The Yeti

The Yeti

Stáhnout Farsi/persian titulky

Informace o verzi

The Yeti 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Komentář od Samurai_EP
king_subtitle

Tagy

webdl
full_subtitles
Zveřejněno: 2026-08-06
Stažení: 10
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi/persian

Prvních 200 řádků.

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫نوبت توئه که کارت پخش کنی.

‫آها، که اینطور.

‫ببینم تو چنته چی داری.

‫بریم.

‫من؟

‫تا نظرم عوض نشده.

‫هی. ژتون‌هات به کی می‌رسه؟

‫به هر کسی که قراره اون سوراخ رو دوباره وصله بزنه.

‫پس مال من می‌شه.

‫عالیه.

‫راستش، جای باحالیه.

‫ممم، بهتره بهش عادت نکنی.

‫بهتره صداشو کم کنی.

‫«ساندی» رو بیدار می‌کنی.

‫نه تا وقتی که رقصمون تموم بشه.

‫- اوهوم. - دفعه پیش یادت میاد؟

‫"بدبختی و مکافات.

‫اون سر و صدا رو کم می‌کنی،

‫یا خونه پدریت رو می‌خرم و با خاک یکسانش می‌کنم."

‫"اسم من..."

‫"مریل ساندی نیست."

‫امروز بهش غذا دادی؟

‫غذاشو انداختم تو جعبش.

‫فکر می‌کنی وایستادم چکش کنم؟

‫من دیگه رفتم، رفقا.

‫شرمنده.

‫فقط منم.

‫بیدارت کردم؟

‫نه.

‫دمت گرم.

‫خبر فوری: مریل ساندی جونیور،

‫پسر غول نفتی گمشده، مریل ساندی بزرگ،

‫یه کنفرانس خبری اضطراری برگزار می‌کنه.

‫اِه...

‫سلام. اِه...

‫دو هفته پیش، پدرم و تیمش

‫مهلت برگشتشون رو از دست دادن.

‫بعد، اِم، از طریق بی‌سیم، یه سیگنال کمک فرستادن.

‫ما رسماً اعلام می‌کنیم که اونا گم شدن.

‫ولی ما قرار نیست... قرار نیست بذاریم چهره

‫و بنیان‌گذار «نفت ساندی» همین‌طوری غیب بشه.

‫نگران نباشین.

‫من یه سری از سرسخت‌ترین،

‫باهوش‌ترین آدمای کاردرستی که خدا تا حالا خلق کرده رو گلچین کردم.

‫جونیور شوخی نمی‌کرد.

‫لیاندر کوتس، بادیگارد تیم.

‫اون سال ۱۹۱۷ تو جنگ جهانی علیه قیصر جنگید

‫و بعد تو سال ۴۴ دوباره برگشت به میدون.

‫دکتر مارگارت لمب.

‫تو کار با حیوونا یه نابغه تمام‌عیاره.

‫و خواهر دوقلوش که جزو گمشده‌هاست،

‫قطعاً از اینکه اونم اومده خوشحال می‌شه.

‫بوکر مارچمونت، مسئول ارتباطات رادیویی.

‫اون سال ۴۵ تو هواپیمای انولا گی پرواز کرد،

‫همونی که رو سر ژاپنی‌ها بمب انداخت.

‫تا الان کف کردی؟

‫متخصص رسمی مواد منفجره، دنیل هیوئیتِ "دینامیت".

‫اون بیرون شرایط سخته،

‫و بعضی وقتا تنها راه عبور

‫استفاده از یه مشت باروته.

‫آدمایی که اولین نقشه‌ها رو کشیدن.

‫اینا غول‌هایی بودن که تو هفت دریا قایقرانی کردن

‫و کل دنیا رو گشتن،

‫با قمه راهشون رو تو جنگل‌ها باز کردن،

‫با مشعل از تو غارهای پر از تار عنکبوت گذشتن

‫و مطمئناً غرور غیرقابل‌تحملی هم داشتن.

