Prvních 200 řádků.
.ســــلام
.سلام می کنم
.میخوام بدونی که تمام فکر و ذکر منی
.ســــلام
.سلام می کنم
.می دونم خیلی وقته گذشته
"ایــــــــتـــــــاکـــــــا"
.زودباش .بزن بریم
تو خوبی؟
ما باید با یک جنگ طولانی بر علیه .حیله گری و راهزنان قدرتمند قرار بگیریم
...حمله به بندر "پیرل" ممکنه
،در خیلی جاها
، در اقیانوس ها و هردو خطوط ساحلی
.و بر علیه نیمی از کُره انجام بشه
این جنگ نه تنها جنگ طولانی خواهد بود .بلکه جنگ سختی هم خواهد بود
...از ما انتظار می رود که خطر ژاپن را از بین ببریم
...اما به ما ضرر بزرگی می رسد، اگر اینکار را بکنیم
...و سپس متوجه بشویم که بقیه
.دنیا توسط "هیتلر" و "موسولینی" تسخیر شده است
. ما این جنگ را می بریم
.و آرامش بعد از آن را از آن خودمان می کنیم
نامه از خونه ـست؟ - .آره. از برادرم "هومر"ـه -
تو کوچیک ترینی؟ - .نه، نه -
.کوچیک ترین "یولسیس"ـه
...اون
.چهار سالشه
.اون معتقده هیچ چیز خوبی تموم نمیشه
...اون فکر می کنه متعلق به جایی که
.چیزی برای دیدن وجود داشته باشه
..."اگه بتونی بیای "ایتاکا
.ببینیش، خیلی خوب میشه
..."همینطور برادرم "هومر
.خواهرم "بس" و مامانم رو
."سلام، "هری
.چهارده کلمه. پرداخت شد
.تو یه کم کوتاهی - .یه کم -
.اما منو فراخوندن - .فراخوندن. صحیح -
.مادرم برای برگشتن به خونه برام پول می فرسته
می دونی چقدر طول می کشه تا تلگراف بهش برسه؟
این چیه؟
چرا...؟ این چیه؟
.برو. چیزی نیست ...نگرانش نباش. فقط
...چرا، چی
وقتی مادرت برات پول فرستاد .پولمو پس بده
.ممنون
!"بفرست پرداخت شد، "ویلی
..."تام"
چیه؟
.می دونم، ویلی .فقط گاهی اوقات
خب، بگو ببینم، چرا می خوای پیک بشی؟
چون آدم های زیادی رو می بینم
.و خیلی جاها میرم
و دیشب چطور خوابیدی؟
امروز توی مدرسه چرت زدی؟
.یکم
ورزش چی؟
نظرت چیه، اونا رو شکست بدی که تا بتونی شغل رو بدست بیاری؟
.ما هر روز توی مدرسه ورزش می کنیم
!که اینطور .من وقتی توی دبیرستان "ایتاکا" بودم، مسابقات دو و میدانی 220 متر شرکت می کردم
.قهرمان شهر بودم
...من قهرمان مسابقات میان
خب، بگو ببینم. تو واقعا این شغلو می خوای؟
.من میشم بهترین پیکی که تاحالا این اداره داشته
.من بهترین پیک این اداره بودم .پس مبارزه قبوله
.خیلی خب .هرچی سریعتر نامه ها رو تحویل بدی، تعداد بیشتری زنده می مونن
...هرچی زودتر پیغام های صادره رو ببری
.ما بیشتر می تونیم بفرستیم ...و اگر ما بتونیم بیشتر بفرستیم
.شانسمون برای شکست دادن، "اتحادیه غرب" بیشتره
.ما اداره تلگراف پستی هستیم
.سریعا خودمون رو به مقصد می رسونیم .با همه مودبانه حرف می زنیم
کلاهامون رو توی آسانسور در میاریم
...و مهم تر از همه
.هیچ تلگرافی رو از دست نمی دیم - .بله، قربان -
چند سالته؟
.آره .اینو جواب دیروزت بود
.ما حق نداریم پسری رو که زیر 16 سال باشه، استخدام کنیم
چند سالته؟
.پس دو سال دیگه میشی، 14 ساله
می خوای با 15 دلار در هفته چیکار کنی؟
.می دمش به مادرم
.خیلی خب، از این به بعد تو عضو این گروهی .خوب دقت می کنی، خوب گوش می کنی، چشم و گوشت هم باز نگه می داری
فهمیدی؟ ...ما
.به این میگیم ربعی
...اینو می بری به نانوایی "چاترتن" و
.دوتا کیک دو روزه، سیبی و خامه نارگیلی میاری
.چشم، آقا
نظرت درموردش چیه؟
.پسر خوبیه - .منم همینطور فکر می کنم -
.فقط دو سال سنش پایینه
منم دو سال سنم بالاتره
.فکر کنم اینطور جبران بشه
.اگه به من نیاز داشتی، من "کوربت"ـم
.شما می تونید کیک هاتون رو تقسیم کنید
دوباره بگو، اسمت چیه؟
"هومر مک کالی" - "هومر مک کالی" -
.تو دقیقا همون پسری هستی که این اداره نیاز داره .بنظر من تو سریعترین موجود این شهری
