Robin Hood: Prince of Thieves

Robin Hood: Prince of Thieves

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Robin HoodPrince of Thieves [Bluray 720p-1080p SRT]
Robin Hood Prince of Thieves 1991 1080p BluRay x264 anoXmous
Robin Hood Prince of Thieves 1991 Extended 1080p BluRay x264 anoXmous
Robin Hood Prince of Thieves 1991 1080p BluRay x264 YIFY
Komentář od hossein6
زیرنویس از علیرضا و حسین hossein6 - Yourbyfriend

Tagy

BluRay
x264
1080
720p
720
Zveřejněno: 2012-05-03
Stažení: 30
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

رابين هود: شاهزاده‌ي دزدان

:زيرنويس از و حسين (Yourbyfriend) عليرضا

،هشتصد سال پيش ..."ريچارد شيردل"، پادشاه انگلستان

سومين جنگ صليبي را رهبري کرد .تا "سرزمين مقدس" را از ترک‌ها باز پس گيرد

اکثر نجيب‌زادگان جوان انگليسي که زير .پرچم او گرد آمدند، هرگز به خانه برنگشتند

اورشليم، سال 1194 ميلادي

!شجاعت الله رو نشونشون بده

.ميگه تو نون رو دزديدي - .دروغ ميگه -

.داشت نون ما رو مي‌دزديد که گرفتمش

.دست اين کافر رو قطع کنين

!نه، من نون رو برداشتم

.حقيقت نداره - .اونا نمي‌خوان حقيقت رو يدونن -

!ولي داره دروغ ميگه - .خيلي ضعيف شدي، "پيتر". دووم نمياري -

.هر جور مايليد

.دست اون يکي رو هم ببريد - .متأسفم -

.متأسفم، رابين

!خداي من

!نه! نه! نه

.اين شهامت انگليسيه

!اين به خاطر 5 سال جهنمي که اينجا بودم

!پشت سرت

!بجنب، رابين، تو رو خدا !سريع باش

!صبر کن! ما رو هم با خودت ببر

!نمي‌توني اونا رو نجات بدي، مسيحي

!ولي مي‌توني منو نجات بدي - .دارن ميان، رابين -

!مسيحي

چرا بايد نجاتت بدم؟ - .محض رضاي خدا -

.حکم من اعدامه - !نه، اون يه موره! گوش نکن -

.منو آزاد کن! راه خروج رو نشونت ميدم

چرا بايد نجاتت بديم؟ - .اگه نجاتم ندين، همه‌ي ما مي‌ميريم -

!نه، رابين، تو رو خدا !رابين، دارن ميان

.متأسفم - !عجله کن! بيا، مسيحي! بيا -

!از اين طرف

.ممنون. درموردت اشتباه مي‌کردم

.کار با شمشيرت سريعه

.پنج سال منتظر بوي هواي آزاد بودم .اين آدم رو سريع ميکنه

!پيتر

.کشنده است

.منو رها کن

.اين انگشتر رو به خواهرم "ماريان" بده

.حالا قسم بخور از خواهرم محافظت مي‌کني

.تير به قلبش خورده .نمي‌تونيم نجاتش بديم

!قسم بخور، رابين

.قسم مي‌خورم - !دارن ميان -

.به ماريان بگو مثل يه انگليسي آزاد مُردم

!پيتر! پيتر. پيتر

!براي انگلستان

.بيا دوست من .فداکاري اونو يک کار افتخارآميز کن

!بيا

چرا منو آزاد کردي، مسيحي؟

،هر خوني که توي رگ‌هات هست .هيچ مردي اونجا سزاوار مرگ نيست

.بدرود، دوست من

.خدا به همراهت

راه ما به هم گره خورده .با همراهي الله

چي؟

.تو جون منو نجات دادي، مسيحي

.تا وقتي جونت رو نجات بدم، پيشت مي‌مونم .اين عهد منه

.ممنون، ولي من به انگلستان ميرم .تو رو از وظيفه‌ت آزاد ميکنم

.فقط الله مي‌تونه اين کارو بکنه

اگه من نخوام چي؟

.چاره‌اي نداري

.من "عظيم الدين بشير الباقر" هستم

.مي‌توني منو عظيم صدا کني

."رابين از "لاکسلي

قلعه‌ي لاکسلي، انگلستان

:آقاي محترم

گفته مي‌شود شما در جنگ صليبي ...شاه ريچارد در کنار

.پسر عزيز من، رابين، جنگيده‌ايد...