‫نقشه‌کشی و اکتشاف یکی نیستن.

‫شما اسم خیلی از نقشه‌کش‌ها رو حتی نشنیدین.

‫اونا اکتشافاتشون رو شبا تو تاریکی انجام می‌دن

‫فقط با یه شمع.

‫مشعلشون قلمشونه.

‫کشتی‌شون یه کتابه.

‫فلورانس کلی

‫یه روش جدید برای تصویرسازی داده‌ها ابداع کرد

‫وقتی که... وقتی محله‌های فقیرنشین شیکاگو رو نقشه‌برداری کرد، و...

‫این کارو بدون سفر به یه سرزمین دورافتاده انجام داد.

‫حرف حسابم اینه...

‫برای پیشگام بودن لازم نیست از خونه بزنی بیرون.

‫بله؟

‫راسته که بابات تو یه هرم گیر افتاده؟

‫خانم.

‫می‌شه اینو امضا کنید؟

‫پدرتون قهرمان منه.

‫خانم بنیستر الان جلسه دارن.

‫ممنون.

‫ممنون. من، اِ...

‫من جلسه بعدی‌تونم.

‫ببخشید که یهو غافلگیرتون کردم. اسم من بل پارکر هستش.

‫من نماینده آقای مریل ساندی جونیورم.

‫می‌دونی برای چی اینجام؟

‫می‌تونم حدس بزنم.

‫درباره پدرتونه.

‫موضوع امروز همینه.

‫متاسفانه قضیه جدیه، خانم بنیستر.

‫مطمئنم که هست.

‫پاش رفته رو یه در مخفی و افتاده تو چاه مارها؟

‫از سفر اکتشافی‌اش به منطقه آلاسکا خبر داری؟

‫رو آتیش بومی‌های اونجا کباب شده؟

‫اون و تیم ساندی گم شدن.

‫هالیس از وقتی من پونزده سالم بود گم شده.

‫اون گم نشده.

‫اون... دقیقاً همونجاییه که خودش می‌خواست باشه.

‫کشتی رفت، و اونا جا موندن.

‫و آخرین پیامی که کشتی دریافت کرد یه درخواست کمک (SOS) بود.

‫من چیکار باید بکنم؟

‫آقای مریل ساندی جونیور داره یه تیم نجات راه میندازه.

‫تا هم بابای خودشو نجات بده هم بابای تو رو.

‫و ازت می‌خواد که رهبری گروه جستجو رو به عهده بگیری.

‫تو توی یه کاری خوبی،

‫ولی هیچ‌وقت فرصت نکردی ازش استفاده کنی.

‫فکر نمی‌کنی وقتش رسیده؟

‫اگه اون بالا اتفاقی افتاده باشه،

‫و هالیس واقعاً تو دردسر افتاده باشه،

‫فکر می‌کنی اوضاعتون چطوری پیش می‌ره؟

‫با تو بهتر می‌شه.

‫هی، صبر کن.

‫این آخرین چیزیه که هالیس بهم داد.

‫بهش نیاز پیدا می‌کنی.

‫من رفتم و

‫بهترین مسیریابی که تو جنوب مونده بود رو استخدام کردم.

‫اون قراره کارها رو برامون راحت‌تر کنه.

‫وایسا، "اون دختر"؟ الان گفتی "اون دختر"؟

‫کی هست؟

‫اجازه بدین مسیریابمون رو معرفی کنم،

‫خانم الی بنیستر.

‫دیگه سوالی نباشه،

‫وگرنه به کوتس می‌گم با سر پرتت کنه بیرون.

‫کارمون اینجا تمومه.

‫با این حال بیا یه چراغ‌قوه برداریم.

‫اربوس. الی هستم. باید موقعیتمون رو ردیابی کنی.

‫صدامو داری؟

‫...یه لنگر... صدامو می‌شنوی؟ تمام.

