Prvních 200 řádků.
نظرتون چیه قربان؟
وقتش نشده بزنیم به چاک؟
تا یه دقیقه دیگه همهمون با خاکستر یکی میشیم
شاهین، صدام رو داری؟
شاهین، من «هوا» هستم
بزودی پیشتونم
زبانه کشیدن آتیش رو ببین
تا حالا شبیهش رو ندیده بودم
زمین رو بکنید و آب بخورید
ویتیا. بله قربان
یه راه خروج هست
خبری از آتیش نیست
این یه تلهست، ساشا
منظورت چیه؟
آتیش کلکهای خودش رو داره
همین الان شروع کنید به کندن زمین
پناهگاههای ضدآتش، همینجا
اگه زیر اینها زمین رو بکنیم، جاشون امنتره
هلیکوپتر تو راهه
خیلی خب، حالا خوب گوش کنید
سازمان حفاظت از جنگلها
برای محافظت، پناهگاههای ضدآتش داره
اون رو از روی سرت بردار
شوخی نداریم
قربان، برای کراسنویارسک همینها کافیه؟
درخواست دو تا هواپیمای B-200 رو هم رد کن
باشه
قربان، با من کار داشتید؟
هی، چه خبر؟ سلام
هنوز توی پایگاه چه غلطی میکنی؟
اوضاع رو نگاه کن
بدون نفر ششم نمیتونم برم اونجا
صد تا نیروی تازه نفس بیرون منتظرن
اونها رو میگی؟
یه مشت بچهمدرسهایان
حداقل شش ماه دیگه کار دارن
مگه چشونه؟
خودت رو یادته؟
مگه تو چطوری یاد گرفتی؟
توی جنگل و موقع خاموش کردن آتیش
اونها هم میتونن همون کار رو بکنن
من با پوست و گوشتم یاد گرفتم
پس یکیشون رو انتخاب کن و ازش یه چترباز آتشنشان حسابی بساز
مگه تو مربی نیستی؟
ولادیمیر، من یکی از آدمهام رو از دست دادم
منم برای اون بچه ناراحتم
ولی وقتی فصل تموم شد، براش عزاداری میکنیم
الان وقتش نیست
من تا حالا فصلی مثل این یکی ندیده بودم
ایرکوتسک داره میسوزه
سیبری
کارلیا
کل کشور داره توی آتیش میسوزه
ما آدم به اندازه کافی نداریم و تو داری اینجا وقت تلف میکنی
قبلاً هم بهت گفتم، من دیگه تازه کار قبول نمیکنم
پس بزن به چاک و بازنشسته شو
برو بیرون
مرخصی
گفتم مرخصی
ممنون که تماس گرفتید
بله، گوشی لطفا
کاتیا کجاست؟
تانیا. هان؟
کاتیا کجاست؟
رفته ناهار
فهمیدم
یه لحظه صبر کن
بهش بگو باباش اومده بود، باشه؟
حله. ممنونم
اگه بخوای میتونی براش پیغام بذاری
هی تانیا، اینها رو کی فرستاده؟
یه پسره
یه جوریه، عینک دودی میزنه، از این تازه وارداست
خیلی خوشتیپه
«توی آشیانه شماره ۱ منتظرتم.»
