A Shop for Killers

A Shop for Killers (킬러들의 쇼핑몰)

Stáhnout Farsi/persian titulky

Série 2

Informace o verzi

A Shop for Killers S02E06 1080p DSNP WEB-DL Filamingo Fa
Komentář od filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2026-08-06
Stažení: 4
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi/persian

Prvních 200 řádků.

‏یک ماه قبل‏

‏ کانیاراک بونسی‏ ‏متولد ۱۹۸۸٫۰۹٫۲۵ ـ درگذشتهٔ ۲۰۱۷٫۱۲٫۱۷ ‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏چرا فقط اون رو می‌خوری؟‏

‏باید همه‌چی رو بخوری!‏

‏مامان همه‌چی رو می‌بینه.‏

‏هوم!‏

‏تو هم همین‌طوری، بابا.‏

‏باید همه‌چی رو بخوری.‏

‏بابا، دیگه این آهنگ رو گوش ندیم. حالم ازش‏ ‏به‌هم می‌خوره.‏

‏چرا؟ من می‌خوام گوشش بدم.‏

‏- آهنگ لیزا رو بذاریم.‏ ‏- کی‌پاپ؟‏

‏لیزا دیگه کی‌پاپ نیست. حالا یه ستارهٔ‏ ‏جهانیه.‏

‏خونه هم هر روز گوشش می‌دی. خسته نمی‌شی؟‏

‏من بیشتر از آهنگ تو خسته شدم.‏

‏می‌خوای پیاده‌ت کنم؟‏

‏خیلی وقته ندیدمت!‏

‏وقتی کره بودم، لیزا هر روز دنبالم راه‏ ‏می‌افتاد.‏

‏اوه! باز داری دروغ می‌گی. چه دروغ‌گویی!‏

‏می‌خوای بهش زنگ بزنم؟‏

‏آره، زنگ بزن. گفتم زنگ بزن. همین الان زنگ‏ ‏بزن. آره، زنگ بزن.‏

‏برید! برید! برید!‏

‏هی، باید یه مدت کوتاه بابات رو قرض بگیریم.‏

‏اشکالی نداره.‏

‏نترس، آتی.‏

‏«فروشگاهی برای قاتلان ۲»‏

‏قسمت ششم‏ ‏«اسب تروا»‏

‏ سه-نه، دو-صفر، پنج-صفر، ‏

‏ هفت-هفت، سه-چهار… ‏

‏کی.‏

‏ ساعت ۱۱ صبح به وقت محلی تایلند می‌رسد. با ‏ ‏ پاسین تماس بگیر. ‏

‏ تا ساعت ۱۱ موقعیت آتی و اطلاعات آدم‌رباها را ‏ ‏ درخواست کن. ‏

‏نفوذی این‌طوری ایمیل می‌زنه.‏

‏وقتی توی تایلند باشم،‏

‏این‌طوری با نفوذی در تماس‌ام،‏

‏پس اطلاعات رو تأیید کن.‏

‏کار آسونی نبود.‏

‏ولی خوب از آب دراومد. گذرنامه و تلفن‏ ‏ماهواره‌ای.‏

‏ گذرنامهٔ جمهوری کره‏ ‏چوی میونگ‌گیو ‏

‏این چیه؟ تنهایی میری تو؟‏

‏جین‌وو یا چول‌سونگ رو با خودت نمی‌بری؟‏

‏هی، پاسین اونجاست. دوتایی از پسش برمیایم.‏

‏فقط…‏

‏فکرش رو بکن، جونگ جی‌آن.‏

‏ما از قبل معامله‌مون رو کردیم،‏

‏ولی بازم رفتن پسرش رو گرفتن.‏

‏یعنی بابیلون نقشهٔ دیگه‌ای داره.‏

‏اگه وقتی نیستیم فروشگاه بی‌محافظ بمونه،‏

‏ممکنه از فرصت استفاده کنن و حمله کنن.‏

‏باید بعضی‌هاتون اینجا بمونید.‏

‏این تلفن ماهواره‌ای تأخیر نداره، درسته؟‏

‏نه، فوری کار می‌کنه. فقط روی همین کانال.‏

‏مطمئنی می‌خوای این‌طوری تنها بری؟‏

‏فکر نمی‌کنی اگه باهات بیام امن‌تره؟‏

‏نه، اینجا بمون. جی‌آن بیشتر بهت نیاز داره.‏

‏خوب گوش کن، جونگ جی‌آن.‏

‏ممکنه توی موقعیتی یه دستت رو از دست بدی.‏

‏اون‌وقت چی کار می‌کنی؟‏

