Informace o verzi

Ningen Fushin - 12 [AioFilm com]
Ningen Fushin S01E12 AioFilm com
Komentář od AioFilm
🔷 BlackNava آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

other
Zveřejněno: 2023-03-22
Stažení: 4
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 162 řádků.

،بعد از درگیری با مرد پله‌ای

زمان زیادی بازمانده‌ها .از توی تختشون بیرون نیومدن

،بعد اون همه آسیب جسمی که خوردن

.مطمئنم کلی درگیری ذهنی هم داشتن

آدما هروقت چیزی ندارن که ،ذهنشون رو باهاش مشغول کنن

.شروع میکنن به فکر و خیال کردن

در مورد چیزایی که انقدر سرشون شلوغ بوده .که نمیتونستن فکر کنن، فکر میکنن

.در مورد چیزایی که سعی میکردن بهش فکر نکنن

. . .نمی شه به انسانیت باور داشت

"ماجراجوها هنوزم نمیتونن دنیا رو نجات بدن!"

"ماجراجوها هنوزم نمیتونن دنیا رو نجات بدن!"

"ماجراجوها هنوزم نمیتونن دنیا رو نجات بدن!"

"ماجراجوها هنوزم نمیتونن دنیا رو نجات بدن!"

"ماجراجوها هنوزم نمیتونن دنیا رو نجات بدن!"

"ماجراجوها هنوزم نمیتونن دنیا رو نجات بدن!"

"ماجراجوها هنوزم نمیتونن دنیا رو نجات بدن!"

"ماجراجوها هنوزم نمیتونن دنیا رو نجات بدن!"