اوه نه، این صدای خراش چیه؟
صبر کن
صدای منه
هنوز نرسیدیم؟
الان دیگه رسیدیم
درست همونطوری که قول داده بودم
شوخی میکنی؟
بزن بریم تو دل آسمون
ولی من الان تایم ناهارمه
نگران نباش
یک ساعت کاملاً کافیه
اگه هم نشد، مستقیم میپری وسط دفتر
و درست جلوی کامپیوترت فرود میای
پس چترها چی؟
همینجا هستن
همهشون چک شدن
حواسم به همهچیز بوده
اوه
میبینی چه منظرهای داره؟
هان؟
قشنگه، مگه نه؟
برازنده بانوی زیبای منه
بپوشش
من برم دنبال خلبان
هی پاول
پاول
هی، همونطور که قرار گذاشته بودیم یه چترباز دیگه هم آوردم
اون موزیک رو قطع کن
چاییت رو بخور تا بریم
هی، کجا داری میری؟
ما در این مورد حرف زده بودیم
زود باش، بیا بیرون
بابا، دست از چک کردن من بردار
این طبیعیه
بهش میگن نگرانی و اهمیت دادن
فهمیدم
برگشتی و دلت برام تنگ شده
نگرانی
کی این چترها رو بسته؟
دوستپسرت؟
خیلی خب، کجاست؟ بابا
«بابا» و چی؟
هیچی
بیا اینجا
کجاست؟
بابا
نه میشه پرید، نه میشه پرواز کرد
حس راپونزل رو دارم. پاول خیلی جدیه
بهم بگو پاشا
پاشا، بیا اینجا
من هیچوقت نگفتم اون میتونه پرواز کنه
پاشا، برگرد اینجا
یه لحظه
سلام
خب، تو کی هستی؟
من رومان ایلین هستم
فهمیدم
توی کدوم واحدی؟ هیچکدوم
من اینجا تازهواردم
چرا تمرین نمیکنی؟
تمرین مال آماتورهاست
من استعداد ذاتی دارم
میتونی بهم بگی
قهرمان آینده روسیه
اوه، بیخیال
چرا اینقدر سخت میگیری؟
فقط داشتم شوخی میکردم
بابا، این رومان هست
اون... مگه ناهار نداری؟
برو بخور
بابا
برو، ناهارت رو بخور
زود باش برو
فقط میخواستم به کت خوش بگذره
بهم گفت چند ساله پرواز نکرده
واسه همین سورپرایزش کردم
خیلی پسر گلی هستم، مگه نه؟
اگه یه بار دیگه دور و برش ببینمت
تنهایی پرواز میکنی میری خونهتون
شیرفهم شد؟
رومان؟
مسئله اینه که نمیتونم پولت رو پس بدم
همهاش رو خرج کردم
پس همهاش رو خرج کردی، هان؟
راستی، خوب میدویدی
قصد نداری فیلم گرفتن از من رو
تمومش کنی؟ نه، عمراً
پیتر، دوباره داری تنهایی لمبونی؟
اسمش غذا خوردنه
اوکسانا
سلام، امروز خیلی خوشگل شدی
چی میخوای؟
ببین، رفیق باش و کمکم کن
تولد مامانمه و براش یه کارت پستال نوشتم
میخوام غلط املاییهام رو چک کنی
«مامان عزیزم،» کاما
«به احتمال زیاد نمیتونم بیام پیشت
چون همهجا داره میسوزه.»
اون خط فاصله رو حذف کن و «احتمالاً» هم الف مقصوره داره
«هر وقت تونستم،» کاما
«میام پیشت.»
اون «پیشت» رو اشتباه نوشتی
عجله داشتم. سرگی
باید بریم اتاق فرمان
خیلی خب
بیزحمت درستش کن و پستش کن، باشه؟
برات از اون توتفرنگیهایی میارم
که اندازه مشت دست هستن
خانمها، زود باشید
لبخند بزنید، لبخند
ماکسیم، خودت میدونی که ما هنرپیشه نیستیم
شما از هنرپیشهها هم بهترید
شما ملکه، امپراتور و الهههای عشق هستید
ساعت ناهارمون تموم شد
اشکالی نداره
بخش حسابداری میتونه منتظر بمونه
ما اینجا داریم هنر خلق میکنیم
داریم از زندگی و جوونی میخونیم
بیاید یه بار دیگه بریم
الو؟
خیلی خب، متوجه شدم
خانمها، من رو احضار کردن
دیگه متن رو حفظ شدید
از اول
زود برمیگردم
No comments yet. Be the first to leave one.