.یادت باشه؛ یک بار پیک، همیشه پیک
.خیلی خب، پسر، خیلی خب
.هومر مک کالی
.اسم من "ویلیام گروگن"ـه .67سالمه
.یه تلگرافچی قدیمی .یکی از آخرین بازمونده هام
.گرسنمه
.از این به بعد من و تو دوستیم
.بفرما
ممکنه توی یه مناسبتی ازت بخوام .یه چیزی برام ببری
...در صورت مستی
.انتظار دارم حسابی درک کنی
.من درک خیلی خوبی دارم
جدی؟ .می بینیم
...هر بعد از ظهر
.به مقصد رسوندن وظایفم رو به تو می سپارم
...زمانی که تکونم دادی و جواب ندادم، یکم آب سرد بریز روم و
...بعدش هم یه فنجون قهوه داغ
...از اون طرف خیابون
.از مغازه "کاربوت" برام بیار
می دونی کاربوت کجایه؟ - .بله، آقا -
.آب سرد، قهوه داغ
.ببخشید
...هومر
...تو فکر می کنی، بعد از این جنگ، دنیا
جای بهتری میشه؟
.بله، آقا
اون کیک خامه ای نارگیلی پیشت چطوره؟
.خیلی خوبه، آقا
...هومر
.این اولین تلگرافته
.بذارش تو کلاهت
.تلگراف پستی - تلگراف داری؟ -
.بله، خانم - برای کیه؟ -
."خانم "رزا سندووال .خیابون 1126 جی
شما خانم سندووال هستید؟ - .بله، بله، بله. لطفا بفرمایید تو -
.من نمی تونم انگلیسی بخونم
تلگراف رو چطور می خونن؟ - خانم؟ -
.لطفا تلگراف رو باز کن و برام بخونش
.چشم، خانم
وزیر جنگ مایل است با نهایت تاسف اعلام کند که پسر شما، سرباز وظیفه "خوان دومینگو سندووال" در .عملیاتی در فیلیپیندر تاریخ 19مارس 1942 کشته شده است .نامه تاییدیه به زودی فرستاده می شود .جی.ای یولیو"، معاون ژنرال"
.لطفا بفرمایید تو
کی تلگراف رو برام فرستاده؟ پسرم، خوان دومینیگو؟
.نه، خانم
...از طرف
.از طرف وزیر جنگه
...وزیر - .شاید اشتباه شده -
.شاید پسرتون نباشه .شاید کسی دیگه ای باشه
...تلگراف میگه، خوان دومینیگوئه
.ولی شاید اشتباه کرده باشه - .لطفا، بشین -
الان برات شیرینی میارم، خب؟
.همه پسرها، خیلی شیرینی دوست دارن
.نمی تونم استعفا بدم .اینطوری خودم هم مُرده حساب میشم
.آقای گروگن
.آقای گروگن
آقای گروگن، تلگراف اومده. شما .رو فراخوندن. بیدار شید
.قهوه .مغازه کاربت
.آقای کاربت، همین الان یه فنجون قهوه میخوام
.برای آقای گروگن ــه - .حتما -
.نه، نمیخواد .مجانیه
.ممنون
.درسته، درسته، درسته .نترس
.دقیقا درسته .منم همینو بهت گفتم
.دقیقا درسته
.قهوه کاربت
تلگراف مهمیه؟
.نه
.اصلا هم مهم نیست
.جمع آوری پول .کار و کاسبی
.تلگراف های مهم چند هفته طول می کشن که برسن
نامه شبانه ست
.اما نیازی نیست، حتما شب تحویلش بدی
.اصلا مهم نیست
.اما خیلی مهمه که به دست من برسه
.می خوان یکی رو جایگزینم کنن
چندین سال بود که میخواستن منو بازنشسته کنن
.جام ماشین و تله تایپ بیارن
.ماشین جای انسان
.بله، آقا
.می دونستم که می تونم روت حساب کنم، هومر .می دونستم
.تو برای کمک بزرگی بودی
می دونی؟
.دقیقا سر وقت رسیدی
.قبلا من سریعترین تلگرافچی بودم
."سریعتر از "ولونسکی
.بفرست، بگیر، بفرست، بگیر
.بدون اشتباه .بدون اشتباه
.آره
.ویل گروگن
،همه توی جهان
...هر اپراتوری
.این اسم رو می شناخت ...و من... خب
.من و تو و هومر هنوز زنده ایم
.زنده ایم
...دوست دارم امشب چند کلمه
.با زنان هم وطنم حرف بزنم
.من یه پسری دارم که توی دریا در ناوشکن کار می کنه
.تا اونجایی که من می دونم، اون الان احتمالا در اقیانوس آرامه
.دوتا از پسرهام در شهرهای ساحلی اقیانوس آرامن
...خیلی از شماها، پسرهایی دارید
.که بزودی برای خدمت، فراخونده میشن
همه شما در منطقه ای که الان به صورت ناگهانی .تبدیل شده به منطقه خطر، دوست و خانواده دارید
.همه چی خوبه، مامان
.دوست ندارم اینقدر نگران باشی .همه چی ردیفه
...امروز باید یه تلگراف رو
No comments yet. Be the first to leave one.