Prvních 183 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!بیدار شو، میثریل لید پود
هان؟ چی شده؟
!دیدمش! دیروز شال رو دیدم
!چ-چی بهش گفتی؟
وقتی بهش گفتم اگه اینجا کارم خوب پیش بره میتونم آزادش کنم
!گفت منتظرم میمونه
!واقعا؟ عالیه
"مخصوصا اینکه انتظار داشتم بگه "کی از تو کمک خواست؟ برو بیرون.
.شاید همراه اون دختر بودن واقعا طاقت فرساست
شاید مجبورش میکنه کارای باورنکردنی ای بکنه که ما حتی نمی تونیم تصورشون کنیم.
چ-چه کار باورنکردنی ای؟
!خیلی خب، بیا بریم آن
!ما هرچه زودتر این کارگاهو راه میندازیم و شالو آزاد می کنیم
.آ-آره
Marie :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
تو دیگه کی هستی؟
چی؟
!یه پری هم هست
این یارو چشه؟
!هی، بیا بیرون! من تا حالا از این پری کوچیکا ندیده بودم
!هی، بیا بیرون! طوری نیست
.بس کن نادیر
!مثل اینکه همه اومدن
الیوت، اینا کین؟
.معرفی میکنم
.آن هالفورد. از امروز اون سرپرست پیشه ورهاست
...و
.این دست راستشه، میثریل لید پود
هالفورد؟ همون پیشه وری که
برای دوک فیلاکس، شیرینی درست کرد؟
!و با مدال سلطنتی امسال، الان یه استاد سیلورشوگره
استاد سیلورشوگر؟
چرا همچین کس فوقالعاده ای اومده اینجا کار کنه؟ اونم یه دختر؟
گلن سان خبر داره؟
.آره
.پس من مخالفتی ندارم
.خوشبختم. من کینگم
کینگ؟
.اسم واقعیمو یادم رفته
.آهان. خوشبختم
این دیگه چیه؟
دست دادن؟
!ا-اوه درسته، دست دادن. بیا دست بدیم
.من نادیرم. هی، بیا بیرون
!نه
.تصمیم عاقلانه ای بود پری کوچولو
.من ولنتاینم
.از آشنایی باهات خوشحالم
.همچنین
!اوه! اورلاند هم اینجاست
.خب، اینم از هر پنج تا پیشه ورمون
!روت حساب می کنیم، سرپرست خانم
...ام خب
.ای وای. من دقیقا نمی دونم مسئولیت چیو قبول کردم
.ا-الان لطفا کار دیروزتون رو ادامه بدید
!حتما
.باشه
.باشه
آن من چیکار کنم؟
ام...میشه تمیزکاری رو بسپرم بهت؟
!آره
!باید ببینم وضعیت اینجا دقیقا چجوریه
.وای، اون کارش عالیه
لنگستون سان، الان چه جور سفارشی رو داری آماده می کنی؟
.انقدر مودب نباش .نیازی نیست با پسوند «سان» صدام کنی
.خیلی خب
خب، این چیه؟
.سفارش از یه صاحب مغازه
.ظاهرا برای جشن تولد پسرشه
پسرشون از اسبا خوشش میاد؟
.نمیدونم. من چندتا پیشنهاد دادم اونا هم گفتن اسب خوبه
نگفتن چرا؟
دلیلی داشت بپرسم؟
حتی فقط با مقایسه اسبا هم میشه شیرینی بهتری ساخت، درسته؟
اینکه پاچه خواری مشتریا رو بکنی و هرکاری بگن بکنی باعث نمیشه کارت خوب از آب دربیاد، درسته؟
پیشه ورها تمام مهارتشونو استفاده می کنن .تا چیزی که میخوان رو بسازن
.اگه اینکارو نکنن، نتیجه کارشون خوب نمیشه
مگه انتظارات مشتری رو برآورده کردن چیزی نیست که همه میخوان؟
.چه قشنگ. رنگش خیلی نازه
ی-ی-یکم زیادی نزدیک نیستی؟
چی؟
!اوه شرمنده
چرا به آن نمیگی لباس مردونه بپوشه؟
.ببند بابا
نکنه نزدیک خانما احساس راحتی نمی کنه؟
.ببخشید
بله؟
.تعمیر ابزارو تموم کردم حالا باید چیکار کنم؟
خب...سفارش دیگه ای هست؟
.نه. فقط دو تا.
