Prvních 136 řádků.
Prometheus & ashkan Tel: AWSub \ TheuSub
هیوگا...
ای عوضی... نکنه...
تکنیک ممنوعهی اوتومه-ریو؛ نیزهی سبک کانریو.
وااااای! پشمام!
نگفتم هیوگا؟
نیزهی تو راست همین کاره.
آوازهی سبک کانریو به کل خدشهدار شد.
خدشهدار؟
اتفاقاً برعکس.
اینکه با چنین پشتکاری،
اینجوری خودت رو غرق در خاک میکنی، جز زیبایی نیست.
درسته، ولی برای گذشتن از سنگ بستر به تیغهی علم، یا همون دریل نیاز داریم.
آره.
ببینم چیکار میکنی،
کاسکی!
ببین تو رو خدا!
شمشیر پیچپیچیم رو ببین!
قراره باهاش دشمن رو سوراخسوراخ کنیم؟
هممم... بد هم نیست...
شکمشون رو سفره میکنه...
این افکار شوم رو از کجاتون میارین؟!
من که نمیدونم واسه چی میخوانش، ولی بدجور بوی خون و خونریزی میاد.
موقع ساختنش هم دلم داشت ریش میشد.
باهاش زمین رو میکنن، زمین!
باید این تیغهی علمی رو همراه آزمایشگاه سیار به کروماینا برسونیم.
پس بزنین بریم!
همه باید برای گرفتن انتقام امپراتوری علم دستبهکار شن!
راههای کثیف
کندل تونل کار خیلی سختیـه.
هر کی اینا رو تحویل بده، باید خودش هم بمونه و کمک کنه.
اما هر چی تعدادمون بیشتر شه، احتمال لو رفتنمون هم بیشتره.
وقتشه کسی رو بفرستیم، که یه تنه صد نفر رو حریفه.
لونا! یوزوریها!
سنکو رو... به شماها میسپرم.
یه ماشین اومد بیرون!
چیکار کنیم؟ یکی باید بره دنبالش!
پس تو میری و منم اینجا مراقب بانو هستم.
بادیگاردش منم. من باید اینجا بمونم.
تو رانندهشی! تو باید بری!
قبول دارم.
هِـــــــــــی!
این تیر غیب از کجا پیداش شد؟!
از دیدنتون خوشحالم.
من تایجواَم.
خوشوقتم!
شماها هم ما رو زیر نظر دارین، درسته؟
درست مثل تیم کوهاکواینا!
ای وای! نباید اسرارمون رو بلندبلند بگم!
ژاپنی حرف میزنه. نمیفهمم چی میگه.
اما گمونم بدونم سعی داره چی بگه.
همچین عین خلوچلها صداشو انداخته تو گلوش.
از اونجایی که جاسوس هستین، قطعاً دنبال ماشینمون راه میافتین، درسته؟
پس چطوره بپرین بالا با همدیگه بریم؟
Let's go!
به چه مناسبت؟!
ناسلامتی ما دشمنایم!
چرا نداره! جفتمون یه مسیر میریم دیگه!
موفق باشی، کارلوس.
Is Miss Luna safe?
شرمنده، من انگلیسی نمیفهمم.
ولی غلط نکنم اسم «لونا» رو آوردی.
همون لونا رو میگی دیگه؟
الآن مراقب دوستمه.
ریوسویی میگه لونا جاسوسه، اما برام مهم نیست.
همین که مراقب سنکوئه،
برام کافیه.
قول میدم کسی باهاش بدرفتاری نکنه.
خیالت راحت.
من که یه کلمه هم ژاپنی نمیفهمم، ولی بهنظر آدم بدی نمیاد.
در این حد رو مطمئنم.
راستی تایجو کون اصلاً گواهینامه داره؟
موقعی که از دست موز فرار کردیم که چیزی نگفت.
Wait, wait, wait, wait!
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا!
این چه وضعشه؟!
معلومه چیکار میکنی؟!
شرمنده، خیلی پشت فرمون ننشستم.
نکنه نگرانمی، هان؟
ممنون!
سفتجونتر از این حرفهام! خوب خوبم!
ولی من نه سفتجونم و نه خوب!
دمت گرم!
کارلوس سان بودی، درسته؟
عجب دست فرمونی داری!
به دادم رسیدی!
بیخود که راننده نشدم!
چرا دارم ماشین دشمن رو میرونم؟
حالا ما آزمایشگاه سیار هم فرستادیم، اونا جاسوسهاشون رو نمیفرستن دنبالش؟
قبل از اینکه به مقصد برسن اوکیو خبردار میشه.
هر چیزی که بخواد پابهپای ماشین بره کلی سر و صدا داره...
...که محاله از گوشهای تیز اوکیو دور بمونه.
شک ندارم یه راهی براش پیدا میکنن.
چیزه...
ظاهراً لازم نشد از گوشهام استفاده کنم.
خودش تو ماشین همراهت بوده.
چی شد که اینجوری شد؟
چرا کارلوس رو بستین؟!
پسر خوبیه! تمام راه رو رانندگی کرد!
ولش کنیم، درجا میره توی قلعهی زنو.
ماجرای حفر تونل هم لو میره.
آهان...
تونلو؟
تونل؟!
تیغهی پیچپیچی!
موتور! پهپاد!
با این گنجینه ها...
شک ندارم که از پسش برمیایم، تایجو!
جدی؟ عالیه!
همهشون هم که هنوز بچهن.
همسنوسال همون بانو هستن...
بچه دبیرستانیاَن؟
چـ چـ چرا پهپاده رو خراب کردی؟!
باهاش جریان هوا رو تامین میکنیم.
تیغه
باید حین حفر کردن، هوا رو به داخل تونل بدمیم،
وگرنه اکسیژن بود، چی بود، تموم میشه و میمیریم.
سر و صداش چی؟
به قدر کافی فاصله داریم.
ماشینآلات زنو هم به قدر کافی سر و صدا تولید میکنه.
و این به نفعمونه.
چه سفت و سخته!
قدرت آدمیزاد کاری از پیش نمیبره.
نه... امکان نداره.
زده به سرشون.
بیخیال بابا! زده به سرتون؟!
m 0 0 l 380 0 l 380 160 l 0 160
دریل بهدست آمد!!
برو بریم!
یعنی واقعاً...؟
حفر میکنیم تا به هدفمون برسیم!
قدمبهقدم!
و پر از خاکوخل!
روی زمین، شاید... اما توی هوا برتری با ما نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.