A Perfect Planet - First Season

A Perfect Planet - First Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

A Perfect Planet S01E02 iP WEBRip x264-ION10 Hi
Komentář od Zohreh-M
A.Perfect.Planet (2021) S01E02.iP.WEBRip.x264-ION10.Hi مترجم: زهره مرصوص

Tagy

webrip
web
x264
BRip
Zveřejněno: 2021-01-19
Stažení: 34
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

24 میلیون فرسنگ آنطرف تر یک راکتور هسته ای وجود دارد

به آن خورشید می گوییم

تشعشعات آن پس از عبور از فضا

... درست 8 دقیقۀ بعد به سیارۀ زمین می رسند

و نیروی حیات در سرتاسر آن را تأمین می کنند

ریتم روزانه و سالانۀ آن

... به تک تک موجودات روی زمین حیات بخشیده

و بیش از سه میلیارد سال است که این نقش را برعهده دارد

... در آغاز

... فقط نور بود

«خورشید» «دیوید اتنبرو»

جالب اینجاست که تمام نقاط سطح زمین

هر سال به یک اندازه نور خورشید را دریافت می کنند

4،380 ساعت

اما این نور در مقادیر متفاوت جذب می شود

در زمان های مختلف سال

بسته به اینکه کجا هستید

تنها، اینجا در مناطق استوایی، نزدیک خط استواست که

جذب روزانه 12 ساعت نور خورشید

در طول سال قطعی است

و اینجاست که غنای شگرفی از حیات ساخته

جنگل های استوایی

هر برگ یک پنل خورشیدی طبیعی است که انرژی خورشیدی را جذب می کند

و غذای موردنیاز انواع گیاهان را تأمین می کند

و در جنوب شرقی آسیا گیبون ها (میمون های درازدست) زندگی می کنند

... یک مادۀ پنج ساله

... و جفت مادم العمرش راهی یک مأموریت هستند

آنها، هر روز صبح از قلمروشان بیرون می روند

تا میوه های رسیده پیدا کنند

یک گونۀ درختی در اینجا هست که بیش از هر چیز دیگری به آن نیاز دارند

درخت انجیر

اینها تنها گیاهان تمام این جنگل هستند که

در تمام سال میوه می دهند

گل های آنها، به شکل خوشه های انبوه

درون انجیرهای خام رشد می کنند

اما هنوز گرده افشانی نکرده اند

و خوردنی نیستند

... گیبون ها باید منتظر بمانند

برای رسیدن میوه ها، درخت به دو چیز نیاز دارد

... مقادیر زیادی نور خورشید

و چندتایی از کوچکترین موجودات جنگل

زنبورهای انجیر

آنها فقط 2 میلیمتر طول دارند

درختان انجیر، همکاری منحصربفردی با این حشرات دارند

یک زنبور انجیر ماده تنها یک روز فرصت دارد

که درخت به او اجازه دهد درون میوه های نارسیده نقب بزند

او چنان باید خودش را بچپاند که بال هایش کنده می شوند

اما دیگر نیازی به آنها نخواهد داشت

... به محض ورود، خودش را

به انبوه گل های متراکم می رساند

و اینجا، صدها تخم می گذارد

بعد، بادقت گرده های انجیر را از شکمش جدا می کند

و با این کار، گل های کوچک بارور می شوند

وقتی کار تخمگذاری تمام شد

... می میرد

درون انجیر نرسیده

در کنار تخم هایش

حالا، نور خورشید کم کم انجیرها را عمل می آورد

و درون میوه ها، به رشد زنبورهای کوچک کمک می کند

درست بعد از پنج هفته تخم ها باز می شوند

اولین ها، نرهای بدون بال طلایی هستند

حالا اوضاع عجیب تر از داستان های تخیلی می شود

نرها شروع به جفت گیری با خواهرانِ از تخم درنیامده شان می کنند

