Prvních 89 řádků.
تو جرات کردی با همچین جادوی ضعیفی منو به چالش بکشی؟
این تمام کاری هست که میتونی بکنی؟
!فایده ایی نداره
!...تو....هیچی نمیدونی
!...یک، دو،سه، چهار، پنج، شیش، هفت
?!?!?!?!?
این چطور ممکنه؟
!دوتا عنصر؟
.این...قدرت واقعیه منه
.اینو توی اون مخت فرو کن
!...باور نکردنیه
!اون میتونه دوتا عنصر رو کنترل کنه...؟ !...و هر دوتاش هم در سطح 3 هستن
!دانشمند !اون یه دانشمنده
!تو... یه معذرت خواهی به من بدهکاری
!مو فان
!خیلی پررو نشو
.بهش نگفتم که ازم معذرت خواهی بکنه
!داداش
.داداش مو، من قبلا تورو سرافکنده کردم
.نباید انقدر کله شق میشدم، لطفا منو ببخش
!آقای ژو یون لطفا بایستید !من نمیتونم معذرت خواهی شما رو تحمل کنم
!داداش کافیه
!برنده - مو فان
بدین وسیله من به مو فان این اجازه رو میدم که به مدت !7روز در زیر زمین های مقدس تمرین کنه
.بفرما
!به سلامتی مو فان و شاهکارش .کسی که به خوبی عمل، و مدرسمون رو مفتخر کرد
!به سلامتی
.تموم شد
!داداش مو فان .اون موقع واقعا باحال بودی
.البته
!زاده شده با دو عنصر .واقعا چیزی خیلی کمیابیه
.بفرما
یعنی چی کمیابه؟
.مو فان! من واقعا بهت حسودیم میشه
،همون عنصر آتیشت به اندازه کافی قدرتمند بود حالا هم که عنصر دومم پیدا کردی
!و اون هم صاعقه هست که 1 در 1000 دیده میشه
من مطمئنم که مو فان آینده ی روشنی در .برابرش داره
میخواد اتحادیه شکارچیان باشه، انجمن جادوگران
ارتش، مدارس معتبر دنیا
.همش برمیگرده به انتخاب خودش
.اگر چه که نباید از خودمون نا امید بشیم
از این زمان کم باقی مونده به درستی استفاده کنید و تمام تلاشتون رو .بکنید ا بتونید وارد دانشگاه جادوگران بشین
دادا فان، از فردا میری توی زیرمین مقدس تمرین میکنی درسته؟
آره، برای 7 روز میرم اونجا
به نظر میاد وقتی که تمرین تموم شد یه نفر میتونه از جادوی سطح .متوسط استفاده بکنه
مطمئنم اینکه بتونی اجازه ی تمرین توی زیرزمین های مقدس ..رو بگیری همچین کار آسونی نبوده
!مام تلاشت رو بکن داداش فان
!البته
.سلام؟ بابا؟ در رو باز بذار .به زودی میرسم خونه
.اوه باشه، بذار برات یه شام مناسب اماده بکنم
چی دوست داری بخوری؟
.لازم نیست چیزی درست بکنی
.همین الآن همراه با بچه های مدرسه بیرون غذا خوردیم
.فقط دارم میام که ببینمت
.اوه، باشه، فهمیدم
هیچ وقت انتظارش رو نداشتم که اون مو فان لعنتی .زاده شده با دوتا عنصر هست
.خیلی دست کم گرفتمش
یو انگ حق اینکه بره توی زیرزمین مقدس تمرین بکنه .رو از دست داد
.نقشه امون شکست خورد
.رده بالاها از این همه وقت کشی حوصله اشون سر رفته
.خواهشا یه شانس یگه بهم بدین
!...دفعه بعد !دفعه بعد حتما موفق میشم
...اما قبل از هر چیزی بخاطر این شکستت
!باید جزاش رو بپردازی
!...واقعا اومدی
...دفعه قبلا اصلا درباره اش چیزی نگفتم
.تو ازم خوشاتس تا درباره آزاد کردن جادو بهت کمک کنم
.از اونجایی که موافقت کردم اومدم
.وقتی که مضطرب میشم راه ستاره ام درجا خراب میشه
...به عنوان یه جادوگر آب خیلی ناتوان هستم
...خب .انقدر به شکست خوردن فکر نکن
...آم
.تو باید با اون ستاره ها به عنوان ارواح کوچولو زمده رفتار بکنی
!ژوا هو احمق
چی شده؟
اونا داداش فان و ژین ژان نیستن؟
مگه اون نباید توی زیرزمین مقدس باشه؟
!اون باهم سرقرارن
چی؟
تو چجوری اون رو قرار ملاقات حساب کردی وقتی که اونا فقط دارن توی خیابون قدم میزنن؟
.یه پسرو دختر که جفتشون مجردن و توی خیابون باهم هستن .من به این میگم قرار ملاقات
!پس تو هم الآن سر قراره ملاقاتی
!وقت تمرین کردنم شده .من باید برم
!هی! من فقط داشتم شوخی میکردم
مطمئنی از این رنگ خوشت میاد؟
.اره
.این برای من خیلی خاصه
.داخل خیلی خوشگل از این هم بود چرا زشت ترینشون رو ورداشتی؟
...بیخال
No comments yet. Be the first to leave one.