Prvních 200 řádků.
!چیه...این که نا بونگ سونه
.کجا بودی؟ همه جا رو دنبالت گشتم
من؟ دنبال من می گشتی؟
.تو...من کلی وقته دارم دنبالت می گردم
خب می گم چرا؟
اون روز به سمتم آتیش نگرفتی و نگفتی برم گم شم؟
موندم چرا اومدی دیدن من، نابونگ سون! محافظه کارترین آدم دنیا
.بهت اجازه می دم بدنمُ بگیری
هاه؟
.می تونی منُ تسخیر کنی
.سرآشپز کانگُ مال من کن
...باشه، پس
من می تونم بدنتُ تسخیر کنم و تو بهم اجازه می دی؟
این چیزیه که داری می گی؟
!تو دختره ی فسقلی
!واقعا
!کار درستیه. تصمیم درستی گرفتی نابونگ سون
.تو خیلی خوشکلی
.تو دختره ی خوشکل
حالا بیا با هم دوست باشیم، باشه؟
.فقط از الان به بعد منُ خواهر صدا کن
.این رستوران خانواده ی منه
.اوه، این خیلی به رستوران ما نزدیک بوده
.آره، درسته
.اون بابامه که اونجاست
.اون آدم خیلی خوبیه و قلب مهربونی داره
.که همیشه مثل احمق ها کلی ضرر می کنه
.شاید الان اینطور به نظر نرسه اما یه زمانی خیلی محبوب بود
.وقت نهار تاکسی ها صف می کشیدن که غذای ما رو بخورن
.من از سحر بیدار می شم که غذا آماده کنم، بفروشم یا تحویل بدم
.زندگی خیلی پرمشغله ای داشتم
...اگه می دونستم اینقدر زود می میرم
.سعی می کردم مثل بقیه بیشتر خوش بگذرونم و قرار بذارم
.باید اینطوری زندگی می کردم
راستی چطوری مردی؟
می تونم اینُ بپرسم؟
.نمی دونم
.خاطره ای از مرگم ندارم
.شاید چون خیلی ناگهانی مردم یا همچین چیزی
راستی، چرا یه دفعه نظرتُ عوض کردی؟
،اوه...قبلا به همین که از دور ببینمش راضی بودم
.اما الان بهش طمع کردم
.خوبه...کار خوبی کردی
.باید یه کم طمع داشته باشی
.و وقتی لازمه صداتُ بالا ببری
.مثل یه آدم زندگی کن نا بونگ سون
.بیا انجامش بدیم- .بیا انجامش بدیم-
.حالا، ما دو تا یکی هستیم
تا زمانی که من کینه امُ برطرف ...کنم و تو به عشق یه طرفه ات برسی
.ما هرمافرودیت* هستیم که با هم یکی شدیم
...فکر نمی کنم هرمافرودیت واسه اینجا درست باشه
.پس همین یه کلمه رو نادیده بگیر
.به هر حال، می تونیم انجامش بدیم
.تو هم باید شخصیتت رو درست کنی
.راست وایسا
!می جنگیم
!می جنگیم
!با قدرت بیشتر، می جنگیم
!می جنگیم
.اوه، حس خوبی داشت
اوه روح من قسمت هشتم
خوب خوابیدید، سرآشپز؟
.آره
!اوه خدای من، خدای من
.حتما خوب نخوابیدید
.به نظر می رسه توی یه روز 10 سال پیرتر شدید
.چی 10 سال؟ واسه اینه که صورتمُ نشستم
.خدای من
!هی- بله؟-
الان دچار اون حمله ی جنونی؟
.شاید
.خدای من، واقعا گیج کننده است. نمی تونم دوره اش رو بفهمم
.چرا اصلا خودتونُ درگیر این چیزها می کنید؟ فراموشش کنید
.اوه بله سرآشپز
.یه چیز هست که من در موردش کنجکاوم
خیلی وقت پیش اینُ توی یه مجله خوندم که
که نوشته بود مردها در ساعت 10-11 بیتشرین تحریک شدگی رو دارن، درسته؟
.خدای من، دوباره نه
.اوه خدای من. باید درست باشه
.هی، زود باش برو قرص هاتُ بخور
.خدای من، هر چی می بینمش بانمک تر می شه
.سرآشپز، سرآشپز،...صبر کنید
!سرآشپز،سرآشپز
!دوباره قفلش کرد
!سرآشپز
با خودت چه فکری می کردی سوهیونگ؟
!خیلی گرمه
!خیلی خیلی گرمه. واقعا گرمه
.می شه رو کمرم شکم خوک پخت
!این هوا چشه؟ من می زنم یکیُ می کشما
.فقط باید یه روز دیگه تحمل کنی
.تعطیلاتمون فردا شروع می شه
.یه دفعه ای انگار ویروس شادی بهم سرایت کرد
کوردن چرا امروز اینقدر خوش قیافه شدی؟
خورد بهت؟
شما پسراها می خواید تو وقت تعطیلیتون چی کار کنید؟برنامه چیدید؟
.من با دوستام می رم دریا ماهیگیری
اون یعنی چی؟- ماهیگیری. ماهیگیری-
.نه، ماهیگیری نه
جو وونگ تو چی؟
.اوه آره، من فکر می کنم چون خیلی وقت گذشته باید برم خونه
.من با دوستام می رم فستیوال آب توی جانگ نئونگ
.و یکم با دوستام شراب برنج می خورم
.منم خیلی وقت مامان بابامُ ندیدم