برای این کار از یک آلت تلسکوپی استفاده می کنند

که دوبرابر طول بدنشان است

حالا که خواهران باردارشان کم کم از تخم بیرون می آیند

نرها راهشان را به دنیای بیرون باز می کنند

آخرین پردۀ نمایش برادرها، دلیرانه است

آنها خودشان را قربانی مورچه های غارتگر می کنند

آنها مانند تله عمل می کنند

تا خواهرانشان بتوانند پرواز کنند

،ماده های جوان، با کوله باری از گرده تنها 48 ساعت عمر می کنند

که طی آن باید تا موعد مقرر یک درخت انجیر دیگر پیدا کنند

تا مانند مادرانشان، در آن لانه کنند

،با دست یاریگر خورشید حالا انجیرها خوردنی هستند

گیبون ها همۀ درختان انجیر قلمروشان را می شناسند

و هر روز، حداکثر 3 کیلومتر سفر می کنند

تا درختی با میوه های خوردنی پیدا کنند

... بعد از مدت ها، انجیر رسیده

...مادۀ اصلی رژیم غذایی شان و در دسترس در تمام سال

هزاران جاندار به درختان انجیر وابسته اند

این فراوانی تنها در دنیای بدون فصل ها

و نور خورشید مداوم امکانپذیر است

اما این چرخۀ 12 ساعتۀ نور و تاریکی

فقط در نزدیکی خط استوا اتفاق می افتد

در بقیۀ مکان ها، مقدار نورِ خورشید در طول سال متغیر است

به این خاطر که زمین روی محور عمودی نمی چرخد

بلکه حول یک محور

با شیب 23.5 درجه می چرخد

زمانی که سیارۀ زمین گردش سالانه اش بر دور خورشید را انجام می دهد

به قطب شمال نگاه کنید

چون در نیمۀ اول سال، بیشترین زاویه را با خورشید دارد

که باعث تاریکی و زمستان در نیمکرۀ شمالی می شود

در نیمۀ دوم سال

قطب شمال به سمت خورشید می چرخد و تابستان از راه می رسد

همین شیب سیارۀ زمین است که فصل ها را می سازد

و حیات توانسته

خود را با تغییرات شدیدتری در نور خورشید تطبیق دهد

قطب شمال

،بعد از شش ماه زاویۀ روبه خورشید

شش ماه تاریکی یخبندان آغاز می شود

اینجا جزیرۀ الزمیر است

نزدیکترین خشکی به قطب شمال

در زمستان و چهار ماه پایانی سال

تنها نوری که در اینجا دیده می شود از ماه است

موجودات انگشت شماری قادرند در این تاریکی به حیات خود ادامه دهند

آنها در ماه ها زندگی بدون نورخورشید خبره شده اند

گاوهای مُشک

بازماندگان آخرین عصر یخبندان

،آنها با چریدن در تمام طول تابستان ذخایر چربی انباشته اند

تا در سرمای بی رحم زمستان زنده بمانند

و همین آنها را به هدف اصلی دیگر خبره های زیر صفردرجه تبدیل کرده است

گرگ های شمالگان

نور ماه آنقدری هست که بتوانند ببینند

این آلفای ماده سردستۀ شکار است

هدف در دیدرس است

،اگر می خواهد گله اش زنده بماند باید کشتار بزرگی راه بیندازد

دست کم، هر سه هفته یک بار

آلفای ماده علامت حمله می دهد

همه به طرف گاوهای مُشک می دوند و گله سراسیمه می شود

گاوها صف می بندند

گرگ ها دنبال نقطه ضعف هستند

یورش به حریف با خطر جدا افتادن از گله همراه است

و این همان چیزی است که گرگ ها می خواهند

گرگ ها پیروزی را حس می کنند

اما گله برای نجات می رسد

و دوباره، صف می بندند

اکثر شکارهای زمستانی گرگ ها شکست می خورد

در ادامۀ شب های طولانی قطبی

