Prvních 200 řádků.
مايکل از سر کار جيم شده بود تا بره يه فيلم انگليسي ببينه اونم با دوست دختر انگليسيش ريتا
متنفرم وقتي اونا امريکايي ها رو ميارن که نقش بريتانيايي ها رو بازي کنن . هميشه ميتوني حدس بزني کي هستن
که به يک مغازه ي اسباب بازي فروشي رسيدن ...
بايد واسه جورج مايکل يدونه از اينا بگيريم
اوه . نه . اين چيزا به شخصيتش نميخوره
از اين گذشته من هديه ي بزرگشو واسه تولدش خريدم
يه کت شلوار !
بابا مال جک ولشه !
زير شلوارو نيگا کن
Quicken ! نسخه اصليش !
بابا اميدوارم که رسيد رو نگه داشته باشي
ميخواي برش گردوني ؟
چي ؟ نه . ميخوام کوتاهش کنم
اوه بيخيال . بيا قطارو واسش بگيريم
اين ... واقعا .. اون فقط بخاطر رسيد ازش خوشش مياد .
اين ديوونگيه من . واقعا ... من نميتونم بعد از ظهرا برم فيلم ببينم و بعدش برم مغازه هاي اسباب بازي فروشي
من بايد کار کنم . اصلا نبايد اينجا باشم
مايکل نميتونست ازش دل بکنه
شما ميتونين ؟
نميتونم قول بدم که خوش ميگذره
خيله خوب ... خيلي هم خوش گذشت
ولي هنوزم زمين احتملا نبايد زيرمون خالي ميشد
ولي ... مشکل موش کور داريم
مشکل موش کور ؟
آره ورداشتن کل اين تپه رو از زير خراب کردن
و احتمالا نميتونيم تا يه چند ماهي چيزي روش بسازيم
ولي اين اشتباه خودمه ... دقيقا به همين دليله که بايد ميومدم سر کار
حامي هاي ژاپني مون اگه راجع به اين با خبر بشن .. که ما ساخت رو شروع نکرديم
ممکنه سرمايه گذاريشون رو ادامه ندن
من خبرچيني نميکنم
من واقعا بهت علاقه دارم
منم علاقه دارم بهت
مايکل داشت عاشق ريتا ميشد
يوهو !
و ريتا هم داشت عاشق مايکل ميشد
ولي اين جزو نقشه نبود
ريتا .
رو صورتت خاکيه
مال مدرسه است
من به مدرسه زنگ زدم و تو اونجا نبودي
ميدوني ما اينجاييم که چيزهارو ياد بگيريم نه اينکه عاشق بشيم
خب ولي چي ميشه اگه من شده باشم
من احساس دارم خيله خب ؟ منم زنم
نه يه رباط متعلق به خودت که همه چيو بهش بگي ديگه از اين وضع خسته شدم
ديگه از همش خسته شدم
هم دستور العمل هات و هم نامه هات
و از اين ماموريت هاي کوچولوت ! و عمليات هاي بيخودت
تو حساب کتاب کن ريتا ! . خب نه ، خودت حساب کتاب کن
او ، خدا
اينو يادت مياد ؟
و تعهدي که دادي موقعي که اينو بهت قولشو دادم ؟
من گفتم که حاضرم هر کاري واست بکنم
ميخوام که از صحنه محو بشه ميتوني اين کارو انجام بدي ؟
من دختر بزرگي ام
و همينطور مايکل هم به خونه برگشت
هي ، تو چت شده ؟
اوه ، هايلايت کردم
تا حدود يه هفته همرنگ ميشن با بقيه
آره ، در واقع منظورم افتادنت بود
اوه ، نمدونم والا
احتمالا يه ربطي داره به اينکه من تو يک جلسه چهار هزار تا تار مو کاشتم
احتمالا بايد بري پيش دکتر
آره ، ولي ايشون خيلي سرشون با رفتن به باشگاه گرمه که برن دوستشون فرانک رو ببينن
اوه ، ما بيشتر از دوستيم
من يه جورايي کاشفشم .