.بیا با هم بریم- چی؟-
!شوخی بود! شوخی
.من از هر روز دیدن قیافه اتون توی این آشپزخونه تنگ خسته شدم
!انگار که من میخوام با شماها برم تعطیلات
.البته که نه- .درسته-
کوردن برنامه ی تو چیه؟
.من می خوام برم همین اطراف اسکی روی آب
".من می خوام برم همین اطراف اسکی روی آب"
.حتی روش خوش گذرونیش هم رو اعصابه. این در مورد کوردن عادیه
.اصلا به من نمیخوره
چه تعطیلاتی، داریم می ریم تعطیلات سرپرست سس؟
چرا با اعصاب آدم بازی می کنی؟
.سرآشپز اون روز گفت که از فردا دو روز تعطیلیم
.اوه درسته اون دو روز از فردا شروع می شه
می شه برید کنار؟
چرا راهُ بستید؟
...متاسفم
اوه...اون دوباره عجیب شده، مگه نه؟
.آره
.آروم
.می تونی با پوره هم سوءهاضمه بگیری
.شاید چون ویژه است، اما کلی صدف توشه
.نیازی نبود زحمت بکشی بیای دیدنم
.اونقدرها هم مریض نبودم
بازم چطور می تونم وقتی دوستم مریضه نیام؟
.خدا رو شکر که با اینکه آنفولانزا گرفتی هنوزم اشتها داری
ببین چقدر خوب داری می خوری؟
.فقط دارم می خورم که قدردانیمُ بهت نشون بدم
!اوه نه، نیازی نیست
.خودتُ مجبور به خوردن نکن- .نه-
.عیبی نداره. می خورمش
.اشکالی نداره
مطمئنی؟ خوبی؟
.البته
.پس بخورش
.باید بخوری و زودی بهتر شی
.به حد مرگ حوصله ام سر رفته
.تعطیلات مدارسه واسه همین هیچ کلاسی ندارم
.هیچ کسُ ندارم که باهاش غذا یا نوشیدنی بخورم
تو هیچ دوستی نداری که باهاش غذا و نوشیدنی بخوری؟ حتی با اینکه یه پروفسوری؟
.من همیشه از وقتی جوون بودم توی قرار گذاشتن خوب بودم
.واسه همین زیاد فرصت نداشتم که دوست دختر داشته باشم
.و زن ها واقعا از من خوششون نمیاد
.می گن من خیلی با مردها گرم می گیرم و از این چیزها
.البته که اینها همش مال گذشته هاست
.حالا مردها فقط حال بهم زنند
.درسته
وقتی سنت می ره بالاتر دیگه فقط .دوستها به درد می خورن نه مردها
اما چرا تو امروز توی چشمهام نگاه نمی کنی؟
به خاطر چیزی از دستم عصبانی هستی؟
چرا...چرا نباید توی چشمهات نگاه کنم؟
پسرت مشکلی نداره؟
مثلا غش کرده باشه یا دمای بدنش افت کرده باشه؟
چرا؟ چیزی دیدی؟- .نه، نه-
.فقط کنجکاو بودم، واسه همین پرسیدم حالش چطوره
.خدای من، فکر کردم...قلبم
.چیز خاصی نیست
.اون از فردا می ره تعطیلات
.بهش می گم مراقب آب باشه
اوه واقعا؟ تعطیلات؟
میگوی خامه زعفرونی و پاستای شرک واسه میز 3 آماده است؟
.بله هستن سرآشپز
خیلی خب. دیگه سفارش نمی گیریم و بیایید .توی 10 دقیقه همه کارها رو تموم کنیم
!بله سرآشپز
!من سالنُ تمیز می کنم
!هی، هیونگ جین، هیونگ جین
اون وقت تعطیلیت چطور شد؟
.اوه، نه، نه، نه، نگو نمیتونی. نگو، نگو
.فکر کردم از رییست درخواست می کنی
تقصیر توئه که کار رستوران خوب پیش نمی ره؟
.چی، چی؟ نه، این ممکن نیست. نه. نه
.هی، هی، هی، هیونگجین. اصلا برو گمشو
.خدای من
.اون عوضی. یه جور وانمود کرد انگار همه چی حله
...دارم حس بدی پیدا می کنم- .اون اصلا زیرک نیست-
.بذارید فقط امروزُ بگذرونیم. توی چشم هاش نگاه نکن
خیلی خب؟
.این منُ دیوونه می کنه. واقعا
...هی شما پسرا
هی، گوجه های خورد شده کجاست؟
.خدا من، دلم چش شده؟ چه دل دردی گرفتم
هی، اسکی روی آب باحاله؟
.گفتم که توی حیاط پشتین
.هی، سرآشپز؟ سرآشپز
برای روزهای تعطیلتون برنامه ای دارید؟
نه، نه واقعا. چرا؟
.به عنوان یه برنامه ی تیم ساز، فکر کنم می تونیم با هم بریم سفر
.من یه جای حیرت آور برای خودمون رزرو کردم
یه سفر تیم ساز؟- .بله-
شنیدم اخیرا تیم سرآشپز مارکو
.برای آموزش تیمی رفتن جزیره ی جیجو
.بعد از برگشتنشون تیمشون کاملا با هم هماهنگ شدن
.تیمشون دیگه نیازی به هیچ درسی نداره
واقعا؟
شماها چی فکر می کنید؟
.البته که باید بریم
No comments yet. Be the first to leave one.