Billions

Billions

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 6

Informace o verzi

Billions S06E05 WEBRip x264-ION10
Billions S06E05 1080p WEB H264-GLHF
Billions S06E05 iNTERNAL 1080p WEB h264-KOGi
Billions S06E05 1080p WEB H264-GGEZ
Billions S06E05 720p WEBRip HEVC X265-RMTeam
Billions S06E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S06E05 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Billions S06E05 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S06E05 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S06E05 WEB XviD-RMX
Komentář od Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

Tagy

web
XviD
1080
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
x264
2CH
Zveřejněno: 2022-02-22
Stažení: 44
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه گذشت...

‫می‌خوام رئیس کمیته‌ی ‫المپیک 2028 نیویورک...

‫رو به شما معرفی کنم،

‫مایکل پرینس.

‫ممنونم، شهردار جانسون

‫به من قول یه فصل پر از پیروزی دادی، چاک

‫زمانم داره تموم میشه قبل ‫اینکه مجبور بشم استعفاء بدم،

‫تا 25 آگوست باید تشکیلِ ستاد بدم.

‫هنوز نمی‌تونم بهترین بازیکنم رو ‫از دست بدم. بهت نیاز دارم، کیت.

‫چاک رودز داره به طرح ‫وای‌فای‌مون کیر می‌زنه.

‫تنها برنده‌ی این بازی کوفتی...

‫مشاور ارشد حقوقی‌ـتـه.

‫فکر می‌کنی چون طرح ِوای‌فای‌م رو...

‫به چاک گفتی، نگرانم؟

‫از این رو می‌دونم که ‫به من هم وفادار خواهی بود،

‫تا وقتی که کمکت کنم ‫واسه کنگره انتخاب بشی.

‫قراردادی بستی که می‌دونستی ‫من رو ناراحت می‌کنه.

‫فکر می‌کردم واقعاً می‌تونیم دنیا رو تغییر بدیم.

‫اگه بخوای دنیا رو تغییر بدی، ‫با سرمایه‌ی 9 رقمی نمیشه.

‫چطور تونستی، کیت؟

‫بعد از اون همه آموزشی که بهت دادم.

‫منو منتظر گذاشتی.

‫اگه استاد هنوز درس دادنش ‫رو تموم نکرده باشی چی؟

‫این تجارتـه.

‫نقطه ضعف و ترحم نداشتن این شکلیـه.

‫وقتی زمین می‌خورید خیلی صدمه می‌بینید.

‫مایک پرینس و دختراش...

‫امروز دنیا رو به جای بهتری تبدیل کردن.

‫برگه برنده‌مو از دست دادم

‫نتونستم از وزیرم محافظت کنم

‫به مایکل پرینس کپیتال خوش اومدی، کیت.

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

Billions.S06E05 1400/12/03 « چشم بصیرت »

‫خدایا، بذار تموم کنم!

‫کِی اجازه نمی‌دادم تموم کنی؟

‫توی فیلم «بایست و تحویل ‫بده» که خوب جواب داد.

‫درسِ زندگی،

‫همیشه یه ساطور با خودتون داشته باشید.

‫اوه، وایستید. نه.

‫درس واقعی این نیست.

‫درس واقعی اینه،

‫بلد باشید چطوری به سرعت ‫حس و حال رو توی یه اتاق...

‫با قدرت تغییر بدید.

‫حالا ببینید، من درک می‌کنم ‫سر چی به جونِ هم افتادید.

‫جدی میگم.

‫تیم برنامه‌نویسی بودجه‌ی بیشتری می‌خواد

‫ولی بدون کدنویسی خوب نمیشه ‫اپلیکیشن فوق‌العاده‌ای ساخت.

‫تیم فروش سود بیشتری می‌خواد ‫چون کیه که به کدنویسی اهمیتی بده...

‫می‌خواید تولید رو شروع کنید.

‫گروه بازاریابی هم به همین ترتیب.

‫ولی قضیه از این قراره.

‫مشتریِ شما می‌تونه دوتا از این ‫سه مورد رو داشته باشه،

‫نه هر سه تا.

‫به‌علاوه، «ارزون» و «سریع» ‫نمی‌تونه «خوب» باشه.

‫«خوب» و «سریع» هم نمی‌تونه «ارزون» باشه.

