Kekkon Yubiwa Monogatari (Tales of Wedding Rings)

Kekkon Yubiwa Monogatari (Tales of Wedding Rings)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

KekkonYubiwaMonogatari-10 [AioFilm com]
Komentář od AioFilm

Tagy

other
Zveřejněno: 2024-03-11
Stažení: 27
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 154 řádků.

!وای، حس ماجراجو شدن میده

،اول اینطوری فکر میکردم

!ولی چقدر دیگه قراره بریم؟

!سومین روزه که توی این کوه‌ها گیر کردیم

.فاصله ای نداریم

جون من؟

.زیاد شل نکن

.اگه بری پایین، آخر عاقبتت اون میشه

!وای! چه استخون درشتی

حکیم بزرگ، اون چیه؟

خب، ظاهراً یه هیولا از .دوره‌ی تاریکیه

،دیواره‌های کوه عظیم، کائوگامیکا .منطقه مبارزه بی رحمی بوده

!همچین هیولاهای بزرگی داشتن؟ عالیه

چطور این دختر انرژیش ته نداره؟

.مرسی واسه پیشرانی

چطوره؟ مسیر پیش رو؟

.نه آدمی نه هیولایی

،خب، اگه یه هیولا بهمون حمله کنه

.میتونیم با اژدها شکستش بدیم

.خب، حسابی خسته کنندست

پس لرزه‌های استفاده از همچین جادوی عظیمی .بدنم رو تا فرداش میلرزونه

متوجهید؟

کـ که اینطور؟

.کار با جادو هم سخته‌ها

نگو این دختر...؟

!گنده بک

!بی کفایت

فقط گوشه گیر؟

.دلم میخواد برم خونمون

.بیخیال، بیخیال

.یکم جلوتر یه جا برای استراحت هست

.فکر کنم برای امروز کافیه

!زود باشید نازک نارنجی‌ها

!جلوتر استراحت میکنیم

.عاااه

پدر بزرگ، حکیم بودی دیگه؟

میخواستم بدونم میتونی بگی

هدف از جمع کردن حلقه‌ها چیه؟

چی شد یهو؟

مردم امپراطوری

میخوان بدونه اتکا به قدرت‌ حلقه‌ها ارباب تاریکی رو شکست بدن، درسته؟

شنیدم خیلی از هیولاهایی که به .ماسا حمله کردن هم شکست دادن

...فقط

.با چیزی که فکر میکردم فرق میکرد

".قهرمانی که دنیا رو نجات میده"