يه نقطه رو جا گذاشتي هم به معني کشف کردن و هم به معني يه نقطه و منطقه است Spot)
به هر حال ، احتمالا بايد منتظر يه سري ين قلنبه باشيم که از ژاپني ها به دستمون ميرسه Yen ين واحد پول ژاپنه
و وقتي که برسه ، من رفيق باشگاهمو ميبرم بيرون واسه شام
من حتي به زور تو رو ميشناسم !
فرانک کيه ؟
خب ، من ميخواستم که با تو دربارش صحبت کنم ، ولي يکم ناجوره
اوه ، خب
منم ميخواستم که صحبتاي ناجور خودمو باهات داشته باشم
فکر کنم ما ميتونيم خيلي بيشتر از دوستاي باشگاه باشيم
داري مغزمو ميترکوني ، فرانک
من يه مامورم ، و دلم ميخواد باهات کار کنم
اوه ، اوه ...
خب ، اين خبر خيلي خوبيه اوکي ، خيلي هم خوب
خيلي خوشحالم که تو اول حرفتو زدي . با کدوم آژانس کار ميکني ؟
CIA فرانک گفت يک آژانس دولتي که مسئول اين فاجعه بود
ولي توباياس فک کرد که اون گفت CAA
يه سازمان استعداد يابي که مسئول اين يکي بود
فرانک تو کاره ، مايکل
يه پروژه ي بزرگ واسم داده که ميگه "فوق محرمانه" است
يه جورايي شبيه تويه ، همين سايز ، همين موهاي مجعد
خب توباياس ، شايد تو بايد وقت کمتري رو ظاهرت بزاري
و يه ذره بيشتر وقت بزاري واسه دخترت ، باشه ؟
نمره هاش خيلي بده ، ديگه کم کم داره ميره که اف بگيره واسه ما مثل صفره F)
درواقع ، تا الان يکي گرفته بود
بخاطر اينکه فيلمي که تو زندگي محرمانه اش به عنوان مدير اجرايي استوديو پخش کرده بود داشت پول از دست ميداد
ولي ميبي يه راهي داشت که درستش کنه
ما تبديلش ميکنيم به يه گردش
گردش ؟
تو تور استوديو
چيزي که قبلا اسمش "تونل جهنم" بود حالا ميشه
"تونل عشق ، بدون شک"
ولي يه تعدادي تو تونل جهنم نمردن ؟
اين يه افسانه ي خيابونيه
دو تا پير پاتال وقتي تلاش کردن که برن تو ديگ مواد مذاب خيلي بد سوختن
ولي حواسم به اون هست
اونا ميشن عين پوستر !
با اين نمره هاي اينجوري ، بايد واسه بقيه عمرش بره جلو سينما بليط بده
ميدوني ، حالا تو داري حرف ميزني
تو کلا اين خونواده رو ناديده گرفتي از وقتي که اون پرنده ي انگليسي پرواز کرد و اومد تو زندگيت
نه ناديده نگرفتم
خب ... شايد يه ذره گرفتم
ولي ، ميدوني اون شگفت آوره
ميدوني که اون تو المپيک بوده ؟
نبود
اون همون ريتا ليدز معروفه ؟
اون رو جلد مجله ي نيوز ويک نبود ؟
نه
آره
مايکل داشت به اين مرد فک ميکرد
اون حتي بانجو هم ميزنه
با اين وجود ، من بازم مجبورم که يکم بيشتر سر کار باشم
امروز تو ملکي که ژاپني ها پايه گذاري کردند بودم
و کل پشت ملک موش کور داره
آره اين مشکل فرانک هم هست
همون روز مايکل به دفتر رفت که بقيه خانوادشو پيدا کنه
خب ، ببينيد کي بالاخره با حضورش مارو مورد لطف قرار داد
جانشين اينجا چکار ميکنه ؟
ما با وکلا ملاقات داريم
بخاطر همين من اين يارو رو استخدادم کردم که چشم و گوشم باشه
ميدوني بابا ، اين يارو مثل چي واسمون خرج داره
تا آخرين قرونش مي ارزه
هي ، من که اينو نگفتم
- اوه مايکل - آقاي لابلا
خبرا رو بهتون ميدم ژاپني ها دارن ميان
جدي دارن ميان ؟
يکي بهشون خبر داده بوده که ملک واسه ساختن آماده نيست
که آماده مي بود ، اگر مايکل انقدر مشغول نبود با اون ...
