Prvních 172 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
معبد میکازوکی
معبد میکازوکی
معبد میکازوکی
ضبط
معبد میکازوکی
با نامحرم حدیث اسرار مگو، با مردودان حکایت از یار مگو
کوراگه
پست ریاضت اتاق لذت
پست ریاضت اتاق لذت
برکت خواب مانند و دیوانگی سورئال BDSM
داستان جانبی امکان نداره، چرا انقد بزرگه...
چ-چ-چی...
چ-چ-چی...
این دیگه چه کوفتیه؟
ها؟ چی؟ چه اتفاقی داره میافته؟
این بدن آکاگامی-کونه؟
چه خبره؟
وقتی بیدار شدم، توی بدن آکاگامی-کو بودم.
خواب نمیبینم.
امکان نداره... چرا انقدر بزرگه؟
اما در مورد هیچ فکر کثیفی کر نمیکنم.
م-من داخل بدن یوزوکی-چانم؟
بدن-
افکار دنیوی گم بشید!
نه، نباید به صورت با ارزش یوزوکی-سان صدمه بزنم.
خیلی خوشگله.
اما چطوری میتونم این رو درست کنم؟
کوراگه.
آکاگامی-سان.
بیا ازدواج کنیم.
بعدش همگی باید ازدواجمون رو تصدیق کنن.
ص-ص-صب کن!
کیش و مات، آکاگامی-سان!
صب کن! صب کن! صب کن!
کوراگه-سان هنوز بچهست!
اگه مردم بفهمن که تو اینکارو باهاش میکردی کارت تمومه.
گفتم صب کن!
خدایا، باورم نمیشه میذاری کوراگه این کارو باهات بکنه.
ای لولیکون.
اوه نه!
چت شده؟ عجیب رفتار میکنی.
این تویی کاگورا؟
به نظر همهمون بدنامون رو عوض کردیم.
این اصلا ممکنه؟
الان که داره اتفاق میافته.
موندم دلیلش چیه.
دلیل، ها؟
بخور؟
بله، خونوادهی بالدوین فرستادهتش اینجا.
یه جوری میزنه.
بیاین بسوزونیمش.
فقط میخواستم میا-سان رو به یه منحرف سکسی تبدیل کنم،اما...
پس این تقصیر تو بود کاگورا؟
ته-هه.
به هرحال، باید بقیه رو پیدا کنیم.
احتمالاً کمک میخوان.
نمیتونم تا ابد اینجا بمونم.
لباسام رو عوض میکنم و خودم رو شبیه یوزوکی-سان میکنم.
سوتین نداره؟
من یه بزرگسالم.
کاملا بالغ و سکسی
آکاگامی-سان من رو نگا.
کوراگه؟
کوراگهای، نه؟
مطمئن شو که ویدیو رو سیو کردی لطفاً.
منم. عجب حس عجیب غریبی.
تا حالا ندیدم میا-سان اینطوری رفتار کنه.
کوراگه، یه حلسه خونوادگی برگذار میکنیم.
یوزوکی-اونهچان؟
فک کنم برای این یه معذرتخواهی بدهکاری.
اما الان من میا-چانم.
که اینطور. پس کاری از دستمون بر نمیاد.
میا گفت که توی رژیمه.
چه بد، آخه یه یوکان خوشمزه از یکی از حامیامون گرفتیم.
یوکان؟
ویدیوهای بد بد از خودت گرفتن کار خوبی نیست.
متاسفم.
دختر خوب. حالا بیا این ویدیو رو پاک کن-
اون جیغ من بود.
همیشه یه راه حلی هست.
این کمک میکنه بدون دیدن لباسم رو عوض کنم.
اوه نه!
آرا آرا
کیکی-سان لطفا بس کن.
نیاگوسوکه؟
که اینطور. پس کیکی-سان با نیاگوسوکه عوض شد.
کیکی-سان...
کیکی-سان نه....
این تویی تسوکویو؟
تسوکویویی، نه؟
نگا نکنید!
حقشو میگیرین!
چرا از من عصبانیای؟
یاره یاره، عجب هیاهویی.
حرف زد!
مگه گربه سخنگو چشه؟
هیچی. نیاگوسوکه بانمکه.
من کیکیام.
بیا بیا.
من کیکیام!
بیا یکم بهت شیر بدم.
ساکه رو ترجیح میدم.
منظورم برای اونه.
از خودم بگم که اون خیلی سکسیه.
میاگوسوکه بعد از شیر خوردن میخوابه، برای همین میتونیم یه مدت تنهاش بذاریم.
بیاین برای بقیه بگردیم.
صب کنید.
چی شده؟
خب، اوم...
بدون فک کردن بهش فرار کردم، اما شاید آکاگامی هم با یکی عوض شده باشه.
چیگار میکنی؟
چطوری این کارو بکنم؟
اگه کاری براش نکنم هیچ جایی نمیرم.
باید سریع لباس بپوشم.
کدوم لباس باعث میشه یوزوکی-سان از همه خوشگل تر به نظر بیاد؟
کیمونو؟
اما کیمونو شامل...
عوض کردن اون پایینم میشه...
اییا!
فقط تصو منه.
قطعاً این حیلهی تصوراتمه.
واقعیه!
میا؟
میایی، نه؟
تویی یوزوکی-سان؟
خوشحالم که اتفاق بدی برات نیافتاده.
یعنی همه شماهم بدناتون عوض شده؟
منم...
کوراگهم.
کاگوراام.
اونا برای چین؟
لمس اجسام پرخط.
لعنت بهت که انقد هیکل داری!
کیکی-سان...
ارباب، میشه به منم سیلی گربهای بزنید؟
نکن! اون بدن منه!
منظورتون از هیکل چیه؟
نگرانش نباش کوراگه.
از همه مهمتر، باید همه رو پیدا کنیم!
کی هنوز پیدا نشده؟
خود یوزو-نه!
از اونجایی که با آکاگامی عوض شده توی مشکل جدیای هست.
شاید آکاگامی-سان الان دستشوییه.
اگه از افکار دنیوی ذهنم رو خالی کنم، میتونم از امیال دنیویم دوری کنم.
الان من آکاگامی آکمیتسو نیستم. من یوزوکی-سانم.
یوزوکی-سان، بهترین زن جهان.
به هیچ وجه سایه امیال دنیوی رو تجربه نمیکنم.
توهم منحرفی یوزوی-اونهچان.
الان نه کوراگه-سان!
یه منحرف مخفی هستی.
این طور فکر نمیکنم امیال دنیوی.
ها؟
آرا آرا.
دیگه سکسی و بالغ نیستم.
یعنی...
برگشتیم به حالت عادی خودمون؟
هی بچه ها.
استاد؟
خب؟ همگی برگشتن به حالت عادی؟
تو چطور؟
هنوز یکم گربه تو خودش داره.
میو میو.
هی بس کن.
اگه تاثیرش بعد از سپری شدن زمان بپره،
پس باید در مورد استفادهش یکم بیشتر فکر کنم.
صب کن. آکاگامی یوزونه کجاست؟
با یوزونه بدناتون عوض شد، نه؟
پس باید بدونی کجاست.
خب در واقع، اوم...
همه این مدت رو تو اتاق یوزوکی-چان بودم.
همگی بزن بریم.
No comments yet. Be the first to leave one.