Série 2

Informace o verzi

The Boarding School Las Cumbres S02E06 Starsub
Komentář od MATIN008
ترجمه و هماهنگ سازی توسط استار ساب T.me/Starsubtitle ارائه شده توسط رسانه‌ی تلگرامی سینمای اسپانیا T.me/Cineespanol

Tagy

other
Zveřejněno: 2022-07-22
Stažení: 42
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

در جایی که زمانی ما حسن نیت رو توش میدیدیم

دروغ، فریب و خیانت رو پیدا کردیم

شر از دفاع ما عبور کرده

و من حس میکنم که دیگه خیلی دیر شده

سالوادور

تو سرباز خوبی واسه آرمان و هدف مایی

من بهت نیاز دارم که چشمام توی این مدرسه باشی

چشم خدا باشی

اما مواظب باش

آدم واسه باور کردنش، نیاز به دیدنش نداره

بلکه واسه دیدنش نیاز به باور داره

این دادگاه، حکم به دستگیری مرده یا زنده‌ی

،بئاتریس د اوسونا، بنیانگذار لانه کلاغ به دلیل جادوگری

و همچنین ضبط و نابودی کتاب بدعت آموز اون

دراکو موسکا رو میده

سلام؟

کسی اونجاست؟

لئون

کجایی؟

یکی اینجا بوده دارم تهدید میشم

نمیدونم چیکار کنم. بهم زنگ بزن

صبح بخیر عزیزم.چطوری؟

سرم خیلی درد میکنه

فک کنم یکمی هوای تازه نیاز دارم

البته که داری عزیزم، البته

!هی، پلیسا - چی؟ -

!پلیس‌ها اینجان - همه‌چیزو پنهون کن -

آخرین بار همه‌چی رو گرفتند

باید بهشون بگیم

چطوری؟ ما گزارشای کوراکس رو نداریم - اما ما مانو رو داریم -

!مانو

نگاش کن، اصلا واسش مهم نیست

به دانش آموزان یادآوری می شود که ورزش صبحگاهی الزامی است

سانای مردانه در سانوی بدنی

پاول کجاست؟

....یک

...دو

...یک

...دو

ببند

با خیال راحت

...یک... دو

وقتی بیدار شدم اون اونجا نبود

توی تختش نخوابید؟

رفیق کصخلت دوست داره شبا بره پیاده روی

چی؟ میخوای بری دیدنش توی یخچال؟

نه قربان

!آماده

...یک

...دو

پاول؟

اونجایی؟

!آمایا

منم. چی شده؟

داشتم مانو رو تعقیب میکردم که منو گرفتند

تعقیبش میکردی؟ کجا میرفت؟

آسایشگاه

اون حتی از وجود اون خبر نداره

از راه پله‌ها گذشت

از این بابت مطمئنی؟

آره. و یه تفنگ هم همراهش بود

چه تفنگی؟ - همونی که تو داشتی -

،من و مانو وقتی از اینجا رفتیم بیرون من اونو تو رختشویی قایم کردم

عالیه - مانو چیزی رو پنهان نمیکنه -

نمیفمم - منم همینطور، آمایا -

اما ما نمیتونیم بهش اعتماد کنیم، میفهمی؟

داریو، این داستانا چیه؟

مشکل چیه؟

تفنگ رو از رختشویی برداشتی؟

آره، به اضافه‌ی دو تا بازوکا و یه هلیکوپتر

مانو جدی میگم

مگه تو و پاول یه تفنگ اونجا قایم نکردین؟

هی، قبل رفتن باید با پلیسا حرف بزنی

بهشون بگو که تو رو کجا نگه داشتن

نمیدونم کجا بود، یا چجوری برسم به اونجا

من هیچ مدرکی ندارم

واسا، تو مدرک داری تو با مدرک پوشیده شدی

این تموم چیزیه که نیاز داری - مارا جوری رفتار کرد که انگار من دیوونم -

انگار من یه آشغالم و این داستان تقصیر من بوده

نمیتونم کاری کنم

نمیتونی؟

یا نمیخوای؟

مانوئل، تو تنها کسی نیستی که اینجا یه سری داستانا رو پشت سر گذاشته، خب؟

نمیدونم دارن با مغز ما چه گوهی میخورن

اما میدونم که از یه پنجره بالا رفتم و تقریبا ازش پریدم پایین

عالیه. پس برو و بهشون بگو اونا بهت میخندن

!خیلی کصکشی - مشکلت چیه؟ -

...مانو

چیکار میکنین؟ بچه ها! بس کنین

بسه

!بسه! مانو

مادرسگ! اریک، کافیه

اینجا چه خبره؟

ادامه بدین. ادامه بدین همدیگه رو بزنین، همینه

نمیخواین؟ پس به هم مشت بزنین دیگه. بجنگین

مبارزه کنین

خیلی خوبه

حالا تموم شد؟

همینه؟

خب بشین تا شروع کنیم

خیلی هب، یکمی ضعیفه، اینطور فکر نمیکنی؟

همش مال تو

من سالوادورم