متأسفانه در زمان ناگواري ...به وطن برگشته‌ايد

که نيروهاي پليد در غياب... .شاه ما عليه او نقشه مي‌کشند

.من مشتاق خبري از پسرم هستم

آيا شما در دستگيري او در نزديکي اورشليم حاضر بوديد؟

آيا نام مقامي که او را حبس کرده مي‌دانيد؟

آيا هنوز از دست من ناراحت است؟

.لطفاً مرا آگاه کنيد

براي آزادي او .حاضرم تمام دارايي‌هايم را بدهم

!همون جا وايسا - !کمکم کنيد، سرورم -

!بايد صبر مي‌کردي

.متأسفم که مزاحمتون شد، ارباب - .دانکن"، مشکلي نيست. ولش کن" -

.گوئن" منو بردن" .دخترم رو بردن

کي اونو بربده؟ - .چند مرد! سواره بودن -

.نقاب داشتن

...سعي کرديم جلوشون رو بگيريم، ولي

.پسرم مُرد

.مُرد

.ارباب، بمونيد .امشب ماه پليدي در آسمونه

.اصلاً نترس، دانکن .خير پيروز ميشه

.به اين باور داشته باش

.متأسفم، سرورم .چاره‌اي نداشتم

!تو

.لاکسلي

!شاه از اين موضوع خبردار ميشه

.به ما بپيوند

.هرگز

...به ما بپيوند

.يا بمير...

!خدا و شاه ريچارد

.خدايا متشکرم

!من خونه‌ام

.تو مرد عجيبي هستي، مسيحي

!بله. ولي آزادم

.حالا ازت خواهش ميکنم خودت رو از عهدت آزاد کني .با اين قايق برگرد

مي‌دونم دور بودن از خانه و خانواده .چه حسي داره

،چون خيلي دوستشون دارم .نمي‌تونم شرمسارشون کنم

.فکر ميکردم قبول نکني

.سرنوشت من دست هيچ انساني نيست

مخصوصاً کسي که از جهت باد .حمله ميکنه و بوي سير ميده

!بيا، عظيم

.دروان نزاع ما تموم شده

،امشب .با پدرم جشن مي‌گيريم

...البته متوجه هستي که

.بايد سعي مي‌کردم...

.من بودم موفق ميشدم

چرا پشت سر من راه ميري؟

مگر در کشور شما، من کافر نيستم؟

ظاهراً بهتره برده‌ي تو به نظر بيام .تا همراه و هم‌شأن تو

به عنوان يه کافر .ذهن روشن عجيبي داري

.ولي چيزي از خودت نگفتي .مثلاً، اسمت

عظيم. معنيش چيه؟ - ."يعني "مرد بزرگ -

مرد بزرگ، واقعاً؟ خودت اين اسمو گذاشتي؟

.شوخي کردم

!عظيم مرد بزرگ، من خونه‌ام

!نگاه کن

.داروش

خيلي از دخترها به لطف اين گياه کوچولو .دلشون رو به من باختن

.توي کشور من، ما با زن‌هامون صحبت مي‌کنيم

.با گياه‌ها اونا رو خام نمي‌کنيم

تو از زن‌ها چي مي ‌دوني؟

...جايي که من ازش ميام، مسيحي

زناني هستند آن چنان زيبا... ...که مي‌توانند چنان ذهن يک مرد را تسخير کنند

.که حاضر باشد برايش بميرد...

