Volver

Volver

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Volver 2006 BrRip 500mb
Komentář od Takhtesabz
ترجمه: النینو و ریدیک | اصلاح، ویرایش، زمابندی: تخته سبز

Tagy

brrip
Zveřejněno: 2011-08-18
Stažení: 60
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

تقديم به همه پارسي زبانان جهان

:اصلاح، ويرايش، زمانبندي Takhtesabz (.علي د)

اين طوفان نفرين شدست

خوب اونجاها رو تميز کن

اينجا خيلي از زنا بيوه هستند

توي اينجا زن ها بيشتر از مردها عمر ميکنند

به جز مادر بيچاره

مادر خيلي خوش شانس بود

ريموندا,اين رو نگو

مادر توي آغوش پدر مرد و پدر رو بيشتر از هرکسي دوست داشت

اونا توي آتيش سوزي مردند

اين بد ترين جوريه که آدم ميتونه بميره

اونا وقتي اون اتفاق افتاد خواب بودند

اونا حتي متوجه هم نشدند که چي شد

اونا نفهميدند؟چطور ميتوني يه همچين چيزي رو بگي؟

سلام,آگوستينا

بعدا ميبينمت آگوستينا

صبح بخير مالونا صبح بخير

همه چيز خوبه مامان؟ من ميرم يکم استراحت کنم

اين فوق العادست

خداجون

اين پاولاست؟ البته

اون به اين بزرگي شده

يه بوس به اون بده

چشم هاش شبيه چشم هاي پدرته

حالت چطوره؟ خوب نيستم

اينو نگو

من ميخوام يه بار ديگه به قبرم سر بزنم

با اين بادي که مياد,نميشه اون رو تميز نگه داشت

دوست داشتني به نظز مياد نه؟ تميز کردن من رو آروم ميکنه

من اغلب ميام اينجا و تنهايي ميشينم و وقتم رو ميگذرونم

ما الان داريم ميريم,ما بايد بريم خاله ي پاولا رو ببينيم

بعدش بيا و من رو ببين

حتما

پاکو چطوره؟

اون خوبه,اون توي مارديد براي کار کردن مونده

مامان

آگوستينا واقعا مياد و قبر خودش رو تميز ميکنه؟

بله,اين يه رسمه

همه يه قطعه ميخرند و در تمام عمرشون مواظب اون هستند

مثل يه خونه ي دوم

اين کارشون من رو ديوونه ميکنه اين کار توي اينجا يه سنته

ميشه من برونم؟ بله

خاله ي پاولا

کيه؟

ريموندا

کل روز رو طول نده اينقدر من رو دستپاچه نکن

دوست ندارم دوباره ياد اون خاطرات بد بيفتم

با خالت خوب باش,بهش نخند

باشه

اين خونه هنوزم بوي مامان رو ميده

حالت چطوره خاله جون؟

تو خيلي لاغري,تو يه بچه داشتي؟

پانزده سال قبل

خيلي زود گذشت

و اين دونفر کي هستند؟

فکر ميکني کي باشند؟سله و پاولاي من

اون اسمش مثل منه

و سله

ميخواين بريم به اتاق غذاخوري؟

سله خيلي ناراحت مياد

به خاطر خشم خدا

باد آتيش ها رو به سمت درخت ها برد

و نتيجه ي اون غم انگيز ترين َآتش سوزي در سيزده سال گذشته بود

اشکال نداره من خاموشش کنم؟ نه منم در هر حال نميتونم ببينم

آتش وحشتناکه

اون باعث شد پدر بزرگ و مادر بزرگت بميرند

چرا من اومدم اينجا؟

نميدونم

که حرف بزنيد؟ نه

که يکم غذا بياريد؟ آره

به کنار ميز يه نگاه بنداز

من خيلي ضعيف شدم

ببين ويفره

همون طوري که ماردم ميپخت

قبرستون چطور بود؟

مادر تو خوشحال بود

تو درست سنگ قبر رو تميز کردي؟

البته

اون دوست داشت که تميز باشه

اگه اون ميتونست خودش رو تميز کنه

اما البته اون نميتونه

البته که نميتونه

شما توي اين خونه ي بزرگ احساس تنهايي نميکنيد؟

نه

شما بهتر که از اين خونهه بريد بيرون و بريد يه جايي که مراقب شما باشند

من همينطوريشم خوبم

من ميرم دستشويي

خب برو

تو نميتوني خودت تنهايي زندگي کني من نگرانتم

تو چطوري وعده هاي غذاييت رو تنظيم ميکني؟

خيلي خوب

آگوستينا براي من نون مياره,و مادرت هم آشپزي ميکنه

و اگه من به چيزي احتياج داشته باشم زنگ ميزنم مغازه برام بياره

من خوبم

چقدر اون دوست داشتنيه

ببين

اسمت رو روش نوشته

ميخوايم بريم؟

آره

ما الان ميريم

من خيلي ضعيف شدم

بلند نشيد

چطور ميتونم پا نشم؟