‫پس می‌تونید سر قلمرو بجنگید،

‫یا...

‫می‌تونید به یه چشم‌انداز برسید.

‫بذارید بودجه خود به خود درست بشه.

‫یا من می‌تونم دو برابرش کنم.

‫همه به چیزی که می‌خوان می‌رسن،

‫و منم بیرون یه صحبتی با معلم می‌کنم.

‫مطمئن نیستم درسِ درستی باشه.

‫مهم‌ترین درس: ‫«پول قوانین رو می‌سازه.»

‫جای تعجبـه که توی همچین ‫مدرسه‌ی هیئت امنایی ممتازی...

‫این قضیه رو به مخ بچه‌ها فرو نکرده.

‫چرا سر سرمایه دعوا می‌کنید، ‫وقتی می‌تونید افزایشش بدید؟

‫دوستان، پنج دقیقه‌ای استراحت می‌کنیم،

‫تا آقای پرینس هم چکش رو بنویسه.

‫اگه اومدی اینجا که یه مشت کارآفرینِ...

‫نوجوون رو تحت تأثیر قرار بدی...

‫هدفم تحت تأثیر قرار دادن توئـه.

‫استخدامت کنم. چطور پیش میرم؟

‫داری مدرسه‌ی هیئت امنایی باز می‌کنی؟

‫نه برای کار فرعی‌ت، برای کار اصلیت.

‫منو از صندوقی که توش هستم بیرون می‌کشی.

‫واسه همینه که رزومه‌ات ‫اینقدر دست به دست میشه.

‫وقتایی که کم میارم، گاهی به این فکر می‌کنم که

‫توی مکانی که برای سرعت و قدرت ‫ساخته شده چی کار می‌تونم بکنم.

‫پس داری با آدم مناسبی حرف می‌زنی.

‫آ...

‫چیکار کردی؟

‫هیچی.

‫زن‌ها گاهی غیرمنطقی میشن، ما که می‌دونیم.

‫«ما» نمی‌دونیم. چیکار کردی؟

‫هیچی.

‫بدون همسرم رفتم به یه شامِ خانوادگی.

‫ویلو سرما خورده بود، ‫واسه همین روکسان نتونست بیاد.

‫و خانمِ اون یکی زوج،

‫یه زن سبزه‌ی جذاب بود...

‫آره، خیانت کردی. ‫بیخیال این جزئیات شو.

‫نه اصلاً. چیز خاصی نبود.

‫فقط صمیمی شدم،

‫با جودیث فلکر، همسرِ ران.

‫سر اینکه سوپشون چقدر آبکیـه.

‫پس، روکسان سر صحبتِ ‫میز شام پرتت کرد بیرون؟

‫خب، پیامک‌هایی که ‫تا 6 روز بعدش دادم کمکی نکرد.

‫می‌دونستی فیس‌آیدی اپل وقتی که ‫خواب هستی هم کار می‌کنه؟

‫چرا نباید بکنه؟

‫باید بری سراغ غول‌های فناوری.

‫ایموجی خواب‌آلود فرستادم،

‫روکسان گوشی کوفتی رو برداشت و دیدش.

‫اینا رو می‌ذارم اینجا تا اتاق خواب‌ها ‫رو یه نگاهی بندازم،

‫یه اتاق انتخاب کنم.

‫نکته‌ی خودیاری اینه که،

‫اگه از یکی دیگه کمک بگیرید، ‫دیگه خودیاری نیست،

‫و اگه خودتون انجامش بدید، ‫پس واقعاً کمکی دریافت نکردید.

‫کارلین.

‫جورج کارلین. نه؟ ‫

‫آره. همیشه عالی بود.

‫ولی نه مثل مربی «وودن».

‫ببین، اون کمدین نبود.

‫زندگی رو درک می‌کرد.

‫چیزایی که یاد گرفت رو تدوین کرد،

‫به بازیکنانِ بسکتبالش یاد داد،

‫کاری کرد در دسترس همه‌مون قرار بگیره.

‫همونطور که الان من ‫در دسترس تو قرارش میدم.

‫«ابتکار»، «مهارت»،

‫اینا همگی به نظر... ابتدایی میان.

‫نه که به نظر من ابتدایی باشن. ‫طوری که قبلاً معنی می‌داد.