‫اربوس. جواب بده.

‫طوفان داره می‌رسه به کشتی.

‫بگو... دوباره بگو. کی برمی‌گردین؟

‫شرمنده، خانم بنیستر.

‫این رگبار تو این چند روز

‫ارتباطمون رو قطع کرده.

‫زمین لعنتی از عمو تامی هم سفت‌وتره.

‫لعنت بهش.

‫به چیزی بیشتر از یه بیل نیاز داری.

‫لایه رویی یخبندان دائمیه. تا وسط تابستون مثل سنگ سفته.

‫مثل این می‌مونه که بخوای با مشت سندان رو سوراخ کنی.

‫- هی. هی. - سعی کن--

‫فهمیدی داریم کجا می‌ریم؟

‫وایسا، وایسا، وایسا. پاشو.

‫پاشید، پاشید همگی. جمع شید دور هم. زود باشید.

‫یالا. بهمون بگو.

‫ما با اربوس تماس گرفتیم.

‫ولی طوفان... سیگنال نبود--

‫-من که راه‌حلی نمی‌شنوم. -نمی‌دونم.

‫با این طوفان، نمی‌تونم...

‫فقط باید همینجا بمونیم

‫تا طوفان رد بشه.

‫بعدش می‌تونیم به راهمون ادامه بدیم.

‫اوه، لعنتی.

‫همینجا بمونیم؟ تو... تو چی؟

‫یه قوطی کنسرو؟

‫سه روزه دور خودمون می‌چرخیم و

‫دنبال این دختره راه افتادیم!

‫به خاطر طوفانه.

‫-هیچکس نمی‌دونه کجاییم. -داریم اینجا تلف می‌شیم

‫-اگه بیشتر از این بمونیم. -کافیه.

‫قربان. خیلی شرمنده‌ام، ولی، اِ...

‫به احتمال زیاد، باباتون مرده.

‫و حتی اگه می‌دونستیم کجان،

‫با این خانم "لاک‌پشت" نمی‌تونیم پیداشون کنیم

‫- که داره راهنمایی می‌کنه. - من دهنشو می‌بندم.

‫امتحان کن، پیرمرد.

‫کشتی نتونست تو اون دریای طوفانی لنگر بندازه.

‫چاره‌ای نداشتن جز اینکه ما رو جا بذارن.

‫یخ هر چی رو بگیره، پس نمی‌ده.

‫شاید قبل از اینکه خیلی دور بشن بهشون برسیم.

‫من... من تو رودخونه‌ها سریع‌تر از اون کشتی شنا می‌کنم.

‫یخ؟ اصلاً هم سریع نیست. فقط همونجا شناوره.

‫- فکر کنم اگه بتونیم فقط-- - دیگه فکر کردن کافیه.

‫بسه دیگه!

‫لعنتی. اوضاع اینجا خیلی خیطه.

‫یه بدبختی و مکافاتِ خیلی بزرگه.

‫حتی نمی‌تونیم منفجرش کنیم.

‫چرا نتونیم؟

‫یه پناهگاه موقت. هالیس قبلاً...

‫اینجا فقط خدای بزرگ از من دستورات بالاتری داره،

‫و اونم از الی ساکت‌تره.

‫زمین رو نمی‌شه کند.

‫درسته؟

‫پس می‌گم منفجرش کنیم!

‫یه سوراخ گنده. تا خود جهنم بازش کنیم.

‫آره.

‫خانم.

‫باشه.

‫مامانم می‌گفت اول خانم‌ها.

‫مراقب ترکش‌ها باشین!

‫می‌گن باید با یه تیر تمومش کنی

‫وقتی به یه حیوون شلیک می‌کنی، ولی...

‫نچ...

‫من همیشه می‌گم هر جاشون زدی زدی.

‫اینطوری لنگ می‌زنن.

The Yeti subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left