کنم-
تو خیلی مطمئن نیستی
چکاره ای؟- داریم راجبت حرف میزنیم-
اوه فکر کردم تموم شد
قبول کردنش سخته,اینکه کمک میکنی
ما مستخدممونو اخراج کردیم
پس من شلختگیارو مرتب میکنم
پس این خونه کیه؟
من...فکر کنم
میبینی؟
اینجا کمبود اطمینان داریم
هرچی میخوای فکر کن
پایین بمون
مادر عزیزم,تو راجب همه چیز اشتباه میکردی
انصرافم از شغلم و گفتن به هم اتاقیم
اون یه عوضیه
اونو متعاقدش کرد تا منو از اپارتمان بندازه بیرون
کارت بانکیمو پر کرد وقتی که پول داشت تموم میشد
منو به یه بی خانمان معتاد تبدیل نکرد
تمام حیله هارو پیچوندم
بر خلافش همونطوری که اونا تو سینت بارس میگن
روی پای خودم ایستادم
با یه مرد خوب اشنا شدم
یه جای خوب برای موندن دارم
اوضاع داره خوب میشه
چی میتونم راجب مکس بگم؟
جزئیاتن که منو دیوونه میکنن
اون حالتی که بستنی میخورمو دوست داره
چون میگه دهنم هیپنوتیزم میکنه
اون صدامو دوست داره مخصوصا وقتی که خمیازه میکشم
اون میگه مثل گربه خمیازه میکشم
ون عاق اینه به باسنم نگاه کنه
اون میتونه ساعت ها بهش نگاه کنه
اون دوسش داره وقتی که موهامو میدم بالا
چون گردنمو نمایان میکنه
و میگه من زیباترین موهای بچه گونه رو اونجا دارم
اون خطوط بدنمو دوست داره
چون میگه مثل زیرپوش نامرئین
و تنها زیرپوشین که مهمن
اون دوست داره رقصیدنمو تماشا کنه
چون میگه نمیتونه بفهمه
چه ریتمیو دارم باهاش میرقصم
ولی اون بیشتر خوشش میاد
از ریتم موزیکی که داره پلی میشه
ولی بیشترین چیزی که دوست داره راجبم,بعد از سکسه
وقتی که نفسم کند میشه
و برای دقیقه ای خوابم میبره
مهم نیست چه ساعتی از روزه
این مطمئنن بهترین زمان برای شروعه
مارو,بیدار شو
همم؟
باید بریم
کجا بریم؟
شام با البا فونتانا برای پروژم
یادت رفت؟
نه من امم...فقط فکر میکردم دیرتره
تو سه ساعت خوابیدی
نه
اره؟- اره-
چرا بیدارم نکردی؟- دارم بیدارت میکنم الان.زودباش-
باید دوش بگیرم
وقت نداریم.بزن بریم
یه قرار ساعت 9 دارم
پس قرار نیست دیر برسیم
با کی قرار داری؟
میدونی,هدفت از پرسیدنش چیه همیشه؟
وقتی که نمیفهمی
اولین چیز راجب کارم؟
خدایا.فقط یه سوا کردم جرم که نکردم
اره,خب بعدا تو
این عادت بد سوال پرسیدن همیشگیو تقویت کردی
و ازار دهندست
هی
هی.هی,روبرتو
باشه مامان اون دلگرم ترین ادم نیست
اون یه غرور درونی داره که همه مردای امریکایی دارن
ولی از بینش میبرم کم کم
پتانسیلشو میبینم
قراره اینو بپوشی؟
فکر کردم این لباسو دوست داری
ارزون به نظر میاد یه چیز دیگه بپوش
کاری کردم که ناراحتت کرده؟
میشه تو ماشین بحث کنیم؟
خیلی دیرمون شده- نمیخوام اصلا بحث کنم-
اره,منم همینطور پس هرچی زودتر عوضش کنی
زودتر میتونیم بریم
هی,ویلفردو
برو بالا و درای سیاهو باز کن
پنجتا کیسه نارنجیو بردار
چیکار میخوای بکنی؟
میخوام مطمئن شم هیچکسی نگاهت نمیکنه
No comments yet. Be the first to leave one.