ارباب حلقه‌های افسانه‌ای" ".که ارباب تاریکی رو شکست میده

،چیزیه که مردم بهم میگن

.ولی انگار واقعاً کسی همچین توقعی ازم نداره

...خب، دنیا وسیعه

انسان‌های زیادی با طرز فکر‌های .مختلفی زندگی میکنن

.همه به یه چیز دل نمیبندن

طبیعیه که بعضی‌ها فکر کنن فقط با قدرت بشریت

،میشه هیولاها رو شکست داد

.حتی ممکنه ارباب تاریکی رو هم بشه

.که اینطور

.باور به این حلقه‌ها کمتر از اونیه که توقع داشتم

اگرچه، چیزای زیادی هست که .از زندگی طولانیه خانه به دوشم آموختم

همچنین داستان‌های ترسناک زیادی .گوشه و کنار از ارباب تاریکی شنیدم

همینطور برش‌های عمیقی رو دیدم .که از عهد افسانه‌ای باقی مونده

.قدرت ارباب تاریکی غیر قابل اندازه گیریه

کنترلش رو هیولاها رو دیدیم

و شوالیه‌هاش با قدرتی ترسناک که با فهم ما از جادو

.قابل درک نیستن

با این حال، اون قدرت فقط بخش کمی .از قدرتش که از مهر و مومش میاد

تصورش سخته که فقط با قدرت بشریت .بتونیم از پسش بربیایم

تمام مدارک توی این دنیا .من رو به یه نتیجه رسوند

یعنی خب، اگه با توجه به افسانه‌ها ،ارباب تاریکی دوباره احیا بشه

.پس احیای ارباب حلقه‌ها هم بخشی مقدر شده

،همین الانم چهارتاشون رو جمع کردی، ساتو - کون

شاید آخریشون سوپرایزمون کنه و خودش بیاد

...هوممم

،وقت تعویض شیفته .همین الان برو یکم بخواب

.باشه

.چه حکیمیم من

.بدرد نخورم

.اینم سرزمین خاک، ایدانوکان

.پایتخت از دست رفته‌ی کوتوله‌ها

.هیچی ازش نمونده

حملات بیشماری از سمت ،پادشاه تاریکی بهشون شد

ولی گفته شده مبارزه‌ی آخرشون .به طرز عجیبی خشونت بار بود

،و بعد تمام کوتوله‌ها ناپدید شدن

.بدون بازسازی شهر ویران شدشون

.ظاهراً موجود زنده‌ای اینجا نیست

.خیلی ساکته، حس خوبی ندارم

.واقعاً؟ من که عاشقشم

.عالیه که هیچ کس نیست

.اینجا میمونم

عه؟

.اگه فقط یکم گرمتر بود

.من یکی که همینجا میشینم

.شما میتونید دنبال شاهدخت خاک بگردید

چی شد، شاهدخت سافیر به این زودی جا زد؟

.خیلی از بی هدف پرسه زنی خوشم نمیاد

.این شهر حیاط خلوت پادشاهی تاریکیه

.معلوم نیست چی بشه

.پس میتونی بمونی و ازم محافظت کنی

.افتخار بزرگیه

.انجامش بده

.واقعاً که، از دست رفتی

.پس کولت میکنم

.یالا، بپر بالا

ها؟

!لازم نکرده

!پا دارم

.لازم نیست خود نگهدار باشی، دختر خجالتی

!من جلو خودم رو نگرفتم

جون من، جون من؟

چه خبر شده؟

.حس کردم یکی اونجاست

سکوت حاکم توی خرابه‌ها باعث نشده اینطوری حس کنی؟

...ممکنه

.این اتاق...نسبتا خوب مونده

.شبیه تخت شاهنشاهی میمونه

.اینجا قبلاً کاخ بوده

!...این

!پیرمرد

!یـ یه جنازه

.آروم بگیر، ساتو - کون

.باقی مونده‌ ی یه کوتوله نیست

.یه مجسمه جادوییه

.یه عتیقه از دوره باستانی

مجسمه‌ی جادویی؟

یه چیزی مثل ربات؟

.نگران نباش

.بدون جادو کار نمیکنه

.یه جور عروسکه

تمدن کوتوله‌ها روی ابزار جادوگری که

.با قدرت جادو کار میکردن بنا شده

،شنیدم زمین رو میکندن تا به عمق برن، فلز پالایش کنن

و هرچیزی رو فدای ارتقای مهارت‌های .آهنگریشون میکردن

،پس این‌ها مدرکی از حضورشون در اینجاست .تبلوری از تکنولوژیشون

در جنگ افسانه‌ای، کوتوله‌ها از .ابزار جادوییشون به عنوان سلاح استفاده میکردن

کاروان جادویی نیداکیتا فقط بخشی .از اون آثار باستانی که هنوز کار میکنن

شنیدم اجدادمون اون‌ها رو از .مردم خاک خیلی خیلی وقت پیش گرفتن

!نمیدونم چطوری کار میکنن

،پس، با تمام آثاری که به جا گذاشتن

هیچکس نمیدونه چه بلایی به سرشون اومد؟

فکر کنم فقط ثابت میکنه .چه دوره‌ی مملو از هرج و مرجی بوده

.انگار بعد از این همه، اونها هیچ سرنخی از حلقه ندارن

.انگار تنها راه گشتن زیر زمینه

زیر زمین؟

از اینم پایین تر میریم؟

...ناپدید شدیم

...ما ناپدید شدیم

...تمام مردم سرزمین خاک

هوی! پیرمرد، اینجا چه خبره؟

هنوز چندتایی هستن که حرکت میکنن؟

!امکان نداره

...نه، وایسا

یه شوالیه تاریکی؟

!باورم نمیشه بتونن ابزار رو هم کنترل کنن

!هیچی روش جواب نمیده

...چرا

...با هم دیگه جنگیدیم

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left