گرگ های گرسنه سراغ تنها منبع غذایی باقی مانده می روند

خرگوش های قطبی

آنها برای امنیت، در گله های چندصدتایی جمع می شوند

شکار یک خرگوش در میان صدها خرگوش

سخت تر از چیزی است که تصور می کنید

،حتی اگر یکی از آنها را بگیرند غذای زیادی گیرشان نیامده

گاهی فقط باید شکست را بپذیرید

اما زندگی برای گرگ ها روبه بهبود است

برای اولین بار بعد از شش ماه خورشید بر فراز افق پدیدار می شود

ظهور آن، نشانۀ سرآغاز نیمۀ دوم همواره روشن است

،با رسیدن گرمای خورشید گاو مشک ها زادوولد می کنند

و شکار آسان تری برای گرگ ها آماده می شود

اوایل بهار است

و هنوز بیشتر قسمت های آمریکای شمالی در یخبندان

همچنان که سیارۀ مورب ما دور خورشید می چرخد

نیمکرۀ شمالی نور خورشید بیشتری دریافت می کند

... و حیوانی را از خواب بیدار می کند که نیرویی فراطبیعی دارد

... منجمدشده

... مثل یک تکه یخ

در تمام زمستان

... یک قورباغۀ به ظاهر معمولی

... اما از نوع استثنایی

یک قورباغۀ چوبی

قلبش کاملاً از تپش افتاده

اما با افزایش نیروی خورشید

بطرز معجزه آسایی، اوضاع تغییر می کند

خون یخ زده اش آب می شود

... و در رگ ها جریان می یابد

انگار که قلبش دوباره به کار افتاده

قورباغۀ درختی کرایوژنیک (سردخانه ای) است

تنها در عرض 12 ساعت

به طرز سحرآمیزی از حالت انجماد به زندگی برمی گردد

توانایی یخ زدایی آن

به این معناست که عاقبت آمادۀ

رسیدن بهار شده

در تمام نیمکرۀ شمالی

گرمای خورشید با تغییرات شدیدی همراه است

با بالاتر رفتن خورشید و قوت گرفتن بهار

هوای گرم به زمین و سنگ های زیرین آن می رسد

در اینجا، هزاران جاندار به جنب و جوش می افتند

مارهای بندجورابی

یکی از شمالی ترین خزندگان کانادا

بعد از شش ماه خواب زمستانی

نرها اولین هایی هستند که بیرون می آیند

چندین ماه است که چیزی نخورده اند

اما غذا اولین چیزی نیست که به آن ... فکر می کنند، بلکه چیز دیگری است

... ماده ها

اما هیچ شانسی برای دست بکار شدن ندارند

تا اینکه باتری هایشان را شارژ کنند

مارها خونسرد هستند و باید گرمای خورشید را جذب کنند

تا بتوانند سریعتر حرکت کنند

بعد از تنها چند ساعت، نرها آمادۀ حرکت هستند

20،000 مار

بزرگترین ظهور خزندگان

بر روی سیارۀ زمین

حالا، سروکلۀ چندتایی از ماده ها پیدا می شود

آنها خیلی بزرگتر از نرها هستند

و گرم شدن آنها بیشتر طول می کشد

آنها از خودشان عطری (فرومون) ساطع می کنند

که نرها را جذب می کند

تعداد نرها 100 به یک بیشتر از آنهاست

ماده برای بازگشت سریع تر به فعالیت گرمای نرها را جذب می کند

نرها، سرمست از عطر او با هم رقابت می کنند

و خودشان را دور او می پیجند

حالا صدها نر روی اوست

که جفت گیری را غیرممکن می سازد

اما او راهی برای جدا کردن بالغ ها از پسربچه ها دارد

او صعودی شجاعانه از صخره ای در آن نزدیکی را آغاز می کند

او با تنه زدن راهش را از میان جمعیت باز می کند تا به سطح صخره برسد

و حین این صعود، فقط قوی ترین نرها می توانند به پای او برسند

موفق شد به آن بالا برسد

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left