‫یه بار دیدمش، وقتی ‫برنده مسابقات ایالتی شدیم.

‫بنیادی هستن، نه ابتدایی. فرق داره.

‫چی بهت یاد داد؟

‫چطور جوراب و کفش‌هام رو بپوشم.

‫چطوری بندشون رو ببندم.

‫می‌دونی چرا؟

‫تاول؟

‫تا یادمون باشه که هر فصل،

‫بازم از اول شروع می‌کنیم.

‫ما قهرمان این فصل بودیم. ‫نه فصل بعدی.

‫پس بهتره همه چی رو درست انجام بدیم.

‫به‌علاوه، آره، تاول.

‫کمک به خود نیست.

‫کمکـه.

‫- اون کیه؟ ‫- چه بدونم.

‫ده دلار شرط می‌بندم که تاول نداره.

‫یادت باشه، به بودا تعظیم می‌کنی، نه من.

‫بله.

‫دنیل.

‫من آماده‌ام.

‫این اولین نشونه‌ی آمادگیـه، به نظرت؟

‫این که بگی آماده‌ای.

‫منظورت اینه که برای پناه بردن آماده نیستم؟

‫چون مجبورم.

‫بهش نیاز دارم.

‫اون چیه؟

‫بستنی گیاهی.

‫یه هدیه برای شماست. بهترین...

‫نه.

‫اون چیه؟

‫گفتم که، یه هدیه برای شما.

‫خودم درستش کردم.

‫به چه منظوری؟

‫برای... که...

‫که بهتر باهات رفتار کنم.

‫شیرینی خامه‌ی این بستنی،

‫همین شکلی تلخ میشه.

‫دوستی یا راحتی رو...

‫نخر.

‫جایی که من ازش میام،

‫همه چی بده بستونی‌ـه.

‫جایی که داری میری،

‫پایبندی به بودا،

‫درمه، سانگها،

‫هدف اینه که اصلاً بده بستونی نباشی.

‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

‫سعی‌ت رو می‌کنی؟

‫با یه ماه شروع می‌کنم. ‫از همونجا هم ادامه میدم.

‫با یه روز شروع کن.

‫وقتی تصمیم بگیرم چیزی...

‫با یه ساعت شروع کن، حتی یه دقیقه.

‫بعدش یه دقیقه‌ی دیگه بهش اضافه کن.

‫روال کار اینطوریه.

‫چهار روز دیگه بازم همدیگه رو ملاقات ‫می‌کنیم، تا ببینیم چطور پیش میره.

‫مطمئن نیستی که بتونم ‫چهار روز از بده بستونی بودن...

‫خودداری کنم؟

‫اینکه مطمئن باشم یا نه اصلاً مهم نیست.

‫خب، من هستم.

‫من مطمئنم.

‫خیلی‌خب، روی سهام قفل کن، بخرش.

‫اون کیه، پسر محبوبِ جدید؟

‫جای «دلار بیل» رو گرفته.

‫احتمالاً دنبالِ دلار واقعی ‫هم هست که به جیب بزنه.

‫مربی وودن همیشه می‌گفت،

‫«من با بازیکنانم منصفانه رفتار می‌کنم، ‫ولی برابر نه،

‫بستگی به عملکردشون داره.»

‫و ما هم الان داریم همین ‫رو ارزیابی می‌کنیم. عملکرد.

‫بسنجیم و تصمیم بگیریم که کی شروع می‌کنه، ‫کی توی حاشیه نشسته و مشارکت نمی‌کنه...

‫کی افزایش حقوق می‌گیره.

‫حالا، من همیشه باور داشتم ‫شما توی خونه‌ای...

‫زندگی می‌کنید که بازسازی نشده،

‫پس برای شکسته نشدن تکیه‌گاه،

‫یه صندلی «بارکلانجر» بذاریم جایی که باید باشه. ‫

‫خب، این فصل داره تموم میشه.

‫این جمعه، سرمایه‌های شرکت ‫رو مجدداً تقسیم‌بندی می‌کنم.

‫اگه استراتژی تغییر بدید،

‫اگه از اصول منحرف بشید،

‫متوجهش میشم، پس این کار رو نکنید.

‫ارزیابی وضعیت، تمرکز، کنترل...

More Farsi Persian subtitles for Billions

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left