کدوم شهر داریم میریم بابا؟

بعد از سالها برای اولین بار .داریم برمیگردیم شهر هزارتو

عمو آرگاس رو که یادته؟

!همونی که دست نوازش کشید روی سرم

دوباره میبینمش؟

چی شد بابا؟

.مامان و بابا خیلی دوست دارن

مامان؟

!تو نجاتمون دادی آرگاس

چـــ چرا؟

.متاسفم

.قنات‌های چسبنده

ماجراجوهایی با پایین‌ترین .سطح هم از اینجا شروع کردن

ماجراجویی من از امروز شروع میشه، درسته آرگا - سان؟

.درسته، از حالا یه ماجراجویی و فقط "آرگاس" صدام کن

.همه‌ی ماجراجوها برابرن. گوش کن نیک

!ماجراجوها باید به هم اعتماد کنن

!یه چمن خوراکی

علفه خوشمزس؟

.فقط گاردت رو پایین نیار، وگرنه پشیمون میشی

!خودم میدونم آرگاس - سان

.منظورم از گاردت پایین نیار همین بود

یه دلیلم برای ماجراجو شدن این بود که .باهاش امرار معاش کنم

ولی دلیل اصلیم این بود که ،فکر میکردم اگر قوی‌تر بودم

میتونستم توی درگیری .به پدر و مادرم کمک کنم

،وقتی به خدایان جنگ ملحق شدم .آرگاس بهم یه شمشیر کوتاه داد

هیچی از این که اون انتخابش کرده خوشحالترم نمیکرد

.چون فکر میکرد کمک میکنه یاد بگیرم

.همه‌ی اینا خاطرس

توی گذشته فرو رفتم تا به بخشی .ازم تبدیل شد

.ولی بعضی وقتا با حسرت به گذشته نگاه میکنم

. . .اگه کار دیگه ای رو اون موقع انجام میدادم، یا اون وقت کار

،اگه جواب دیگه‌ای به آرگاس میدادم هنوزم عضوی از خدایان جنگ بودم؟

،اگه اون موقع فرار نمیکردم میتونستم کنار خانواده‌ام بمیرم؟

. . .اگه میتونستم

آگت - چان؟

آگت - چان اینجا چیکار میکنه؟

یعنی چی که میتونم فقط با دیدنش از پشت سر بفهمم اونه؟

.این بده. . .انگار قراره تا یه مدت بارون بیاد

.چه زمان بندیی

.مونده بودم چه طوری اینو بهت پس بدم

. . .این که

. . .یعنی تو، اومـــ

.میدونی، هیچوقت اسمت رو نپرسیدم

. . .من

.فقط یه سگ ولگرد که آیدلها رو دوست داره

واقعا؟

.منم. . .آگته‌ام، فقط یه آیدلم

اون روز هم بارون میبارید، درسته؟

. . .آره

،توی بارون بدون چتر بیرون بودی

.نمی تونستم کمکی کنم ولی باهات صحبت کردم

!خوشحالم که فهمیدم خونه داری

. . .اه، میدونی یه دختر توی دفترمون هست

ببخشید، چقد میخوای اینطوری صحبت کنی؟

اذیتت میکنه؟

. . .نه، اذیت نمیکنه ولی

.پس بزار یکم دیگ حرف بزنم

.باشه

.شاید اون روزی بود که نجات پیدا کردم

چیزی گفتی؟

.نه

سگ ولگرد - سان، بعضی وقتا چیزی میشنوی؟

.ببند

.هی

هنوزم باید اینطوری بگیرمش؟

.تا وقتی که بارون بند بیاد

.همون خوبه

تو کسی هستی که نالگاوا - سنسه رو کشته؟

.بله

.من بودم

!میدونستم

!که یعنی من بردم

!میدونستم! کشتیش تا بیای جای اون بگیری

. . .آآآخ

لازم نیست بعد اینکه سه تا .دنده‌ات رو شکستی شرط بندی کنی

.تو متوجه نیستی سنسه

!اگه میباختم سه تا دیگه‌اشم از دست میدادم

از اونجایی که بردی، الان سه جدید برات رشد میکنه؟

.این که غیرممکنه

!یکم نگران سنسه‌ی جدیدمونم

.طب چیز خفنیه

.میتونی به بقیه کمک کنی، حتی یه ذره

،و وقتی که داری کمک میکنی .نیازی نیست به چیز دیگه‌ای فکر کنی

به طرز عجیبی با تموم فجایعی ،که مرد پله‌ای درست کرد

.نمیتونم از نالگاوا - سان متنفر باشم

شاید به عنوان راهی برای سوگواری جای اون .گرفتم، شایدم فقط برای خودم اینکارو کردم

.شاید حقیقتاً جفتشون یکی باشه

. . .من فقط

. . .سنسه

.متشکرم

.خواهش میکنم

.همش از خواب بیدار میشم، دوباره و دوباره

. . .بازم، وعده یه نفس راحت باعث زجر کشیدنم شد

ولی واقعاً حقیقت داره؟

زندگی انقدر بی رحمه؟

،هیچ راه نجاتی نیست که هر روز بشه رو به جلو حرکت کرد

حتی اگه پیشرفت خیلی کمی باشه که به چشم نیاد؟

هونو دراکو

اسب جنگی

ارباب اژدها

قمار کردن چیزی نیست که انجام بدی .مگه اینکه حس کنی میبری

ولی با اینکه حسش نیست، هنوزم میخوام .زندگی روزانه‌ام رو پس بگیرم

برای همین روزام صرف تقلید کردن .از روزای گذشته‌ام میکنم

.دختر خوش شانسیم که میتونم اینکارو کنم

.الان هیچ مشکلی با زندگیم ندارم

.الان هیچکس بهم دروغ نمیگه یا باهام درگیر نمیشه

.همه چی خیلی خوب پیش میره

چطور میتونم باهاش مشکلی داشته باشم؟

. . .اوه

.بردم

.همینطور میبرم و میبازم .نه پولی گرفتم نه از دست دادم

. . .ولی

.بی حوصله شدم

.خوشمزس

.نمیدونم همچین چیزی کاران هم میتونه بخوره

!صبح بخیر

!صبح بخیر

.خیلی وقت گذشته

. . .بچه‌ها

بـــ به همتون خوب گذشته؟

.فکر کنم

هنوز داری اونکارو میکنی؟

موافقت کردیم که تو زندگی خصوصی هم دخالت نکنیم، درسته؟

.اوهـ، درسته

.اتفاقی که واسه‌ی مرد پله‌ای افتاد ناراحت کننده بود

.ولی اون طوری که باید تموم شد

باید زندگی بی عیب و نقص .الانمون رو قبول کنیم

.ولی برخورد همه سرد شده

حس میکنن با چیزی که نمیتونن .کاملاً درکش کنن درگیرن

.قانون بازمانده‌ها #1

.دخالت نکردن در سرگرمی دیگر افراد

.هر حرفی بزنید چیزی رو تغییر نمیده

. . .اگه میخواستم، میتونستم شما رو

.درسته

. . .اگه بخواید توی همچین جای خطرناکی دکتر باشید

.قدرت منو لازم داری

.به عنوان یه محافظ بهش فکر کن

.ممنونم

!صبح بخیر

!صبح بخیر

!ــستنشریه لموریا اون جدیدترین نسخه

.اسم الیویا هنوز داخلشه

. . .بزار ببینم

"صد شخص عجیب و خطرناک شهر هزارتو"

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left