معلم لاتین جدید شما

چی اینقدر خنده‌داره؟

بله، البته

اگه خیلی دوست دارین درمورد بازوی من

یا نداشتنش حرف بزنین، خب بیاین حرف بزنیم

فقط واسه امروز، هرچی میخواین بپرسین

من بدون استثنا جواب میدم

پنج دقیقه وقت داری

یه سوال دارم

چجوری یه اونو کنترل میکنین؟

!با اون یکی دستم

جدی؟

چیز جالب تری نیست؟

مثلاً چجوری بازومو از دست دادم؟

درطول جنگ بوسنی

داشتم یه مین رو خنثی میکردم

و این زخم بر روح

بیشتر از از دست دادن یه بازو درد داره

صفحه‌ی سیزده کتابتون رو باز کنین

!تولدت مبارک

تولدمه؟

!هیفده سالگیت

باید اعتراف کنم که هربار که تولدته، احساس پیری میکنم

یه آرزو کن

خیلی خب

یه بوس به بابایی بده

سلام، فران

سلام اینس، چطوری؟

خوبم. یکمی سرگیجه دارم

سوال کردن کافیه فران

کی اومدم خونه؟

یکمی حالت بد شد

یکی دو روز پیش

این باعث میشه که این جشن یه تیر و دو نشون باشه

...اولی، بخاطر تولدت

و همچنین این واقعیت که اینجا پیش مایی

چیزی یادت نمیاد؟

این یه مهمونیه، نه بازجویی - نمیدونم -

دیشب؟ امروز صبح؟

عزیزم، به نظرم بهتره بری لباستو عوض کنی

وگرنه واسه مدرسه دیرمون میشه

فقط وقت داریم که یه جشن دو نفره بگیریم

چی شده؟

اون یادش اومد؟ پس تو یه انگولکی کردی

من مجبور نیستم واست توضیح بدم فران

اون چی یادش اومد که تو رو اینقدر نگران کرد؟

گوش کن، مداخله کردن خیلی ضعیفه

این کمکی بهت نمیکنه داریو

توی یه محیط کنترل شده مثل مدرسه‌ی شبانه روزی

به جز اینکه چیز دیگه‌ای بهش بگن،اینس مندوزا خواهد بود

و این باعث ثبات اون میشه

داریو، هدف ما اینه که اون یادش بیاد

هدفمون پاک کردن خاطراتش نیست

من خیلی خوب میدونم که هدف تخمیمون چیه

همچنین میدونم که من مسئول این تحقیقاتم

اگه از کارایی که من میکنم خوشت نمیاد

میتونی از همون دری که اومدی تو بری بیرون

لئون؟

روزنامه پیرنه

کشتن بیگناهان

جسد پنج دختر در نزدیکی آسایشگاه پیکس پیدا شد

این پنج دختر 15 سال قبل از او مرده بودند

قتل مرموز در گورستان

جنایت مانند آن نقاشی قرون وسطایی تکرار می شود

...لباس مجلسی، چشم های بیرون زده

مثل آلبا و ریتائه، اما توی قرن بیستم

او به من نگاه کرد

قاتل به من نگاه کرد نمیتونم از سرم بیرونش کنم

کیروم به درون ناموسش

من مستحق مجازات هستم قول میدهم دیگر قوانین را زیر پا نگذارم

ما از این موسسه سپاسگزاریم که راه را به ما نشان داد

میخوای چیزی بهمون بگی؟

پاول و ادل اوریبه، به دفتر مدیر مراجعه کنید

پاول و ادل اوریبه

پاول اوریبه، نشنیدی؟

چرا ما رو صدا میزنند؟

مادر شما، پاتریشیا برون، از زندان فرار کرده

پلیس فرانسه به یوروپل هشدار داده اونا معتقدند که ممکنه با شما تماس بگیره

ممکنه وسوسه بشین که از اون محافظت کنین

این طبیعیه. اون مامانتونه

اما همچنین اون یه جنایتکاره، خیلی خطرناک

اینو درک میکنین؟ - بله -

اگه مامانمون بیاد اینجا، به ایشون گزارش میدیم

این خیلی جدیه

مگه من شوخی کردم؟ - درست رفتار کن -

امیدوارم به زودی پیداش کنین

این منصفانه نیست درحالی که ما اینجا زندانی شدیم اون آزاد باشه

باید از این مدرسه قدردانی کنین

آره، از این موسسه که راه رو به ما نشون داد

کصشره

...پاول

ببینین ما باید هر روز با چی بجنگیم

این مورد به ویژه یه مشکله

این واقعیت که مادر اونا یه جنایتکاره، خیلی چیزا رو توضیح میده

مامانتون رو دوست دارین؟

چی؟ - دوستش دارین؟ -

ببین بچه، یه ذره احترام بذار

More Farsi Persian subtitles for The Boarding School: Las Cumbres

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left