Prvních 200 řádků.
اولین چیزی که یاد میگیری، اینه که » « هیچچیز، اونی که بهنظر میرسه نیست
« تصوراتـت رو نادیده بگیر »
« به هیچچیز اعتماد نکن »
،چیزی که میبینی، چیزی که میشنوی »
چیزی که بقیه بهت میگن، چیزی که « ...فکر میکنی به یاد میاری
،ما آنوویها هستیم » « و هر پیشنهادی رو میپذیریم
« بذار پیشامد وجودت رو فرا بگیره »
« مثل یه اسفنج جذبـش کن »
« هیچ انتظاری نداشته باش »
تنها اونموقعست که میتونی » « برای هرچیزی آمادگی داشته باشی
تُف
.تکههای استخون وامونده همیشهی خدا میره توی گوشتـم
بهنظرت کیان؟
چه اهمیتی داره؟ بهمون پول میدن
همیشه انقدر عوضی بودی؟
توی هر کالبد، هر دفعه
چیه؟
پرتورینهای « سیتک»، دوازده نفر. مهمات کُشنده
حالا دیگه پشت دیوار رو میبینی؟
!سه ثانیه یا کمتر. حرکت کن
« جسمـت تعیینکنندهی شخصیتـت نیست »
همونجوری پوست میندازی » « که مار پوست میندازه
،ولـش کن، فراموشـش کن » « به خاطرات بسپر
تنها راهی که یاد میگیری با نگاه کردنـه، پس نگاه کن
تو جلسهی توجیهیِ پایه به این اشارهای نکردن
مشکلی برات پیش نمیاد
.اولـش بهسختی میتونن راه برن باید بکشیشون بیرون
این آشغال مالیده میشه به سر و روم
.بهش عادت میکنی فقط خالیـش کن
تا یک ساعت آینده، چهارتای دیگه واسه انجام داریم
فکر کنم قراره حالـم بههم بخوره
نه تا وقتی که یاد نگرفتی چطوری پیوندگاه رو دربیاری
اینطوری. محکم بکشش
یعنی چی؟ این عادیـه؟ - هول نکن -
گاهی اوقات تقلا میکنن. معمولاً به این معناست که کالبد قبلیشون بهطور خشونتآمیز مُرده
« شخصیـش کن »
« تو هستی. سلاح توئی »
« تو قاتل و نابودگر هستی »
« تو هستی. تو سلاح هستی »
« تو قاتل و نابودگر هستی »
!بخوابید زمین
این نمیتونه عادی باشه - مشکلی براش پیش نمیاد. فقط بذارش روی صندلی -
خودت بذارش روی صندلی - بسیارخب، رفیق، دیگه کافیه -
!لعنتی
!کمک لازم داریم. کمک! کمک
دماغ واموندهم رو شکستی - کمک! کمک لازم داریم -
کالبد مجدد لعنتی برام دیوونه شد
اگه آروم نشی، مجبورم بهت آرامبخش تزریق کنم
!اینجا دارم خونریزی میکنم - !خفهشو -
.گوش کن، عوضی به نفعـته آروم بشی
چند وقته؟ چند وقته بیهوش بودم؟
این یارو دیگه کیه؟ - !چند وقته؟ -
دویست و پنجاه سال
یه آینه بهم بدید
اینجا آینه نداریم. به زمان نیاز داری تا با کالبد جدیدت وفق پیدا کنی
ریسک جدایی یا فروپاشی روانی رو به جون میخری
!همین الانـش روانپریشـه
!یه آینهی کوفتی بدید بهم
چیزی نمونده بود من رو بکُشی، پسر
از تیرخوردن متنفرم
من کجام؟
زندان آلکاتراز. بـیسیتی
کدوم سیاره، نابغه؟
زمین
دوش کدوم طرفه؟
:تنها قولی که میتونم بهت بدم »
« بازگشت از میان مردگان خیلی بده
« تکتک دفعات »
به آلکاتراز خوش اومدید
شما با موفقیت دورهی محکومیتتون رو به پایان رسوندید
ممکنه دقت کرده باشید که دیگه در جسمی که باهاش به اینجا اومدین، قرار ندارید