دفعه بعدي که بيام تو رو باخودم ميبرم خونه

آره,دفعه ي بعد

چيزي که مهمه اينه که تو دوباره بياي

تو خيلي ضعيف شدي

مراقب خودت باش

باشه

مشکلي براي رفتن نداريد

ميتونيم بريم,خيلي دوست دارم

آگوستينا بريم؟ باشه

بيا تو

خب؟

حال خالتون چطور بود؟

بد خيلي بد شد

اون خيلي بدنش ميلرزه نميدونم چطور ميتونه تنهايي زندگي کنه

اون اگه از جايي که هست نره بيرون حالش خوب ميمونه

اون هر روز چندتا تيکه نون ميخوره

اون براي من پول گذاشته

بيا بريم توي حياط

اون توي يه وضعيت عاطفي سخته

اون نميدونه الان توي چه سالي هستيم

اون يه جوري درباره ي مامان صحبت ميکنه که انگار هنوز نمرده

براي اون هنوز هم نمرده

اون نميتونه اين رو قبول کنه

يکم بشينيد

من ميخوام به تو کم پول بدم که زحمت بکشي هر روز يه سر بهش بزني

من هيچي قبول نميکنم

من خيلي خوشحال ميشم که اين کار رو بکنم

من اونو به خونمون ميبرم

اما بايد براي اين شوهرم بندازم بيرون که بتونم يه اتاق خالي داشته باشم

اما ما بايد يه کاري بکنيم

هر روز صبح قبل از اين که برم خريد من يه سنگ کوچيک به پنجره ي اون ميزنم

و از جام تکون نميخورم تا وقتي که جواب من رو بده

من مراقب اون هستم

من واقعا از اين کارت قدرداني ميکنم

دوست دارم فکر کنم

يه نفر داره اين کار براي مادرم

هرجايي که هست ميکنه

ببين!خيلي به مد لباس نپوشيده؟

تنها هيپي اي بوده که توي اون روستا زندگي ميکرده

به جواهرات پلاستيکي اون نگاه کن

!خيلي خوشگلند

بهترين نوع پلاستيکي

من هر وقت ترياک ميکشم ياد اون ميفتم

!خيلي چيز خوبي بود که به پاولا گفتي

هنوز ازش خبري نداري؟

هيچي

اميدوارم خدا اون رو به من برگردونه

و خواهرت بريجيا چطور؟

اون؟

اون توي مادريد,و توي يه شبکه ي سکسي بازي ميکنه

مامان من صورتحسابم گذشته

چه بهتر,بالاخره از شر اون تلفن خلاص ميشيم

تو ميتوني از مال من استفاده کني

اون دختر تو رو برشکست ميکنه فکر ميکنم در اين مورد در اشتباهي

داشتم ميگفتم,بريجا اينقدر اونجا معروفه که

پول يه آپارتمان براش پول خورده

و اون داره يه آلبوم آهنگ ميده بيرون

اون هميشه خوانندگي رو دوست داشت

پس موفق شده

يادته وقتي تو و اون

وقتي که تقريبا سيزده سال داشتيد

ميرفتيد براي خوندن براي بچه ها تست ميداديد؟

هي,تو اين رو هيچ وقت به من نگفته بودي

اين عقيده ي مادر بزرگت بود اون براي ما هر کاري ميکرد

درباره ي مادرت گفتي,ميگم نکنه اون راضي نباشه

که تو خودت رو اونجا نشون بدي و زندگي خواهرت رو خراب کني

نه

مامان عاشق اين بود که توي تلويزيون باشه

اون ديوونش بود

يکم ميخواي؟

نه,نه

من روپاي خودم بزرگ شدم,به اون گياه ها نگاه کن

ما بايد بريم

آره

تو ناپديد شدن مادرت رو به پليس گزارش دادي؟

بريجيا فکر ميکنه لازم نيست

اون اغلب توي تلويزيون اعلام ميکنه

آره,ولي شما بايد به پليس گزارش بديد به جاي اينکه توي تلويزيون بگيد

نميدونم

چيز ديگه اي هم هست,اون بار اولش نيست که خونه رو ترک ميکنه

اما نه اينقدر طولاني

سه سال ميگذره

اميدت رو از دست نده

و مراقب خودت باش,به نظر حالت خوب نمياد

باغچت به نظر عالي مياد

آره,امسال خيلي جونور توشون نرفته

ولي من واقعا شوق و ذوق گذشتم رو از دست دادم

شايد به خاطر اينه که خودت رو اينجا حبس کردي

نه اگه به خاطر اونا نبود من گرسنه ميموندم

چشمات مثل پدرته

اين که اين جا خودم رو اينجا حبس کردم باعث ميشه يکم احساس گرسنگي کنم و يکم راحت تر باشم

سفر بخير

حدس بزن طبقه ي بالا کنار دستشويي چي ديدم؟

چي؟

يه دوچرخه از اونايي که ثابتند

دارم گيج ميشم

More Farsi Persian subtitles for Volver

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left