Prvních 146 řádků.
و بعد ، وقتی از آن در عبور کردم ...
توکه میدونی تو اتاق ازمایشگاه نوشیدن بر خلاف قوانین
وللش.
سنسه!
همراه من میاد?
از اینور.
این...
چقدر خوبی تو بودنت ادمو خوشحال میکنه
گفتم نکن
کاچان صبحت بخیر!
اوتا داره صبح زود میره مدرسه
برای اینکه اهنگ پیدا کنم تمام شب موشیقی گوش میکردم
بعدشم اومدم مدرسه
مدرسه ازت دردی دوا نمیکنه
به نظر خودتو مرتب کردی فکر کنم تو نوشتن اشعار گیر کردی
دستمو خوند!
اینجوریه.
اصلا نمیتونم به چیزی که به شعر ششما بخوره فکر کنم
تو روز ابری تونستی بنویسی
با این اهنگ جدید مشکل داری
در حال حاضر ، من اساساً پرنده ای هستم که نمی تواند پرواز کند.
بالهای خیالم خیلی سنگین اند...
شاید اگه پرواز کنم چیزی به ضحنم برسه
من میرم!
وایستا احمق!
نگران ساکونی?
فکر کردم داریم به هدف میرسیم اما
ولی اون پسر رفت
به نظر پیزی داره اضیتش میکنه
همه مشکلاتی دارن
خوب فعلا دورو برش معمولی رفتار کن
او ممکن است اکنون در اطراف ما احساس ناخوشایندی کند.
بنابر این ما باید و خوش باشین به او صبح بخیر بگیم
هه از کی اونجا بودی?!
شما دوتا امروز زود امدید
واستا
انگار زیادی نگرانشیم?
باحاله!
چیه چه خبر شده?
هی اینو دیدی?
این چیه?
امروز صبح اینارو تو جنگل اموزشگاه پیدا کردن
اشی هارا از باششگاه صدا وسیمای جمهوری اسلامی هستم
ما امروز یه برنامه ی ویژه داریم
با دقت نگاه کنید.
دیروز اینجا خالی بود ولی امروز یه دایره ی سنگی اینحا هست
دیروز اینجا خالی بود ولی امروز یه دایره ی سنگی اینحا هست!
اولین کسی که اینا رو دید شما اکیتسو سان با معلما بودید
چی فکر میکنید?
این دایره های سنگی نوعی از خرابه ها در انگلیس هستن
درست نمیفهمم.
فوق العاده است این یک رمز و راز کلاسیک است.
ممکن ما هفت عجایب این مدرسه رو عوض کنیم
گروه باستان شناسی میخواد رو ایناتحقیق کنه
ماهاذ باید یه سر به اونجا بزنیم
شما میاید?
من نه.
من به عجایب علاقه ندارم
لازم به ذکر نیست که من کسی رو میشناسم که عضو عجایبه
منم کار دارم.
که اینطور.
و اینجوری ساکوکون گفت عضو شدن در این کلوپ غیر ممکنه
شما واقعا جذابیتای اینجارو واسش گفتید
ساتسومه توری واسش توضیح داد
که بدبخت هنگ کرده بود
خوب ، شاید خیلی پرشور بودید.
اخیران کسایی که کاری نکردن ورور میکنن.
اخیرا کاری انجام دادی تا بفهمی هیچ ایده ی بدرد بخوری نداری
منم ایده هایی دارم
واقعا ریو سان
انگار امروز کار نداره
بیمارستان
من اومد خواهر
داروش ته کشیده
اینکه کسی بهت نیاز داشته باشه فوق العاده بید
میدونم.
اما...
سلام پس اومدی
سنسه.
اخیرا وقتی میام خوابه.
اثر دارو های
اما چهره او در حال حاضر بسیار بهتر به نظر می رسد.
امید داریم همینجوری ادامه پیدا کنه
لطفا مواظبش باشید.
سلان چه اتقافی
که اینطور خواهرت
پس کارای زیادی تو خونه داری.
حدس میزنم واسه باشگاه و موسیقی وقت نداری
همینطوره...
کی حالش بهتر میشه?
احتمالا نمیتونه...
هیچ راهی نیست?
اگه افراد سفید پیداشن شایدبشه کاری کرد
افراد سفید?
افراد سفید رو دیدم
خواهر...
همون...
فقط یک داستان خیالیه.
خب.
بیا باهم دنبالشون بگردیم
اما تو که به اینجور چیزا باور نداشتی نداری
اگه تو چیزیو قبول کنی من میکنم
دوتا بهتر از یکی و ستا بهتر از دوتا
به اوتا هم میگم.
بعدا همو ببینیم!
حدس میزنم که تعداد زیادی از افرادی که این سایه های سفید را دیده اند وجود دارد.
ولی هیچ تحقیقی در موردش نیست
کا چان چیششده
راستی امروز ساکون رو دیدم.
انگار اون مشغولی های زیادی داره
که اینطور واسه ساکون سخته
فکر میکردم کاری که بتونیم انجام بدیم نیست
یه سوال داششتم
چیزی در مورد افراد سفید میدونی
افراد سفید?
افراد سفید رو پیدا میکنم
اینجا اپارتمان اوتا است
اوتا به افراد سفید چه ربطی دارد
به سرزمین اوتا خوش امدید
بنابراین ، اوتا آن سایه های سفید را در این اتاق بارها دیده است.
چی?
راست میگه!
بغضی وقتا به پنجره نگاه میکنن یا بقل ادم ظاهر میشن
ح-چگونه آنها را ملاقات می کنید؟
وقتی دارم اهنگ مینویسم ظاهر میشن.
خب اوتا تحقیقات رو شروع میکنیم
وقتی اینجوری نگام میکنید من اب میشم
ببخشید!
تموم شد!
رده!
بیاین بریم هیچ خبری از سایه یه سفید نبود
اینجا جایی که من سایه های سفید رو دیدم
خب بریم پیداشونه کنیم
ساکو اونجایه!
هی تا اینجا دنبالم اومدی
یه گربه.
گربه ی ساکو کونه
اره.
موقع برگشتم مواظب باش
انگار پیدا نمیشن
دیگه وللش
نه هنوز واسه ی تسلیم شدن زود
اما فقط یه داستانه
و من اینجوری واسه ی شما کار درست کردم
"اینجوری"? چی میگی
ما دوستاتیم
No comments yet. Be the first to leave one.