Prvních 200 řádků.
تو يه دختر از ،خاندان "لنکستر" هستي
و تو در يک کشور تقسيم شده .زندگي ميکني
...تو نبايد عاشق يک پادشاه "يورک" بشي
.مگر اينکه برات نفعي داشته باشه...
با من ازدواج ميکني؟
.بله
،"وارويک" يک "شاه سازه"
ميتوني از اين مطمئن باشي که .ملکه رو هم اون مي سازه
...اون ملکه انتخابي منه و من - انتخابي؟ تو ديوونه شدي؟ -
.اون ادعاي پادشاهي ميکنه .و تخت پادشاهي رو بزرو صاحب شد
اون الان پادشاهه و هر کسي بر عليه .اون حرفي بزنه متهم به خيانت ميشه
،حالا، بيا يه پسر درست کنيم .تا تهديد "لنيستر"ها رو از بين ببريم
،ملاقات با شما يک افتخاره ."دوشس سسلي"
.من بابت اين ازدواج اصلا خوشحال نيستم
من ميتونم برادرش "جرج" رو .بجاي اون روي تخت بذارم
پادشاه کاري کرد .که نبايد ميکرد
."اليزابت"
خيلي ها هستن که به خوشبختي ما .لعنت ميفرستن و آرزوي نابودي ما رو دارن
پس، ملکه جديد ما نه ...فقط "لنکستري" بلکه
نيمي از "بورگاندي" رو هم... .جمع کرده اينجا
حالا چرا؟
!چونکه باهاشون خويشاوندي داره
ولي، "ايزي"، ما اونو بيشتر از ملکه پير و بد اخلاق دوست داريم، مگه نه؟
حالا هم بايد تا شکمش گنده تر .نشده تاجگذاري شو انجام بديم
."اليزابت"
ميترسي؟
.ادوارد" کمکم ميکنه که چکار کنم"
.ميگن تمام لندن ميان اونجا
.بجز يک نفر
.مادر "ادوارد" قبول نکرد که بياد
.فکر نميکنم دلت براش تنگ بشه
!براي پشت پا زدن بهم يکنفر کمتر ميشه
."لرد وارويک"
اون زن هنوز لباس پوشيده و آماده نيست؟
.اون هنوز ملکه نشده
.خواهر جديد من
.شما به اندازه يک ملکه زيبائيد
دعا ميکنم فرزندتون پسر باشه، که .بتونه در ادامه سلطنت برادرم رو دنبال کنه
."متشکرم، "ريچارد". "جرج
.بخاطر خويشاوندي با شما خيلي سپاس گذارم
کجاست... "ادوارد" کجاست؟
.در صومعه
طبق رسم و سنت، اون از پشت يک .پرده تاجگذاري رو تماشا ميکنه
.دختران من شما رو همراهي ميکنن
اونا براي همچين موقعيت هايي .تربيت شدند
ملکه خودش خواهراني براي .مراقبت از خودش داره
دختران شما ميتونن بطور منظم .پشت سر ما بيان
."سرت رو بالا بگير، "اليزابت
...خداوند تو رو براي اين انتخاب کرده
برادرانت و من هم در هر قدم از... .اين راه همراه تو هستيم
اما الان بازوي منو انقدر محکم .گرفتي که ممکنه از حال برم
بهتره از حال نري .چون بهت احتياج دارم
.تو هميشه "اليزابت" من هستي
.خيلي زياد بهت افتخار مي کنم
آن"، کله غازي، ديگه انقدر" .مثل احمقا ذل نزن
.اون خيلي خوشگله
آره، ولي پادشاه بايد با پرنسس ...فرانسوي ازدواج ميکرد که
.پدر برنامه ريزي کرده بود...
.شما فقط نقش خودتونو بازي کنيد
.خيلي زياد طول نميکشه
.خدا ملکه رو حفظ کنه
!"اليزابت"
!"اليزابت"
.اونکه مادر نيست
."خودشه، "ريچارد
اون فقط لباسهاي تاج گذاري شو .تنش کرده، همين
در اينجا ملکه "اليزابت" را تقديم شما .ميکنم، ملکه حقيقي شما
همانطورکه همه شما امروز براي ...اعلام بيعت و خدمتگذاري
...،امروز به اينجا آمده ايد...