‏سعی نکن دستی رو که از دست دادی پس بگیری.‏

‏از دستی که هنوز داری محافظت کن.‏

‏ مرکز خائو لاک، کمد شمارهٔ هشت. ‏

‏ رمز ۲-۴-۵-۱ است. ‏

‏ داخلش یه دستگاه پیدا می‌کنی. ‏

‏ مختصات تو رو به یه کافی‌نت می‌رسونه. ‏

‏ اونجا می‌بینمت. ‏

‏بعداً حساب کن. بشین. می‌تونی از اون سیستم‏ ‏استفاده کنی.‏

‏- اونجا؟‏ ‏- آره.‏

‏هی! چرا تقلب می‌کنی؟‏

‏کدوم تقلب؟ دیوونه‌ای؟‏

‏هرچی باشه فقط یه نفره.‏

‏بگیریدش!‏

‏وای… دو نفرن.‏

‏هنوز هم داره مقاومت می‌کنه.‏

‏واقعاً هیچ فرقی نکردی، نه جین‌مان؟‏

‏هان؟‏

‏ واقعاً فکر کردی بابیلون نمی‌تونه پیدات کنه؟ ‏

‏واقعاً ازش متنفرم.‏

‏بوی خون.‏

‏بوی عرق.‏

‏گردنت رو می‌شکنم!‏

‏خانواده… همیشه دردسره.‏

‏می‌دونی، قدیم‌ها‏

‏سه نسل رو کامل نابود می‌کردن‏

‏تا احتمال انتقام در آینده رو از بین ببرن.‏

‏وقتی فکرش رو می‌کنی، خیلی منطقیه.‏

‏ولی واقعاً حیف.‏

‏دیگه نمی‌شه چنین کاری کرد.‏

‏آتی کجاست؟‏

‏عوضی!‏

‏فهمیدم پسرت سرطان خون داره.‏

‏واقعاً قابل‌توجهه.‏

‏تمام پولی رو که ده سال درآوردی خرج پسرت‏ ‏کردی.‏

‏بابیلون!‏

‏حالا خوب گوش کن.‏

‏اگه بلایی سر آتی بیاد…‏

‏همه‌تون می‌میرید.‏

‏وقتت رو با فکر کشتن من تلف نکن.‏

‏به نجات پسرت فکر کن.‏

‏خسته نباشی.‏

‏نگران نباش.‏

‏خیلی خوب ازش مراقبت می‌کنیم.‏

‏پس در عوض…‏

‏باید یه کار کوچیک برامون انجام بدی.‏

‏آتی.‏

‏پس داری می‌گی…‏

‏اصلاً اونجا عموم رو ندیدی؟‏

‏آه. آه.‏

‏- صدام رو می‌شنوی؟ ‏ ‏- می‌شنوم.‏

‏بلند و واضح.‏

‏هرچی می‌گی رو می‌شنویم.‏

‏هیچ غلط اضافه‌ای نکن.‏

‏وگرنه آتی‌ت در امان نمی‌مونه.‏

‏حدود دوازده ساعت پیش،‏

‏جین‌مان پیام‌هایی رو که از نفوذی گرفته بود‏ ‏نشونم داد.‏

‏همین که وارد کره شدم، رفتم اون آدرس‏

‏و کمین خوردم.‏

‏پاسین؟‏

‏عموم توی تایلند ناپدید شده و استاد پاسین‏ ‏اینجا کمین خورده.‏

‏و این دو نفر حتی همدیگه رو هم ندیدن.‏

‏پیامی که استاد گرفته چی؟ واقعیه؟‏

‏فقط چند نفر ترکیب‌های تصادفی رو می‌دونن‏

‏و اینکه ایمیل هر دوازده ساعت عوض می‌شه.‏

‏سروان جین‌مان، نفوذی و فقط ما.‏

‏مگر اینکه یکی از داخل اینجا لو داده باشه،‏

‏وگرنه محاله اطلاعاتی که می‌گیریم دست‌کاری‏ ‏شده باشه.‏

‏پس چرا نمی‌تونم با عموم تماس بگیرم؟‏

‏هان؟ چی شده؟ حالت خوبه؟‏

‏باید بیشتر استراحت کنی.‏

‏این من رو نمی‌کشه.‏

‏فقط دستت رو اینجا اسکن می‌کنی؟‏

‏آه. می‌خوای بریم بالا؟‏

‏افسر جین‌وو، هنوز توی کلانتری کار می‌کنی؟‏

‏راستش فعلاً از پلیس استعفا دادم.‏

‏همون‌جا می‌موندی بهتر بود.‏

‏بیشتر بهت میاد.‏

‏بعد از اینکه بابیلون کمینم کرد، انگار اینجا‏ ‏بیشتر به کارم میاد.‏

‏و باید جایی بمونم که بهم نیاز دارن، نه؟‏

