Prvních 157 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
m -31 -59 l 36 -59 36 -6 -31 -6
هاروکی
m -29 -56 l 38 -56 38 -8 -29 -8
کایتو
چرا؟
m -51 -87 l 63 -87 63 -24 -51 -24
شو
چرا این اتفاق داره می افته؟
کلوپِ شو تایم
...پدر
...مادر
حالت خوبه؟
...تا اینجا هم خیلی قوی بودی
..ولی نیازی نیست از چیزی بترسی
.به هر حال، بهتره بری استراحت کنی
...مدیر
.دوباره سر و کله شون پیدا شده
!ببخشید
یه ملاقاتی هست که .باید بهش برسم
بیا بعداً یه وقت بذاریم مفصل حرف بزنیم
میتونی منتظر بمونی دیگه؟
.مشکلی نیست
.حتماً برمیگردم
.قول میدم
.باشه
.بریم تو کارش
!آره
.دووم بیار
کلوپ شو تایم نسل سوم
!زودباش، یکی دیگه بهم بده
!باشه
..نکن، آکمی! وای
.لعنتی
منم میخواستم مثل شو ...شماره یک باشم
بیاید تمام توانمون رو برای محافظت از اینجا به کار بگیریم
!همه جوره
کلوپ شو تایم
!آره
...هوف
از آخرین باری که اینجا بودم ...خیلی وقت میگذره ولی
شینجوکو دقیقاً همونطوریه که .فکر می کردم
.اینجا اوضاع واقعاً خرابه
ولی میدونم که دست رو دست نذاشتی !که بمیری
!منتظرم بمون، کنچو
Dead Son :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
m -284 26 l 258 26 258 142 -284 142
چندین سال پیش
حالا که از کارم اومدم بیرون میتونم هرریشی دلم خواست بذارم
نمیدونم چطوری باید ...یه ریش خفن بذارم
ریشی که باعث میشه مثل اکسسوری متحرک به نظر برسی
!نه، عمرا
یه شام بی نظیر
یه ریش خفن بذار
یه شام بی نظیر
یه ریش خفن بذار
.از ته میزنمش
امروزو چیکار کنم؟
اوه؟
!داره کار میکنه
!مسیج دارم
!اینترنت دوباره وصل شد
حالا که بهش فکر میکنم، کل سه سال گذشته
اینقدر با کار خودمو خفه کردم بودم .که هرکی دعوتم میکرد جایی سریع رد می کردم
هزارسال شده، حالت خوبه؟
!کلی آدم هستن که باید ببینمشون
از شغلم استعفا دادم! دوست داری با هم بریم موج سواری روجی؟
.اوه آره
چون ترافیک اینترنت پایینه میتونم با گوشیم کار کنم
که یعنی تعداد کاربرای اینترنت خیلی کمن
تمام وقتی که میتونستم با دوستام خوش باشم رو فدای چی کردم؟
اصلاً چه سودی به حالم داشت؟
هیروجی یووتو نائوکی کنچو
!دیگه باید استعفا بدی
کنچو
...کنچو
امکان نداره کسی مثل تو دست رو دست بذاره و منتظر مرگ بشینه
.میدونم. فایده ای نداره
.هیچ راه فراری نیست
.سه روزه هیچی جز آب نخوردم
...بدتر از این
..اینه که با این هیولا اینجا گیر افتادم
.دارم عقلمو از دست میدم
...ولی
خوب شد مست بودم و اتاق .ارباب و برده رو انتخاب کردم
.لعنتی
.دارم از گشنگی میمیرم
.از کل این ماجرا هم خسته شدم
یعنی زندگیم قراره اینطوری تموم شه؟
تو یه جای احمقانه مثل این؟
!هی، خیلی وحشیانه ست
چرا الان یادم افتاد؟
...اوه... درسته
همیشه به شوخیای مسخره ام میخندیدی، نه؟
دوباره همینکارو بکن! میخوام ...فیلم بگیرم... روزای کالج
خودتی، آکیرا؟
!وای! گوشیو برداشتی
!کنچو، زنده ای
خیلی وقت شده ها! از آخرین باری که رفتیم مشروب بخوریم یه سال می گذره
...آ -آره
چی شده؟
.خیلی حالت به نظر بد نمیاد
اوه، خب... صدای تو چرا اینقدر پرانرژیه؟
وقتی همدیگه رو دیدیم همه چیزو .برات تعریف میکنم
الان کجایی؟
تو شینجوکو
.خیلی خب! شینجوکو! زود خودمو میرسونم
!نه! غیر ممکنه
!اینجا رو زامبی برداشته !بیخیال من شو
!مشکلی پیش نمیاد
!راستی آدرستو اس کن
..ها؟ تو بای -
...توی کالج، من و کنچو
وقتی سال اولی بودیم، توی کلوپ راگبی ماجراهای زیادی رو از سر گذروندیم
،اون خوشتیپ بود، خوش حرف بود
،ولی علی رغم معروف بودن .همیشه خاکی و مشتی بود
.صمیمی ترین دوستم بود
بعد از کالج یکی از بهترین مامورای املاکی کشور شد
،با استعداد ذاتی ای که توی حرف زدن داشت فروختن براش کاری نداشت و خیلی زود پیشرفت کرد
دیروز داشتم چندتا از اعضا رو سرگرم میکردم
اونا اصلاً توی یه لول دیگه ای .پول خرج میکنن
.اوه، همینطوره
.دوست دخترمو ببین
!مدله
هفته پیش یه سفر یه روزه رفت پاریس
...تو همین حین
روح من داشت بین چرخ دنده های یه شرکت سفت و سخت خرد میشد
در نتیجه روحیه ی نشستن و گوش دادن .به قصه ی موفق شدن این و اونو نداشتم
قضیه شرکت شما چیه؟
!خیلی اذیت میکنن بابا
!بذار برو
!باید استعفا بدی
...چی چی
واقعاً دارم تو بدبختی غرق میشم
.نصیحت جدیم بهت اینه که استعفا بدی
وایسادن تو همچین شرکتی احمقانه ست
!توام احمقی
توام دیگه داری شورِ پز دادن !و زندگی شخصیتو در میاری
!دیگه باید بس کنی
بارتندر - بارتندر -
صورتحساب لطفاً - صورتحساب لطفاً -
منتظرم بمون، کنچو
!تو راهم
خب، پس این آخرشه، ها؟
...زندگیمو که در نظر میگیرم
.زندگی بدی نداشتم، در نتیجه آماده مردنم
...متاسفم
!نتونستم قولمو نگه دارم
چی شد؟
من... در امانم؟
صدای چیه؟
!خیلی خب
!باشه
چه اتفاقی داره می افته؟
زامبیا رفتن؟
No comments yet. Be the first to leave one.