かぐや様は告らせたい-ファーストキッスは終わらない-
Prvních 200 řádků.
24
دسامبر
.شب کریسمس
شهر پر از صدای جیرنگ زنگولهها ،و روشنایی کریسمسه
و اونهایی که عاشق و معشوقن .به آرومی میرن سمت یه شب رومانتیک
. . .اگرچه
سال نو مبارک
.اول یه سوال بپرسم
این چیه؟
!یه کاج کریسمسه
و این؟
.یه شیر رقصانه
تو کی هستی؟
!بابانوئل خبیثم
بینتون هست؟
بینتون هست؟
بینتون هست؟
آدم حسابی هم
آدم حسابی هم
چرا خانوادت سال جدید و کریسمس رو با هم قاطی میکنن؟
.متوجه حرفت شدم رئیس
.اولش ما هم همین حس رو داشتیم
چند سال پیش، درخت کریسمس رو ،یکم بعد از جشن گذاشتیم یه گوشه
!و خواهرم اونو به یه صنوبر سال نو تبدیل کرد
تصمیم گرفتیم هر سال ازش استفاده کنیم . . .تا حیف نشه
تا موقعی که به این نتیجه رسیدیم که .کریسمس باید این شکلی باشه
!الکی از خودت مراسم در نکن
!اَه لعنت
میخواستم امشب یه برنامه خفن پیاده کنم
!و فضای بین خودم و شینومیا رو درست کنم
!افکار ناخوشایند رو دفع میکنم !این خونه پاکه
این جشنوارهی عجیب غیر مسیحی چیه؟
درخواست کردن از فوجیوارا برای .تدارک دیدن برنامه اشتباه بود
.بسه دیگه میوکی
منظورم اینه طلب خیر کردن و . . .خوش گذروندن با دیگران
.اونقدرا هم بد نیست
چی بهت گفتم؟ !الان هم تو حال و هوای سال نویی کِی
. . .خواب
.برای گذروندن سال نو با شماها خیلی هیجان زدهام
خب موردی نداره اگه .شینومیا باهاش مشکلی نداشته باشه
!یه چندتا نوشیدنی خنک آوردم
!خیلی خب بچهها
!کریــسـمــس مبــارک
. . .حالا همه
فاقد الکل
!به ســـلــامــتــی
!به سلامتی
! سلامتیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فاقد الکل
فاقد الکل
فاقد الکل
مبارکه
!خیلی خب
!زمانی که همه منتظرش بودید فرا رسید !موقع کادوها
تا
دا
بزارید این چوبها معلوم کنن !چه کادویی میگیریم
. . .هــه
من
<3
کاگویا
مویها
رئیس
کِی
پس قراره با چاپستیک قرعه کشی کنیم؟ . . .بزار ببینمشون
اگه با دستی که موم شمعی شده ،به اون چاپستیکا دست بزنی
!تو قرعهها تقلب میشه
!خیلی خب من یکی میکشم
!تا دا
!اوه منم
کِی
. . .هدیه من
.یه کتاب عکسه
کاراگاه هایوربهگـ
!کاوایــــــی
چیکا
انتخاب نشن
مویها
!هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم
رئیس
کِی
انتخاب شن
انتخاب شن
!کتاب
!میتونستم همین انتخاب کنم
حین نق نق کردنای کاگویا . . .و مهمان نوازی کردنش (شیروگانه)
شیروگانه لحظه آخری تونست .وقت خرید کردن پیدا کنه
حراج بزرگ زمستانه
حراج بزرگ زمستانه
به آدمی به ثروتمندیه شینومیا چی میتونم بدم؟
جعبههای مرموز کریسمسی
،بعد از کلی دست دست کردن . . .چیزی که انتخاب کرد
.یه دستمال گردن بود
هدیهای که فراتر از خودمونی بودنه و .اصلاــم هیجان انگیزه
!یه شکست نابودکننده برای شیروگانه است
!حالا نوبت تو کِی
!بجنب
کادوی بقیه هم به همین اندازه .خز باشه
هـه؟ مال شما رو برداشتم کاگویا - سان؟
.یه عطر خوشبو داخلشه
.چندتا روغن ضروری هم داخلش گذاشتم
!با دقت ازشون استفاده میکنم
.لطفاً با برادرت استفاده کن
کِی
هدف اصلی
!حرکت خوبی بود شینومیا
!قطعا با کادوی خفنی اومدی
. . .ولی
!ببین کیا باقی موندن !خواهرای فوجیوارا که کارای دکوراسیون خونه رو کردن
قشنگ میدونم یه سری کادوهای چشم !درار گرفتن و میخوان بکوبن تو صورتم