حالا که دینتون به ،جامعه رو ادا کردید
از انبارِ زندانیهای موجودمون وارد کالبد جدید شُدید
ممکنه احساس سردرگمی یا غیرعادیای داشته باشید
« هرچی نباشه، نباید اینجا باشید »
،گُمسویی، توهمات سمعی و بصری
و حتی فراموشی خفیف، عادیـه
ولی نگران نباشید. این آشناسازی جواب تمام سؤالاتتون رو میده
این یه استکِ قشریـه
،بهعنوان شهروندان پروتکتورِت
هرکدوم از ما وقتی یک سالمون بود یکی از اینا در بدنمون کاشته شده
داخلـش ذهن ناب انسانیـه، بهعنوان :دیاچاف » كدگذاری و ذخیره شده »
بارِ دیجیتالی انسان
ضمیرتون میتونه به داخل هر استک در هر کالبدی دانلود بشه
حتی با « نیدلکست» میتونید طی چند دقیقه وارد یه کالبد در هرجایی در جهانهای دارای سكنه بشید
یک کالبد، قابل تعویضـه
ولی اگه استکتون نابود بشه، میمیرید
هیچ بازگشتی از مرگ واقعی وجود نداره
رئیس زندان میخواد ببیندت
پس از ضربه به ساقهی مغز
و شلیک از سلاحهای انرژیای به سمت سر دوری کنید
وقتی بههوش بیای، دنیا » « اونی که بود، نخواهد بود
« و همینطور خودت »
« اونا فراموش کردن ما کی و چی هستیم »
« مجبورشون کن به یاد بیارن »
اون رو خاموش کن
...تو
پروندهت ناقصـه، بخشهایی ازش مهر و موم شده
این چیه اینجا؟
،جاسوسی، تروریسم ،جرائمی علیه حکومت
و قتل بیشتر از اونی که برام قابل شمارش باشه
تاکشی کووچ
تو به جرم خیانت علیه پروتکتورِت بازداشتی
بهخاطر کارکردن برای سردستهی تروریستها کالکریست فالکونر
من برای اون کار نکردم. بیشتر مثل خودمختاری مشترک بود
،دهن کثیفـت رو ببند، خائن
وگرنه یه سوراخ میکارم توی سرت
کودن
.منم از دیدنـت خوشوقتـم، ییگر مدتی گذشته
تعقیب به پایان رسیده
فقط یه بهونه بهم بده
میدونم دستور دارید که من رو ...تبدیل به یه شهید نکنید، پس
سرباز کوچولوی خوبی باش و من رو بازداشت کن
،کالبد از بین رفته ولی استک سالمه، قربان
این هرزه کیه؟
هیچکس. فقط یه مزدورِ بومیـه
من رو نمیشناسه
.باید با من محترمانه برخورد میکردی اونطوری زنده میموند
،و زمانی که بالاخره دستگیرت کردن
با شلیک به استک همکارت اون رو کُشتی
طبق گزارش، از پشت بهش ...شلیک شده، پس
همراه باقیِ چیزها، بزدل هم هستی
چیزی واسه گفتن نداری؟
اوه، شرمنده، منتظر یه سؤال بودم
،مدتی فقط تکگویی بود توجهم رو از دست دادم
،این سند آزادی به قید التزامـته
تصدیق میکنه که بارِ دیجیتالی انسانیـت از ،زندان فوق امنیتی میلزپورت فرستاده شد
،اینجا سالم تحویل گرفته شد ،و توی این جسم قرار گرفت
که با تقویتکنندهی حواسِ ردهی نظامی و حافظهی عضلهی رزمی مجهز شد
لباس و اقلام فرعی در اختیارت گذاشته شد
،مطابق با مشخصات صنایع بنکرافت
که تو رو اجاره کرده
بدین نحو، به مدت اون اجاره تو دارایی
لورنس بنکرافت هستی
دارایی؟ حقوقـم چی میشه؟
تو هیچ حقی نداری
کوتاهی در پیروی از شرایط این آزادی به قید التزام