آيا تمايل به انجام اينها را داريد؟...
!خداوند ملکه را حفظ کند
...با ماليدن اين روغن مقدس
...شرافتت افزون تر شده...
.و تا ابد پايدار مي ماني...
!خداوند ملکه را حفظ کند
...به تنها ملکه قدرتمندمان
عصاي سلطنتي و انگشتر را... .تقديم مي کنيم
!خداوند ملکه را حفظ کند
!مادر - !مادر -
!آه، پسراي خودم
الان تو ملکه اي، مادر؟
بله، "ريچارد". اما قبل از اون من .هميشه مادر شما هستم
ممکنه براي شام پيش تو باشيم؟
.معذرت ميخوام، امروز نميشه
اما بعدا، خودم ميام هر دوتونو .ميخوابونم
ملکه "اليزابت"؟
.اهالي دربار منتظرن
،"شما دختراي "ريورز .خيلي شبيه بهم هستيد
!شبيه يک ماهي زيبا هستيد
من مطمئن نيستم دلم بخواد شبيه .يک ماهي باشم! - سلام
جرج" داره سعي ميکنه دوست داشتني باشه" .اما هميشه موفق نيست
."آخرين باري که تو رو ديديم، "ريچارد
تو قلعه پدر ما از اسبت افتاده بودي، يادت مياد؟
پدر ما به شاه "ادوراد" آموزش داد و ...اونو روي تخت نشوند
...پس الان؛ شاه "اوارد" بايد
چي؟
،همينکارو هم کرد .و "ادوارد" بخاطر همين دوستش داره
،"اونجا يه صندلي هست، "آن .البته اگر دلت بخواد
...،لردها و ليدي هاي دربار
.اليزابت" ملکه انگلستان"...
من فکر نميکردم ."انقدر باشکوه باشه، "ادوارد
کساني رو که ميگن ازدواج ما .فاقد اعتباره ساکت کرد
کي؟! کي ميگه اعتبار نداره؟
!آها
مادرت؟
مردم يک ازدواج شاهانه رو .رد کرده بودند
...و بعد ما بهشون يک تاجگذاري نشون داديم
.که خود خداوند لياقتش رو داشت...
اون حتي نميدونه چطور !رفتار کنه
اگر تو ملکه بودي چطور رفتار ميکردي؟
!نه مثل اون
!من با شاه پچ پج نميکردم
.يک ملکه خونسرد ميشدم
.با وقار ميشدم نه با احساس
!اثري از خجالت درش ديده نميشه
خيلي تاسف باره که اين ...مهماني تموم بشه
ادوارد"، تو بايد در معاهده صلح" .با فرانسه حضور داشته باشي
تا جايي که ميتونستم اينو در اين ،هفته از تو دور نگه داشتم اما
"حالا که با "چارلز" از "بورگاندي... ...رابطه دوستانه داريم
...و چون فرانسه در حاشيه قرار گرفته...
.نميشه منتظرش گذاشت
.فردا بهش رسيدگي ميکنم
...،اما الان با ما جشن بگير، پسر عمو
ما به تمام چيزهايي که در اهدافمون... ...بود رسيديم
.و دلم ميخواد تو رو خوشحال ببينم...