پس، به بقیه کمک می کنی تا کارشون رو انجام بدن؟
.نمیشه. آخه این کار اوناست
.ولی اینجوری زودتر تموم میشن
.کسی نباید توی کار یه نفر دیگه دخالت کنه
چی؟
ولی عادی نیست که توی یه کارگاه همه به هم کمک کنن؟
چی؟
یعنی حرفم عجیبه؟
پس شما فقط کاری که بهتون محول شده رو انجام میدین؟
.بله چون ما پیشه وریم
ما مسئولیت کاری که کردیم رو قبول می کنیم، درسته؟
پس سرپرست پیشه ورها چیکار میکنه؟
،مدیریت میزان استفاده از شکر نقره ای ...تعامل با مشتریا، و
مطمئن شدن از اینکه شیرینی ها .باعث شرمندگی کارگاه پیج نشن
باعث شرمندگی نشن؟
.نمی تونیم کاری که باعث بدنامی کارگاه میشه، تحویل بدیم
پس اگه فکر کنی خوب نیست .باید بگی چجوری اصلاحش کنن
.مسئولیت بزرگیه
و اگه فکر کنی اون شیرینی خوب دراومده .به گلن سان نشونش میدی
.اون مهر کارگاه مرکزی پیج رو میگیره
.این کار سرپرسته
.با بقیه کارگاه ها و روش من خیلی فرق داره
.سلام
.من آن هالفوردم
.اوه بله. من دانا هستم. اینم هاله
شما خیلی شبیه همین! خواهر برادرین؟
.بله
.ظاهرا ما همزمان از یه درخت به دنیا اومدیم
.به زبان انسان ها باید یه چیزی مثل دوقلو باشیم
واقعا؟ پس پری های دوقلو هم داریم؟
هنوز شام نخوردین؟ اگه هنوز نخوردین میخواین با من بخورین؟
!نه نمی تونیم .این میز برای پیشه ورها و خانواده اس
حالا که توی یه خونه زندگی می کنیم تو و هال خانواده محسوب نمیشین؟
.نه اصلا! آخه ما پری هستیم
.با اجازه
!چه حیف
.مثل اینکه دست رد به سینه ات زدن
.کالینز سان
اولین روزت به عنوان سرپرست پیشه ورها چطور بود؟
.خوشحال میشم ایده هاتو بشنوم
.کلی درمورد اینجا یاد گرفتم
.پیشه ورها چیزی که میخوان رو میسازن
مسئولیت کامل کارشونو قبول می کنن .و تنهایی انجامش میدن
.سیصد ساله که روش کارگاه پیج همینه
گلن سان مطمئن شده که حداقل اینا .به شاگردا آموزش داده بشن
...به نظرم خیلی ایده آل هستن ولی
ولی؟
.یه چیزیش آزارم میده
.خب، من کسیم که بهت امید داشتم و آوردمت اینجا
یه لحظه وقت داری؟
اینا چین؟
.اسناد بدهی
چی؟ اینا قرضن؟
.آره. به ارزش ده هزار کرس، این زمینم وثیقه اشه
!د-ده هزار کرس؟
.از زمان مدیریت قبلی اوضاع سخت شده
اگه نتونیم تا آخر سال پرداختش کنیم .نصف اینجا رو میگیرن
راهی برای پرداختشون داری؟
.نه
.برای همین امروز دوباره رفتم تا مذاکره کنم
ولی به گلن سان نگو، باشه؟
اون نمیدونه؟
.درمورد قرض که میدونه
.ولی نمی دونه برای پرداختش توی وضعیت بدی هستیم
.طلبکارها به خاطر بیماری گلن سان نگران آینده کارگاهن
...ولی
.یکم پیش گفتی که یه چیزی آزارت میده
.آره
.راستش، منم یه فکرایی توی سرمه
چی؟
نمیخوایم به گلن سان پشت کنیم
.ولی یه چیزی این وسط اشتباه شده
من خیلی به این چیزا فکر کردم
.ولی نتونستم بفهمم چی اشتباهه
.خب، قرضو که یه کاریش می کنم
،آن، هر کاری که فکر میکنی درسته انجام بده .درست مثل اولین استاد سیلورشوگر
منظورت چیه؟ چرا همش درمورد اولین استاد سیلورشوگر حرف میزنی؟
.حداقل میتونی پیش بقیه غذا بخوری
.نمیخوام. ترجیح میدم با تو تنها باشم
.با این حال چهره ات میگه تنهایی
.من تنها نیستم
.بغلم کن
.منو ببر پیش تختم
.آروم بخوابونم
.موهامو نوازش کن
.تا وقتی خوابم ببره پیشم بمون .لطفا پیش اون دختره نرو
.لطفا پیشم بمون. فقط پیش من
.مهم نیست چقدر نگاه کنی، اتفاق جالبی نمیفته
!ترسیدم
دوباره در رفتی؟ بریجیت مجبورت نمی کنه کارای باورنکردنی بکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.