منجر به خارجکردن آنیـت از این کالبد و بازگشت
،به اینجا میشه
،که باقی دورهی محکومیتـت رو اینجا سپری کنی که بهنظر نمیرسه تاریخ اتمامی داشته باشه
گند بالا میاری
،یه کار خشونتآمیز انجام میدی به یه نفر آسیب میرسونی، یه نفر رو میکُشی
من آدمایی مثل تو رو میشناسم
آدمی مثل من وجود نداره
دیگه وجود نداره
.جاهایی وجود خواهد داشت که منتظر میمونن » « افرادی که جا موندن
،منتظر میمونن ببینن » دوستانشون، معشوقشون
والدینشون، بچههاشون ،پیششون برمیگردن
تبعید دیجیتالیشده، در جسمهای « ناآشنا رو تحمل کردن
،در چشمهای غریبهها نگاه میکنن »
بهدنبال لحظهای دیدن شخصی « که از دست دادن
مامان؟
سیندی؟
کریستین اُرتگا هستم
من به منزل بنکرافت میرسونمتون
به بـیسیتی خوش اومدی - !هـی، هـی، هـی -
چی به سر دخترمون آوردید؟ !سیندی هفت سالـشه
هرچی توی انبار باشه گیرتون میاد
.اون توی یه تصادف و فرار راننده به قتل رسید طبق قانون باید یه کالبد رایگان بگیره
این یکی رایگانـه
اگه خوشتون نمیاد، واسه یه کالبد بهتر پول بدید، یا اینکه برش گردونید به مخزن
بابایی، لطفاً من رو برنگردون به تاریکی
یه بچه رو گذاشتن داخل اون پیرزن؟
پرداخت خسارت به قربانی
دولت هرچی موجود داشته باشه بهت میده
آشغال زهوار در رفته مثل اون
زندانها کالبدهای خوب رو واسه سودش کرایه میدن
خیلی انسانیـه
تأییدش نمیکنی؟
از جایی که من میام، حق تأییدی وجود نداره - و اهل کجا هستی؟ -
!آره - اینجا چه خبره؟ -
!همهتون میسوزید
!آره
!بذارید مردگان سخن بگن
!عدالت! بذارید مردگان سخن بگن !عدالت! بذارید مردگان سخن بگن
!عدالت! بذارید مردگان سخن بگن - !نه به کالبدگذاری مجدد -
!نباید برمیگشتید - !نباید برمیگشتید -
!عدالت! بذارید مردگان سخن بگن !عدالت! بذارید مردگان سخن بگن
!نه به کالبدگذاری مجدد! نه به کالبدگذاری مجدد !نه به کالبدگذاری مجدد
شما بخشیده نمیشید
یالا. بیا بریم
خدا نظاره میکنه. اون شما رو بهخاطر گناهانتون مورد قضاوت قرار میده
پس سر خدا قراره مدتی شلوغ باشه
نجاتدهندگان روح و آخرتیها
طرح 653 شکست خورد، اونوقت هنوز نمیتونن دست از داد و بیداد بکِشن
این 653 چی هست؟
یه چیزی در مورد برگردوندن موقتِ قربانیهای قتل تا شهادت بدن کی اونا رو کُشته
خب وقتی شاهد مرگ خودشون هستن چرا نباید برشون گردوند؟
قلمروی اسقف اعظم میگه که آدم فقط کالبدی که باهاش متولد میشه گیرش میاد
،به محض اینکه از بین بره ،اگه به هر دلیلی برت گردونن
،حتی برای تعیین هویت قاتلـت روحـت میره به جهنم
نظرت چیه، هان؟
بهنظرم هیچکس در قلمروی اسقف اعظم تابحال به قتل نرسیده
باید عوضیبازی درمیآوردی
بلند نشو، کووچ
!کون لقـت
!گفتم بلند نشو
واسه چی اونجا بودی؟
میدونی، یهخرده از این یهخرده از اون
منفجرکردن چیزی و کُشتن چندتا آدم
No comments yet. Be the first to leave one.