چطور شد که من بهت اجازه دادم اينهمه لباس بپوشي؟
.نميتونم فکر کنم
پس مزيت پادشاه بودن چيه اگه نتونم تمام روز تو رو لخت نگه دارم؟
."بايد اين اتاق رو تغيير بديم، "ادوارد
"براي ما داشتن وسايل "مارگارت .از "آنجو" خيلي عجيب بنظر مياد
.هر جوري دوست داري تغييرش بده
خطري من و تو رو تهديد نميکنه؟ روي تخت هامون؟
،تا وقتيکه "هنري" در حال فراره ..."هميشه احتمال يک قيام "لنکستري
براي برگردوندن اون به تخت... .وجود داره
."يا پسرش، "ادوارد
،اما وقتي ما صاحب پسر خودمون شديم .خطري نميمونه، بخاطر وارثي که خواهيم داشت
مردان خودت چي، بهشون اعتماد داري؟
مثلا "لرد وارويک"؟
.بيشتر از همه
ميدونم اون بد رفتاره و بسختي متقاعد ...شد که با هم ازدواج کنيم
اما اونم مثل من ياد ميگيره .تو رو دوست داشته باشه
.شروع هم کرده
تو بايد از دختراي اون بخواي !که ليدي هاي تو بشن
.اونارو نورچشمي هاي خودت کن .اين باعث خوشحاليه "وارويک" ميشه
و توافقنامه اون با فرانسه؟ اينکار هم انجام ميدي؟
...تصميمم رو فردا ميگيرم
،چونکه الان
.اصلا نميتونم فکر بکنم
.آخ حالا من بايد با اينا چکار کنم؟
"قرار نيست که "مارگارت" از "آنجو .براي اينا برگرده
مادر!؟
هيچوقت فکر نميکردم که .اينکار من بايد بکنم
،من نزديکترين دوست اون بودم ،زمانيکه در دربار ليدي اون بودم
.اما الان زمانه فرق کرده
...الان تو ملکه انگلستان هستي
و تو هيچوقت اشتباهاتي که اون... .کرد رو نميکني
نميتونم اينارو بسوزونم وگرنه .بخاطر جادوگري خفه مون ميکنن
."خيلي جالبه، "بارون ريورز
توصيه اي که کرديد ارزش .فکر کردن داشته باشه
،ما براي خدمت به شما در اينجا هستيم .اعلاحضرت
ادوارد"؟"
.بزودي دوباره ملاقات ميکنيم
.جناب لرد
همونطور که صحبت کرده بوديم ...مواد معاهده
صلح انگلستان و فرانسه رو... ...به حضور سفير بردم
...و مورد قبول قرار گرفت...
اون تصميم داره در شکار پائيزي شرکت .کنه و هر دو هئيت عهدنامه رو امضاء کنن
."عجله اي نداريم، "وارويک
تو اين بازي کسان ديگه اي هم .هستن که بتونم باهاشون صحبت کنم
کسان ديگه...؟
.من "بورگاندي" رو هم دعوت کردم
تو از دشمن فرانسه دعوت کردي؟
...من دلم ميخواد اونا
محدوديت هاي فروش رو از روي... ...،پارچه هاي انگليسي بردارن
در ضمن اونها بستگان همسرم ،هستند
پس من به اين سادگيها نميتونم .دست از اونها بکشم
لرد وارويک"؟"
ميدونم که من انتخاب شما بعنوان .همسر و ملکه براي "ادوارد" نبودم
پس اميدوارم بخاطر عشق مشترکي .که به اون داريم بتونيم با هم دوست باشيم
اميد به اين داريد، علياحضرت؟
و همچنين ميخوام دختران شما بعنوان .ليدي هاي من به خانه ام ملحق بشن
.بسوزونيد اونو
ما به ملکه اي که به شوهرش حکمراني ...ميکرد و از
طريق اون به انگلستان حکمراني... .ميکرد نيازي نداريم
.ما به زنان توطئه گر نيازي نداريم
من از صداقت شما رو نسبت ،به "وارويک" ميدونم
اما اگر تا اين اندازه پيشروي ..."کرده باشه، "ادوارد
ادوارد"؟"
پدر و برادرانت الان بهم ...اطلا دادن که
وارويک" با پادشاه فرانسه يک"... .توافق مخفيانه کرده
لوئيز" در قبال اتحاد من" ...با فرانسه
.به اون قول املاک داده...
زماني اين موضوع وابسته به ازدواج ...من و پرنسس "بونا" بود
اما حالا فقط اسما يک... .پيمان صلح محسوب ميشه
.پس، "وارويک" داره بر عليه تو نقشه ميکشه
.بيشتر بر عليه خودش تا من
اما اون نبايد اينو از من .مخفي ميکرد
بنابر اين منهم با طرفي که فکر ميکنم .بيشترين منفعت رو داره هم پيمان ميشم
.اون خطر "وارويک" رو نميبينه .حتي با اين وضع
انقدر اونو دوست داره که .چشماش چيز ديگه اي رو نميبينه
No comments yet. Be the first to leave one.