صبر کن ببينم. براي همين قرار بود اعدام بشي؟

به خاطر يه زن؟

همينه، مگه نه؟

!خودشه

.غروب نزديکه

.بحث رو عوض نکن اون زن کي بود؟

دختر ملا؟

ها؟

همسر يه مرد ديگه؟

اسمش چيه؟

!تو اين خراب‌شده خورشيد نيست؟

شرق کدوم طرفه؟

اسمش چيه؟ - !شرق -

.اسمش رو بگو

."جاسمينا"

.اون طرف

مطمئني؟ - .چشم بسته مي‌دونم -

.تا خونه‌م 8 کيلومتر فاصله است

ارزشش رو داشت؟

.حاضرم به خاطرش بميرم

!يالا، پسر، بدو

!خوراک سگ‌هايي، پسر

،خوراک سگ‌هايي، پسر مي‌دوني يا نه؟

بيا پايين! مي‌دوني که !چيکار کردي. بيا پايين

!بيا پايين - .داري قوانين رو زير پا مي‌گذاري، پسر -

.آهوها از درخت بالا نميرن

.شايد فکر ميکنه يه پرنده است

پرواز کردن رو نشونش بديم؟

.بيارينش پايين

.صبر کنين

کنجکاوم بدونم چه نوع موجودي اين قدر ترسناکه که شش مرد بايد بهش حمله کنن؟

.خودتو بکش کنار .اين مسأله به تو مربوط نيست

نکنه خود شيطان رو بالاي درخت گير انداختيم؟ .بذار ببينم

.يه پسربچه، واقعاً که حيوون خطرناکيه

اين پسر يکي از آهوهاي .داروغه‌ي ناتينگهام رو کشته

!شما به ما گرسنگي ميدين .ما غذا لازم داشتيم

.پيشنهاد ميکنم، راهتو بکشي رو بري، مسافر .اينجا سرزمين داروغه است

.اشتباه ميکني

اين سرزمين و اين درخت مال منه. بنابراين .هر چي درونشه مال منه

،ميشه اسمت رو عنايت کني قبل از اين که بدم کارت رو تموم کنن؟

.رابين از لاکسلي

.خب، خب... لاکسلي

.به خونه خوش اومدي

!بکشيدش - !شمشيرها رو بيرون بکشيد -

!بيايد، عجله کنيد - !اون مسلحه -

!عظيم !وقتشه به اون عهد عمل کني

!سگ‌ها رو آزاد کنيد

!پاشو بيا ديگه، لعنتي

!مراقب باش

!آره

...حالا، آقا

اگه ميشه لطف کن و اسمت رو بگو... .قبل از اين که کارت رو تموم کنم

.گاي" از گيزبورن، پسرعموي داروغه"

.اون کوچولوي لعنتي داشت دزدکي آهو شکار ميکرد - دزدکي شکار ميکرد؟ -

گرسنگي دادن به يه خانواده جرم بزرگتري نيست؟

.بجنب، لاکسلي

.زودباش ديگه

اون قدر ريخته شدن خون ديدم .که براي دو تا عمرم کافيه

.حالا از زمين من برو بيرون

و به ناتينگهام بگو وقتي تفاله‌ها زورشون به .بچه‌هاي کوچک ميرسه چه بلايي سرشون مياد

.تو

،تو 16 هزار کيلومتر سفر کردي که جونمو نجات بدي !اون وقت راحت مي‌گذاري منو تيکه تيکه کنن

.هر وقت بخوام به عهدم عمل ميکنم

...حتماً به غير از وقت نماز يا وقت غذا خوردن

.يا هر وقت من يه تنه با 6 نفر حريفم...

.مثل بچه‌ها نق ميزني

.هنوز زنده‌اي

.نترس. بيا پايين، پسر

حقيقت داره، پسر؟ تو يه آهو رو کشتي؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left