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم
. . .انتخاب میکنم
من
<3
. . .فوجیوارا
هدیهی چیکا - سان درسته؟
. . .هدیهی من
!بمبهای حمومی
بمبهای حمومی؟
درسته! میزاریشون داخل وان !بعدش اونا میترکن و بوی خوبی پخش میکنن!خیلی باحاله
نمیشه یکم سادهتر باشی؟
از اونایی هستی که با !با کارات ملت فشاری میکنی
!کریـــســـمس مبـــارک
. . .آخرین امیدم
!هاه
یعنی من و تو باید !کادوهامون رو جا به جا کنیم رئیس
رئیس
مویها
!چه تصادفی
اینکار رو تو کردی، نکردی؟ . . .هدیهی رئیس شیروگانه
!یه دستمال گردن
!چه ساده و خفن
بیشتر ساده و. . .حوصله سربر، ها؟
!لطفاً مال منو باز کنید
!التماست میکنم
!یه چیز عجیب غریب باشه
مویها! این چه جور هدیهایه که به برادر من دادی؟
!خیلی ببخشید رئیس
!تنها فرد عادی خانواده منم !بقیه همشون غیر عادیان
.نه
.خیلی هیجان زدهام
هــــــــــــــــــــــه؟
.ممنونم آبجی کوچیکهی فوجیوارا .این دقیقاً همون چیزیه که میخواستم
مویها! چیزی تو نوشیدنی داداشم ریختی، درسته؟
،اگه نمیدونستی چطوری ازش استفاده کنی !هروقت خواستی ازم بپرس
منظورت از"چه طوری ازش استفاده کنی" چیه؟ منظورت چی بود؟ چیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟
. . .هدیه
نتونستیم با هم جا به جا کنیم، تونستیم؟
.فکر نکنم
. . .رئیس
.نزار بقیه در مورد این بدونن
.لطفاً وقتی رسیدی خونه بازش کن
.ممــ ممنون
. . .دیگه برای
من نداری؟
. . .یه چیزی
. . .برای من
.دارم
.نه
!شرمنده، نمیتونم
!چون یه چیزیه که همینطوری انتخاب کردم
.اشکال نداره! ناراحت نمیشم حتی اگه همینطوری برداشته باشی
!نمیتونم
!نه ، واقعا وقتی انتخابش میکردم خیلی سرم شلوغ بود
و الان هیچ ایدهای ندارم !چرا همچین چیزی خریدم
!این برای تو نیست . . .میخوام یه چیز خفن تر بهت بدم
!هیچ ایدهای نداری
دارم بهت میگم !نیازی نیست خفن باشه
دهلی نو هند
میخوام زاهد !بشم
داداش دوقلوی ماکی میکادو شیجو
دارم بهت میگم !نیازی نیست خفن باشه
اگه این هدیه یه بخشی از تو باشه ،که بخوای من نبینم
!پس نمیتونم بیخیال بشم که بری
!منظورت رو از این حرف نمی فهمم
!فوجیوارا یه چیزی بهش بگو
فوجیوارا - سان؟
!باید میدونستم
این کادو بخشی از رئیسه که .میخواد پنهانش کنه
!همیشه همینطوریه
!به طرز نگران کنندهای، کلی تلاش میکنه
کلی وقت و انرژی میذاره !تا یه چیز کامل بهم عرضه کنه
پارک تومیگایا
!ولی من میخوام تویی که این شکلی نیست رو ببینم
!میخوام ببینمت! بدون هیچ نقابی
!واقعاً که خیلی لحبازی
!رئیس گفتی اون رو برا من خریدی
!پس اون الان برای منه
!گفتم نمیتونم بهت بدم چقدر میتونی خودخواه باشی شینومیا؟
.میدونستم
حقیقت اینه تو از من متنفری !و این دلیله که بهم نشون نمیدیش
هـاه؟
!ممکنه بطور مستقیم بگی
که از زنهای خشن !با شخصیت افتضاحی مثل من متنفری
برای همین بهم نشونش نمیدی، درسته؟
،خود حقیقیم رو بهت نشون دادم !چون میخواستم خود حقیقیت رو بهم نشون بدی
دربارهی چی صحبت میکنی؟
چه دلیل دیگهای میتونه داشته باشه؟
هر آدمی دلش نمیخواد که اونی که دوستش داره چهره حقیقیشون رو ببینه؟
اونی که دوستش دارن؟
No comments yet. Be the first to leave one.