‏اونجا فقط… داشتم می‌پوسیدم.‏

‏یه کلانتری توی ناکجاآباد؟ هیچ اتفاقی اونجا‏ ‏نمی‌افته.‏

‏این در اصل خشک‌کن غلات بود. برادر تبدیلش کرد‏ ‏به آسانسور.‏

‏اون فسقلی توی زیرزمین مدام داره پیشرفته‌تر‏ ‏می‌شه.‏

‏باورت نمی‌شه چه مصیبتی کشیدیم.‏

‏راه‌انداختن اینجا عین جهنم بود.‏

‏کد قرمزها و کد زردها خیلی کمکمون کردن.‏

‏بدون اونا نمی‌شد.‏

‏ساعت ده باز می‌کنیم و ساعت نوزده می‌بندیم.‏

‏بعد همه می‌رن خونه. ساکته و حتی یه نفر هم‏ ‏نمی‌مونه.‏

‏برای کار ما عالیه.‏

‏همهٔ آدم‌های اینجا غیرنظامی‌ان؟‏

‏پوشش خوبی برامونه.‏

‏هیچ‌کس شک نمی‌کنه.‏

‏رئیس پارک!‏

‏- سلام، رئیس چوی. حالتون چطوره؟‏ ‏- می‌شه بیاید اینجا؟‏

‏هی، من رئیسم. الان برمی‌گردم.‏

‏رئیس چوی، باز هم این‌قدر زود اومدید.‏

‏واقعاً دارید من رو می‌کشید!‏

‏بعداً نگاهش می‌کنم. بعداً.‏

‏نه، نه، نه. گفتم بعداً نگاه می‌کنم، باشه؟‏

‏اوه؟‏

‏تایلندی هستی؟ از این بخور.‏

‏به خوبی غذای خونه نیست، ولی بد هم نیست.‏

‏میل ندارم.‏

‏پاسین، چرا مثل احمق‌ها اونجا وایسادی؟‏

‏این رو بگیر و برو دستشویی.‏

‏بابیلون همه‌چی رو زیر نظر داره.‏

‏اگه می‌خوای آتی زنده بمونه، هیچ کلکی نزن.‏ ‏بگیرش.‏

‏بابت همه‌چی ممنون، رفیق.‏

‏رفتی دستشویی؟‏

‏چرا این‌طوری غیبت زد؟‏

‏زیاد نگران آتی نباش. اتفاقی براش نمی‌افته.‏

‏اول کامل خوب شو. بعد می‌تونی پیداش کنی.‏

‏استاد! حالتون بهتره؟‏

‏- خبری از جین‌مان هست؟‏ ‏- نه. هنوز نه.‏

‏از نفوذی چی؟ خبری نیست؟‏

‏می‌خوای بریم پایین فروشگاه؟‏

‏برخلاف بیرون‌رفتن، برای ورود یه چیز دیگه هم‏ ‏لازمه.‏

‏فروشگاه دو برابر بزرگ‌تر شده.‏

‏یعنی کار هم دو برابر شده، ولی جین‌وو و جونگ‏ ‏جی‌آن خیلی کمک می‌کنن.‏

‏اینجا حتی لازم نیست لیفتراک برونم.‏

‏اگه مشکلی پیش بیاد، راه فرار دارید؟‏

‏معلومه که داریم.‏

‏ ولی جاش رازیه که فقط مدیر امنیت می‌دونه. ‏

‏ چون تا همین اواخر یه برنامهٔ جعلی مرث‌هلپ ‏ ‏ وجود داشت. ‏

‏اون… اون احمق لکنتی…‏

‏همون یاروئه، نه؟‏

‏ به‌خاطر اونا مشتری‌های زیادی از دست دادیم، ‏

‏ولی حالا خیلی‌هاشون رو پس گرفتیم.‏

‏اوه.‏

‏این رو ببین.‏

‏جونگ جی‌آن.‏

‏اِم… چون باسنم عرق می‌کرد، این رو برام خرید.‏

‏خنکه. خوب خشک نگه می‌داره.‏

‏مرث‌هلپ از بیرون یه تشکیلات خیلی منظم و دقیق‏ ‏به نظر میاد،‏

‏بعد یه چیزهایی مثل این می‌بینی.‏

‏ حتی دو تا برام خریده، برای وقتی که بعداً ‏ ‏ لازمم بشه. ‏

‏داخلش فقط یه مشت عجیب‌وغریب جمع شدن.‏

‏ ولی هنوز باهام مثل بچه رفتار می‌کنه. ‏

‏واقعاً مغز متفکرشون همین احمق لکنتیه؟‏

‏همین‌جا بکشمش؟‏

More Farsi/persian subtitles for A Shop for Killers

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left