شيريني انگليسيش
- بي کلاس - لذيذ !
من مشروب ميخوام
منم يه شيريني انگليسي ميخوام
ما فقط بايد با اين سرمايه گذار هاي ژاپني روراست باشيم
اونا ، اه ، مال يه فرهنگي هستن که شرافت و احترام واسشون خيلي ارزش داره
و گودزيلا !
گوود زيررا !
گوود زيررا !
خب ديگه بس کنين
اين دقيقا همون چيزيه که ما نبايد انجام بديم وقتي سر و کلشون پيدا ميشه
- مامان ، کافيه ديگه - چي ؟
- ودکا مون تموم شده - ببخشيد
فک کردم داري حرکت گودزيلا انجام ميدي
مامان ، کافيه
چي ، دارم ميخندم
اوکي ، شايدم همينه
شايد ما بايد همون کارو با ژاپني ها بکنيم که تو فيلماشون انجام ميدن
يه شهر مينياتوري بسازيم ، بزاريمش بيرون پنجره
بهشون بگيم که خيلي دوره ، وقتي چشماتو لوچ کني واقعي به نظر ميرسه
خدا ميدونه اونا همشون لوچن
تو چي فک ميکني بابا ؟
کل يه شهر کوچولو ؟
يه ايده ي فوق العاده ديگه ، انشتين
واقعا ؟
دوست داري باهام بسازيش ؟
لري واقعا نميدونه چجوري طعنه رو بفهمونه
ايده ي خيلي مزخرفيه
اوه... من باهات ميسازمش ، جوب
اوه، چه عالي . اينم يه ايده ي فوق العاده ي ديگه ، استراينبرگ
من با مايکل موافقم
اگه شما با ظاهرسازي هاي الکي پول اين بنده خدا هارو بگيرين مرتکب کلاه برداري شدين
دولت همين الانشم پدرتونو از خيلي نزديک تحت نظر داره
دارن ايميل هاشو چک ميکنن
ميخوان پدرتونو واسه هميشه بندازن زندان
آره، باب راست ميگه . بايد کم کم کاربردي فکر کنيم
زندگي يه فيلم آبکيه ژاپني نيست
جايي که قهرمانشون يه جفت شلوار جت دار ميپوشه
و مثل پسر فضايي از رو بالکون پرواز ميکنه
و اين همون موقعيه که جرج پدر کلمه ي شلوار جت دار رو تو اينترنت سرچ کرد
حتي بهتر !
مشکل بزرگتر اينه که ، کي به ژاپني ها خبر داده ؟
فک کنم شما يه جاسوس داشته باشين
اين اتاق ، يا يک نفر اينجا ، ممکنه با يه وسيله ي شنود کار گذاشته شده باشه
و شما بايد اون درز رو پيدا کنين و ببندينش
پدرتون گفت که توسط يه سنديکاي انگليسي واسش پاپوش درست شده بوده
شايد شما بايد دنبال يه نفر که انگليسيه بگردين
چي ؟
فک کنم مايکل الانشم درز مارو گرفته !
اين ديگه يعني چي ؟
تو خيلي داشتي با ريتا وقت ميگذروندي ، و اون يه کم کمکي انگليسيه
اون جاسوسه !
من به ريتا هيچي نگفتم
اين تقريبا درست نبود
بيا با تخطي هاي قانوني خانواده من شروع کنيم
و بعد ميريم که برسيم به خيانت هاي سبک تر
حامي هاي ژاپني مون اگه راجع به اين با خبر بشن .. که ما ساخت رو شروع نکرديم
ممکنه به سرمايه گذاريشون ادامه ندن
بعد اون همه ي سرمايه ي مقرري رو مکيده تو يک شرکت مصنوعي
اعلام ورشکستگي کرد و بعد ...
هيچ آهنگ ديگه اي بلدي ؟
اون يه جاسوسه !
ريتا جاسوس نيست ، باشه ؟ اون يه زن زيبا و با کلاسه
اصلا منطقي نيست
اينکه منظقي نيست اينه که چرا داره با تو قرار ميزاره
نه ، به نکته ي خوبي اشاره کردي !
در واقع منابع من بهم ميگن که اسم درز آقاي اف هست
آه ، آقاي اف
No comments yet. Be the first to leave one.